یه ساعت لذت یه عمر پشیمونی

    سلام به خدمت کاربران محترم
    من کیارش هستم ٢١سالمه از غرب تهران من وقتی که ١۵الی ١۶سالم بود رفیقام همه اهل این حرفا بودنوباهاشون میرفتیم گشت وگذار متلک مینداختن ب دخترا و خلاصه ما اهلش نبودیم ینی دوس داشتم باشم ولی خجالتی بودم چون تاحالا باهیچ دختری نبودم!وهمین موضوع عذابم میداد چرا مثل اونا نیستم
    همشون یه دوس دخترو داشتن کمه کم
    بعضیاشون سه چهارتا هم داشتن ولی بگذریم..
    من چن ماهی بود بدنسازی میرفتم و از اونجایی که سرکار هم میرفتم وقت این کصکلک بازیا رو با رفیقام نداشتم قیدشونو زدم چون کارم مهم تر بود
    من مکانیکی کار میکردم یه روز گرم تابستون بود یه ماشین اومد تو گویا واشر سرسیلند سوزونده بود یه راننده زن با یه دختر خوشگل که واقعا خوشگل بود چشماش سبز کم رنگ موهاشم فر بود هیکلشو ندیدم زیاد من اچار میاوردم واسه اوستام هی نگا میکرد هرکاری میکردم نگا میکرد و لبخند میزد. خلاصه دلو زدیم ب دریا تو اون شلوغی بهش فهموندم شیشه رو بده پایین سری شمارمو نوشتم دادم بهش انقد ناشی بودم نزدیک بود ب گا برم ک اوستام گف چی میکنی فلج (:


    شب شد خبری نشد روزشد خبری نشد شب شد خبری نشد ب این فک کردم ک حتما سرکاری بوده ولی خوب اهنگ گوش میدادمو ب فکرش بودم خیلی غرق بودم تو فکرو خیالش ک دیدم یکی اس داده سلام خوبی مکانیک فهمیدم خودشه رفتیم سره احوال پرسیو اینا بهش گفتم فک کردم سرکارم گزاشتی چرا بهم پیام ندادی و فلان گف گوشیم همون روز شکست ازبس ک نحص بودی رفتم درس کردم(:
    خیلی باهم حرف زدم روزب روز بیشتر ازش چیز میز میفهمیدم یه نوع الگو بود واسم عاشقم بود ولی نمیگف ولی من میشد جونمم میدادم واسش واقعا حس عجیبیه این عاشقی(:
    یه سال باهم بودیم جوری که هیچ کس نفهمید خیلی باهم راحت بودیم سینما بازار پارک کافه همه جا میرفتیم واقعا خوش میگزشت اون موقع ها ١٨سالم بود اونم ١٧خلاصه مام ب فکر کونو ممش بودیم گفتیم یه حالی بکنیم ولی دلمم واسش میسوخت بهش گفتم اگ راضی هستی یه حالی بکنیم اینم بگم قبلش لبو اینارو میگرفتیم ولی من دنبال چیز دیگ ای بودم...
    بهونه اورد ک درد داره و فلان میترسم ولی میخاست دلم نشکنه گف باشه جمعه باباو مامانم میرن ب بابا بزرگم سربزنن پس منم ب بهونه امتحان نمیرم بیا خونمون اینو ک گف من برق ازسرم پرید گفتم ایول بابا مخ رو زدیم
    حالا مگه وقت میگذشت تو مغازه بودم ک بهم پیام داد نظر پدرو مادرم عوض شده نمیرن گفتن هفته بعد میریم منم انگاری چوب تو کونم کردن انقد ضدحال خوردم شد پنجشنبه هرجوری شد ک گف فردا صبح میرن شب هم احتمالا برگردن شایدم فردا صبحش برگردن من بازم خوشحال شدم گف میخان منم ببرن گفتم بگو امتحان جبرانی دارم باید بخونم هرجوری شد راضیش کردن ساعت ٩صبح جمعه ازخواب بیدار شدم مغازمون هم جمعه ها تعطیل بود پی ام دادم گف ده دیقه دیگ میرن منم چهل دیقه دیگ راه افتادم با اتوبوس رفتم
    حدود نیم ساعتم راه بود رسیدم دم خونشون زنگ زدم دروباز کرد وضعشونم توپ بود معلوم بود مایه دارنا
    رفتم تو گفتم یاالله گف بفرماید بعله خودش بود خوشحال بودم نمیدونم چرا از اونجایی ک خیلی زرنگم هم تاخیری اوردم هم فیلم سکسی خلاصه گفتم بزار سلام بکنیم بعد بریم سره اصل مطلب گفتم راحت باش مانتوشو کند ویه تاپ داشت با یه شلوارک پاهایع سفیدشم ک کیرمونو شق کرد گف پاشو لباساتو دربیار هیچکی نیس تا ١٢ساعت دیگ منم لباسامو کندم یه رکابی سفید داشتم با شلوار خلاصه نشستیم دیدم ایفونشون زنگ خورد پشمام کز خورد هم اون هم من گفتم خدایا بدبختمون نکن گوه خوردم گوه خوردم دیگ ازاین گوها نمیخورم دیدم گف دوستشه اومده کتابشو پس بگیره خاستم برم پایین اونم بکنم گذشت نیم ساعت کص گفتیم بعد گفتم فیلم اوردم ببینیم سکسی همچین بدشم نیومد گزاشتم شروشد اونم بغل من بود رو مبل نگاش کردمو هعی بوسیدمش هی گازش میگرفتم اونم میگف درد داره دیوونه منم بدتر حشری میشدم اسپری رو دراوردم بلد نبودم چجوری بود کارکردش زدم تو سوراخ کیرم سوختا سوخت تا پنج دیق وایستادم دردش بره اونم همش میخندید
    فهمیدیم ک باید بزنیم رورگای کیر بالاخره لخت لخت شدیم بغل هم کیرم متوسط بود ١۶سانت زیادم کلفت یا زیادم باریک نبود ولی حجیم بود
    گفتم بزار حشری شه هرچن بدم میاد واسش لیسیدم کصشو ولی بدک نبود خوب عشق این کصشرا سرش نمیشه من قول دادم فقط لاپایی و مالش ن چیز دیگ گف یواش بزار توکونم منم چشام برق زد خیلی سفید بود وزنشم ۶۵قدشم ١۶٧حدودا دارم میگم عاقا مگ میرفت تو یه انگشت گف اخ دو انگشت گف وای سه انگشت گف پشیمون شدم نمیخام منم قیافم شبیه سوسک یتیم شد پنج دیق وایستادیم گف خوب یواش یواش بزار گفتم باش انقد با دقت انگشت میکردم انگاری امتحان ریاضی بود خلاصع کمی گشاد شد منم گزاشتم تو کونش یواش یواش میزدم دیدم اه و ناله میکنه داشت حال میکرد عوضی ازیه طرفم کصشو میمالیدم ازیه طرف ممشو خلاصه حال میکرد کردیم کردیم دیدم وسطاش گف بزار تو کصم گفتم باو دست بردار ول کن نمیشه دختری منم بدم نیومدم ولی ب ریسکش نمی ارزید خیلی اصرار کرد گف باید بکنی منم گفتم حالا چیزی نمیشهه ک ازیه طرفم حشری بودم انداختمش ب جلو درازکشیده یواش یواش هول دادم جلو دیدم خون اومد گفتم مشکلی نیس فوقش میدوزیم
    دیدم یه اخ کوچیک گف ولی حشری بوداونم
    منم کردم همینجوری دیدم ابم داره میاد خاستم بپاشم رو ممش نشونه گیریم ضعیف بود پاشید تو صورتش تمام بعدش فهمیدیم چ غلطی کردیم ولی مهم نبود چون من میخاستمش رفتیم حموم اونجا یزره گریه کردو منم بغلش کردم گفتم اشکال نداره تواولو اخرمال خودمی دیدم دوباره راست شد بازم کردمش ازکص میگف یکم میسوزه فقط بازم عشق بازی کردیمو اومدیم بیرون رفتیم دوربزنیم ک گف نمیام حسش نیس رفتیم رو تخت دراز بکشیم خوابم برد دیدم ساعت ٧غروبه گشنم شد رفتم ببینم چی هس تویخچال همه چی بود ولی چیزی بلدنبودم درست کنم سه تاتخم مرغ ورداشتم رب زدم درست کردم صداش کردم بیاد بخوریم خیلی حال داد این خوشمزه ترین تخم مرغی بود ک ب نظرم خوردم چون باعشقم زدیم ب بدن

    شد ساعت ٨گفتم ک من برم خونه یه موقع نیان مارو باهم بوسیدمشو زدم بیرون حس کردم کاره خوبی نکردم ولی گفتم اولو اخر ماله خودمه دلیلی نداره ناراحت باشم گذشت روزها ۴ماهی گذشت دیدم رفتارش باهم سرد شده مثله قبلنا نیس جواب سلاممو نمیداد گفتم نکنه پریودی گف نه اعصاب نداشت
    زنگیدم بهش گفتم سلام بانو چطوری گف چی میگی گفتم چرا اینجوری میحرفی گف خاستگار اومده بود کیس خوبیه واقعا میخامش من درحده چهار ثانیه خاطراتمونو مرور کردم گفتم پس من چی؟گفت برو واس خودت یکی دیگ روپیدا کن دختر زیاده گفتم اخه من تو رو میخام دختر دیگ واس چیمه. گف منو دوس داری؟گفتم معلومه گف پس دست بردار ازم اگه دوسم داری درضمن باید قبل از ازدواجم بریم پردمو بدوزیم منم فک میکردم که چی کردیم چی شد گفتم باش پس برای اخرین بار بریم یه دور بزنیم
    تو این دور زدنا فهمیدم دوستم نداره هیچ حسی بهم نداره
    رفتیم ماما باهاش حرف زد گف اینقد هزینه داره که میشه فهمید اگه بری معاینه گف اشکال نداره انجام میدیم
    منم ادم پولداری نبودم ولی خوب من به امید آینده با ارمیتا پول پس انداز کرده بودم که درکل ١٠تومن نمیشد مجبور شدیم یکو پونصد پیاده شیم قرار تعیین کردو خودش تنهایی رف دیگ ب منم نگف خطشو تو تل دلیت زد سیمشو سوزوند گفتم ادرس خونشونو دارم میرم گه گاهی نگا میکنمش فهمیدم یه هفته ای میشه ازاینجا رفتن حس کردم خیلی تنهام حس کردم هیچی نیستم واقعا چرا افسردگی شدید گرفتم طوری ک ده کیلو کم کردم تو اتاق حبس بودم برقا خاموش شب و روز وضعیتم همین بود عکساشو میدیدم موهای فرش خنده هاش و ویسایی ک ازش داشتم... هعی دنیا خیلی نامردی واقعا جون واسم نمونه بود پریشون بودم میگفتم میگذره ولی نگذشت مادرم خواهرم بابام فهمیدن چی شده وناراحت بودن منو خاستن ببرن پیش روانپزشکه روانشناسه چیه مقاومت کردم
    یه روز یه جرقه زد به ذهنم که اون که گزشت ازم پس منم میگذرم از خاطراتش.
    برگشتم سر کار برگشتم مغازه ک اوستام دلش تنگ شده بود واسم با رفیقام قرار میزاشتم دورمیزدیم ولی سعی کردم از یادم برن
    یه سال گذشت من تو باشگاه مقام اوردم زندگیم بهترشد بهش فک نمیکردم فقط پشیمونم چرا یکیو دوس داشتم ولی دوسم نداشت ...روزا میگذشتن من یادم رفته بود ولی شبا همش خوابشو میدیدم پشیمونم ازاین دوس داشتن یادم نمیره هیچ وقت دیگ اون آدم سابق نمیشم ولی چی کنم شاید قسمت من نبود

    با تشکر ازهمه که این خاطرمو خوندن ببخشید زیادشد فقط خواهشی ک دارم ب هر لبخندی اعتماد نکنید یاحق (:


    نوشته: کیارش

  • 14

  • 14




  • نظرات:
    •   Sokotpesar@
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اگه سکستون خوب باشه پشیمونی نداره اگه خودتون بخوایین یا نکن یا کردی پشیمون نشو ....
      یکی بیاد یکم بحرفیم پوسیدم از کرج هر کی هست بیاد خانومایی بیان ک هات تشریف دارن


    •   جان.کوچولو
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • پنج سال پیش تلگرام نبوده ها بوده؟؟؟؟
      خواهش میکنم نیاین اینجا ی دستی تایپ کنین.


    •   ماینر
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • دهنت سرویس چقدر بامزه بیان کردی.منکه خیلی خوشم اومد


    •   boyboy36
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • شما واشر سر سیلندر و تو1 ساعت تعمیر میکنی؟
      خوب چلغوز فقط تراشکاریش بردن و اوردمش 2 ساعت طول میکشه


    •   JOKER1993
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • کسخل جنده هم اینجوری پا نمیده بعد اون قرار اول بهت داده


    •   Paria_1991
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • چون هست رسم جهان بر گذر این نیز بگذرد...


    •   king.artoor
    • 1 هفته،1 روز
      • 7

    • خخخخ کسو کون طرفو یکی کرده آخرش میگه ب هر لبخندی اعتماد نکنید!!داداش تو خودت تله ایی ب تو نباید اعتماد کرد


    •   mariii_a
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • ما سكوت ما نگاه -_-


    •   ARYA52
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • شب شد ، شب شد ، شب شب و شب شد. گفتی که میاد دیروز ، دیروز تو دیشب شد ، دیشبم که امشب شد ، این شبم که سر شد. ( شهرام شب پره)
      دقیقا فیلم های دهه چهل و پنجاه بود، یه دختر پولدار عاشق یه ادم فقیر میشه.
      نمیدونم چرا همه داستان نویسان شهوانی باشگاه میرن، چرا؟
      وقتی برگشتی پیش اوستا مکانیک دلش برات تنگ شده بود واسکازین برنداشت چرب کنه...؟


    •   فوت-لاو
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • کص شر


    •   royaei
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • شاید بعضی جاهاش اغراق باشه ولی خوب بود ؛ بسپارش به خاطره و زندگی کن


    •   iman.shahvanii
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • ما پسرا با اولين دختري كه دوست ميشيم عاشقش ميشيم وتريپ ازدواج برميداريم
      يادمه وقتيكه سيزده ساله بودم براي اولين بار با ي دختر دوست بودم مادرش بعد از ٤٨ ساعت فهميد من كارم شده بود گريه وبجاي مدرسه رفتن ميرفتم تو پارك گريه ميكردم اقا اونسال ٨ تاهم تجديد اوردم،، الان كه برميگردم به اونروزا فكرميكنم ميخندم بخودم وكارهام


    •   ملكه_قلابي٢
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • يعتي واقعن تو احمقي؟!! اسگلي؟؟!!
      واضحه خيلي كم هوشي !پس بذار ي جوري بگم خوب متوجه بشي!!


      اگه ميگرفتيش بعد وضعت خوب ميشد ي خونه اي عين اونا داشتي ي دختر مي اوردي،بزرگ ميشد،خوشگل چشم سبز عين مامانش بعد مي داديش ب شاگرد مكانيك !!!واقعن ميداديش


      خخخ
      با عين خودت و در حد خودت دوستي كن پسرجون! لقمه اندازه دهنت وردار!!! اين خيلي مهمه!!!


      و تازه برو هروز و شب خداروشكر كن ،زدي بكارت ي دختري رو از بين بردي ميتونست ي كاري كنه بگااا سگ بري!!!بازم خداروشكر كن سرت روي تنته!!!


    •   JimzZz
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • از هشتگرد کسی هست بیاد بحرفیم


    •   mohammadaziizii42
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • کس کون دختره پاره کردی بعد پشیمونی برج میلاد یا اصلا برج ایفل از پهنا تو کونت


    •   taraz555
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • زیاد کلفت یا زیادم نازک نبود ولی حجیم بود...
      این دیوس کیرشم برنامه بدنسازی داشته و حجم کار میکرده. چند وقت دیگه ماهیچه های کیرشم میزنه بیرون.


    •   solarin
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اونوقت با ماشینی که واشر سرسیلندر سوزونده لود اومد تو مکانیکی. دو نفر هم تو ماشین بودن؟


    •   boko+net
    • 1 هفته
      • 1

    • گفتی کیرت بلند نبود , کلفت نبود , اما حجیم بود ! اونوقت چجوری حجیم بود ؟ نکنه حجم کیر اقاشو تو کونت حس میکردی ؟


    •   kokarostam
    • 1 هفته
      • 1

    • مبهم


      داشتید واشر سرسیلند تعمیر میکردید و اونها توی ماشین نشسته بودند و شیشه‌ها بالا بود و شیشه را داد پایین و شماره بهش دادی؟ دیگه حرفی ندارم.


      ها کـُکا


    •   pireshahavani
    • 1 هفته
      • 0

    • آقای میخ توکونیک (همون مکانیک)جقتو بزن تو رو چه به داستان نویسی عمووووو


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 1 هفته
      • 1

    • هرچی میل لنگ ماشینه تو کوونت
      بچه کووونی جقی
      بگو اوسات تو مکانیکی چطوری کوونت میزاشته


    •   شب_گرد_تنها
    • 1 هفته
      • 1

    • فقط اونجا که گفت اوستاش دلش براش تنگ شده بود و کسرشم دراز:)


    •   Taabad
    • 1 هفته
      • 0

    • فقط یه خواهش دارم...کلمه ی عشق روبه لجن نکشین...اگه بری یه جق بزنی بعدش میبینی که دیگه حسی بهش نداری...به این میگن سگ شهوتی نه عشق...عشق مفهومش واست قابل درک نیست


    •   kia938a
    • 1 هفته
      • 1

    • چهار پنج سال پیش تلگرام بوده شما برو تحقیق کن


    •   kia938a
    • 1 هفته
      • 0

    • من کار ندارم باور کردید یا نکردید خاطرمو من از اون چیزی ک بود خلاصه ترش کردم ک زیاد نشه ولی اینجوریام نیس هرکی خاطره ای چیزی داره کصشرباشه میگی تویه ساعت تعمیرش کردیم من کی گفتم یه ساعت؟؟؟درضمن نظراتتون واسم مهمه(:


    •   وب.گرد
    • 6 روز،21 ساعت
      • 0

    • اونی که تو بهش میگی عشق اسمش شهوته نیاز به سکسه والا اسم اینجا رو میذاشتن عشقولانه نه شهوانی..


    •   pouya24k
    • 6 روز،14 ساعت
      • 0

    • به راست بودو یادروغ بودن داستانت کاری ندارم فقط داستانت خاطراتم رو برام زنده کرد با فرق این که من عاشق دختره بودم کسی تو زندگیش نبود ولی رابطه ب شکل واقعا خنده داری تموم شد ک مثل خر تو گل گیر کردم تو این دوسال جدایی (dash)


    •   Momoooam
    • 5 روز،22 ساعت
      • 0

    • داستان خوب و مختصر بود یعنی دروغ توش حس نمی شد .. چندجا سوتی بزرگی دادی که داستانت بگا داد و به خاطر همین دیس لایک میخوری .. اول( بدنسازی .. حجیم ... تو حموم حشری شدی کردیش .. بعد از این همه از کس و کون کردن تخم مرغ دادی .به بنده خدا ) موفق باشی


    •   zamankhan400
    • 5 روز،20 ساعت
      • 0

    • واقعی به نظر میرسید


      عشق اول


    •   sashaarian
    • 5 روز،19 ساعت
      • 1

    • الان هر کی پولدارتره عزیزتره ؛البته توام که حالتو کردی:))


    •   mamad_j.k.d
    • 5 روز،17 ساعت
      • 0

    • آخه بی ناموص 5 سال پیش تلگرام بوده


      کیر تو کونت بره


      اش و پت
      یه مشت جقی ریختن تو شهوانی اینجا رو به گوه کشیدن


    •   amirmiserable
    • 5 روز،16 ساعت
      • 0

    • خر نشو پسر یه پرده ی دختر خوشگل زدی دیگه چی میخوای از این دنیای فانی
      خخخ
      بیا منم پرده خودتو بزنم به آرامی


    •   kia938a
    • 4 روز،2 ساعت
      • 0

    • باز یه عده کصمغز میان میگن چهارپنج سال پیش تل نبوده واقعا کص مخید ازسال 2013تل اومده چرا نمیفهمید درضمن داستانم رو نگفتم جق بزنید گفتم حدقل بایکی درمیون بزارم چون خیلی وقته واسع کسی بازگو نکردم حالا باور کردی کردی نکردی ب تخم چپ ادیسون ):


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو