داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

یه ظهر گرم و کیری اما بیادموندنی

1398/11/07

تو سن 23 سالگی یکبار که خونوادگی رفتیم مسافرت و برگشتیم اهواز همه جمع بودیم خونه مادر بزرگم. منو پسرعموم که خیلی هم کسخل بود وسوسه شدیم بریم پیش یه خالهه کس پولی بکنیم. اونموقع نفری 20 هزار تومن می‌دادیم یه دست میکردیم. البته پول زیادی بود برای ما. تصمیم گرفتیم ترامادول بخوریم که مدت بیشتری یارو رو بکنیم. من یه قرص خوردم، پسر عموی احمق ام بخاطر محکم کاری 2 تا خورد. "ساعت 3 ظهر تو گرما ی 50 درجه اهواز زنگ زدیم به تاکسی سرویسو خلاصه یه پیکان دریده که راننده اش هم یه پیرمرد بداخلاق بود و خیلی هم حساس بود روی ماشینش اومد دنبالمون. سرتون رو درد نیارم… ما از شدت گرما دو تا بشکه آب معدنی بردیم با خودمون و چپ و راست قلپ قلپ آب میخوردیم از شدت گرما. مسیر تا جنده خونه هم طولانی بود حدودا 45 دقیقه. من جلو نشسته بودم و پسر عموم عقب (وسط) مشرف به داشبورد نشسته بود. یه آن دیدم که پسر عموم داره بشکه رو سر میکشه، همچین که بشکه از دهنش جدا شد یهو زد بالا و 1و نیم لیتر آب معدنی و ناهار و صبحانه رو استفراغ کرد روی داشبورد پیکان. یا ابوالفضل… راننده زد کنار من از ترس پیاده شدم و الفرار. پسر عموم موند و راننده آژانس… پسر عموم رو با خودش برگردونده بود آژانس مجبورش کرده بود با دستای خودش تمیز کنه… خلاصه حسابی کیر خوردیم… ولی الان بعد 10 سال هر وقت یاده داشبورد و قیافه عصبانیه راننده میفتیم و نامردیه من تو فرار کردن از خنده منفجر میشیم.

نوشته: اشمیت


👍 3
👎 19
20839 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

840911
2020-01-27 19:44:41 +0330 +0330

حالمو به هم زدی نصفه شبی عوضی یابو 🤮


840915
2020-01-27 19:47:14 +0330 +0330

این چه ژاژ است این چه کفر است و فشار
پنبه ای اندر دهان خود فشار
ادمین لطف کرد دومین اکانتمو هم بی دلیل غیرفعال کرد،مجبورم اینطوری بگم ک.س نگو

5 ❤️

840916
2020-01-27 19:48:07 +0330 +0330

بعدش پسرعموت برات خاطره آژانسش رو تعریف نکرد ؟؟???

3 ❤️

840917
2020-01-27 19:48:57 +0330 +0330

محتویات شکم پسر عموت تو کونت، اخه این چه داستانه سکسی بود


840925
2020-01-27 19:56:26 +0330 +0330

نویسنده گان جدید خواهشا این کستان خط قرمزی باشه که ازش جلوتر نرید!! یعنی فردا نیایم ببینیم دستشویی رفتنتون رو هم برامون داستان کردید!!! 😁


840934
2020-01-27 20:00:26 +0330 +0330

الان دقیقا ما باید چیکار کنیم .؟ نه جان خودت بگو چیکار کنیم

4 ❤️

840939
2020-01-27 20:02:47 +0330 +0330

کیرم دهنت با این کسشرت حالمون بهم خورد, من فقط تو کف اینم که ادمین چجوری اینو منتشر کرده. (dash)

7 ❤️

840968
2020-01-27 20:21:42 +0330 +0330

کامنت ها آخر طنزن.

6 ❤️

841024
2020-01-27 21:38:06 +0330 +0330

به افتخارت بلبلی گوزیدم

دو سیحدیر گوروم
مرتیکه ترشحات مغز فلجتو اینجا ننویس
خشک مغز کذایی (dash)

5 ❤️

841047
2020-01-27 22:34:02 +0330 +0330

اصل داستان پسرعموهه رفته و اینو بردن آژانس کل آژانسیا کردنش حتی عراقچی و آمانو خدابیامرز

6 ❤️

841076
2020-01-28 00:42:52 +0330 +0330

خوبه تو راه جنده خونه بلای دیگه سرتون نیومد
وگرنه چون نیتتون رفتن به جنده خونه بوده ، اون هم میشد داستان سکسی

6 ❤️

841149
2020-01-28 06:13:26 +0330 +0330

سلام
کاش یک تگ به عنوان مسخره ، در قسمت داستانها اضافه میشد.این داستان طنز نبود .مسخره بود و بشدت چندش آور.

6 ❤️

841174
2020-01-28 08:17:35 +0330 +0330

چی بود ؟ چی شد؟تو کی هستی؟ من کی هستم ؟این تو اون چیکار میکنه؟

4 ❤️

841179
2020-01-28 08:49:32 +0330 +0330

این از اون عنتراست که تو جمع ها جوکا و خاطره های بی مزه ی کسشر تعریف میکنه فقط ننه باباش براش ریسه میرن فک میکنن بچشون گوله ی نمکه

4 ❤️

841218
2020-01-28 12:29:00 +0330 +0330

مقصر شما نیستی، اونایین که این گل واژه ها رو اپلود میکنن

0 ❤️







Top Bottom