یه هویی شد

    +بدو بدو دیر شد دیگه اه
    -باشه خب چه مرگته
    +خب یه ساعته منتظرتم
    با بسته شدن در حیاط چشامو وا کردم خب بابامم ک سرکاره بریم بشینیم سر درسامون تو خونه منم دختر خالم و پسر خالم که فعلا شدن برادرو خاهرم
    اره درست خوندید بعد فوت مادرمو قطع رابطه با خانواده مادریم بعد چند سال بابام رفته با خالم ازدواج کرده اونم ک دوتا بچه داره بگذریم ک زندگیشون چجوریه
    بعد مطمئن شدن از اینکه برادرو خالم برای مسافرت کاری رفتن مشهد دیگه کاری نمونده بود جز اینکه برم طبقه بالا یکم بازی گوشی کنم (یه خونه حیاط داره نقلی با دوطبقه داشتیم ک خعلی با صفا بود و عالی)
    +عه سمیرا (مستعار)
    -چیه خب دارم میوه هارو میشورم
    +اخه یه سبد میوه میشورن اصلا تو یخچالو دیدی ک جا نداره
    -اه فضول خان دیدم شما برو به نازنین جونت زنگ بزن گیر بده ده بار گوشیت زنگ خورده کشت خودشو
    +خب جواب میدادی
    -من چیکار اون ج..د چیکاردارم جوابشو بدم
    (سمیرا خیلی حساسیت نشون میداد نسبت به رابطه منو دوست دخترم ک برامم جالب بود اخه چرا انقد این حسوده)
    دیگه نزدیکای ساعته یازده بود ک بابام اومد
    سلامو خسته نباشیدو اینا شامو اوردن خوردیم بابام مثل همیشه نسشت پای اخبار ک منو سمیرا علی رفتیم پایین برای خواب ک بابام صدام کرد
    -محمد بالا بخاب
    (منم ک میخاستم بریم پایین با سمیرا علی بازی کنم)گفتم
    شما الان میخای تا ساعت دو بیدار باشی ولمون کن خستم میخام برم پایین بخابم پدر من
    -باش انقد نق نق نکن برو
    (زیاد با پدرم گرم نمیگرفتم)
    رفتم پایین دیدم رخت خابو انداختن گفتم مسخره ها خابتون میاد که سمیرا گفت ن بابا صدات اومد گفتم حتما خسته ای
    گفتم اها
    رفتم سر جام دراز کشیدمو با گوشیم بازی میکردم ک دیدم علی مثل خرس خابیده ک سمیرا گفت
    -انتر اقا بده منم یکم بازی کنم
    +خب گوشی داغونتو وردار
    -زر نزن اگه شارژ داشت ور میداشتم
    +تو که نمیخای بازی کنی میخای بری چتای منو نازنینو بخونی الکی بهونه نیار
    -اخه من چیکار تو اون دارم بجون مامان نگا نمیکنم بده دیگه
    +باید ببینم خودمم
    -باشه بیا ببین ایش
    (سمیرا دختری شاد خیلی خیلی ناز بود انقد ناز بود دوس داشتی بخوریش با بدنی پر و استخون بندی درشت سینه هایی حدودا هفتادو پنج و رون هایی تپل و پوستی گندمی )
    با بلند شدنم برق اتاقو خاموش کردمو رفتم سمتش دراز کشیدمو گوشیو گرفتم شروع کرد بازی کردن ک دیدم دلخور شد از بی اعتمادیم گفتم چته پس
    -هیچی بابا
    بیا بوست کنم بابا لوس خانوم چقد بی جنبه ای گفتم بخاطر گوشی بیام پیشت ک باهم بازی کنیم
    یه نگاه یوری بهم کردو گفت
    -خب بوسم کن ببینم
    منم از لپ یه بوس کوچولوش کردم گفتم اه شور بود
    -گمشو اصلا مسخره بیشعور
    +خب باشه بیجنبه غنچه بده(وقتی خیلی معمولی لبا همو بدون هیچ فکری بوس میکردی اینو میگفتم )
    -خب بگو غنچه میخام بیا
    با گذاشتن لبام رو لباش یهویی شروع کرد به میک زدن لبام و اوردن زبونش داخل دهنم ک باعث شد خیلی سریع خودمو بکشم عقب و شوکه بشم ک اونم از خجالت پشتشو کرد بهم ولی خب الان حسی درونم بیدار شده بود ک به این زودیا قرار نبود بخابه دستمو گذاشتم رو شونش و بر گردوندمش گفتم داشتیم بازی میکردیما
    ک با صدایی لرزون گفتم اره دستم بردم زیر گردنش ک سری بعدی واسه لب امادش کنم دیدم خیلی ساکته اروم صورتمو بردم جلو لباشو بوسیدم ک اونم همراهیم کرد خیلی حرفه ای شرو کرد به لب خوردن ک منم دستمو بردم رو سینه هاش شروع به مالیدن کردم همونجوری بر گردوندمشو رفتم روش اروم کیرمو میمالیدم روی کس اوم خودشو فشار میداد بهم ک با دست لباسشو دراوردم ک هی میگفت محمد ن محمد نکن بسه ولی من دیگه گوشم به این حرفا بدهکار نبود پیرهنشو دراوردمو افتادم رو سینه هاش با اینکه یکی دوبار بیشتر سکس نداشتم تا قبل اون موقع ولی خیلی خشری بودم و این باعث شده بود وحشی تر بشم نوک سینه هاشو گرفتم بین انگشتامو اروم اروم داشتم رو شکمشو بوس میکردمک رسیدم به نافش اروم زبونمو زدم بهش ک دیدم نقطه حساس کل بدنشه انگار اهو نالش داشت بلند تر میشد هر لحظه ولی خب بابام بالا بودو امکان داشت صداشو بشنو منم هی بهش میگفتم ارون ناله کن ولی خب متوجه نبود شلوارشو دراوردم رفتم از روناش شروع کردم بخورن بالا اومدن رسیدم به کسش ک حسابی تپلو سفیدو خوشکل بود یه کس به اندازه یه هلو باد کرده اماده کیر خوردن بود یکم زبونمو لاش بردم هم زمان چوچولشو مالید ک دیدم لرزید ارضا شد گفتم منم بلند شدم بغلش کردم دوباره شروع کردم به لب گرفتن ک گفتم لباساتو درار دیگه منم ک از خدا خاسته بلند شدم سری لخت شدم ک دیدم ممد کوچولو بیدار گفتم سمیرا دلت گوشت میخاد
    -گوشت این موقعه شب چرا چرت میگی
    +احمق کیرمو میگم بیا بخورش برام
    -ن اصلا حالم بهم میخوره ها
    +بیا بخور خوشت میاد
    -نه اه اصلا بسه دیگه تا همین جاشم زیاده روی کردی
    +خب باشه بابا قهر نکن
    بعد این حرفم فوری روش خابیدمو کیرمو گذاشتم لای کس اروم میمالیدم به لبه های کس ک گفتم
    -محمد توش نکنیا پرده دارم
    +کسخلیا باشه
    دوباره دیدم داره حشری میشه ک گفتم الان وقتشه بلند شدم سری رفتم کرمو اوردم گفت چی شد فک کردم بابا اومد گفتم ن کردم اوردم پاشو برگرد پاشد داگ استایل شد منم نامردی نکردم یکم کرم زدم ب کیرم یکمم زدم بکون اون محکم پهلوهاشو گرفتم ک گفت محمد یهو نکنی توشا دردم میگیره با تموم شدن حرفش کیرمو تا اخر کردم توش بدبخت هرچی سعی کرد از زیرم فرار کنه نتونست وقتی خاست فرار کنه خابید و منم وزنمو انداختم روش هیچ کاری نمیتونست بکنه ک اروم شروع کردم به تلمبه زدن محکمو مکرر تلمبه میزدم ک دیدم اصلاصداش در نمیاد انگار ک ن انگار از بغل نگاش کردم دیدم داره بیصدا اشک میریزه متکاشو گاز میگیره دلم سوخت ولی اون لحظه شهوتم به دلم پیشی گرفتم ادامه دادم به تلمبه زدن ک در کمتر از پنج دقیقه ابم اومدو ریختم تو کونش سری از روش بلند شدم رفتم دستمالو اوردم بهش دادم رفتم دستشویی برگشتم در دستشویی وا کردم دیدم واستاده
    -بیا بیرون دیگه اه
    +باشه خب برو
    بعد چند لحظه اومد گفتم محمد درد دارم خیلی وحشیی
    +به من چه من ک گفتم ساک بزن برام ت نزدی
    -اگه گذاشتم دیگه از کون بکنیم
    +ایراد نداره از کس میکنم
    -گوه خوردی اونو گذاشتم فقط واسه شوهرم جرش بده
    (باخودم گفتم بدبخت اون پسری ک تورو بگیره)
    خوبه حداقل عقلت میرسه به این یکی
    اره پس چی
    خب دیگه بخابیم ک فردا باید بریم مدرسه
    شبت بخیر
    -محمد من درد دارم هنوز
    +یادم ننداز باز میام ها
    -باشه بکپ
    نمیدونم چجوری ولی چشامو بستم خابم برد
    از فرداش منو سمیرا دوباره به حالت عادی برگشتیم و دیگه بین ما هیچ رابطه ای رخ نداد


            دوستان من اولین بارمه مینویسم خوشحال میشم نظرات مفیدتونو بشنوم

    نوشته: shoreshy

  • 12

  • 15




  • نظرات:
    •   Mamdali0102
    • 2 هفته،3 روز
      • 5

    • یه هویی دخترخاله رو زدی زمین ؟؟
      از فرداشم انگار ن انگار ؟؟
      دیوثصس دوتا سگ میریزن رو هم سه روز باهم میگردن چی داری ور و ور میکنی ؟؟
      شما آنجاخ شوخی شوخی یهویی کیونییی بشی


    •   Ice_flower
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • واس بار اول خوب بود.


    •   a.4247
    • 2 هفته،3 روز
      • 3

    • اگه میگفتی تخیلی بود لایک میکردم


    •   zzzzz525
    • 2 هفته،3 روز
      • 8

    • علی خوابه هنوز ؟ یه نگاه کنید شاید مرده


    •   Mamdali0102
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • هااااا چند تیکه الان خوندم
      پ شما دختری و واقعا شوخی شوخی کیووونیییی شدی
      خدا قوت شورشیییی فقط بپا تو این شورش مان جون نشی


    •   Mehraaan@
    • 2 هفته،3 روز
      • 5

    • ایراداتت رو خودت بهتر میدونی! غلطهای نگارشیت رو کمتر کن! خیلی زیاده.....
      لایک دوم.


    •   lovely_grl
    • 2 هفته،3 روز
      • 4

    • باشه ما فهمیدیم یخچالتون جا نداره آقای دن بیلرزین


    •   ک+ک+ک
    • 2 هفته،3 روز
      • 11

    • داستانو کامل ننوشتی بذار من بگم:همون جوری که کیرم تو کون سمیرا بود یهویی احساس سوزش شدیدی کردم ودیدم علی کیرشو گذاشته دم کونم داره فشار میده
      -علی چیکار میکنی؟
      - هییییییییس کونی ها داد نمیزنن همون کاری که تو با خواهرم میکنی
      - غلط کردم دیگه دست به سمیرا نمیزنم
      - اونو که میدونم دیگه همچین کاری نمیکنی ولی این عوض اونه خفه شو وگرنه به بابات میگم
      ترسیدم گفتم فقط زودتر،مث وحشیا تلمبه میزد وچشام داشت سیاهی میرفت آبش که اومد راحت شدم،گفت بلند شو گم شو خودتو بشور،رفتم سمت دستشویی که یهو بابام از پشت گرفتتم و کیرشو گذاشت تو کونم،گفتم باباجون چیکار میکنی،اونم گفت خفه شو این اولین درس زندگیته که هرغلطی کردی باید تاوانشو بدی-
      گفتم تازه دادم
      - چی دادی؟
      تاوان دیگه
      نه این فرق میکنه هم کلفت تره هم درازتر
      چشتون روز بد نبینه سوراخ کونم شد اندازه لاستیک فرغون و من اون شب فهمیدم معنی تاوان چیه


    •   shureshy
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • ممد علی نظرت محترمه ولی بجا کس گفتن یکم انتقاد سازنده کن
      ایس فلاور مرسی از وقتی ک گذاشتی
      ای چهل دو من کلا داستانام تخیلیه مرسی ک خوندی
      زد عزیز نمیدونم امید وارم زنده باشه
      اقا مهران گل با تشکر از انتقادات سازندت وممنون از وقتی ک گذاشتی
      لاولی گرل ت ک نکته سنج بودی فقط گیرت رو یخچال خونس الان
      ک ک ک داداش یکی طلبت خخخخخ ببینم داستانا بعدیو چی میگی


    •   sexybala
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • ساعت 11شب کدام شبکه اخبار دارد؟


    •   ناصر39
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • در هر صورت باید دیسکلایک بگیری! چون داستانت غیر قابل باور هست . اول خواهرته تازه دوست دختر هم داری ! بعدش بهش نظر داری ! این یعنی ایده ی فضایی ! فضا سازی هم باز غیر قابل باور هست ! یعنی چی بدون اتاق و سه تا دختر و پسر جوون باهم ! موقعیت سازی هم فاجعه بار هست مگه میشه یهویی سکس آنال کرد اون هم با حضور چند نفر در منزل ! گاف های نگارشی هم که تمامی نداشت ! ضمنا سکس بدون کاندوم و سکس آنال بدون آمادگی رو ترویج نکن ! دیگه هم ننویس


    •   Paria_1991
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • اگه غلط املایی نداشت و اصول و قواعد نگارشی رعایت میشد داستان خوبی میشد
      خسته کننده بود


    •   ARAD_SM
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • کم گوه بخور


    •   وب.گرد
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • خوب بود . میتونستی بیشتر روش کار کنی. یعنی میتونست بهترم باشه.


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 2 هفته،2 روز
      • 3

    • عاجزانه درخواست میکنم پس از اتمام جق و خالی کردن اب در دستمال دوباره داستان رو مرور و بعد ارسال کنید با تشکر


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 2 هفته،2 روز
      • 3

    • شوخی کردم در کل لایک خوب بود واسه دفه اول یخورده غلط املایی هارو دقت کنید ناموسا


    •   royaei
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • زیاد جالب نبود ؛ داستان رو یکم گنگ شروع کردی ؛
      تا بیاییم بفهمیم کی به کیه چی به چیه ....؛
      اغراق هم زیاد داشتی جوری که برای خواننده غیر قابل باور بودن داستانت بیشتر از واقعی بودنش تشخیص داده میشد ؛
      موفق باشی


    •   M.bay
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • اون علی که خوابیده بود بیدار نشد؟؟؟ (dash)


    •   سعید تبریزی
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • خداییش چقد راحت فامیلاتونو میکنین من اگه با خاله هام دست بدم مادرم پای چپشو بهم وارد میکنه


    •   bn1380
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • بد


      نبود


    •   Mj6633
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • داداشش چی شد این وسط دیگه رفتی کرم آوردی و اون کوسکش هم حتما داشت تشویقت می‌کرد چجوری بکنیش عجب


    •   Amoo-Reza
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • تا حالا به کسی فهش ندادم ولی کیرم تو سبک نوشتارت حالم بد شد دیگه از روی این سبک اسکی نرو


    •   ک+ک+ک
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • کاربر عزیز(شورشی)انصافن من کم آوردم،خیلی انتقاد پذیری فقط میتونم بگم دمت گرم


    •   ک+ک+ک
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • یادم رفت بگم خیلی تخم میخاد هم کامنت بذاری تو داستانای بقیه،هم خودت داستان بنویسی بذاری من که خایه نمیکنم همین که با اکانت فیک داستانتو نفرستادی یعنی خیلی کاردرستی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو