داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

یک اشتباه بزرگ

1399/06/30

مدت زیادی وقتی برام یه اتفاق بدی می افته سریعا به یاد اون کاری که انجام دادم می افتم عذاب وجدان شدید همین چند وقته یک تصادف شدید کردم و مدام به اون کارم فکر‌میکردم ک ایا تقصیر منه؟
یا تقصیر اونه!!!
الان ک این متن مینوسم حدود۲ ماهه که ۲۱ ساله شدم
داستان از اینجایی شروع میشه دایی ما رفته یه زنی خیلی دور تر از محل زندگی ما گرفت میشه گفت اون شمال کشور بود ما جنوب کشور
اوایل همه چی عادی بود اسم این خانوم مریم بود هیچ چیز غیر عادی وجود نداشت یه مراسم خیلی ساده چون داییم ازدواج دومش بود بار اول‌موفق نبود دایی ساده ای دارم و از نظر مالی یکم ضعیف هست
مدت زیادی مریم دایم تو خونه پدر بزرگم بودن و من همیشه اونجا‌میرفتم اون موقع ها سنم حدود ۱۸.۱۹ سالم بود دایم سرکار بود منم میرفتم تو اتاق زندایم خاله هامم البته بودن و صحبت میکردیم
نگاهای زن دایم بهم یه حالتی بود، همش میگفت باشگاه میری؟ من میگفتم اره بعد توضیح میداد ک برادرش باشگاه میره خودش خیلی ورزش میکنه همیشه صحبت ما سراین چیزا بود زنداییمم از نظر اندام قد کوتاهی داشت تقریبا و سینه های بزرگی داشت و خیلی سفید بود قیافشم‌معمولی بود من همیشه یک حس هایی داشتم وقتی جلوم دامن میپوشید و پاهاشو میدیدم یا نمیدونم تاپ میپوشید سینه های درشتی داشت وقتی چشم مادر بزرگ‌ و خاله هامم دور‌میدید خیلی شهوتی تر باهام رفتار میکرد دست بهم میگرفت به سینه هام میگفت سفته کاشکی‌مال منم اینجوری بودو منم کم کم رفتاراشو احساس میکردم ۱۸.۱۹ ساله بود از خدام بود تا اینکه بعد مدتی از اونجا رفتن داییم بخاطر شغلش رفتن یه شهر حدود۸۰کیلومتر‌اون‌ور‌تر
رابطه من زنداییم تو وات ساپ خیلی خیلی شدید شده بود تا جایی عکس هاشو برام میفرستاد اول با عکس فرستادن ۲ با داییم نفری بعدا کم کم عکس های خودش و بعد مدتی تنهایی لختی تر لختی تر میفرستاد منم همیشه راجب اندامش نظر مثلت میدادم ک خیلی عالین چ سینه هایی چ پاهایی سفیدی جون بخورم شون کی میشه خورد شون چت هایه ما همیشه این مدلی بود هر چند ماه یک بارم یا اخر بعضی هفته ها می امدن خونه مادر‌بزرگم تا جایی پیش رفته بود میگفتم‌میخوام‌سینه هاتو ببینم‌ یا دور از چشم بقیه بهشون دست میزدم
و خیلی خیلی رابطه ما شده بود صمیمی تا جایی ک میگفت من دوست دخترتم ساعته کاری داییمو همیشه میگفت این ساعت تا این ساعت نیست بیا اینجا خونمون من همیشه میترسیدم یا میگفتم گناهه بیخیال میشدم همیشه چت میکردم عکس های لختی سینه شو میفرستاد منم با خود ارضایی خودمو خالی میکردم بعد خودارضایی حس پشیمونی از کارمو داشتم این ماجرا حدود۲ سال ادامه داشت خیلی موقع ها باهام چت میکردم و مدام ازش عکس میخواستم فقط عکس کس شو‌نمیداد میگفت بیا ببین منم هی میگفتم میام فلان اینا
یه روز‌رفته بودم دانشگاه ماشین پدرم دستم بود تو دانشگاه نشسته بودم تو وات ساپ پیام داد گفت کجایی اینا گفتم دانشگاه تو کجایی گفت خونه تنهام گفتم جون شیفت دایی یا ن این سوال همیشگیم‌بود اما هیچوقت نمیرفتم گفت شیفت دایی نیست گفتم دارم میام خودشم باورش نمیشد سریع نشستم پشت ماشین حرکت کردم دل‌تو دلم‌نبود هم‌میگفتم‌نرم هم میگفتم میرم اصلا شهوتی بودم با ماشین خیلی بد رانندگی‌میکردم تو‌کمتر از۱ ساعت خودمو رسوندم به اونجا وقتی بهش گفتم دم‌ درم‌ اصلا باور‌نمیکرد! کلید از پنجره انداخت
خونشون اپارتمانی بود حدود۳.۴ طبقه
اسانسور‌نداشت‌ پله هارو رفتم بالا در واحد باز کرد یه تاپ تنگ تا زیر سینه ساپورت‌مشکی‌پوشیده بود بدونه معطلی بغلش کردم ۲ سال تمام این کارا تو ذهنم پروش داده بودم یا تو وات ساپ باهام دگه راجبش حرف زده بودیم بغلش کردم یه جایی رو زمین پتو از قبل انداخته بود کنارش یه بخاری برقی‌کوچیک‌ بود فصل زمستون بود
اصلا بدون یک لحظه از دست دادن زمان لباس هاشو و لباس هامو وحشیانه در اوردم پاهاشو گذاشت رو شونه هام کسش خیس خیس بود کردم داخلش و‌سینه های‌بزرگشو محکم با دستام فشار میدادم شاید در‌کم تر از۳.۴ دقیقه ارضا شدم بغلش کردم با دستام کسشو‌می مالیدم لباشو میخوردم همش میخندید بعد حدود ۱۰دقیقه دوباره راست کردم شروع کردم به کردنش به همون حالت همش میگفت اذیت دارم‌میشم بخواب میشینم روت ولی چون میتونستم ازش لب بگیرم یا سینه هاشو بخورم از همین حالت میگایدم کسش خشک‌ میشد ،،سفت میگفت ارضا شدم‌ولی‌ ابی به‌اون صورت نداشت کیرمم تفی میکردم‌دوباره‌میکردم‌تو کسش ۳ بار اینکارو‌کردم‌ اصلا ارضا نمیشدم کلا همین طوریم بار اول خیلی زود ارضا میشم اما دست دوم خیلی دیر تا حدی کیرم درد میگیره،، میگفت‌کسم‌داره‌میسوزه ۳ بار ارضا شدم میگفتم از‌کون‌ بدی زود ابم‌میاد میگفت ن دگه نمیدم کلا کسم‌داره‌میسوزه‌ تمام بدنش قرمز شده بود از بس مالیده بودمشو‌خورده بودمش برام شروع کرد ساک زدن موهاشو‌گرفته‌بود‌تا ته کیرم‌میکردم‌تو دهنش‌میگفت‌میخوام استفراغ کنم بسه . هرکار‌کردم از کون نداد تو بغلم خوابید و بار دوم با خود ارضایی ارضا شدم رفتم حموم بلافاصله بعد حموم سریع خداحافظی کردم رفتم بهم تو وات ساپ تا یک هفته پیام میداد عشقم فلان بهمان ازش بدم‌می امد جواب ندادم بلاکم‌کرد‌با چنتا خط دگه بعد ها بهش پیام دادم گفت چقد گریه کردم‌ پشیمونم هیچوقت فکر‌نمیکردم‌اینجوری‌شه جفتمون به داییت خیانت کردیم و باز بلاکم‌میکرد‌ هی خط عوض میکرد یا از بلاک در می اورد یه وقتایی پیام میداد و باز میگفت تو من از راه به در میکنی منم ایمانم ضعیفه میترسم دوباره رابطه داشته باشیم پس بهتر باهام حرف نزنیم این قضیه مال قبل کرونا هست شاید کم تر از یک سال گذشته من ۲ بار تصادف کردم و هر۲ بار با ضرر مالی جمع جور شده گوشیم شکسته😕😂
نمیدونم اصلا دنیایی از گرفتاری ها دارم نمیدونم به خدا هنوزم بعضی موقع ها شهوتی میشم میگم برو‌بکنش دوباره باهاش دوست شو رابطه برقرار کن خیلی موقع هاهم مثل خر پشیمونم😕😕
الانم ک دارم این متن مینویسم همین احساس ها فکرا دارم
میدونم ن نقطه گذاری کردم ن قواعد انشائی املائی درست انجام دادم
خیلی ممنون وقت گذاشتید خوندید

نوشته: بهتره نگم


👍 12
👎 14
22500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

918253
2020-09-20 00:13:15 +0430 +0430

اول😅😅😅

0 ❤️

918254
2020-09-20 00:14:54 +0430 +0430

بهتره نگم ولی معلومه یه جقی حرفه ای هستی!

0 ❤️

918259
2020-09-20 00:17:22 +0430 +0430

فقط از خط آخر خوشم اومد

0 ❤️

918260
2020-09-20 00:18:14 +0430 +0430

نظر مثلت…😐😂

2 ❤️

918261
2020-09-20 00:18:17 +0430 +0430

منم همین حسو چند سال پیش داشتم وقتی با یه نفر توی رابطه بودم… میفهمم چی میگی

0 ❤️

918263
2020-09-20 00:18:43 +0430 +0430

اگه زندایی‌ات گربه هم بود نبود اینجوری پا میداد

2 ❤️

918270
2020-09-20 00:20:27 +0430 +0430

نظر مثلث چیههههههه؟؟؟؟

0 ❤️

918291
2020-09-20 00:38:55 +0430 +0430

🤮 🤮 🤮

0 ❤️

918292
2020-09-20 00:39:07 +0430 +0430

‏ ‏Pedram.z‏ کیر طلایی به شما اهدا شد مبارک باشد.

1 ❤️

918324
2020-09-20 01:58:17 +0430 +0430

****جدیدا اکثر زن داییها جنده شدن ؟ یا بودن ما خبر نداشتیم

ریدم تو کله ی پوکت . تخیلاتتو ننویس میرزا حقی

0 ❤️

918327
2020-09-20 02:04:32 +0430 +0430

جقتو بزن باو

0 ❤️

918332
2020-09-20 02:11:59 +0430 +0430

یه جوری شروعش کردی که انگار داری وصیت نامه مینویسی داستان رو خوندم ولی خوشم نیومد اما دیس ندادم.
فی امان الله

0 ❤️

918342
2020-09-20 02:43:31 +0430 +0430

برو بخواب بچه تا با کیرم تصادف نکردی 💀

1 ❤️

918359
2020-09-20 06:55:31 +0430 +0430

پس این کرونا عذاب الهی ای بود که بخاطر بی ناموسی تو نازل شد سر ما

4 ❤️

918374
2020-09-20 08:13:01 +0430 +0430

آخه دیوس فرض اینکه راست گفته باشی رفتی تقه زنداییتو زدی و هنوزم داری میزنی اونوقت برا اینکه فحش نخوری تهش میگی پشیمون شدم و بلا سرم اومده و این کوسشرا؟ نه داداش خیلی دادی حساب نکردی… حالا حالاها جا داری برا فحش خوردن

0 ❤️

918396
2020-09-20 11:26:46 +0430 +0430

2 ماه دیگه 19 ساله میشم
وایی یعنی منم سکس میکنم؟

0 ❤️

918468
2020-09-20 23:40:40 +0330 +0330

مرحوم_خاشقچی
هم کسی که کون داده میگه سکس کردم ، هم کسی که کرده!

تا باشد منظورت کدوم باشه ، اگه اولیه که ندا بده تو 18 سالگیت به آرزوت برسونمت

0 ❤️

918296
2020-09-22 01:59:08 +0330 +0330

نخوندم ولی اسمت رو که دیدم، به خودم گفتم به جای «بهتره نگم» باید «بهتره ننویسم» می بود!

5 ❤️

918813
2020-09-22 15:33:27 +0330 +0330

توه با جلق ارضاع شدی همون جق بزن بهتره

0 ❤️

923362
2020-10-11 15:16:16 +0330 +0330

کمتر بزن همیشه بزن

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom