یک برده پنج ارباب

    سلام من داستانای زیادی در مورد ارباب برده ای تو شهوانی خوندم اما هدف اصلی تعریف این داستان من اینه که بدونین اصلا اینطوری نیست
    اولین موضوع اینه تو ارباب برده ای ربطی به وضعیت مالی نداره و ممکنه اربابی که انتخاب میکنی از نظر اقتصادی از تو خیلی پایینتر باشه
    دومین مورد اینه ارباب فقط رو همون ساعاتی که با هم جهت ارضای جنسی و روحی هستید ارباب و بهت بی احترامی میکنه و بعدش مثل دو تا رفیق دوباره ادامه میدین
    ارباب و برده هر دو لذت میبرن گرچه این مورد برای هر دو بیماری و نیاز به روانپزشک داره و من منکر خلاف و انحراف جنسی اون نمیشم اما به لذت و تجربه جدید میارزه اما همیشه نه مثلا سالی یکبار اگر دوست داشتین اونم برای تنوع
    من یه زید داشتم اسمش مژگان بود ، مژگان هیکل سکسی اما از نظر قیافه ای معمولی بود و خیلی دهن آب انداز نبود اما کون داشت که آب کلی ادمو میاورد ، یکبار منو دعوت کرده بود پارتی و منم رفتم کلی رقصیدیم و بعدش تو ماشین چقدر این دخترو مالیدم ماها بعد خونمون خالی شد و مژگان رو اوردم خونه اونم دختری فوق حشری بود ، که من مدت زیادی رو صرف ارضا کردنش با میلدن و لب و ... میکردم اما هیچ وقت دوست نداشت بده میترسید ، ایندفعه اومد خونمون گفتم مژگان گفت جونم وحید گفتم میخوام کوستو لیس برنم اونم با کلی ناز که مثلاخودش راضی نیست شلوار و شرت رو داد پاییین منم زبونمو کردم تو کوسش و با لبام کوسشو میکشیدم یه پنج دقیقه گذشت مژگان حشرش زده بود بالا میگفت بکن گفتم امروز نمیخوام بکنمت میخوام ارباب من بشی ، اونم گفت یعنی چی منم توضیح دادم و زیاد مخالفت نکرد از کف پاش شروع کردم لیس زدن تا سوراخ کونش زمان زیادی رو داشتم کوس و کونشو میخوردم وقتی زبونمو میکردم تو کونش یکم سر زبونم مزه عن بد میداد اما مزه بد باعث نشد نه تنها کارمو متوقف کنم بلکه پیشروی کردم و به مژگان گفتم عزیزم دیشتو میخوام ،اونم با تعجب وایساد من رفتم زیرش و سرمو بردم بین دو تا پاش مژگان نشست روی دهنم و همینکه داشتم لیس میزدم دیدم داره شاشش میگیره من دستمو از پشتش قلاب کردم و کوسشو چسبوندم دهنم ، دهنم از شاش مژگان داشت پر میشد و نمیتونستم بدم بره پایین ، شاش گرم و تلخ با اکراه قورت دادم و دو سه بار پر شد دهنم و من همرو خوردم ، مژگان که خوشش اومده بود و دیدم رفتارش هم داره مثل میسترس ها میشه گفتم عن دارم میخوای بدم بخوری ؟منم گفتم رحم کم ارباب ، گفت نخوری دیگه دیش نمیکنم دهنت ، گفتم چشم ارباب ، تو همون وضعیت کونش رو داد پایین و سوراخشو گذاشت دهنم و کل وزنش رو انداخت روم تا نتونم فرار کنم حتی دهنم هم مستقیم به مقعد اون راه پیدا کرده بود ، چون کامل چسبونده بود به من ، یه گوز بد بو دهنم ول داد و دهنم صدای گوز اونو زیاد منعکس نمیکرد ، کم کم احساس کردم عنش داره تو دهنم پر میشه ، مژگان لپای کون بزرگشو با دست نگه داشته بود و داشت میرید دهنم و منم برای اینکه پر نشه به زور قورت میدادم و کل عنشو خوردم ، این ماجرا تموم شد و بعد از اون مژگان میسترس شخصی خودم شد ، حدود سه ماه گذشت و من دلم لک میزد برای مزه عن مژگان تا اینکه اون به دو تا از دختر خاله هاش که باهاشون کل داشت گفت که من برده دارم و میرینم دهنش ، اونا هم دو تا رفیق داشتن که این پنج نفر همیشه با هم بودن ، یروز مژگان گفت اینا باور نمیکنن من برده دارم ، باید ازت فیلم بگیرم ، که من قبول نکردم و اون شرط گذاشت گفت یا میزاری فیلم بگیرم یا برده پنج نفر میشی یا دیگه تمومه کارمون ، منم دیدم بهترین گزینه اینه برده پنج تا شم یه روز اونا رفتن تو یه ویلایی که برای دوستای دخترخاله مژگان بود و منم دعوت بودم رفتم برده پنج تا دختر بشم میسترس مژگان ، میسترس آناهیتا، میسترس سارا ، میسترس شادی و میسترس لیلا ، من رفتم تو . رفتیم من بودم 5 تا شاه کوس حرفه ای ، یکی بلند شد سه تا بطری شیشه ای اورد یدونه راکی بود . شروع کردیم به مشروب خوری و من 5 تا پیک رفتم بالا از خود بی خود شدم مژگان گفت بیا پاهامو بلیس منم خوابیدم لیسیدم و پاهای بقیه اربابا هم شروع کردم لیسیدن آناهیتا کوسشو که تازه تراشیده بود گذاشت دهنم و گفت بلیس منم به شدت میلیسیدم و آب آناهیتا رو اورده بودم ، میسترس سارا قنبل کرد گفت کونمو گاز بزن توله ، میسترس سارا پوستش سفید بود اما کوس و کونش سیاه بود کوسش کلوچه ای بود من ده دقیقه کوس و کون اینو لیس زدم ، میسترس شادی که یکم تپل بود اما خوشگل البته از اونجا که کون گنده داشت و کمر باریک معلوم بود شکم ایناشو اب کرده اما بدیش این بود سینه های اویزون داشت که من خوشم نمیومد ، پاهاشو جفت کرد ایستاده بود و از پشتش رفتم سرمو گذاشتم لای پاش اونم تو همون حالت سرمو با رونای پاش نگه داشته بود که سرم پایین نره و بچسبه به کوسش ، از زیر داشت کوسشو لیس میزدم و غرور رو تو چشماش میدیدم که چه لذتی میبره این لذت منو چند برابر میکرد ، میسترس لیلا اومد و گفت
    چهاردستو پا شو مثل خر منم مثل خر شدم و پرید پشتم گفت حرکت کن حیوون منم شروع کردم دور تا دور پذیرایی حدود سی متر اینو مثل خر سواری میدادم ، لیلا لاغر بود اما سکسی تر و وحشی تر ، میسترسی عصبی که هر کاری میخواست با اربابش میکرد ، وقتی پشتم نشسته بود چاک کونش رو روی کمرم حس میکردم و خیسی کوسش کمر منم خیس کرده بود ، مژگان اومد گفت وحید بخواب ، دیدم توالت سیار رو اورد مثل چهارپایه گذاشت رو سرم که و یه قیف گذاشت دهنم که تو راه خریده بودن ، اومد رو قیف و شروع کرد شاشیدن ، شاشش با فشار داشت خالی میشد و از اونجایی که مشروب خورده بودن زرد نبود و مثل سفیدی آب بود و من داستم دهنمو پر میکردم و اولین شاش رو قورت دادم که تلخیش نسبت به اون روز کمتر بود ، راستش خوشم اومد و هر چی شاشیده بود قورت دادم بعد گفت عن دارم ، اومد توالت سیار رو برد کنار و مستقیم مقعد رو چسبوند بهم دیدم مقعدش سه سانتی زده بیرون و تو دهنمه و داره با تمام تلاش زور میزنه تا عنش بیاد ، داشت میومد درازی عنش رو تو دهنم حس میکرد که ده سانت بود و من عنش رو با زبونم به حلقم راهنمایی دادم که مسیرش پیدا شد، همونطور که داشت میرید دهنم ، چون عنش سفت بود و من سر عنشو به حلقم هدایت کرده بودم ، بدون دخالت من و زبونم خودش داشت هدایت میشد به گلوم و من گرمی عنش رو تو گلوم داشتم حس میکردم به صورت خودکار از اینور مژگان فشار میاورد از اونور داشت میرفت پایین که تا اینکه عنش داشت تموم میشد و تا همونجا موند اومدم قورت بدم چون عنش سفت بود گیر کرد تو گلوم که گفتم آب سریع میسترس آناهیتا اومد و گفت باز کن بشاشم دهنت منم که گلوم گیر کرده بود باز کردم و آناهیتا کوس خوش تراششو گذاشت دهنم و شروع کرد شاشید منم عن مژگان رو دادم پایین ، آناهیتا داشت میشاشید و میگفت بخور توله بخور کونی ، تو لایق عن من و شاش منی اینم برات زیاده ، گفت کونمو تو دهنت نگهدار میخوام بیرونم من دهنمو باز کردم و از پشت داشتم به چشمای خمار و زیباش نگاه میکردم ، اونم غرق در شهوت داشت به کونش فشار میاورد ، و به چشام نگاه میکرد و احساس بالا بودن و غرور میکرد ، شروع کرد ریدن و عن آناهیتا قهوه ای روشن و نسبتا شل بود که تو ذوق نمیزد و من داشتم میبلعیدم تا دهنم از عنش پر میشد میدادم پایین دوباره پر میشد سه بار پر شد تا آناهیتا خودشو خالی کرد کامل ، من با زبونم کونشو تمیز کردم و رفت کنار ، میسترس سارا اومد کونش بوی عرق میداد و من داشتم لیس میزدم شور بودن عرق رو میدیدم ، سارا توالت سیارو رو اورد گذاشت رو سرم و نشست روم ، از چون وزنش اومده بود رو کونش کونش رو بزرگ و سکسی کرده بود شاشش داشت میومد که یکم اونورتر داشت میریخت منم سریع رفتم و جابجا شدم و شاشش مستقیم میرفت تو دهنم ، شاش زدر پررنگ و تلخ ، اومد شروع کرد به عن کردن ، کونش چون با سرم بیست سانت فاصله داشت دراز شده بود و یکدفعه کنده شد و افتاد رو صورتم که داغی عنش رو روی صورتم حس میکردم و ارضام داشت میکرد اما بوی گند عنش خفم کرده بود رفت کنار منم تو همون حالت مونده بودم و عن سارا رو صورتم مونده بود که میسترس شادی اومد و تو همون وضعیت شروع کرد ریدن شادی انقدر از کون داده بود عنش از قطر کیر من کلفت تر بود شادی هر چی تونست رید انقدر رید که صورتم پر عن شد و من دیگه جایی رو نمیدیدم و بلند شد مژگان زد تو فاز کونده بازی و گفت اگر این عنارو نخوری از عن لیلا خبری نیست ، منم چون عن لیلا رو دوست داشتم چون اون حشری تر بود و سکسی بود درسته لاغر بود اما وحشی بود ، مژگان به شادی گفت برو قاشق بیار اونم رفت از آشپزخانه اورد و گفت با قاشق هر چی گوه مونده بریز دهن وحید ، اونم نشست با دقت عنارو به دهنم هدایت میکرد و منم چون عن زیاد خورده بودم با اکراه میدادم پایین ، عن شادی و سارا قاطی شده بود و داشتم با هم میخوردم که دیدم کل عنارو به خاطر لیلا بلعیدم ، لیلا توالت سیار رو زد کنار ، گفت دهنتو باز کن توله منم باز کردم و لیلا کوسشو چسبوند به دهنم و تا میتونست فشار داد که لبام بچسبه دور کوسش شروع کرد شاشیدن و آنقدر محکم وزنشو انداخته بود رو سرم و با دست فشار میداد اگر من قورت نمیدادم امکان نداشت شاشش بریزه بیرون یکم که میگذشت قطع میکرد میگفت قورت بده منم قورت میدادم ، دوباره شروع میکرد شاشیدن و دوباره میگفت قورت بده ، حدود شش مرتبه این کارو تکرار کرد تا در نهایت گفت عنم رو بخور منم ، داشت عن میکرد که هر 5 سانت که میرید مقعدش رو جمع میکرد تا عنش کنده شه و مهلت میداد من قورت بدم منم قورت میدادم دوباره فشار میاورد و یکم که میومد قطع میکرد این کار تکرار شد که کارش تموم شد ، متاسفانه مخفیانه از من فیلم گرفتن و حدود دو سال تهدید میکردن اگر تن به خواسته هاشون ندم فیلم رو تو شهوانی و سایر سایتها پخش میکنن ، البته من بدم نمییومد چرا که مژگان فردای همون روز مثل مژگان روز اول بهم محبت داشت و حتی سکس هم میکردیم اما روزایی که برده بودیم همه نقشاشون رو خوب اجرا میکردن ، اون روز من شب تگری زدم و بالا اوردم چون 5 تا دختر زیاد بود و وقتی خودم ریدم عنم مثل ذغال سیاه شده بود
    در ضمن یکسری کامنتا که میخوندم پسره نوشته بود بیا منم برینم دهنت ، باید عرض کنم یکسری برده ها فقط دوست دارن برده جنس مخالف باشن و فقط زنها رو میطلبن ، دلیلشم یک چیز روانی هست ، البته اعتراف میکنم این یک بیماری جنسی و انحراف جنسی هست اما هر چند وقت یکبار حال میده هیجان خفنی داره.


    نوشته: ارسلان

  • 7

  • 77




  • نظرات:
    •   khodam2079
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • WTF


    •   سامان.اصف
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • حالمو بهم زدی نکبت تو دهنت خطکش گذاشتی دیری عنش ده سانته؟ تو که عن تو گلوت گیر کرده بود چجوری گفتی آب بیارن برات؟ کوسکش من انقد آب و غدا نمیتونم بخورم که تو عنو شاش خوردی خو کمتر کوس بگو لامصب


    •   Annahita
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخ کونی من اونقدر که تو ریدی تو شهوانی با این داستانت میسترس مژگان و میسترس آناهیتا و میسترس سارا و میسترس لیلا و میسترس شادی نریدن به تو بعضی برده ها دوست دارن مال جنس مخالف باشن؟ بیا گلم بیا برده ی خودم شو یه کیر هم دارم دیگه ریدنم دقیقه مثه میسترس های خیالیت نیست


    •   MASIӇA
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • قبل از اینکه به حمال بودنت پی ببرم با خودم گفتم شیر تو اون اربابی که اسمش وحید باشه. اما بعد دیدم نه. وحیدمونه که عنخور تشریف داره!
      خواستم نصفه شبی یه چایی بخورم که با این گهُ خوریا و گوز بو کردنات و خلاصه این چرندیاتت به کامم حرومش کردی بی شرف. بنا بر این فاکیدمت کم عقل...


    •   Alihaghani
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرم دهنت بره نصفه شبی حالمو بد کردی.
      آخه عن ؟؟؟
      چه لذتی داره عن خوردن و گوزیدن تو دهن آدم؟؟؟?
      من کلا به فانتزی های آدما احترام می ذارم اما تو دیگه شدیدا مریضی به نظرم به جای این که کص تلاوت کنی برو روانشناس تا بگای سگ نرفتی.


    •   yakamozi
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • تا اونجا‌ش که.گفت ارباب باید از نظر مالی فرق کنه با برده خوندم گفتم بیام پایین فحش هایی که نثارش کردن بخونم جذابتره


    •   کونی_برا_گی_گروهی
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدی


    •   Mosio70
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستان کس وشعر ،هیچ کس راضی نمیشه عن بخوره حتی اگه طرف شاه کس باشه


    •   nilufar7013
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • خجالت بکش واقعا شما حیوونا ابروی ما انسان هارو هم بردین ....مرتیکه تو واقعا وجودت برای کره زمین مضره...


    •   mrsx1100
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • عن دارم :-)) :-D


    •   shiraz-m-m
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • امثال تو که دست درون شورت مینویسید فکر کردین امثال مهدتی پاشنه طلا که بخاطر ماه رمضون مرخصی گرفتن و نیسن تو سایت کسی نیست دیگه به داستانهای آبکی شماها بگه پلشت این چی بود تف کردی ارسلان!! دیس لایک


    •   Alouche
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا مرسی ازت ک بی دی اس امو انقد قشنگ به تصویر کشیدی نکبت!عقده ی عن خوری داری واقعا؟!!!!خاک بر سر نفهمت


    •   Alouche
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا مرسی ازت ک بی دی اس امو انقد قشنگ به تصویر کشیدی نکبت!عقده ی عن خوری داری واقعا؟!!!!خاک بر سر نفهمت


    •   ali80xx
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • اه اه حالمو بهم زدی کونی.گوه خوردی که گو خوردی.شاشارم قورت دادی عنارم قورت دادی چاه فاضلاب


    •   ali80xx
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • داداش بری چاه دستشوی رو سر بکشی خیلی راحت تری چراانقد خودتو اذیت زیر اون همه فشار


    •   Master.darkness
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • مدرک روانشناسیتو کجا گرفتی و کدوم کتاب یا مرجع علمی گفته، بی دی اس ام بیماریه؟ حتی نمیدونی این نوع رابطه اسمش چیه میگی رابطه ارباب برده، انحراف جنسی؟؟ انحراف جنسی کسانی دارن که با یه ذهن مریض این مضخرفاتو مینویسن. هر روز این کشور داره خراب تر و مردم مریض تر میشن ما خودمون داریم این کشورو نابود میکنیم واقعا متاسفم برای تو و امثال تو


    •   kokarostam
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • تهوع


      اینکه گُه میخوری به جهنم، چرا فکر میکنی ماجراهای گُه خوریات برای دیگران جالبه؟ حتی نمیشه بهت فحش داد. شاشیدم توی داستانت.


      ها کـُکا


    •   Wonderfull
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • باید معرفی بشی به سازمان حمایت از حیوانات، بس که بدبختی


    •   Mr.poori
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدی برادر ریدی ان تلخم تو دهنت با این داستان انیت


    •   Mr.poori
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ینی پشمام از اونجایی ریخت که دختره تو سکس اول نمیدونسته ارباب برده هم چیه گفته بیا برینم دهنت.ناموسن یاد سریال مرلین افتادم جادوگر انخوره


    •   m...h...a...
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • حالم به هم خورد کص ‌کش...لااقل میرفتی کون میدادی بهتر از این کسشعرا بود که نوشتی..اگه میتونستم صدتا دیسلایک برات میزدم.


    •   m...h...a...
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • حالم به هم خورد کص ‌کش...لااقل میرفتی کون میدادی بهتر از این کسشعرا بود که نوشتی..اگه میتونستم صدتا دیسلایک برات میزدم.


    •   jeezezcrysed
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیش؟!
      دیش از پهنا تو کونت
      این همه کس نوشتنتو کاری ندارم
      دیش اخه؟!
      چند سالته
      موفق باشی


    •   pars_234
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • اولین باره از یه داستان و نویسندش تا این حد حالم به هم خورد. البته فقط اولشو خوندم.خاک بر سرت با این تخيلاتت. بی مغز


    •   parynazgol
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیگه وقتشه که بری ثبت احوال اسمتو عوض کنی وخواهش کنی اسمتو بزارن گه خور گمونم دیگه رنگو روتم داره زرد میشه


    •   darya54
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • درسته که بی دی اس ام یک تمایل جنسی هست که با توافق طرفین انجام میشه و قابل درکه که شما از انجام اون اعمال چندش آور رضایت داشتین.اما واقعا چطور فکر کردین که توصیف جزئیات چگونگی مدفوع کردن پنج دختر و رنگ و مزه واندازه اون میتونه برای خواننده های این سایت هم لذت بخش باشه؟؟؟!!!
      کاش یه کم به خواننده هاتون احترام میذاشتین.
      اینجا تازه به داستانهایی که یه کم توش اغراق سکسی باشه و‌باب میلشون نیاشه ،فحاشی میکنن.پس باید انتظار فحاشی به داستان چندش آور و تهوع اوری که هیچ لذتی هم‌توش برای مخاطب این سایت ،نیست رو داشته باشید.
      البته واضحه که من فحاشی و‌ توهین رو به هیچکس جایز و روا نمیدونم.
      اما دوست عزیز و نازنین شما هم لطف کنین و در داستانهای بعدیتون اینجور تمایلات چندش آور رو برای لذت خودتون نگه دارید و اگر ماجرایی دارید که برای عموم لذت بخشه ، مرحمت کنید و تعریف بفرمایید.
      با سپاس


    •   mehrankaraj
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • منم دلم میخاد کف پای دخترارو بلیسم ولی ن دیگه اینجوری
      این رابطه قواعد خودشو داره


    •   Mohamad_1999
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کس‌کش پوفیوز حیوون صد رحمت به حیوان آخه خوک کثیف من معمولا به کسی فحش نمیدم و زود قضاوت نمیکنم ولی تو خیلی خوک صفتی ... آخه توالت انسانی کی میتونه اینقدر پست و حقیر باشه
      تو به عنت نگاهم نمیکنی چه‌برسه به اینکه بخوری
      خیلی کثیفی
      خیلیییییییییی
      حالمو بهم زدی ریدم تو خودت و داستانت
      فک کنم الانم بهت بگم ریدم لابد خوشت میاد
      خوک تو روحت


    •   Naz10100
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • همون اولشو خوندم حالم بد شد . خاااک تو سرت.
      اولا رابطه برده و ارباب این چیزی نیست که تو گفتی. دوم اگه تو چیزای کثیف دوست داری دلیل نمیشه که بری این کارو بکنی یا بنویسی. میتونی بری سرویس بهداشتی عمومی...
      احمق


    •   Nader1122
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کس مادرت با این چرت و پرتها که میگی


    •   arashres
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • عن كل شهواني تو اون دهنت كس كش پدر


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کصکش حررومزاده کوونده لاشی
      حالمو بهم زدی
      کیررم دهنت ادمین


    •   alma9813
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • سر جدتون اول تحقیق کنید در مورد BDSM بعد بیاید اظهار فضل کنید ، بعدشم اون ادرار و مدفوع مواد مضرن تو بدن ک دفع میشن تو میخوریش؟اوف اخه ادم ب شماها چی بگه
      من ندیدم pet /owner (حیون خونگی و صاحبش یکی از گرایشات BDSM )اینجوری رفتار کنن اطلاعاتتونو زیاد کنید بعد ب فکر داستان نوشتن باشید


    •   E.rhashari
    • 2 روز،18 ساعت
      • 0

    • دهنتو بشر شاشو عنو بخوری دچار بیماری میشی کارت به بیمارستان میکشه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو