یک بسته فت فست چاقی

    1396/11/24

    در مغازه کوچک عطاری خودم نشسته بودم ساعت حدود 10 صبح هفتم دی ماه امسال بود عطاری من اسمش عطاری هست و در واقع تعدادی دارو الکی گذاشتم تا داروهای ترک اعتیاد و جنسی و چاقی و لاغری را بفروشم و مشتری خانم برای چاقی و لاغری زیاد دارم در آن روز که باران هم داشت شروع به بارش میکرد یه خانم بسیار زیبا و چادری و صورتی کشیده و سفید وارد مغازم شد بعد سلام و احوالپرسی گفت که میخوام چند کیلو اضافه وزن داشته باشم منم که از لحظه نخست مهرش به دلم نشسته بود باهاش با زبانی چرب که دارم حرف زدم و گفتم شش هفت مدل دارم هرکدام میخوای تا بهت بدم که گفت ببخشید من میخوام بیشترین چاقیش مال پایین تنه باشه که این حرفش مرا امیدوار کرد و مثل برق یه نقشه به فکرم رسید با اینکه کپسول چاقی فت فست کل بدن و چاق میکنه اما آنرا برداشتم و بهش گفتم این نوعی عالیست و پایین تنه را خیلی خوب جواب میده البته اگه شیوه درستش استفاده بشه که گفت مگه همین نیست که روزی دوبار ازش بخوری که گفتم نه برای پایین تنه آدابی هست که اگه انجام نشه بیفایده است گفت پس برام بگو چکار کنم گفتم نمیشه اخه چطوری بخوذت بگم برو شوهرت را بفرست که براش توضیح بدم گفت وای توف به روی شوهرم این سگ پست که خنده ای کردم و گفتم اخه چرا چنین میگی گفت اصلا انسان نیست و .... کلی حرف زد . بعدش گفت هرچه باشه به خودم بگو چون پایین تنه برام بسیار مهم است همینجوری گفتم پس دوست پسرت ازت خواسته است که خنده ای کرد و گفت نه بابا کی حاظره با من دوست بشه گفتم این چه حرفیه هرکه تورا ببینه از خداشه باهات باشه گفت حالا دستورش رابگو برام گفتم اخه نمیشه باید نصفش عملی باشه گفت جان بچه ات هرچه هست بگو مهم نیست هرچه میخوای بگی آزادی بگو سریع گفتم همزمان با خوردن کپسول اولی یه حالتی هست باید سرپا بایستی و تا اندازه ای که من میگم سر را به جلو خم کنی و پای چپت را به اندازه ای که من میگم به جلو ببری بعد هم از جلو هم از عقب آلت مرد را دریافت کنی . فقط نگام کرد یه خنده زیبایی زد و گفت پس باید هم کپسولت را بخرم هم جورت رابکشم فقط خندیدم و گفت باشه ولی برام درست انجامش بده که برام مهمه و گفتم باشه و ازش خواستم بیرون بره و سر کوچه بمانه تا بیام سوارت بکنم و او رفت منم دانستم که زنم تا ساعت 12 و نیم سر کلاس بچه ها درس میده و با خیال راهت رفتم و اورا سوار کردم و 5 دقیقه بعدش درب خانه ام رسیدم و اوهم داخل شد و رو مبل نشست و روسری خودش را پرت کرد و منم رفتم کنارش نشستم و هی مدام از شیوه چاق شدن باسنش پرسید که هرکاری کردی برام مهیاش کن گفتم حقیقتش بگو برای چه میخوای که گفت شنیدم رییس بانک .... از زنهای باسن بزرگ خوشش میاد و میخوام باسنم بزرگ بشه و باهاش دوست بشم تا راهت بتونم وامم را بگیرم بهش گفتم باشه ولی باید حداقل تا 2 ماه این کارا ادامه دهیم که تاثیر بگذاره گفت خدایی اگه فقط میخوای منو بکنی باشه بکن ولی اگه بی تاثیر است بهم بگو تا فکری براش کنم که گفتم خیالت راهت جواب میده . روی مبل سه نفره نشسته بودیم و اورا به پهلو خواباندم و لباش را تو لب گرفتم چه حالی میداد کم کم دکمه های مانتوش را باز کرد سوتین زرد خوشگلی بسته بود و سینه هاش بحدی کوچک بودن که هردوشان تو یه دست جا میشد گفتم معلومه شوهرت زیاد اهل حال نیست گفت نه بخدا هفته ای یکبار مثل سگ میاد و پاهام و بلند میکنه و کس منو که کرد میره و اصلا فکرمن نیست که منم نیاز دارم . گفتم امروز برات جبرانش میکنم و شروع به لمس و بوسه باران لب و سینه های خوشگلش کردم و حسابی با بدنش حال میکردم که گفت شیوه را برام انجام بده گفتم بذار اول خودمان لذت و ببریم بعدش که گفت وقت خودمان زیاد است امروز بذار باسنم و بکن تا وقت دیگه کس من دربست مال تو . گفتم باشه کار کون تورا انجام میدم ولی مگه میشه ازین کس تپل و قشنگت گذشت یه ساپورت مشکی پاش بود و به ارامی پایینش اوردم خدای من شرت پاش نبود و چه کس سفید و تپه گونه ای داشت و همین دیشب هم صفرتراشش کرده بود و جان میداد کیر داخلش بگذاری خواستم لب تو کسش بذارم که پشیمان شدم و چون هی بهم عجله انداخت که باید برم زود باش که منم سریع شرت خودرا دراوردم و کیر 14 سانتی خودم را در کسش فرو بردم که داغی و گرمایی عالی داشت چندین بار تلمبه زدم و گفت آبت را تو کسم نریزی که حامله نشم و گفتم باشه توکونت میریزم و بعد چند دقیقه خواستم ارضا بشم سریع کیرم و دراوردم و گفتم بلند شو و سرت را کامل خم کن و وسط پاهات باز کن و پای راستت را کمی جلوتر بگذار و چنین کرد و منم کمی وازلین به کیرم زدم و کیرم را تو کون قشنگش داخل برئدم و درد داشت اما انقدر چاقی باسن براش مهم بود که نحملش کرد و منم بعد چندبار تلمبه تو کونش آبم را ریختم و خیلی هم چسبید . تا امروز 5 بار اورا خانه برده ام و کون و کسش گذاشتم و جالبه بهم میگه ازت ممنونم که باسنم خوب داره چاق میشه . او که نمیدانه این کار فت فست نیست و معجزه کیر من در کون اوست . ممنون از همه که داستانم را کامل خواندین که کاملا واقعی هم هست.


    نوشته: کامران

  • 0

  • 9




  • نظرات:
    •   zede.halll
    • 6 ماه
      • 0

    • سکوتم از رضایت نیست ????????????????????


    •   Bobi_BoobLover
    • 6 ماه
      • 1

    • چه جالب اسم عطاریت عطاریه (hypnotized)
      درضمن همون پاهای کشیدش تو کیونت کصمغز اینقدر تو اون بگا عطاری موندی بوی اتاآشغالاتو شنیدی کصخل کردی مشنگ بسته فت فست با شرکت سازندش تو کیونت


    •   اسکافیلد19
    • 6 ماه
      • 0

    • خیلی دیگه داستانها جفنگ شدن مردونه
      بازم قدیما داستانهاخوبتر بودن


    •   pari jende69
    • 6 ماه
      • 1

    • من داستانا رو میخانم عموما و ب نظرها میخندم ولی تو واجب الفحش هستی با زبان خودت نوشتم دیوث پوفیوض عبضی جقی آخر مگر مجبور هستی ک بنویسی کیر پدرم در کونت


    •   PayamSE
    • 6 ماه
      • 0

    • خداییش حیف هوا که تو یکی توش نفس میکشی


    •   mohamadbf13
    • 6 ماه
      • 0

    • اخه کسخل با چن بار از کون کردن که باسن بزرگ نمیشه چرا کس میگی .فت فست ترکیب کورتون با دگزاست که باعث پف کردن اشتهای کاذب میشه البت بیشتر وقت ها در خانم ها باسن و شکم بزرگ میشه برو جقتو بزن کمتر کس وشر بنویس


    •   alipishi
    • 6 ماه
      • 0

    • فازتو بی خیال فقط لحجه عجیبت منو کشت.
      بهت عجله انداخت؟
      معجزه ک.یر من در ک.ون اوست؟
      ک.یرم را تو ک ون قشنگش داخل برئدم
      (dash)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو