داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

یک ساعت سکوت

1399/07/02

سلام این داستان کاملا واقعیه و هیچ دخل و تصرفی توش نیس از قبل هم ننوشتم که روش فکر کنم، همین لحظه و همین الان توی سایت دارم این خاطره رو مینویسم.
من توی شرکت های عمرانی پیمانکاری مشغول به کار هستم، جوون هستم و مجرد،سر کارم هم با محل سکونتم فاصله داره و خوابگاه سر کارم میمونم تا زمانی که موعد مرخصی برسه، کار کردن تو شرکت های عمرانی خیلی سخته چون ساعت کاری زیاده و روز تعطیل ندارن معمولا، حالا بریم سراغ اتفاق سکسی که برام افتاد.🤗
آخرای سال 96 بود مدت زیادی بود مرخصی نرفته بودم و خسته و کوفته بعد از ساعت کاریم که 6 عصر میشد مرخصی گرفتمو و رفتم خوابگاه وسایلمو جمع کردم که به سمت شهرستان خودمون رهسپار بشم، خلاصه راه افتادم به سمت خونه، کلا یه 4 ساعتی زمان میبره تا برسم به خونم، بین راه باید یه کورس هم پیاده میشدم، کورس اول راه خسته تو ماشین ولو شدم با خواب سپری شد،رسیدم به شهرستان بین راه که سوار ماشینای شهر خودمون بشم، ساعاتی 9 شب بود و خبری از تاکسی نبود، به جز ماشین های شخصی که مسافر میزدن، کوله پشتی رو دوشم بود و سمت ماشینا رفتم راننده صدا کرد که آقا 1نفر حرکته، یه پراید بود نزدیک شدم، 2نفر جلو که آقا بودن ولشون کن، پشت سر یه خانوم بود با دخترش، خانومه فکر کنم 40 سالی داشت، دخترش هم 17 18 ساله، قدشون هم متوسط بود بین 160تا 170،خانومه بدن پر و سفتی داشت، لباسای تنش یه مانتوی زرشکی جلو باز، روسریش هم رنگ روشن، با یه ساپورت مشکی کفشای پاشنه دار، دخترش هم قشنگ بود ولی خانومه خیلی خیلی از نظر من جذاب بود، سوار شدیم و راه افتادیم 1ساعت مسافرت شروع شد، چند دقیقه اول من معذب بودم خودمو گوشه پراید جمع کرده بودم که مبادا بدنم به بدن خانومه برخورد کنه، خسته سر کار بودم سر پیچ ها تو جاده خانومه بدنش به بدن من میچسبید چند دقیقه گذشت که بدنمون چسبیده بود به هم انگار خانومه هیچ بدش نمیومد، رونش چسبیده بود ب رونم بازوهاش چسبیده بود به بازوهای من، داخل ماشین هم تاریک بود، کلا خواب از سرم پرید نمیدونستم خستگی یعنی چی، بدنم گرم شد با گرمای بدنش یه حس خیلی قوی بهم دست داد، انگار اون خودشو می‌مالید بهم منم برعکس، رون های هر دومون به هم فشار می‌آورد، کیف دستیشو گذاشته بود وسط پاهاش داخل ماشین هم تاریک هیچی معلوم نبود،کیرم شق شده بود نزدیک 20 دقیقه ای از 1 ساعتمون گذشته بود برای رسیدن ب مقصد، این 20 دقیقه خیلی حس خوبی برام داشت دوس داشتم اون خانوم رو تو بغلم بگیرم و فشارش بدم تو بغلم جرش بدم، اما صد حیف که نمیشد، دلو زدم به دریا ریسک کردم دستم روی رون خودم بود آروم سمت رون اون بردم انگشتم رو گذاشتم روی رونش ببینم واکنشی نشون میده یا نه، هیچ واکنشی نداشت به خودم جرعت دادم که دستمو بزارم روی رونش و این کارم کردم، قشنگ و آروم دستمو روی رونش گذاشتم دوتا غریبه داشتیم تو ماشین رسما با هم حال میکردیم، با دستم خیلی آروم نوازش میکردم رونشو، یواش دستمو روش میکشیدم آخ که چه حس شیرینی بود رونشو با دستم فشار میدادم پاهاشو کمی بازتر کرد اونم خیلی لذت می‌برد دستمو رو فضای داخلی رونش بردم تا زیر کسش هنوزم که یادم میفته کیرم شق میشه لذت‌بخش ترین مسیر برگشتم به خونه بود دوس داشتم راننده با آروم ترین حالت ممکن رانندگی کنه، سلول به سلول بدنم داشت لذت رو حس می‌کرد ساپورت تنگش پاهای خوشفرمش بدن داغش، دیونم کرده بود، اما نمیتونستم بیشتر از این پیش برم ظاهرا ساکت بودیم اما درون من غوغایی بود صد در صد اون خانوم هم دلش بیشتر از اینا رو میخواست دستم هی روی رونش کشیده میشد اما حسی که بهم دست داده بود در حد یه سکس واقعی بود، فقط با مالیدن داشتم این حس و لذت رو می‌بردم شهوتم خیلی زیاد بود، منی که ساعت 6 صبح از خواب بیدار شده بودم و تا 6 غروب تو کارگاه سگ دو میزدم انتظار همچین لذت بردن تو راه برگشت رو اصلا نمی‌کشیدم، دستمو از روی ساپورتش روی کوسش میکشیدم، همه اتفاق ها در حد مالیدن بود اما با چه لذتی، حتی نمیدونستم اسم اون خانومه چیه حتی نمیشد تو ماشین صورتمو بچرخونم سمتش نگاش کن، ولی هر چی که بود هر اتفاقی که افتاد لحظه به لحظش پر از شهوت بود برام، چند دقیقه ای مونده بود که به مقصد برسیم که خانومه دستمو گرفت و گذاشت روی پای خودم، و اینجا آخر کار بود،موقع پیاده شدن از ماشین چند ثانیه ای چشم تو چشم شدیم و هر کسی راه خودشو رفت، نمیدونم چرا اینجور تموم شد، از ترمینال شهرمون تا خونه رو پیاده رفتم، هی تو فکر این اتفاق بودم، گاهی وقتا هنوز اون خانوم تو ذهنم مجسم میشه، حسی که داخل ماشین تجربه کردم کمتر از حس سکس نبود، خیلی شهوتناک و جذاب.
اینم از این داستان که برا من پیش اومد و تو ذهنم حک شد.
گروهاااااان کیرررررررر فنگ…

نوشته: بی نام و نشان


👍 14
👎 19
20300 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

918910
2020-09-23 01:15:20 +0330 +0330

خوب بود

0 ❤️

919047
2020-09-23 10:16:46 +0330 +0330

حس خوبیه

0 ❤️

919061
2020-09-23 12:44:07 +0330 +0330

این که میگه دو نفر اقا صندلی جلو بودن برام سواله؟؟ینی چی؟؟
فانتزیاتو اینجا ننویس

0 ❤️

918934
2020-09-23 13:19:07 +0330 +0330

وای چه کیری.
این از اون داستانهاییه که فقط برا دیس لایک نوشته شده.

2 ❤️

919093
2020-09-23 15:03:30 +0330 +0330

اخ راس میگی تو ماشین خیلی میچسبه ون باری تجربه کردم

0 ❤️

918986
2020-09-23 16:34:22 +0330 +0330

آبکی

**وقتی اینقدر شهامت داری که جلوی دخترش، دستت رو بذاری روی رونش، به فکرت نرسید که شماره بهش بدی؟ اصلا از کجا فهمیدی که دخترشه؟ اونها که توی ماشین نشسته بودن، چطوری قد و وزن و هیکل و مشخصاتشون رو فهمیدی؟ دو ریال پس‌انداز نداشتی که یک ماشین برای خودت بخری؟ شاشیدم توی بی‌پولی. برو جق بزن. تنها نکته‌ی مثبت داستانت این بود که شربت توش نداشت. گروهااااان…جق. **

ها کـُ‌کا

7 ❤️

918878
2020-09-23 16:35:20 +0330 +0330

ماجرای جالب و هیجان انگیزی نبود
.
.
.
.
‌.
وقتی استیکر (🤗) میبینم یاده این تازه عروسای سینی به دست میوفتم
پس شاهرخ خان! تصور مارو از خودت و‌ ریش و پشمت خراب نکن

5 ❤️

918936
2020-09-23 19:09:46 +0330 +0330

خیلی بیشتر از سه ساله که قانون اومده دونفر جلو ننشینن!
همین جا اصل داستان رو فهمیدم که سوار میشی و همه مسافرا مرد بودن و خسته و به طور همزمان زنهاشون پریود. تو خواب و بیداری کاری باهات می کنن که آرزو میکردی اون هفت پادشاه تو خواب کونت بذارن ولی اون چار مرد نه!


919120
2020-09-23 19:16:09 +0330 +0330

آقای لاکغلتگیر ببخشید من اسم شما رو نمیدونم،3 سال پیش چیه قربون تو برم این داستان دو نفر جلو نشستن من یادم سال 80/81 اَن تو اَن شد یعنی جمع شد،اینجا یه سریا البته اکثراً غریب به اتفاق میان اینجا دور از جون روم به دیفال مثه ریگه بیابون یه کسشعری آب‌پز می کنند می کنند میرند شما هم کابل که اشغاله قندهارو بگیر بره توجه نکردی قندهارو بگیر بره.

1 ❤️

919146
2020-09-23 23:58:24 +0330 +0330

لاکغلتگیر
منظورم اینکه کابل رو بگیر،یعنی معذرت میخوام کسشعر اینجا زیاد گفته میشه شما توجه نکن بگو باشه شما درست میگی به قول خدا بیامرز بهمن مفید تو قیصر می گفت:حالا ما به همه گفتیم زدیم شما هم (البته شما رو میگفت شوما)شوما هم بگو زده.

1 ❤️

918886
2020-09-24 00:30:16 +0330 +0330

واقعی و جالب بود نمونه ش واسم اتفاق افتاد توشیراز.

1 ❤️

919087
2020-09-24 00:31:10 +0330 +0330

برا من عین این اتفاق افتاد اما روز بود وچون خانومه گاها با دیگران صحبت میکرد حس کردم اینهمه بهم چسبیده از شهوت نیست و از راحت بودن این خانومه و منم جسارت کار اضافه ای به خودم ندادم.اما وقتی من پیاده شدم اون خانوم هنوز تو ماشین بود .یک نگاه خمار و خسته ای داشت که برای من مفهون حسرت رو میداد.اون تاکسی بین شهری تو افق محو شد و اونجا بود که یاد حرف دوست افتادم که میگفت.کس مث الکل میمونه دس دس کنی میپره.

1 ❤️

919096
2020-09-24 00:31:29 +0330 +0330

بعضی انگار فحش خورشون ملسه، به سکس خانوادگی فحش میدن ، به سکس با همسایه گیر میدن به سکس با زن عقدی هم فحش میدن، به دوست دختر هم ناسزا میگن، به لاس تو ماشین کع طرف خودشم راضیه توهین میکنن… اخه مادددر جنننده پس بفرما مادر تو بیار اینحا تا بکنیمش

1 ❤️

919199
2020-09-24 00:59:01 +0330 +0330

عالــــــــــــــــــــــــــی بود

0 ❤️

919053
2020-09-24 03:46:54 +0330 +0330

شک ندارم تو یه افغانی هستی

1 ❤️

918956
2020-09-24 03:47:12 +0330 +0330

رونه خانم شده سلول به سلول تنم کیره من در خوده من در شرت من زندانیست،جونه تو آخر سر ما نفهمیدیم داستان این دل رو زدم به دریا چیه که تو 99 درصد داستان ها دلشون رو میزنند به دریا اون یه درصد دیگه هم یا دلشون رو می‌زنند به رودخونه یا اصلا کلا شهرشون ساحلی نیست این هم تهران کار می کنه بلند شده رفته شهرشون که دل رو بزنه به دریا شیطون،فقط نمیدونم هنوز به شهر نرسیده وسط جاده اونم تو ماشین دل رو زد به دریا شایدم دریا یه شعبه وسط جاده زده ما نمیدونیم،حالا اینارو ولش کن شیطون تو ماشین کیرت شق کرده بود یا راست کرده بود،اگه راست کرده بود راستش رو بگو راست کرده بود با من رو راست باش تا راست حسینی کمکت کنم،چی میگی راست کرده بود خوب حالا راستش رو گفتی راست کرده منم بهت یه توسعه می کنم که تو جاده میری یادت باشه که تو در پی یک راست شدن به دنیا امدی هواست به راننده باشه که با یه چپ شدن از دنیا نری،یعنی این مطلب سر جق رو هم رفته میخواد بگه که بجای اینکه دل رو بزنی به دریا و راست کنی هواست به راننده باشه که جق نکنید معذرت میخوام چپ نکنید.

3 ❤️

918932
2020-09-24 03:47:23 +0330 +0330

همینقدر فکر نکردی که اون یه ساعت برای تو عقده ای که بهترین لحظات عمرت بوده نکنه واسه اون زنه بهترین لحظات عمرش باشه که داره توسط یه مرد غریبه دستمالی میشه ولی بخاطر آبروی خودش جلوی دخترش نمیتونه چیزی بگه.

4 ❤️

918929
2020-09-24 03:48:00 +0330 +0330

واقعا متاسفم واسه شمایی که اینقدر مریض هستین که یه خانم کنار شما نمیتونه احساس امنیت کنه خوب طبیعیه وقتی سه نفر عقب ماشین بشینن بازو و رونشون بهم میچسپه پس تو نتیجه گرفتی چون بهم پا داده بهم چسپیده و شروع کردی خانومه رو به مالوندن اون بیچاره هم از ترس آبروش نتونسته چیزی بگه یا شایدم از دخترش خجالت کشیده گفته تا حرکتی کنه آبروش جلوی دخترش بره

5 ❤️

918925
2020-09-24 03:48:11 +0330 +0330

شبها زیاد شام نخور و جق بی موقع نزن این کصشعرا تو ذهنت نمیاد اونوقت

3 ❤️

919098
2020-09-24 03:48:24 +0330 +0330

تا کی جوونا باید تو کف باشن

1 ❤️

919003
2020-09-24 03:48:42 +0330 +0330

مردهای ایران
تو رو به مادرتون قسم تو تاکسی و خیابون بیخیال زن و دخترا شین.

3 ❤️

918967
2020-09-24 03:49:20 +0330 +0330

تو وقتی انگشت میکنی تو گوشت و میتکونی گوشت لذت میبره یا انگشتت ؟ حالا خانم لذت برده تو چرا داستان نوشتی ؟

5 ❤️

918984
2020-09-24 03:49:29 +0330 +0330

دوستان گرامی انرژی خودتون رو چرا هدر میدین واسه این کسمغز جقی؟!
با کمال احترام آفتابه رو بگیرین به رو ملاجش…خلاص . حالا هر کی هم دوست داشت با مسئولیت خودش بگوزه تو مخش تا ذهنش بریزه بهم .

4 ❤️

918947
2020-09-24 03:50:14 +0330 +0330

ابله اولا اگر راست بود شماره میدادی یا گوشیتو که شماره ات روش گرفته شده بود رو جوری که ببینه میگرفتی دستت بقیش حل بود. دوما اگر وقتی رسیدی عقب یه جای خالی بوده اون دو تا مرد جلو نشسته بودن چون صندلی جلو در صورت دوتایی نشستن ناراحت ترین جای ماشین در سفر های طولانی مدته و به اخرین مسافر میوفته که بدشانسه!! سوما تو عمله بوگندوی از کارگری اومده که هیکلت خاک و عرق بوده چه جذابتی میتونی داشته باشی برا کسی؟؟ تنها سناریوی دستمالی شدن لاین بوده که کرایه گرون شده بوده نمیدونستی پولت کم بوده راننده… 😁


919109
2020-09-24 03:51:11 +0330 +0330

تا کی زن و دختر مردم از دست امثال تو شل مغز نباید در امان باشن.
خجالت بکش و دیگه از این غلط ها نکن

3 ❤️

919139
2020-09-24 03:51:26 +0330 +0330

جناب Atawich عزیز!
بله.من هم نوشتم خیلی قبل‌تر از سه سال پیش.چون‌ توی داستان نوشته سال ۹۶.

  • منظورتون از کابل و قندهار رو متوجه نشدم.
2 ❤️

919149
2020-09-24 03:51:34 +0330 +0330

نصف عمرت رفته هنوز یه سکس واقعی نداشتی بنویسی برگرد به همون کابل با دخترعمو ازدواج کن حالشو ببر

1 ❤️

919345
2020-09-24 17:28:46 +0330 +0330

ناموسا چجوری تاکسی دوتا آقا رو جلو سوار کرده بود😐

1 ❤️

919364
2020-09-24 20:32:28 +0330 +0330

آخه نویسنده داستان به جهنم، شما خوانندگان تشخیص نمیدین راننده و مسافر میشن 2نفر،جغ زدن زیاد کند ذهنی هم میاره خخخخ

1 ❤️

919468
2020-09-25 01:52:13 +0330 +0330

دهنت سرویس میرفتی سراغش😎😎😎

0 ❤️







Top Bottom