یک سکس تپل با مهشید

1390/05/22

سلام این داستان مربوط میشه به سال گذشته… زمانی که اولین سکسمو انجام دادم
خب بریم سراغ این ماجرا…
پسر عموم چند ماه میشد ازدواج کرده بود من تو مراسم های نامزدی و عقد کننون خواهر زن پسر عموم رو دیدم
از من خوشش اومد و به دختر عمه هام که تقریبا هم سن و سال اونا بود گفته بود این پسره کیه؟ من ازش خوشم اومده
آقا خلاصه کنم همه چی جور شد و من با ایشون دوست شدم
در طول دوستیمون بهش دست نزدم چون بالاخره فامیل بود آبرو داشتم اما خدا میدونه چقدر دلم میخواست
اسم دختره مهشید بود قدش نسبت به من کوتاه بود حدودا 150 سانت سینه های بزرگ… باسن خوش فرم…
خلاصه از این دخترا بود که تو خیابون ببینی جذبش میشی
خونه هامون از هم دور بود و کم همدیگرو میدیدیم
اونا هم فامیل خیلی دور بودن دیگه
دوستیه ما با اون خانوم تموم شد
در حد مرگ ازش ناراحت بودم اونم عین خیالش نبود
چند ماه گذشت تقریبا همدیگرو فراموش کرده بودیم تا…
ماه محرم شد… تو حال و هوای محرم بودم… هرشب با بچه های محل خیابونا رو زیر و رو میکردیم تا روز قبل از تاسوا رسید
با خانواده تصمیم گرفتیم این تعطیلات رو خونه ی پدر بزرگم بگذرونم
نکته ی مهم اینجاست که پسر عموم که تازه ازدواج کرده بود طبقه ی پایین خونه ی پدر بزرگم زندگی میکرد
رفتیم خونه بابا بزرگ همه رفته بودن مسجد منم که فوق العاده تیپ زده بودم خورد تو ذوقم… مو ها فشن…پیراهن سفید… عطر آزارو… خلاصه رفتم اتاق آخری خونشون که مخصوص من بود… ماهواره رو روشن کردمو یه فیلم تخمی داشت و منم نگاه میکردم
همه اومدن از مسجد اما خبری از سه تا دختر عمه هام نبود… بعد از شام به عمه گفتم بچه ها کجان؟ گفت پایینن
منم گفتم کون لقشون
دوباره رفتم تو اتاق
یهو دختر عمه کوچیکم اومد تو اتاق سلام کرد گفت پاشو بیا مریم اینا پایینن میگن توام بیا
گفتم اونا پایین چیکار میکنن؟ گفت پسر عموت رفته شمال با زنش خونه خالی بود اجازه گرفتن برن پایین آخه مهشید هم هست میخاستن راحت باشن
گفتم تو برو من میام
دو دل بودم برم یا نه
رفتم
وارد که شدم با استقبال دختر عمه ها رو به رو شدم بعد چشم تو چشم با مهشید گفت سلام گفتم علیک سلام
خلاصه خیلی عادی نشستیم و حرف زدیمو ورق بازی کردیمو…
ساعت حدود دو و نیم بود که دختر عمه کوچیکم رفت بالا بخوابه
دختر عمه وسطی جلوی پای من رو مبل خابش برد
منو مهشید با دختر عمه بزرگم بیدار موندیم
حرف از جن و روح اومد وسط
منو دختر عمم رو مبل کنار هم نشسته بودیم مهشید هم رو بروی ما یه پتو پیچیده بود دورش(چون دامن کوتاه پاش بود) از ترس ریده بود
گفت من میترسم یکی بیاد کنار من بشینه تا سکته نکردم
دختر عمم گفت من عمرا بیام
من مردانگی کردمو رفتم بغلش نشستم
خلاصه ساعت حدود 4 بود
دختر عمه بزرگه رفت تو اتاق تا با دوست پسرش حرف بزنه منو مهشید تنها شدیم
من بغلش دراز کشیده بودمو ساکت به سقف زل زده بودم
اونم بهم زل زده بود اما مثلا من نمیدیدم
یهو گفت ازم ناراحتی؟ گفتم نه گذشته هرچی بوده
گفت یه بوست کنم؟ کاری که مدت ها آرزوم بوده
من با تعجب نگاش کردم گفتم باشه
یهو لباشو گذاشت رو لبامو چشاشو بست
آروم هلش دادم عقب گفتم چیکار میکنی؟
گفت با کسی که عشقم بوده عشق بازی میکنم
گفتم نه نمیکنی اونم اینجا میخای آبرو ببری؟
گفت من میخام بقیش با توه منم با خودم گفتم بهترین فرصته بکنمش
رفتم پیش دختر عمه بزرگم گفتم ببین منو مهشید کار داریم یهو بیرون نیای اونم گفت الان میخابم من
اومدم بیرون و کنارش دراز کشیدم گفت لمسم کن
دستمو گرفت گذاشت رو شکمش و بالا پایین میبرد بهم گفت بار اولته؟
گفتم آره تو چی؟ گفت نه
من که جا خورده بودم با خودم گفتم خاک بر سرم که این همه مدت داشتمش نکردمش
یه لب ازم گرفت دستامو گذاشت رو سینه هاش از رو لباس گفت دستتو از زیر بیار
تا دستم رسید به سوتینش دادش بالا
دستم که رسید به سینه هاش کیرم سرعت بالا اومدنش دو برابر شد
سینه هاش نرم بودو سایز بزرگ گفت یه کاری میکنی من حال کنمو حشری بشم؟ گفتم چی؟گفت نوک سینه هامو گاز بگیر
بدون معطلی لباسشو در آورد و سوتینشو باز کرد
صحنه ی فوق العاده ای بود بدن سفیدشو واسه اولین بار میدیدم دوباره دراز کشید و منم رفتم رو سینه هاش
حسابی سینه هاشو گاز گرفتمو لیس زدم در همون حالت دستمو بردم زیر دامنش
چون دامن پاش بود کارم آسون بود
اونم از رو شلوار با کیرم بازی میکرد فکرم کار نمیکرد
اون بود که این سکس رو رهبری میکرد منتظر حرکت بعدیش بودم
گفت حاضری یه حال اساسی بهت بدم؟ بعدشم نوبت شماس
گفتم شروع کن هلم داد عقب اومد رو پاهام نشست زیپ شلوارمو باز کرد شورتمو کشید پایین
کیرم راسته راست بود یهو کامل کرد تو دهنش… داغه داغ شد
بالا پایین میکردو ماساژش میداد منم که حرفی نداشتم بزنم
سینه هاشو میمالید به کیرمو صورتمو نگاه میکرد و میخندید
اومد بالا گفت خوش هیکل نوبت شماس (نکته اینکه 4 سال بدن سازی رفته بودم هیکلم فوق العادس)
خوابوندمش رو زمین دامنشو گشیدم پایین شورتش سفید بود
از رو شورت با کسش بازی کردمو درش آوردم
خیلی کس تمیزی داشت اول با زبون با چوچولش بازی کردم بعد همه ی کسشو حرفه ای لیسیدم
سرمو میگرفت و فشار میداد تو کسش
بد جور حشر شده بود یهو انگشتشو کرد تو کسش منم با تعجب نگاش کردم گفت تعجب نکن پردم حلقویه
گفت جلو یا عقب؟ گفتم هر دوتاش
گفت خوش اشتها میل خودته شروع کن عزیزم
منم اول برش گردوندم و به صورت سگی پشتش وایسادم قصدم کونش بود
اما همینطوری که تو نمیرفت
از آب کسش یکم مالیدم به سوراخش (یکم گشاد بود) آب دهنم یکم زدم بهش
رفت تو… داغه داغ بود یکم که جلو عقب کردم دیدم آبم داره میاد گفتم بهش گفت بریز تو
منم ریختم تو گفت نزار کیرت بخابه
دیگه با آب من رفت و آمد کیرم فوق العاده روون شد
همونجوری که بودیم کردم تو کسش یهو یه ناله ای کرد منم فشار دادم تا ته
با سرعت عقب جلو میکردم
دولا شدمو سینه هاشو فشار دادم گردنشو لیس زدمو بهش گفتم اینطوری راضی میشی؟
دوباره داشتم ارضا میشدم کردو تو کونش که آبمو اونجا بریزم
ریختم توشو بغلش دراز کشیدم
گفت بی شعور من هنوز ارضا نشدم. فقط فکر خودتی؟ رفت پایین کیرمو ساک زد تا دوباره جون بگیرم
خوابوندمش رو زمین نشستم پایینش
کیرمو کردم تو کسش و همینطوریکه عقب جلو میکردم یه دستم با چوچولش بازی میکرد یه دستم نوک سینه هاشو فشار میداد
داشت ارضا میشد هلم داد عقب و ارضا شد
دیگه حرف نمیزد چند دقیقه گذشت گفت کمک کن لباسامو بپوشم
من لباساشو تنش کردمو باهاش حسابی لب بازی کردم
اون شب تو بغلم خابش برد
فرداش قضیه رو به دختر عمم گفتم گفت خسته نباشی با اون همه سو صدا فکر کردی نفهمیدم؟
گفتم میتونی ردیف کنی امشب هم بمونه؟ گفت ببینم چی میشه
شب دوباره موند و یه سکس تپل کردیم
دو تا نکته داره این قضیه که براتون گفتم: اولیش باید از دختر عمه های پایه و با شعور و جیگرم تشکر کنم که شرایط. واسم فراهم کردن
دوم اینکه چون شب تاسوا و عاشورا این کار رو کردم گناه بزرگی کردم و حسابی از امام عذر خاستم
اما خدایی خیلی حال داد
بعد از اون شب هم دیگه باهاش در تماس نیستم
آخ که چقدر دوس دارم یه بار دیگه کنارش بخابم

(منتظر نظراتتون هستم)

نوشته: avalin sex


👍 0
👎 0
54962 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

293477
2011-08-13 20:14:33 +0430 +0430
NA

Aval.
Man k hal nakardam.bebinim baqie 2stan chi migan.

0 ❤️

293478
2011-08-13 20:34:01 +0430 +0430
NA

Avalan,Khat to saret,to tu khiab0n jazbe ye 2khtare 150cm mishi.kir to saliqat.
2voman,Dafe avalet b0d 3x mikardi,valy k0sesho herfei lis mizadi???

0 ❤️

293479
2011-08-13 20:43:01 +0430 +0430
NA

خیلی کیری بود.زرتی ارضا میشدی

0 ❤️

293480
2011-08-13 21:43:50 +0430 +0430
NA

ب گ ی ر ش

0 ❤️

293481
2011-08-13 21:55:06 +0430 +0430
NA

به قول سارا آخه ميمون!!! وقتي نشسته روي پاهاتو داره برات ساك مي زنه چطوري سينه هاشو ميماليدي؟!! فقط ميمون با دستاي درازش مي تونه اين عمليات محيرالعقول رو انجام بده…

“دیدم آبم داره میاد گفتم بهش گفت بریز تو
منم ریختم تو گفت نزار کیرت بخابه
دیگه با آب من رفت و آمد کیرم فوق العاده روون شد
همونجوری که بودیم کردم تو کسش یهو یه ناله ای کرد منم فشار دادم تا ته”

تو اولين آدمي هستي كه بعد از اينكه آبش مياد كيرش نمي خوابه و با كمك روون شدن توسط آب خودش طرف رو براي دست دوم مي كنه!!!

فكر كردي ماهم مث خودت تاحالا سكس نكرديم اسكل؟!! حداقل قبل از نوشتن اين داستان با يه نفر كه سكس واقعي داشته مشاوره مي كردي!!!

راستي من براي يه دخر 150 سانتي كيرم رك نمي شه!!! شما چطور؟!!

همه تونو دوست دارم فرزندان ايران زمين…

0 ❤️

293483
2011-08-14 00:15:36 +0430 +0430
NA

بازم یه ندیده دیگه اومد داستان نوشت هه دختره کلا تو رو مدیریت کرده تو لازم نیست تشکر کنی دختره خودش واسه جور کردن تو از اونا تشکر کرده قبلا :))
خب میمون رو هم بهت گفتن و اینکه نمی خواد از امام عذرخواهی کنی تو که کاره ای نبودی مجبور شدی :d ولی برو از امام بخواه یه کاری کنه بری دو کلاس درس بخونی اینهمه غلط املایی نداشته باشی

0 ❤️

293484
2011-08-14 01:22:46 +0430 +0430
NA

1- "نسبت به من کوتاه بود حدودا 150 سانت " ببخشینا اونوقت ایشون از کدام دسته جانداران بودن؟؟؟ 1-فیتوپلانگتونها 2-موجودات تک سللولی3- نوعی میمون به ارتفاع 150cm ؟؟؟
2- دوست عزیز اصلا یه موجود 150cm تو خیابون دیده نمی سه که بخوای جذب بشی!!!
3- شماها محرما معمولا با ول گشتن و راه رفتن عزاداری می کنین؟؟؟
4- من شرمندما ولی شاشیدم به اون تیپت!!! آخه کره خر کی تو محرم تیپ پیراهن سفید میزنه؟؟؟
5- “ساعت حدود 4 بود
دختر عمه بزرگه رفت تو اتاق تا با دوست پسرش حرف بزنه " حتما ایشون هم نوعی جغد تشریف دارن دیگه!!! کلا شما یه باغ وحش کاملینا !!!
6- مگه نگفتی دختر عمه وسطی جلو مبل خوابش برده بود اونوقت الاغ تو رفتی از اون که تو اتاق مطمئن شدی ولی جولو این که خوابه کنارت خوابه تخمتم نیست؟؟؟ کیر تو اون مغز اسهالیت با این تخیلاتت!!!
7- بابا عجب جنده ای بوده این مهشید 150cm ! مطمئنی قبلا تو لاس و گاس کار نمی کرده؟!!
8-”(نکته اینکه 4 سال بدن سازی رفته بودم هیکلم فوق العادس)
" نه عزیزم نکته اینجاس که 4 سال فکر کردی که یه داستان بنویسی حالام که به معنی واقعی کلمه رییییییدییییی و باید 4 سال تلاش کنی تا این گندی رو که زدی پاک کنی درضمن نتونستم نگم((برو کونتو بده بابا))
9- اونقدر داستانت کسشعرو احمقانس که دیگه حوصلم نکشید بقیشو بخونم ولی دوست عزیز بقول معروف اینجارو ول کن برو پی بازیت!!!

0 ❤️

293486
2011-08-14 01:55:28 +0430 +0430
NA

من از صداقتت خوشم اومد که گفتی 150 بوده ولی فقط تعداد خیلی کمی هستن که جذب یه دختر 150 سانتی میشن داستانتم در کل جالب نبود

0 ❤️

293487
2011-08-14 03:31:02 +0430 +0430
NA

سکس با قد کوتاه
بد نبود.
دوستانی که تمایل به سکس با دخترهای کوتاه قد ندارن خیلی بی تجربه هستند.
بعد از تجربه محاسن و لذتهاش رو میفهمین.

  1. بعلت سبک بودن طرف مقابلتون بهترین حالتهای سکس رو میتونین انجام بدین .
    2.بقیه رو خودتون تجربه کنید.
0 ❤️

293488
2011-08-14 04:06:51 +0430 +0430
NA

خوبه که هیکلت فوق العاده س.راستی گفتی ازت یه نسبتا کوتاه تره؟یعنی قد تو 152 یا خیلی 154 آره؟

0 ❤️

293489
2011-08-14 04:41:12 +0430 +0430
NA

کیرم تودهنت با اون داستان تخمیت مگه کسی کیرتو کونت کرده که داستان بنویسی

0 ❤️

293490
2011-08-14 04:51:13 +0430 +0430
NA

چون تخیلی بود نظری ندارم یک راست میرم سراغ رسم و رسومات:
آخه مرتیه کیری با این داستان تخمیت دختر عمه ها کنار کپه مرگشون گذاشتبودن بعد او دختره ی جنده ی جنده رو کرده اونم آه و ناله کرد ولی دخترعمه هات بیدار نشن؟اونم تو شب تاسوا حداقل داستانتو جوری بنویس بشه باور کرد مرتیکه کس کش.

0 ❤️

293491
2011-08-14 04:53:46 +0430 +0430
NA

کس کش یه چیزی یادم رفت خونه ی بابا بزرگت کلا محل دوست پسر بازی و سکسه دیگه مگه نه کیری؟

0 ❤️

293492
2011-08-14 10:33:12 +0430 +0430
NA

"Ba bahse Jenno rooh Dokhtar ammat shashid too khodesh, manam mardanegi kardamo neshastam pishesh ta natarse ! " =))
babaaa Ghahreman! Baba ahmadi nejad ! :D Namoosan roo in kos sherat cheghadr vaght gozashti ?? :D
Labase sefid too mah moharam?? :D aroosi pedarete?? :D Khob kiram too halghet, dafe avvale dokhtare naboode dalil mishe ke parde nadashte basheo OPEN Bashe to ham betuni az jolo bokonish ?? :D
ba’d ehyanan in dokhtar amme bozorgat jende naboode? :D Saate 4 sobh ba bfesh ( shab konesh ) miharfe? :D
SHASHIDAM BE IN MAGHZE KIRIT BASHAR :D
Dar kol, to ke rast migi vali KOSSE NANEYE 2ROOGHGOO :D

0 ❤️

293493
2011-08-14 11:00:53 +0430 +0430
NA

دروغ بود والسلام …
رفتي به دختر عمت گفتي كه ما اينجا كار داريم تو بيرون نيا… اونم گفت چشم …!!! پس نتيجه ميگيريم كه دختر عمت جندست… اون يكي دختر عمت هم كه همونجا زير پاهاي تو خوابيده بود و از سر وصداي شما كه تا اون يكي اتاق ميرفت بيدار نشد…! عجب…!!! پس نتيجه ميگيريم اين دختر عمت هم جندست…!!
توكه علي الحساب دوتا دختر عمه جنده دم دست داشتي چرا اونا رو نكردي …؟؟؟
اومد نشست روي پاهات… شورتتو كشيد پايين و كيرتو كرد تو دهنش…!!!
آخه تو بيا بشين رو پاهاي يكي از دوستان اينجا بعد همونجوري كيرشو بخور ببينم چطور اينكارو ميكني…!!!
بعد اينكه چند بار كرديش توبغل هم خوابيدين… ديگه نه كسي از طبقه بالا اومد كه ببينه شما چيكار ميكنيد… نه صبح كه شد كسي شما رو با اون وضع نديد…
پردش هم حلقوي بوده…!!! يه نفر پيدا نشد بياد يه داستان بنويسه كه دختره پرده داشته باشه شير پسر ما هم بره پردشو پاره كنه…!!! همشون حلقوي ان…
برو يكم مغز خر بخور شايد يكم عقلت اومدسر جاش تا ديگه از اين خيال پردازيها نكني… :D :D :D :D :D

0 ❤️

293494
2011-08-14 11:24:51 +0430 +0430
NA

خاک بر سرت،
آدم جلو دختر عمه هاش سکس میکنه اونم تو تاسوعا و عاشورا
امام حسین به کمرت بزنه
آخه دختره هم اگه خوشگل و خوش هیکل بود که خودشو در اختیار تو نمیذاشت!!!150cm

0 ❤️

293495
2011-08-14 13:29:31 +0430 +0430
NA

be nazaret mahshid ie dokhtare 8 sale naboode ke az harf zadan darbareie jen mitarse dar zemn khodet gofti 150cm ghadeshe

0 ❤️

293496
2011-08-14 16:10:39 +0430 +0430
NA

خوب بود راس كــــــردم بابا يه كم با ذوق بنويسين تاسوعا رو هم اشتباه نوشته بودي

0 ❤️

293497
2011-08-14 19:05:21 +0430 +0430
NA

نمونه ای از داستانهایی که زیاد شده
من رویام
دیروز با دوستم اومدیم خونه دیدم چندتا کفش مردونه جلویه در خونمونه و صدای اه اه از خونمون میومد
استرس دارم از این جا رو دوستم واستون تعرف میکنه ~X(
دوستم:یعنی چی؟ یعنی چندتا مرد دارن پسری رو که همیشه عاشقش بودم رو میکنن :D منظور داداش رویاست یه پسر خوشگل با قد 190 و اندمی وریده :&
راستی از خونشون براتون بگم :)) :)) :)) :))
ویلاییه :D
تصمیم گرفتیم بریم از پشت خونشون یواشکی دید بزنیم.همینطور که میرفتیم متوجه شدیم صدا قویتر شده.یهو چشمم خورد به کیرش.عجب کیری بود.خیلی دلم می خواست می تونستم بخورمش :& کیر سگی که اورده بودن با سگ رویا جفت بندازن.سگ رویا اینا یه جنده تمام عیار بود یه سگ تریر سفید که تمام سگای محل ترتیبشو داده بودن 8} اب کوسم راه افتاده بود اون سگه همینطوری در حال تلمبه زدن بود و اخر سر ابشو ریخت توی کوسش /:) هر دو بی رمغ شده بودن و تا صبح کنار هم خوابیده بودن :))
در اخر اون مردا اومدن و سگشونو بردم
راستی از خودم بگم من نسرین هستم.قدم 175 هستش سینه هام سایزش 75 و کونمم خیلی تپله به طوری که وقتی میرم خیابون هم بهش نگاه میکنن.

در اخر کیرم تو هرچی داستانه کیریه =))

0 ❤️

293498
2011-08-14 19:07:06 +0430 +0430
NA

نه اقا من خودم شخصا میتونم بعد دفعه اول که ابم اومد سیخ نگه دارم شاید 2مین طول بکشه

0 ❤️

293499
2011-08-14 20:28:03 +0430 +0430

=)) =)) =))
چرا کس همه دخترای شهوانی حلقویه؟؟؟
چرا دختر عمه بزرگه که توی اتاق بود قضیه رو فهمید اما دختر عمه ای که روی مبل خوابیده بود چیزی نفهمید؟؟؟
چرا همه میخوان با هم سکس کنن اما روشون نمیشه؟؟؟؟
چرا مهشیده به همه عالم و ادم داده ولی به عشق اصلیش نداده؟؟؟
چرا همه فکر میکنن ما کسیم؟؟؟؟
چرا اخه؟؟؟
چرا؟؟؟

0 ❤️

293500
2011-08-15 15:13:24 +0430 +0430
NA

من خراب این سواد داستان نویسام.تاسوا!!!
آخه بی سواد.تاسوعا.
چندتا دیگه می نویسم یاد بگیری.
خواهر.خانواده.خواستن.

0 ❤️

293501
2011-08-15 18:44:47 +0430 +0430
NA

خيلي آبكي بود.حداقل يكبار بعد از نوشتن خودت بخون ببين چه چرندياتي گفتي

0 ❤️

293502
2011-08-15 19:20:56 +0430 +0430
NA

کیرم تو کوس و کون هرچه نویسنده و نظردهنده هست

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها







Top Bottom