داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

یک عشق ممنوعه

1399/04/18

با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم
با دیدن اسم علیا دختر عموم عصابم خورد شد
با عصبانیت تقریبا داد زدم هااا چیه دختره بیشعور الان چه وقت زنگ زدنه خواب دیدی؟نمیدونی دیر خوابیدم
بیشعور با صدای بلند خندید
هنگ کردم چرا خنده اش اینطوری شده
سکوت کرده بودم ک به حرف اومد
با خنده گف قربونت برم ک همیشه وقتی از خواب بیدار میشی هنگ میکنی
اسممو بنویسی مای لاو دیگه علی و علیا رو قاطی نمیکنی چند ثانیه سکوت کردم و گفتم عه علی تویی
-نه عمته
-عمه ام عمه ی تو هم میشه ها
-چیز بدی نگفتم ک.حالا اینارو بیخیال مامان اینا رفتن عروسی دختر خالم سه روز هم نمیان میدونی ک؟
-اره خب چیکار کنم؟
-عه دریا نمیگی پسرعموت تنها چیکار میکنه چی میخوره
-ای شکمو باشه خب برا ناهار بیا اینجا
-اذیت نکن روم نمیشه
-باشه بابا میارم خودم فعلا بزار بخوابم
-مرسی چش دریایی
-لوس نشو خدافظ
از وقتی یادم میاد عاشق پسر عموم بودم
همیشه یه جور خاصی هوامو داشت
اما هیچوقت نمیگف ک بهم حسی داره
منم نمیگفتم
اون مثل یه دوست خوب بود و من بعضی وقتا از خودم بدم میومد ک جنبه شو نداشتم و عاشق شدم
هر کاری کردم دیگه خوابم نبرد
تصمیم گرفتم ناهار رو خودم درست کنم
تنها چیزی ک خوب بلد بودم ماکارونی بود خداروشکر علی هم خیلی دوس داشت
با کلی استرس و هیجان زنگو زدم
با یه رکابی و شلوارک موهای بهم ریخته درو باز کرد
-سلااام به به بفرماا داخل
-علیک سلام اینارو به من میگی یا ظرف غذا
-به دوتاتون گوگولیا
-اه چندش
خندید و دستمو گرفت دنبال خودش کشوند
بعد از ناهار علی یه فیلم عاشقونه گذاشت ک ببینیم
فیلمش زیاد صحنه ی لب و عشق بازی داشت
علی بهم خیره شده بود با خنده گفتم تلوزیون اونطرفه هاا
لبخند زد و اروم گف میدونستی اسمت خیلی بهت میاد
اون چشای درشت دریاییت ادمو دیوونه میکنه دیدن این چشما از فیلم قشنگتره.
قلبم داشت از جا در میومد فکر کردم مثل همیشه مسخره بازی در میاره گفتم وا چه حرفا رمانتیک کی بودی تو منو با زیدت اشتباه گرفتیاا
-هرچقد میخوای بحثو عوض کن ولی چشمای تو هم داد میزنن ک دوستم دارن
-هوممم؟
دستشو گذاشت رو قلبم در گوشم گف اگه دوستم نداشتی این قلب تند تند نمیزد.
لبشو گذاشت رو لبم خوابوندم رو زمین سنگینی بدنشو رو خودم دوست داشتم
مال من میشی دریاا؟
اجازه میدی هر روز تو چشمات غرق بشم
چیزی نگفتم
دوباره لبمو بوسید منم همراهیش کردم
خواست لباسمو در بیاره گفتم میشه چراغو خاموش کنی دستامو برد بالا تیشرتمو در اورد و گف نه نمیشه
و شروع کرد گردنمو خوردن سوتینمم در اورد
و اروم میمالید
دیگه اح و نالم در اومده بود
-جووون قربون نفس نفس زدنت برم دوس داری؟دریا میخوام خودت سینتو بزاری دهنم اووممم جوون
همینطور ک سینمو میخورد دستشو برد تو شلوارم
شورت نپوشیده بودم
دستش ک خورد وسط پام دیوونه شدم
-احححححح
-جووون قربون کست برم ک خیس شده
انگشتشو میکشید لای کسم چوچولمو میمالید
رفت وسط پام شلوارمو در اورد افتاد به جون کسم حسابی کسمو لیس زد زبونشو میکشید لای کسم
-اخخخخ
-جووون کستو بخورم
انقد کسمو لیس زد و قربون صدقش رفت ک ارضا شدم
بیحال افتادم پیشونیمو بوس کرد گف دوس داشتی
گفتم پس تو چی؟
-مهم نیس عشقم
-مهمه من دلم میخواد ببینمش
-چیو؟
-علییی
-جوون
-ببینمش دیگه
-چیو عشقم
-کیرتو
-جوون کیرم مال توعه هرکاری میخوای بکن
انقد کیر و تخمش و خوردم لیس زدم ک ارضا شد
دوسال رابطه داشتیم
بعد از دوسال با خانوادش حرف زد و فهمیدیم ک خواهر برادر شیری هستیم
دوتامون نابود شدیم
ما عاشق هم بودیم ولی عشقمون ممنوعه بود

نوشته: دریا


👍 12
👎 10
32959 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

897067
2020-07-08 21:22:59 +0430 +0430

اسمش علیا بود خخخ.

پسرعاریایی من نوکرتم بت ارادت دارم پسری از ایالات متحده بلوچستان!!
پرچمت بالاس دادا

1 ❤️

897070
2020-07-08 21:24:55 +0430 +0430

از داستانای دیگه امشب بهتر بود ولی به خاطر اینکه کلا نقطه نزاشته بودی عمو بیچ کینگ میاد کونت میزاره.

3 ❤️

897077
2020-07-08 21:29:04 +0430 +0430
NA

بایه نهار کردت؟همینجوری فرتی کردت؟

برادر شیری یا کیری مسئله این است (dash) (dash) ✋ 🌹 🌹 🌹

6 ❤️

897080
2020-07-08 21:30:16 +0430 +0430

بد نبود و خوب هم اصلا نبود
شنیده و دیده بودم که جوراب پا نمی کنن،حالا به دلایلی ولی شورت نپوشیدن رو نمی تونم هضم کنم
جدی میشه شورت نپوشید؟
جرات نمی کنم حتا امتحان کنم
خدا لعنتتون کنه به چه چیزایی درگیرمون می کنید
اه…!


897091
2020-07-08 21:37:01 +0430 +0430

لطفا اینجور مسائل رو از بچه هاتون پنهان نکنید ،متاسفانه من دیدم که رازهای زیادی یا مطالب کوچیک زیادی از بچه ها پنهون میمونه و بعد ی دفعه بازگو میشه و این اصلا خوب نیست مثل همین برادرخواهرشیری

3 ❤️

897098
2020-07-08 21:51:27 +0430 +0430

یعنی تا اون سن نمیدونستید خواهر برادر شیری هستید؟ عجب !! مقصر بزرگترها هستند.

به هر حال، داستانه دیگه، و چون مثل بقیه نگفتی واقعیت داره بهت اولین لایک را میدم.

3 ❤️

897099
2020-07-08 21:51:45 +0430 +0430

کصشعر رمانتیکی بود.

واما ممد رضا گل عشق منی عزیزی، باور کن ندیده عاشقتم.

3 ❤️

897110
2020-07-08 22:14:36 +0430 +0430

##وای خاک بر سرت با این داستان کیریت واقعا حیفه بهت فحش ندیم.خاک بر سرت کیرم دهنت##

3 ❤️

897125
2020-07-08 22:28:02 +0430 +0430

مثل من شده ماجرات. این داستان خیلی چیزا رو برام زنده کرد لعنتی

1 ❤️

897127
2020-07-08 22:29:37 +0430 +0430

امشب کاسب نیستیم یه داستان خوب اولا حالا اینکه پسر عمه و دختر عمه اینا بودید به کنار خب کره اسب وقتی عاشق همید چه فرقی میکنه خواهر و برادر شیری باشید یا دو تا غریبه بزارید کنار این عقاید مسخره رو زن همسایه ما هم ،به کل بچه های محل شیر داده الحمدالله الان همه بچه های محل باهم ازدواج کردند
راجع به داستانت باید بگم دیس با احترام

1 ❤️

897175
2020-07-09 01:09:37 +0430 +0430

بعد از این شدید خواهر و برادر کیری

3 ❤️

897180
2020-07-09 02:34:22 +0430 +0430

دریا خدایی این داستانو‌ مینوشتی خودت کیرت راس شده بود ؟!

2 ❤️

897189
2020-07-09 03:37:07 +0430 +0430

دریا، اولین عشق مرا بردی…آلفردو ادامش رو بیا!

1 ❤️

897196
2020-07-09 04:28:25 +0430 +0430

نویسنده این داستان معلومه به مرد یا پسره… هیچ حسی نداشت این نوشته… ننویس آقااااا

3 ❤️

897200
2020-07-09 04:39:34 +0430 +0430

پسرعموت گشنه اش بود رستوران تو در دهاتتون نبود ب تو زنگ زد؟بعد یکهو بی مقدمه تورو کرد توهم خوردی براش؟؟اینقدر با این اراجیف ذهن نوجوونای این سایتو خراب نکنین که فرت و فرت میشه همه رو کرد

4 ❤️

897227
2020-07-09 06:22:24 +0430 +0430
NA

آخ آخ یعنی کیر تو این زندگی چقد ضد حابه :)

2 ❤️

897271
2020-07-09 08:26:17 +0430 +0430

منم بچه بودم خیلی مسواک میزدم… تا اینکه فهمیدم دندونام شیری ان… نابود شدم

5 ❤️

897359
2020-07-09 16:07:09 +0430 +0430
NA

اخخخخخخخخخح
یه دختر و پسری رو دورادور میشناختم که عاشق هم بودن ولی بعد از مدتی فهمیدن که خواهر برادر شیری هستن
نابوووود میکنه ادمو

1 ❤️

897361
2020-07-09 16:18:52 +0430 +0430

لنگ ظهر ناهار بردی بعد میگی چراغارو خاموش کن؟؟؟
باش

2 ❤️

897472
2020-07-09 22:03:37 +0430 +0430

یک چیزی تو منتقدین یا در اصل بهتره بگم فحش دهنده های شهوانی اینه سایت نوشته داستان سکسی، اسم داستان مشخصه (dash) باز میکنن
اول داستان چیه مشخصه میان میخونن
بعد میان فحش میدن این چی بود و‌…
نوشته داستان سکسی!!! داستان!!! داستان های افراد غیر حرفه ای!!!
اون روز یک خانومه اومده میگه میشه شما بنویسی داستانمو؟گفتم نه خانوم هر جور بنویسیم باز یک عده میان فحش میدن!!!

0 ❤️

897477
2020-07-09 22:14:03 +0430 +0430

چرا عشق ها همش شده سکس با لب؟هرکی با لب سکس میگیره عاشقه؟چی شد اون عشق فرهاد وشیرین…تاسف میخوره ادم

0 ❤️

897483
2020-07-09 22:34:29 +0430 +0430

تواون دوسال قشنگ که هموپاره کردین وازهم سیرشدین
بعدبهونه خواهربرادری شیری رومیکنین

بابااین چیزاتواین زمونه کسشره الان بااین وضعیت هراتفاقی اعم ازسکس محارم وضربدری وغیره…اینجاافتاده
وشیری بودن انگشت کوچیکه این اتفاقهانمیشه

0 ❤️

897566
2020-07-10 06:11:39 +0430 +0430
NA

تو این دوسال اندازه 34 سال سکس داشتین دیگه الان خاهر مادر شیری شدین بذار بکنه توش سخت نگیر

0 ❤️






Top Bottom