من و خاله ی مطلقه

1397/04/03

این قضیه مال پاییز هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر داره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم تنهاست اکثریت پیش خالم هستم.
دیگه یه جورایی منو خالم با هم زندگی می کنیم همه فامیل هم روی من یه جور دیگه حساب می کنن.
میگن به به یه پسر خوب مومن حرف گوش کن کلا هر جا دم از مردونگی میشه اسمه مارو هم می برن( آره ارواح عمتون خبر ندارین ) دقیقا خالم از من 3 سال بزرگتره (ما شا ا… بابابزرگ چه کمری داشته).
طوری هستش که هر جا میریم همه فکر می کنن منو خالم زن و شوهر هستیم (تو هم که بدت نمیاد) اما چه افسوس هر کی این فکرو می کنه می گه چه تیکه ای رو داره هر شب می کنه ولی نمی دنن که اصلا تا حالا به فاصله یه متری هم نخوابیدیم چه برسه به …
در ضمن اینو بگم که خالم صبحا می رفت سره کار منم میرفتم دانشگاه بعضی روزها هم که کلاس نداشتم یه دلی از عذا در میاوردم زنگ می زدم به زیدم می یومد ما رو در بیابه.
یه روز 5 شنبه گوهی هم اون طرف ما دیر اومد خاله هم زود اومد داد!
منم از همه جا بی خبر که خاله ما پشت دره می خواستم بکنم تو کون زیدم اون می گفت کلفت و درازه می ترسم پاره بشم خلاصه پیچوند.
منم حشری نگو حالا خاله ما داره میشنوه یو هو صدای به هم خوردن در اومد نمی دوستم که خالم داره فیلم بازی می کنه فکر کردم خالم اومده سریع لباسمونو پوشیدیم.
مثلا داریم درس می خونیم خالم داد زد ساسان کجایی کفشات که اینجاست مهمونم داری؟
رفتم بیرون گفتم: به! خانم خانوما زود تشریف فرما شدین.
همون لحظه فرشته زیدم اومد بیرون خالم گفت خانوم کی باشن؟
این زیده ما شروع کرد به ته ته به ته کردن من سریع گفتم هیچ چی از دوستان دانشگاه هستن داشتیم درس می خوندیم!
خالمم نامردی نکرد تیکشو انداخت گفت بله خیلی هم خسته شدین خیس عرقین معلومه درسه سنگینی بوده تو مایه های علوم تجربی برخورد فیزیکی بین …
پریدم تو حرفش گفتم سوسن داری چی می گی؟
گفت بعدا بهت می گم.
آقا اون روز من اومدم که فرشته رو برسونم جیم شدم ساعت 10 شب اومدم خونمون
مامانم گفت ذلیل مرده کدوم گوری هستی برو ببین خالت چیکارت داره!
منم ریدم به خودم گفتم الان خاله ساکمو بسته می خواد بزاره زیر بغلم و یه لگد تو کونم پرتم کنه بیرون.
خلاصه رفتم خونه چون کلید داشتم در رو باز کردم رفتم تو مثلا من خونه نرفتم.
تو همین فاصله هم ننم زنگ زده بود ریده بود به نقشم گفت کجا بودی!
احساس کردم یه جور دیگه شده بود. گفتم تو کوچه ها الان اومدم اینجا ساکمو بردارم برم دیگه بابت امروز بد جوری ضایع کردم!!
گفت خفه شو پدر سگ مادر جنده پس اون کونی که خونه بوده مامانش گفته بیاد اینجا لابد عمه من بوده!!!
دیدم آره ننه سریع گزارش داده دیگه موندم چی بگم!
گفتش می خوری؟
گفتم چی؟
گفت ودکا؟
دیدم آره خودشم مسته پس بگو چرا انقدر داره بد صحبت می کنه حالیش نیست!
گفتم نه!
گفت خفه شو باید بخوری رو حرف من حرف نیار!
منم چون واقعا خاله سوسنمو دوست داشتم از بچگی با هم بزرگ شده بودیم قبول کردم منم خوردم مست مست شدم دیگه هیچی حالیم نبود سه تا ودکا روسی رو دو نفری خوردیم!
دیدم واقعا گوزه گوز شدم گفتم سوسن جون من برم بخوابم برگشت گفت کمکم نمی کنی منو ببری تو اتاق!
دیدم آره بابا بد جوری ضایع هستش اون از من ضایع تر هستش!
زیر بغلشو گرفتم بلندش کردم یو هو دستشو برد طرف کیرم (از اینجا به بعدش رو با حالت مستی بخونید تا برید تو حس)
گفت اینو بهم امشب قرض میدی؟
گفتم چی؟
گفت شنیدم بد جوری کلفته می خوام امشب تو من باشه میدیش؟
گفتم نیکی و پرسش؟ یو هو!!!
دو نفری با هم افتادیم رو تخت من هم زیرش موندم سرشو آورد بالا گفت ساسان جون خیلی می خوامت.
منم گفتم ما بیشتر.
شروع کردیم از هم لب گرفتن اصلا حواسم نبود دارم چیکار می کنم تی شرتمو در آورد شروع کرد با موهای روی سینم بازی کردن منم از رو پستوناشو میمالیدم دیگه داغ کرده بودم بعد از رو بولیز تونستم کرستشو باز کنم ( چقدر حرفه ای هستی شما )
بعد از 10 دقیقه کاملا لخت مادر زاد شده بودیم. داشتیم با هم ور می رفتیم بی اختیار دستمو بردم طرف کسش واقعا داغ بود شروع کردم کسشو لیس زدن با هر بار لیس زدن من آه خالم در میومد.
بر گشت کیرمو بگیره دستش تا دید گفت اوه اوه بنده خدا حق داشت نمی ذاشت کونش بزاری!
تازه فهمیدم قضیه چیه منم بیشتر حشری شدم افتادم به جون کس خالم چه لیسی میزدم خالمم کیرمو تو دهنش جا داد همشو خورد اونقدر خوب ساک میزد که انگار صد ساله اینکارس احساس کردم می خواد آبم بیاد!
بهش گفتم ولی اون به کارش ادامه داد و آبم اومد همشو خورد نذاشت یه قطرشم برام بمونه!
بعد بی حس افتادم رو تخت ولی انگار سوسن تازه خوشش اومده بود می گفت بازم می خوام افتاد بجون کیرم هر طوری بود باز کیر ما رو بلند کرد من چشامو بسته بودم رو ت تا

دسته کرده تو کسش( آرزویی که خیلی وقت بود خالم انتظارشو می کشید طبق گفته هاش تو روزهای بعد)
انگار به من آمپول حشریت زده باشن با دیدن این وضع بلندش کردم خوابوندمش خودم شروع کردم به تلمبه زدن حالا نزن کی بزن یه ربع یا نیم ساعتی داشتم این کار رو می کردم!
برگشت گفت عقب چی عقب نمیزاری؟
گفتم مگه عقب مجازه؟
گفت آره!
منم از خدا خواسته ( ای کون باز بدبخت) پریدم پشتش کیرمو گذاشتم دمه سوراخش فشار دادم تا کلش رفت!
دادش رفت بالا! گفت گوه خوردم! همین کسم بیا بزار!
من به حرفش گوش نکردم به کارم ادامه دادم دیگه داداش به آه و ناله تبدیل شده بود معلوم بود داره لذت میبره منم انگار تو سوراخ مداد تراش کرده بودم مگه تو می رفت!!
اولاش باز به سرم زد کسش بزارم برگردوندمش کردم تو کسش یه 4 تا تلمبه زدم دیدم کسش داره بازی می کنه فهمیدم می خواد ارضا بشه منم دیدم دارم ارضا می شم بهش گفتم من دارم ارضا می شم اومدم بکشم بیرون پاهاشو دور کمرم حلقه کرد نزاشت کیرمو بکشم بیرون همرو خالی کردم تو وای چه لذتی داشت هیچ وقت یادم نمیره دفعه اول واقعا لذت بخش بود!
بهش گفتم چرا؟
گفت قرص ضد حامله گی می خورم!
منم خیالم راحت شد تا صبح لخت تو بغل هم خوابیدیم.
صبح که شد بهم گفت ساسان اگه تو بچه خواهرم نبودی حتما باحات ازدواج می کردم چون تو واقعا فوق العاده ای! من بهاین خاطر از هوشنگ طلاق گرفتم که یه بار که کارشو می کرد دیگه باهام کاری نمی کرد!!
بهم قول بده هر وقت سکس خواستم منو ارضا می کنی!
منم از خدا خواسته قبول کردم.
تقریبا از اون روز به بعد خالم و من لااقل هفته ای دو بار رو با هم هستیم و کاملا مثل زنا و شوهرا شدیم.
تقریبا چهار سالی میشه با خالم هستم ولی هیچکدومش اون بار اول نمیشه اون یه چیز دیگه بود.
تازه گیها هم مامانم گیر داده می خواد دستمو بند کنه!
به خالم قضیه رو گفتم اونم ناراحت شد. نمی دونم چیکار کنم اگه می شد حتما با خالم ازدواج می کردم و از این شهر به یه شهر دیگه می رفتیم ولی حیف حرف مردم رو چیکار کنیم!!

نوشته:… amironline1382


👍 11
👎 29
172982 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

696932
2018-06-24 20:28:51 +0430 +0430

قزوینی میخام

0 ❤️

696940
2018-06-24 20:44:26 +0430 +0430

روانی جلقی

0 ❤️

696966
2018-06-24 21:21:21 +0430 +0430

اسم نویسنده زده امیر انلاین 1382،،متولد 1382 یعنی یه نفر 15 ساله اینجا چیکار میکنه؟
تازه خودشو هم بزرگتر جا زده
برو جقتو بزن عمو جون تا نیومدم از کیون بکنمت

3 ❤️

696977
2018-06-24 21:33:38 +0430 +0430

این داستان تکراری بود، من تو همین سایت شهوانی خوندم

1 ❤️

696982
2018-06-24 21:50:52 +0430 +0430
NA

ناموسن ملتو چی فرض میکنی ؟ 3 تا ودکا؟ اونم یوهو؟
مجلوق کون پیراشکی ،،|،

0 ❤️

696993
2018-06-24 22:34:50 +0430 +0430

اخه جقي كسي كه مست باشه زود كيرش بلند ميشه زودي هم ابش مياد.برو همون جقتو بزن.

0 ❤️

697016
2018-06-25 01:01:46 +0430 +0430

دو نفری سه تا ودکا خوردید! بعد تمام حرکات هم یادته! یکم غیر منطقی هستش ظاهرا

1 ❤️

697017
2018-06-25 01:08:21 +0430 +0430

آخه کسکشششش سه تا ودکا دونفری خوردین؟
تا همینجا خونذم فهمیدم تا تهش کسشعره
اون مشروب خوراشم همچین گهی نمیخورن چرا کسشعر میگی بی پدر؟
یه کُسی بگو بگنجه ناموسا

0 ❤️

697029
2018-06-25 02:44:53 +0430 +0430

چقدر ب خودت بیست میدی مرد مومن کیرم تو ترشحات مغزیت???

0 ❤️

697073
2018-06-25 08:32:51 +0430 +0430

تکراریه باو

شاید داخل پرانتز رو ذهن مجلوق خودت تراوش کرده

0 ❤️

697081
2018-06-25 09:21:18 +0430 +0430

تا همونجایی که گفتی با حالته مستی بخونید

0 ❤️

697090
2018-06-25 10:59:30 +0430 +0430

ای کروکودیل تو کون خودتو زیدتو خالتو ننتو همه‌کست خمیازه چند دقیقه ای بکشه با این کسشعری که تفت دادی

0 ❤️

697092
2018-06-25 11:17:10 +0430 +0430

فکر کنم تکراری بود. متولد 80 هم مگه ازین کارا می کنه! (dash)

0 ❤️

697117
2018-06-25 13:45:45 +0430 +0430

سه تا ودکا روسی باهم!!!

0 ❤️

697129
2018-06-25 16:31:08 +0430 +0430

کس نگو بچه…

0 ❤️

697142
2018-06-25 18:38:57 +0430 +0430

اصلا تکراری نبود

0 ❤️

697168
2018-06-25 21:04:01 +0430 +0430

سه شیشه وودکا.چ خبره باوو اتم ب اتم اون وودکا تو ذهن جقیت

0 ❤️

697207
2018-06-25 22:02:12 +0430 +0430
NA

شیشه های ودکا افقی تو کیونت

0 ❤️

697225
2018-06-25 23:15:02 +0430 +0430

ساسان کون میدهد به این و آن
لیک بکنش گله دارد و میگوید
کونی فقط با من بمان
ساسان که کون میدهد
فریاد میزند که ای امان
بکنش در جواب
میگوید ساسان من
این را بکن در دهان و لال بمان
تقدیم به ساسان کونی و خاله ی جنده اش

0 ❤️

697244
2018-06-26 05:16:06 +0430 +0430

چه گناهی کردیم که این خاطرات نصیبمون می شه
آخه معمله خر با 5 تا پا تو باسن مبارکت کنم
حیف که اسلام دستو پای منو بسته (dash) (dash) (dash) (dash)

0 ❤️

697307
2018-06-26 12:10:13 +0430 +0430

یه تا دوکای 40%درصد روسی را دو نفره خوردید و از قبل م خاله ات مست بود … یعنی … هرکدام حدود 1 لیتر و 750 گرم … ؟!!! انهم بلافاصله …
با داستان وفحش هاش کاری ندارم … شاید تو خانواده ات این چنین مناسبتهایی باشه … ولی این خوردن حتی در نزد روس ها هم معمول نیست …
ولی به نظرم سن تو باید پایین باشه که اینجور غلو کردن را دوست داری …

0 ❤️

698315
2018-06-30 01:06:05 +0430 +0430

داش اینو بگم ک شما دوتایی نصف ودکارو میخوردین هیچی یادتون نبود بعدشم ادم مست کیرش زود راس میشه زودم ابش میاد نه اینجوری ک تو نوشتی کم بزن همیشه بزن (dash)

0 ❤️

707773
2018-08-04 14:26:04 +0430 +0430

+ساسان جون خیلی میخوامت
-ما بیشتر (dash) (dash) (dash)

0 ❤️

739484
2019-01-04 21:27:49 +0330 +0330

حرف مردم بگیر به کیرت

0 ❤️

748058
2019-02-14 22:04:38 +0330 +0330
NA

یعنی شما الان فقط برای ازدواج با محارمت حرف مردم مشکله؟

0 ❤️

765663
2019-05-05 07:35:32 +0430 +0430

خخخخخخخ بدبخت حداقل چهارتا داستان میخوندی بعد میومدی دروغ مینوشتی ک.یرم تو ک.س ننه و خالت کو.نده پلاستیکی …متولد 82 خخخخخ بعد تو داستان میگی دانشگاه خخخخخخخ

0 ❤️

922621
2023-04-09 16:32:54 +0330 +0330

زن بگیر نفرسوم روهم تجربه کن

0 ❤️