خاله ی مهربون

1396/05/24

سلام بچه ها این داستان بین منو خالمه. من زیاد حشری نیستم ولی از زنهای 30 تا 40 ساله ی لاغر بینهایت خوشم میاد…در ضمن من قدم 190 و وزنم 87 کیلوعه…قیافمم اگه خیلی تعریف از خود نباشه خیلی خوبه. این خاطررو باهاتون در میون میزارم نه که یه مشت جقی سوژه پیدا کنن چون دیدم فرصتیه که میتونم با چارتا آدم درمیون بزارم خالی بشم یزره…

خب من چن سال پیش که هولوهش 19 سالم بود خیلی ورزش میکردم آدم هولی هم نبودم چون درگیره دین و تقیه و خودسازی بودم…همونجور که براتون شد کمرم تا ناموس پر بود…منتظره یه سوژه که تیکه و پارش کنه بودم…این خاله ی از خدا بی خبره ما هم تازه دماغشو عمل کرده بود و هیکل به شدت هاتی داشت دلتون نخواد. ماهم اهل این صحبتا نبودیم راستش…هزاران بار منو به خاطره موفقیتم تو ورزش تشویق میکرد…چندبار بدنمو لخت دید و لبخند زد…خب من کیرمم نبود که ببینه…مگه آدم میره خالشو میکنه؟؟مسلمون مگه نیسسیم؟اصن تو رویاهامم نمیگذشت که برم یه روز روش تلمبه بزنم…اما خوب از شما چه پنهون کونش منه بدبختو دیوونه کرده بود…هر سری میدیدمش میخواسم یقمو جر بدم همون وسط عین سگ بکنمش!!ای بابا…آره حالا این شورخالمم سکته کرده بودش اون موقع ولی خفیف بود گرچه فک کنم دم دستگاهش از کار افتاده بود که خالمم آمپر چسبونده بود…منو مثه بچش میدید واقعا.بهم افتخار میکرد یا نصیحت میکرد یا برام غذا میپخت خاله ی بدبختم…تو مهمونیام خیلی میرقصید که واسه منه بلا بد تموم میشد…تمام حرکاته بدنشو زیر نظر داشتم…که خوب اگه زنا رو خوب بشناسین میفهمین که اونا این چیزا رو خیلی زود میفهمن…رو نمیکنن فقط…بریم سره اصله مطلب…یه روز کسشر تابستونی که خانوادم رفته بودن شمال من موندم خونه که به ورزشم برسم…ناگفته نماند که مسافرتهای خانوادگیم کسشریه واس خودش.خلاصه خالم زنگ زد که بلند شو بیا شب اینجا شام بخورو فلانو تنها نمونی گرسنه خلاصه…منم گفتم زحمت میشه باو. ولی خب گفتم ضرر که نداره بریم یه شامیه دور هم میزنیم.رفتم با شوهر خالمو بچه هاش یه عرقی بودو یه شام سنگینیو خلاصه عشق کردیم…من که عرق نمیخوردم شوهر خالمم نتونست راضیم کنه. ولی شام سنگین حقی بود انصافا. هیچی دوستان. شامو زدیمو خوابو بغل کردیم. صب همه رفتن سره کارو خلاصه بگم که مکانم فراهم بود…صبحونرو که زدم دیدم ناموسا حالش نیس برگردم…چرت بعد از صبحونم جوابه…از خالم اجازه گرفتم که برم رو تخت دو نفرش لش کنم. گف برو قربونت برم منم میرم یه خریده ریز کنم نیم ساعت دیگه میام…آقا رو تخت یه بوی سکسی میومد که نگو مثه سگ نر داشتم له له میزدم روش. خواستم روش جق بزنم که گفتم اخه کسخل بعد دوسال خودتو بگا نده…نیم ساعتو به سختی طی کردم تا خالم اومدو نگو که کس اومد چه زن بلایی!!حشرش زده بود بالا پدر سوخته لباساشو نصفه در اوردو همچنان که از گرمای کسشر گله میکرد رف توالت…منم حاظر شدم که برم عینهو پلنگ اومد گف کجاااااا؟؟ گفتم دیگه ناموسا برم…گف میخوام پیتزا درست کنم موادشو خریدم بیا کمک!!آخه ناموسا کی از پیتزا میگذره که من دومیش باشم…فرو که آماده میکرد دوسه بار قمبل کرد که اره مثلا …کونش میخارید. ولی چون 37 سالشه خیلی اهله شوآف و ازین جور بچه بازیا نبود…وقتی داشتم سوسیرا آماده میکردم اومد نزدیکم گف خبببب از زیدات بگو عجقول wtf??? گفتم خاله من فعلا کسیو ندارم اصلا وقتشم ندارمو باس به ورزشم برسم…گف واااا پس چجوری دووم میاری مردی به این هیکل گفتم خلاصه دینو اخلاصو ازین حرفا…خب بحث دین که اومد وسط رفت تو اتاقو چند دیقه بعد اومد گفت من نمیدونم تو یا جقی هستی یا مریضی یا دم و دسگات خرابه!!پشمام ریخ. گفتم خب چه ربطی داره یعنی هیشکی نمیتونه خودشو کنترل کنه؟ گفت میتونی غذا نخوری؟؟با خودم گفتم این واقعا فک میکنه من کسخلم…بگذریم بحثمون کش پیدا کرد آخر گف اگه زید داشتی انقد کون مونه خالتو زیر چشمی نمیپاییدی!به معنای واقعی پشمام ریخت. گفتم این حرفا چیه خاله. گف منکه میدونم تو چته هیچ خجالتیم نداره خاله جان منم هیکلتو خیلی دوس دارم…خب اگه من بگم همونجا سیخ کردم شاید باورتون نشه…بدم سیخ کردماا. چشاش قلمبه شد زل زد به شلوارم گفت بیا بفرما باز بگو فلان و بیسار خب بگو اجاقت کوره! زدم زیره خنده گفتم ناموسا کمرم دیگه این حجم از آبو گنجایش نداره رو کس گاوم سیخ میکنه! سرشو انداخت پایین گفت بیا یادت بدم یهو تنم لرزید گفتم چی؟ گفت میخوام برات افتتاحش کنم…خلاصه دیگه خون جلو چشامو گرفت دستشو گرفتم بردم تو اتاق گفت زید آیندت چه گناهی کرده که باید گیره یه کارنابلدی مثه تو بیوفته؟ درستت میکنم…من دیگه حرف نمیزدم قلبم داشت بوکسوباد میکرد. لباساشو با یه سرعت کسشری درآورد با خنده دستمو گذاشت رو سینش گف این پستونه! بلند خندم گرفت گفتم فک کردی از ماه اومدم من؟؟ شرتشم در آورد سریع انداخت رو شکمم گفت بوش کن بوی عرقی هم میداد از خدا بی خبر…خلاصه گفت لخت شو دیگه منتظر فرش قرمزی؟ منم لباسارو کندم از پشت چسبیدم بش! گردنش یه ادکلنه شیرین زده بود دیوانه وار! کیرم که دیگه تاب نداشت لا پاش بود. گفت ازون سوراخ که نباس بکنی دیوونه؟! گفتم خب اخه نمیخوام داستان شه! گفت کاندوم دارم! از زیره تخت یه کشو وا کرد قشنگ مارکشم یادمه کشید رو کیره بی نوای من! سریع خودشو انداخت رو تخت دستاشو رو بهم دراز کرد گفت بیا روم…منم که تجربه اولم بودو فلان هول شدم. گذاشتم تو کسش. واقعا عالییی بود گرم و آروم خیلی فیض بردم منتها زیره دو دیقه شد که ابم اومد ناموسا انگار برق گرفتم…همونجوری دمر افتادم رو تخت خالم گفت من فک کردم الان تا صبح میکنیم عجب من میرم دسشویی حاظر شو دوباره! من که بین پشیمونی و بیناموسی و گناهو هزار کوفتو زهره مار مونده بودم کاندومو انداختم سطل اشغال گفتم همی چی به کیرم! تا اینجاشو اومدم…خالم اومد گف هنو خوابه ارباب که! حاضر شو دیگه وایسا اصن بخورمش! خندیدم گفتم آرههه؟؟ گفت باید یجوری بیدارش کرد بالاخره اومد لباشو چسبوند رو کیرم به شدت مکیدش…ساک نزد فقط سرشو مکید که هیچی آماده شدم دوباره حشری از روبرو خوابیدیمو چش تو چش همدیگه فشار فشار فشار! این سری دیگه مرد شدم حسابی کردمش آروم آروم میگف جوووون اووووووم لبشو گاز میگرفت بعد تندتر کردمش که صداشم رف بالاتر اااااه تندتر بکککککن منوووو… منم دق دلی چند سالرو سه بار سرش خالی کردم دیگهه…راند آخرو البته ساک زد که همه چیو بکشه بیرون دیگههه…وایی یادش بخیر تا چند هفته روم نمیشد تو رو مامانم نگا کنم آخه خارشو گاییده بودم… خلاصه که الان زید دارم ولی روم نمیشه بش بگم گرچه اگرم بش بگم باورش نمیشه یا میگه من مریضم!!ولی خب الان خیلی هم پشیمون نیستم با خالمم راحتم هیچی هم به رو همدیگه نمیاریم اصن انگار نه انگار. حتی یه تشکر بهش بدهکارم…ولی ناموسا اینکار را در خانه امتحان نکنید WARNING یهو دیدی کیر شدی یا مچتو گرفتن شبتون شکلاتی دوستان

نوشته: NSH666


👍 4
👎 29
48333 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

645480
2017-08-15 21:02:51 +0430 +0430

اخرش نفهمیدم شور خالت مرد چه بلایی سرش اومد

0 ❤️

645482
2017-08-15 21:04:38 +0430 +0430

این ورا یه دوجنسه فاعل نیست آیا،؟

0 ❤️

645484
2017-08-15 21:06:21 +0430 +0430

خواستم بگم خدا شفات بده اما از اونم دیگه فکر نمی کنم کاربر بیاد!!!
هر کی شماره شوهر خاله اینو داره یه زنگ بزنه بگه اینو جلوی دیوار نکنه اینقدر سرش خورده تو اجرا پاک توهم زده!!

0 ❤️

645489
2017-08-15 21:09:57 +0430 +0430
NA

خیلی کس ننه ای :|
عصا بدست تا مداد بدستتو گائیدم :|
کیرم تو شام امشب پدرت :|
کیر تو مداح شب اول قبر پدرت :|
کیرم تو رونت به ننت بگو تکون بده بره تو کیونت :|
کیره پسر کریس رونالدو تو چشای خالت :|
کیره طرفدارای مرتضی پاشایی تو سوراخ سمت چپ دماغ پدرت :|
کیره پسر بزرگه احمدی نژاد تو پشتت واسه رشدت :|
کیره تتلیتیا تو بیژامه پدربزرگ پدریت :|
کیره خودم تو دهن خودت که بلد نیستی هر سال روزه پدرو بهم تبریک بگی :|
کیر تو فیلم سوپرای ننت که قراره پخش بشن :|
کیره دخترای شاخ مجازی تو کیک تولد یه سالگیت :|
کیره عمربن سعد تو یخچال خونتون :|
کیره بچه های صدای امریکا تو برگه 6 زندگیت :|
کیره ایت الله خامنه ای تو گواهی نامت :|
کیره اسب امام علی تو برگه اخر شناسنامت :|
کسکیشی ولی کسکیش تر از تورم گائیدم پس بده بالا لامصبو :|

4 ❤️

645495
2017-08-15 21:12:50 +0430 +0430

حشری نیستی؟؟ دنبال دین و این حرفایی؟؟ پس کوس کش اینجا چه گوهی میخوری. اهان گفتی میخوای خودتو تخلیه کنی. کیونی برو مستراح خودتو تخلیه کن همونجا هم گوهتو بخور

1 ❤️

645521
2017-08-15 22:01:47 +0430 +0430
NA

واي يعني پاره شدم از خنده
مخصوصا اونجاهاش كه ميگه پشمام ريخت (rolling)
كيرم تو مغزت

0 ❤️

645523
2017-08-15 22:04:51 +0430 +0430

توعم كس كشي (wanking)

0 ❤️

645533
2017-08-15 22:27:51 +0430 +0430

اینجور نوشته ها مال کسانی هس که چاقالن و اهالی محل و احتمالا قوم و خویش ها دائم و به زور کونشون میزارن و اینا هم عقده ای میشن… بچه کونی برو این کسشعرا رو برای کسانی که کونت میزارن با همین لهجه لاتی بگو اگه راست میگی… کون سوراخ

0 ❤️

645544
2017-08-15 23:00:48 +0430 +0430

به سوسیسها سس هم زدی؟
پیاز داغ چی؟

0 ❤️

645545
2017-08-15 23:01:43 +0430 +0430

دمت گرم شادو۶۹

1 ❤️

645556
2017-08-16 00:54:05 +0430 +0430

ناموسن کاش وقتی ی سریا حشری میشدم نمیومدن فانتزیاشونو بنویسن
آخهههههه کصخل کدووم جنده ای بیاد اینن همهه کیر ول کنه ب ی بچه بده

0 ❤️

645569
2017-08-16 03:41:39 +0430 +0430

ناموسا…ناموسا…
به چیزی قسم بخور که یه کوچولو شو داشته باشی

0 ❤️

645580
2017-08-16 05:21:46 +0430 +0430

بدبخت تو عالم جلق زدن بودی که شوهر حالت رسیده یهو چپونده تو کونت

0 ❤️

645603
2017-08-16 08:01:46 +0430 +0430

حقا که مخت تاب داره،،،محارم دیسلایک،،،بی حیا نامرد آخه خاله خودت…وای وای

0 ❤️

645606
2017-08-16 08:10:02 +0430 +0430

مف خور کثیف ننویس کونی اگه گیرت بیارم جررررررت میدم

1 ❤️

645627
2017-08-16 10:07:13 +0430 +0430

اهه پس اکبر اقا سیبیل سیاه شوهر خاله ی توعه.معلوم نیست چجوری گاییدتت که درد ماتحتت رو مغزت اثر گذاشته

0 ❤️

645631
2017-08-16 10:28:27 +0430 +0430

واقعا ادبیاتت واسه نوشتن داستان افتضاحه،
آدم همش یاد فیلمای قدیمی میوفته و حس میکنه یه جاهل داره واسش داستان میگه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم…

0 ❤️

645636
2017-08-16 10:56:17 +0430 +0430

من خواهرزادم بم چپ نگا کنه جفت پا میرم تو شکمش این چه عقده بازیه جدیدیه ملت دراوردن

1 ❤️

645656
2017-08-16 12:34:16 +0430 +0430

بچه هاش رفتن سرکار؟
شوهرش سکته کرده رفته سرکار؟
کسمغز، کونی،
کمتر بجق…

1 ❤️

645682
2017-08-16 15:17:59 +0430 +0430

بد بخت شوهر خالت گذاشته تو کونت میسوزی اینا رو سر هم میبافی که عقدت خالی بشه

0 ❤️

645685
2017-08-16 15:25:07 +0430 +0430

liiiiike

0 ❤️

645694
2017-08-16 17:07:20 +0430 +0430

متاسفم برات بیغیرت

0 ❤️

646030
2017-08-18 20:01:49 +0430 +0430

آدم به شل مغزی تو ندیدم
یابو ماهایی که اینجاییم یه عده جقی نیستیم خبره های سکسولوژی هستیم
من بیشتر از شوهرش خالم ، خالم رو کردم
یه پارا از اول و آخر خوندم فهمیدم چت کردی.
یادت بمونه تو عددی نیستی بخوای به من هشدار کاری رو بدی
فقط بخاطر اینکه بلاک نکنه سایت خار و مادرتو نبستم
ولی تو از اول تا آخر ننتو زیرم بدون

0 ❤️







Top Bottom