زن شوهرداری که منو خامِ خودش کرد

    سلام به دوستان عزیزم
    این داستان کاملا واقعی هست و دلیلی نداره بخام وقتتونو الکی بگیرم و دروغ بنویسم
    من ساکن یکی از شهرهای خراسان رضوی و مجردم
    ظاهرم معمولیه و یه مقدار چاق و برعکس بعضیا ادعایی توی خوشتیپی ندارم و ظاهر ساده ای دارم
    بریم سراصل ماجرا
    با چنتا از دوستان توی تلگرام یه گروه زدیم که چنتا پسر و دختر داخل گروه بودن یکی از این دخترا که شوهر هم داشت واسمشو میزارم نرگس نمیدونم چی شده بود که از من خوشش اومده بود از اون بگم که قیافه خیلی خوشگلی داشت ولی خیلی چاق بودو شکم داشت وقدش متوسط بود که چاقی ش خیلی تابلو بودو خیلی هم حشری چون شوهرش اصلا اینو آدم حساب نمیکرد من اینو از دوران دبیرستان میشناختم که خونشون سمت خونه ما بود ولی وقتی میرفت دبیرستان هرکی بهش تیکه مینداخت جواب نمیداد و به قول خودمون تُخس بود بعد ازدواجش شوهرش دیگه از این خوشش نمیومد و همش تحقیرش میکرد و بهش خیانت میکرد. به قول خودش دوست دختر داشت و شبا وقتی میومد خونه روی شرتش همیشه لکه آب منی بود ولی من اصلا اهل رابطه با زن شوهردار نبودم و بهش رو نمیدادم تا اینکه به یکی از دوستام گفته بود که من از محسن خوشم میاد و اونم گفته بود محسن اهل رابطه با متاهل نیست
    گذشت وگذشت تا اینکه منو راضی کرد که برم خونشون وبهش گفته بودم فقط میام باهم صحبت کنیم ونهایتا در حد بوسیدن در حد پنج دقیقه وبعدش میرم شوهرشو دوتا بچه هاش خونه نبودن
    من بهش زنگ زدم که نزدیک خونه م گفت درو باز میکنم آهسته بیا تو خونه هوا هم گرم بود و فکر کنم مردادماه بود رفتم داخل اولش باچادر رنگی اومد استقبالم و خواست دست بده که منم دست دادم بهش اونم یه نیشخند زد بعدش چادرو انداخت یه تیشرت وشلوارک تنش بود اومد نزدیکم وبدون مقدمه چسبید بهم و ازم لب گرفت وهرکار کردم حریفش نشدم ومنم شروع کردم به بوسیدنش وبهش گفته بودم اگه بخاد اتفاقی هم بیوفته نهایتا فقط بوسیدن که دستشو گذاشت روی کیرم ومیخاست منو حشری کنه که لباسشو داد بالا وسینه های بزرگش که ۹۵بودن رو انداخت بیرون منم حشری شده بودم ولی به خودم قول داده بودم کاری نکنم فقط یه چند دقیقه از هم لب گرفتیم و به یه بهانه از خونه ش اومدم بیرون و بعد اون زنگ زدناش وپیام دادناش بیشتر شد و رابطمون خیلی خوب شد که منم دیگه به کلی خامش شده بودم و دیگه به فکر گناهش نبودم که باهم قرار گذاشتیم هفته سه روز با ماشین بیاد دنبالم اول شب بریم توجاده همو ببوسیم وبرگردیم که کسی نبینه که این اتفاق افتاد و سه چهار مرتبه رفتیم بیرون شهر وتوی یه پارکینگ بین جاده ای میمالیدمش واونم حشری میشد ومیگفت که بکنمش ولی من قبول نمیکردم تا اینکه ازم خواست فقط یبار باهم رابطه داشته باشیم که خونه خواهرشو خالی کرد ومنم یه قرص ترامادول قبلش خوردم و رفتم خونه خواهرش وقتی که در رو باز کرد ورفتم تو باورم نمیشد خودش باشه واقعا مثل عروسک شده بود و عطر خوشبویی زده بود که سریع دست بکار شدیم رفتیم توی اتاق خواب ومنو انداخت روی تخت شروع کرد لب گرفتن منم کم نمیاوردم وهمراهیش کردم دیگه باید خودی نشون میدادم ولباسای همو درآوردیم و جاتون خالی هرنوع پوزیشن که بخاین انجام دادم روش چون قرص خورده بودم یه لیست دقیقه ای طول کشید تا آبم بیاد واونم تو این مدت دوبار ارضا شد که گفتم آبم داره میاد که گفت بریز روشکمم منم در آوردمو ریختم رو شکمش از بس شکمش بزرگ بود اونم که دراز کشیده بود مثل یه کاسه همه آبم وسط شکمش جمع شده بود وبعدش رفتیم حموم ومن اومدم بیرون که این رابطه دوسال طول کشید فقط یه اخلاق گوهی که داشت بعد سکس سگ میشد وپاچه میگرفت وتا دو روز قهر میکرد ولی دوباره خودش میومد وآشتی میکرد اصلا فازش مشخص نبود حتی یه بار هم که شوهرش رفته بود استخر یکی از شهرای نزدیک شهرمون رفتم خونه خودش ولی بیشتر رابطمون توی خونه خواهرش بود ویبار هم خونه خودمون آوردمش توی همه سکسا اگه قوی ترین قرص تاخیری هم که میخوردم یه حرکت میزد که آبم میومد اونم اینکه وقتی من دراز کشیده بودم پشت بهم کیرمو خودش میکرد تو کوسش چون چاق هم بود کونش ژله ای بود با یه حرکت مستم میکرد وبا چنتا تلمبه زدن آبم میومد وقتی هم که ساک میزد کل کیرمو میکرد تودهنش که واقعا باید تو این قضیه بهش دکترای افتخاری میدادن و تخمامو میخورد که چون من قلقلکی بودم وخودش هم میدونست خیلی این کارو انجام میداد که تخمامو با سر زبونش لیس میزد تا اینکه خودش گفت میخام دیگه به شوهرم خیانت نکنمو وبیا رابطمونو تموم کنیم که منم استقبال کردم که توقع داشت من قبول نکنم وگفت بیا واسه آخرین بار سکس کنیم که آخرین بار هم خونه خواهر جنده تر از خودش بود که واقعا خودشو آرایش کرده بود و به محضی که رسیدم شروع کردیم لب گرفتن ازهم ولباسامونو در آوردیم وهمه پوزیشنای قبل واون اصل کاری که منو مست میکرد وآبم سریع میومد وبهم خیلی وابسته شده بود مثلا روز مرد واسه شوهرش شورت میخرید واسه من یهترین وگرون ترین ست شلوارک ورکابی یا اینکه به زور بهم پول میداد که بکنمش و واسم شارژ میفرستاد میشه گفت نزدیک یه میلیون تومن واسم لباس وشارژ و پول خرج کرد که از آخر با یه اکانت دیگه اومد توی تلگرام وخودشو دوست دختر قبلی م معرفی کرد چون من همه چیو بهش گفته بودم از دوست دخترای قبلی م وفقط میخاست بگه که من خیانت کردم بهشو در کنار اون با افراد دیگه رابطه داشتم در صورتی که اینجوری نبود و بهم گفت که هنوز من دوستت دارم که منم گفتم منم دوستت دارم ولی نمیخام رابطه داشته باشیم که همینکه گفتم منم دوستت دارم خودشو معرفی کرد که فقط بهم بگه که خیلی زرنگه وجالب اینکه بعد تموم شدن رابطمون وقتی با ماشین از کنارم رد میشد یه طوری نگاه میکرد که انگار اون منو گاییده که این خیلی منو اذیت میکرد که خودشو واسم میگرفت و بهم گفته بود که دیگه از سکس باهات خسته شدمو واسش عادی شدم میخام با یکی دیگه دوست شم واصلا تعهدش به شوهرش واسش مهم نبود والان هم میدونم که دوست پسر داره و شوهر خرش هم نمیدونه ببخشید سرتونو درد آوردم ولی یه نصیحتی بکنم که خواهشا با زن شوهر دار دوست نشین که واقعا خانه ویران میشین و من تا وقتی زنده م عذاب وجدان دارم میدونم که طبق معمول فحش میدین ولی هرچی واستون نوشتم عین واقعیت بود.


    نوشته: محسن

  • 16

  • 22




  • نظرات:
    •   Watcher
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • هیچ قسمتی از داستانت اثری از عذاب وجدان نبود ک مغز گاییده یه گهی خوردی چرا ژست خوبه رو میگیری دیگه کسکش


    •   Reza00777
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • اول


    •   Reza00777
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • اول


    •   Parniyan.queen
    • 3 ماه،1 هفته
      • 10

    • نمیدونم اینجا سایت شهوانیه یا کمپ توبه کنندگان
      والا یکی میگه این سکسو نکنین اونجوری سکس نکنین
      خب توکه انقدر باخدایی و در راه راستی گه میخوری میای اینجور سایتا برو ندبه و کمیلتو بخون و اعتکافتو برو
      اون فیلترشکنم پاک کن گناه کبیره س عمه ننه جون :|


    •   وب.گرد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • قبل از اینکه تو ما رو نصیحت کنی کسی تو رو نکرده بود نصیحت؟ عایا گوش کردی ؟ افرین اگه نصیت گوش کن بودی و بودیم اینجا چیکار داشتیم؟


    •   boyboy36
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • به تخمم~


    •   sashaarian
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • محسن قلقلکی ؛ تو معنای جدیدی به واژه عذاب وجدان دادی :)


    •   Ares.1
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • شما رو با جمله ی (( یه لیست دقیقه ای طول کشید )) تنها میذارم


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • کله کیرری تو که اهل زن شوهر دار نبودی پ چطور شد زن مردمو گاییدی
      کیرررم دهنت کیررم تو ابا اجدادت کسکش حرومزاده


    •   king.artoor
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • واقعی بود داستانش.و چون توبه کرده بود(امیدوارم واقعی باشه)لایک رو تقدیمش میکنم


      خدا توبه کنندگانو دوست داره


    •   Momoooam
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • تخیلی بود نمیدونم چرا اصرار داشتی داستانت واقعی بود قلمه تخمی داری در نوشت داستان به طوری که خواننده بخاد فوشت بده که حقته ۳ میخاست باهات دست بده و تو هم دست دادی عجب


    •   royaei
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • تومیگی خامت کرد قبلش پخته بودی ؟
      اگه پخته بودی په نیاید خام میشدی ؛
      وقتی ماهیتت عوض شده دوباره نمیشه عوضش کرد ۶یچ پخته ای خام نمیشه ؟
      فکر کنم تو ناپزی ؛
      موفق باشی امیدوارم خیانت به زن شوهر دار برات مشکل درست نکنه


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • دهنت سرویس چقد حرف میزنی تو


    •   Binamariai
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • دقیقاا ون تو گاییده چون بهت پول داده بابتش


    •   A.R.K59
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • فقط میام صحبت کنیم نهایتا در حد چندتا بوسه
      کیری خودت رو مسخره کن از خودم تعریف نمیکنم اینهمه تعریف کردی عزیزصابونت رو عوض کن کل دعاها رو هم بخون درست میشه


    •   jerard96
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسایی که زن چاق و شکم دار کردن میدونن ک اگ ابتو بریزی رو شکمش از هر طرف سر میخوره و میریزه نه اینکه تو خودش جمع کنه


      اخه من بهت چی بگم


      وقتی نمیدونی از چن نفر بپرس زن چاق چجوریه بعد قمپز در کن


      تبر نادرشاه افشار تو کون ادم دروغگو


    •   ARYA52
    • 3 ماه،1 هفته
      • 4

    • طی دو سال یک میلیون تومن برات خرج کرد؟ یعنی میخوای بگی خیلی پول بوده؟ از اراده ات خوشم اومد که تصمیم گرفتی باهاش سکس نداشته باشی ،بعد دو سال زن مردم رو میکردی.به جای این کس شعرا ، برو یه کلاس آموزش تقویت اراده و چگونه دو سال با یک میلیون تومان زندگی کنیم برگزار کن.


    •   saman.32
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • اگه حرفت راست باشه مهم نیست چطور نگات میکنه مهم اینه هم خرجت کرده هم بهت حال داده


    •   Shabsavar
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خب کسخل خواهرش هم میکردی بعد عذاب وجدان میگرفتی
      بیشتر شبیه طنز بود
      ولی خودمونیم هر بدبختی میاد داستان می نویسه همه ترسش واسه فوش نخوردنه
      ولی این داستان دیگه کسشر بود باید قبول کنی کسمغز


    •   shahvanii139797
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • بنظر من کس آبجیت جقی 15 ساله


    •   sikir
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کونی ملجوق هنوز نمیدونی زبون محاوره با زبون نگارش فرق میکنی، گاییدی از بس ....که...که...که.... کردی،
      آقا ضمنا تو رو به خدا یکی به من بگه این لیست دقیقه که این کسخول تو داستان نوشته بود یعنی چقد؟؟؟


    •   ŇÔÝÂŇ.ĐP
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • تا اون قسمت خوندم که چادرشو انداخت و بهت حمله کرد د آخه کصصصکش مگه مجبوری اینقدر فیلم سوپر ببینی موقع نوشتن هم دستتو از تو شرتت دربیار :(


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • حالا که شما صاحب تجربه هستی بفرما ببینم عذاب وجدان بعد ۲سال کردن زن مردم میاد یا اینکه بعد از اینکه دیگه بهت نمیدن، بعدشم از کجا فهمیدی رو شورت شوهره لکه منی هست؟ از رو لکه روی شورت چطور تشخیص دادید شوهره دوست دختر داره؟ شاید یارو کونی بوده شاید مثل تو جقول بوده؟


    •   JimzZz
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • نگارشت خوب بود ولی سکس رو خیلی کصشر توصیف کردی نظر منفی رو با عشق میدم :/


    •   حاج.دولدار
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خيلي كسشعر بود
      سگ زن چاق ميكنه كه تو رفتي


    •   mohammad.a4603
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • بنظر من خب توکه طرفو بزور وارد رابطه نکردی یا بهش تجاوز نکردی اون خودش خواست
      اگه شوهرش از همه نظر بهش میرسید نه فقط سکس از لحاظ روحی روانی اگه بهش میرسید هیچ وقت اینجوری نمیشد


    •   aaatiii
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • دیگه ننویس باوووشه (dash)


    •   Alouche
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • حالا خوبه عذاب وجدان داری دم به دیقه باهاش سکس میکردی!!


    •   Mehi58
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خودت کونتو دادی جقی حالا مثل اخوندا نصیحت میگنی


    •   Pedram900
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • یرم تو کونت واسه داستانت دیوث جلقی کم جلق بزن دیگ ریدیییییی


    •   ronin555
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • بیشتر شبیه این بود که نقش مفعول داستان بعهده توباشه؛امیدوارم موردتجاوز قرار نگرفته باشی..


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو