سکس با دختر دانشجو و مستاجر

1393/10/26

سلام اسم من سامه.این اولین خاطره ایه که مینویسم واگه غلط املایی یا چیزی دیدید به بزرگیه خودتون ببخشید. علیرغم بعضی از داستان های کس وشعری که توی سایت شهوانی هست می خوام این داستان رو براتون تعریف کنم ومطمئن باشید که کاملا حقیقته. بزارید منم طبق رسوم این سایت خودم رو به صورت کامل معرفی کنم:همونطوری که گفتم اسمم سامه.قدم تقریبا بلنده.بصورت حرفه ای ورزش رزمی انجام میدم.تقریبا خوشتیپ والبته مهم تر از همه بسیار شهوتی. ما یک حیاط بزرگ داریم که توی این حیاط دوتا خونه ی به هم چسپیده هستند.یکی از خونه کوچیک ومخصوص مجرد هایا تا عروس ودوماد ها.یکیم بزرگ که خونه خودمونه وخودمون توش زندگی میکنیم. اقا دلم براتون بگهههههه یک روز از بنگاه املاک به بابام زنگ زدن وگفتند که یک مستجر جدید برا خونموم پیدا شده وبهمون خبر داد که این مشتری کی برای دیدن خونه میاد. روز چهار شنبه بود ومن تازه از مدرسه امده بود.داشتم نهار می خوردم که یک هو زنگ خونه مون رو زدن.یادم افتاد که مشتریه قراره امروز برای دیدن بیاد.رفتم در رو باز کردم…وای خدای من اون کسی که اومد تو رو نمیتوم براتون چطور تعریف کنم یک دختر مجردددد(دلتون بسوزه).خوش تیپ.سکس از سرو کولش میبارید با اون لباس پوشیدنش.واقعا یک لحظه سر جام خشک شدم والبته بگم که دانشجو بود ظاهرا بهش خوابگاه نداده بودن…وقتی بهم سلام کرد از خواب وخیال اومدم بیرون وبهش سلام کردم(وای چه صدایی داشت). خلاصه اومد خونه رو دیدو قبول کرد.حالا بابای ما از خر شیطون پایین نمیومد.میگفت که این خانوم بد حجابه واز این حرفا که اون اقای بنگاه دار برای منفعت خودشم که شده مخ بابام رو زد وبابام قبول کرد. اقا حدود یک ماه گذشت ومام این خانوم خوشکله رو زیر نظر داشتیم(اینم بگم که خودشم یک اشاره های کرده بودا مثلا یک روز که میدونست خونه تنهام با زیر پوش ویک شلوارک چشب اومده بود بیرون یا چند بار با نگاهش من بهم فهمونده بود که بیا منو بکن) اقا یک روز پدر ومادرم می خواستند برای سه چهار روز برن خارج از شهر البته با تک خواهرم.ماشین توی حیاط بود پدر ومادرم داشتند وسایل هارو توی ماشین جابجا میکردند.از شانس خوب ما این خانوم خوشکله که اسمش رویا بود(مستعار)داشت توی حیاط درس می خوند.خانوادم اماده رفتن بودند وبرای نهار از مادر سوال کردم که چی بخورم.مادر خوب مام گفت هر کوفتی که می خوایی درست کن بخور که رویا خانوم خندش گرفت. اقا پدر ومادرم رفتند من رفتم تو خونه سراغ درس ومشقم.بعد نیم ساعت رویا خانوم اومد صدام زد رفتم پیشش بهش گفتم چیکار داری گفتش که نهار اماده کردم ومنو دعوت کرد اقا منم برای اینکه کلاس بزارم گفتم نه خودم یک چیزی می خورم که دیدم اصرار میکنه(البته بگم از همون اول وقتی دعوت کرد داشتم بال در میاوردم) خلاصه یک ربع رد شد رفتم در زدم وبا گفتن یاالله وارد شدم.وایییییی وقتی رفتم تو دیدم که دختره با یک شلوارک چسب سفید ویک تاب سفید جلوم واستاده بود .مونده بودم چکار کنم یک لحظه به خودم گفتم که بپرم روش ولی جلوی خودم رو گرفتم. اقا جاتون خالی نشستیم دور سفره .وسط غذا خوردن بودیم که که رویا گفت فیلم جدید چی داری.منم از فرصت استفاده کردم وگفتم چجور فیلمی؟ گفت هر نوعش که باشه اشکال نداره. منم با کمال ارامش گفتم که فیلمام همه صحنه دارن به درد تو نمی خورن. اونم با کمال پرروی گفتش که عیب نداره هرچی صحنه دار تر بهتر. منم از اون پررو تر گفتم از ان فیلم های ترسناکم دارم می خوایی(اشاره به فیلم سوپر) گفت عیب نداره برو بریز تو فلش بیار بزنیم به تلوزیون نگاه کنیم. منم با سرعت نور رفتم دو سه تا فیلم از التا اوشن واکسیس تگزاز ساشا گری ریختم ورفتم پیشش. اقا فلش رو به تلوزیون وصل کردم وگذاشت نگاه کردیم .اول الکسیس تگزاز اومد.رفتیم کنار هم دراز کشیدیم ودر حالیکه اتاق یکیمی تاریک بود شروع کردیم به نگاه کردن فیلما. کیرم مثل یک دسته بیل شده بود.داشتیم فیلم هارو نگاه میکردیم که دیدم دستاش داره میره روی کیرم.وای وقتی دست گذاشت داشتم دیوونه میشدم.من دستم رو اروم بردم روی کسش وشروع کردم به مالید .اول از روی شلوار بود ولی یکم که رد شد بردم زیر شرتش ومالیدم.داشتیم حال میکردیم که یک هو بلند شد تمام لباس هاش رو دراور(عجب کس وکونی داشت ای وایی وقتی کس وکونش رو با الکسیس مقایسه میکردی اکسیس خانوم توی جوب اب قرار داشتند)اقا اومد شلوار و شرتم رو دراورد وشروع کرد به ساک زدن(اینم بگم که من ادم دیر ارضائی هستم)چقدر حرفه ای بود .یک پنج دقیقه ساک زد و از روی من بلند شد من فشنگی خودم رو کاملا لخت کردم رفتم سراغ کسش(اولش ازش پرسیدم که پرده داره یا نه کونی گفت که پرده ام رو زدن)منم تا شنیدم شروع کردم به خوردن کسش اینقدر خوردم که دیگه دادش درومد و گفتش که بکن توش. بکن توش منم ازش پرسیدم کدوم طرف گفتش که اول کس اقا من کیرم رو اماده شلیک کردم تقققققق فرو کردم اول یکمکی جیغ و داد کرد ولی بعدش چنان اه اه میکرد ک من به جاش داشتم کیف میکردم.یک سه چهار دقیقه به حالت مورد علاقم از کس که پا باز بود گاییدمش وبعد رفتم سراغ کونش.یکم کرم و وازلین به کون فوق العاده سفید وخوشگلش زدم وبازم کیرم رو اماده شلیک کردم ایندقعه از حالت سگی استفاده کردم.کیرم رو گذاشتم دم کونش و اروم فشار دادم اونم هرچی بیشتر میرفت تو بیشتر درد میکشید.وایی وقتی کیرم رفت تو کونش احساس کردم کیرم داره پخته میشه اینقدر داغ وتنگ بود.اخی جاتون خالی چنان تلمبه های میزدم که خودم باورم نمیشد اینقدر استاد باشم. احساس کردم داره ابم میاد.بهش گفتم اونم گفت بریز توی کونم منم با تمام قدرت شروع کردم به تلمبه زدن وبالاخره ابم اومد وجالبیش اینجا بود اونم همزما با من ارضاع شد وفرشش هم حسابی کثیف شد.بعد از سکس تمام روز مشغول فرش شستن بودیم(البته در حین فرش شستن دو سه باری انگولکش کردما)وبعد اون ماجرا پنج شیش باری گاییدمش تا اینکه دانشگاهش تموم شد ومجبور شد که بره.

نوشته:‌ سام


👍 0
👎 1
170212 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

450774
2015-01-16 12:52:53 +0330 +0330
NA

تو شیرازی هستی از لهجت معلومه :-D
چه مامان بابای خوبی داری که اول دختترو راه نمیدن میگن بد حجابه
ولی بعدا تورو باهاش تنها میزارن
پیکره داستانت مشکل داشت برادر :-D

3 ❤️

450775
2015-01-16 13:18:22 +0330 +0330
NA

کس نگو برادر
کس کش به بانو الکسیس توهین میکنی ؟؟؟
کیرم تو اون مخت فاک تخم

2 ❤️

450776
2015-01-16 15:04:26 +0330 +0330
NA

چرند

1 ❤️

450778
2015-01-16 15:32:23 +0330 +0330
NA

کس مغز پریودی ننویس کونی ابنه ای دیگه.ننویس کیر پتروس قزوینی تو کونت ننویس

1 ❤️

450779
2015-01-16 23:48:48 +0330 +0330
NA

اصن وسطای داستاان حالت تهوه بهم دست داد باو خاطره باید ادمو حشری کنه نه اسهالی اوووووووق چنان با جدیت و مسخره بازی تعریف کردی حالم بهم خورد bad bad bad shok

1 ❤️

450780
2015-01-17 00:16:04 +0330 +0330

اون از تیتر داستانت که اشتباهه"مجید جان دلبندم مستاجر اینطوری درسته باقی غلطا حوصله ندارم بگم اما اون جا که گفتی دلتون بسوزه wacko کونم سوخت میدونی چرا؟
چون باید همون اولش که از اون هیکل کیری وتخمیت تعریف میکردی میفهمیدم یه الدنگ کس مغز وپریود که کونش تازه گذاشتن اومده خاطره دادنشا بنویسه bad

0 ❤️

450781
2015-01-17 06:42:06 +0330 +0330
NA

عنم گرفت کسشعر تر از نبود

0 ❤️

450782
2015-01-17 07:04:55 +0330 +0330
NA

وقتی خوندم دراوردم ریدم

0 ❤️

450783
2015-01-17 07:46:31 +0330 +0330
NA

داداش کجایی هستی بیا ببرمت معرفیت کنم تیم ملی کس کشان
فقط ادرس بده؟

2 ❤️

450784
2015-01-17 08:47:27 +0330 +0330
NA

گاییدمت کس کش اجمق حتما توراین جوری گاییدن که اومدی اینجابرعکسشو نوشتی

0 ❤️

450785
2015-01-17 09:23:52 +0330 +0330
NA

بدک نبود اگه بازم داری بنویس ب این جفنگیاتم گوش نده

0 ❤️

450786
2015-01-17 10:51:53 +0330 +0330
NA

بازم تخیلات یه آدم عقده ای جلقی

0 ❤️

450787
2015-01-17 11:19:56 +0330 +0330
NA

دست درد نکنه. ترکیدم از خنده :))))))))))))))))
biggrin

0 ❤️

450788
2015-01-17 17:15:52 +0330 +0330
NA

Fuck you ass hole
ولی با حال بود!

0 ❤️

450789
2015-01-17 19:56:26 +0330 +0330
NA

معین اینو ببینه برات میخونه طناز منی ناز منی ناز ؟ هم طنز بود هم تعریف از خود هم داستان شلیک هات بامزه بود ؟ راسی دلم پیش اون خواهرت که با خانواده رفت بیرون گیر کرده به من معرفیش کن نیتم خیره .باشه

0 ❤️

450791
2015-01-18 04:16:21 +0330 +0330

تک خواهرت؟؟؟ کیرم تو کون اون تک خواهرت با این کسشعرایی که تفت دادی

0 ❤️

450792
2015-01-18 04:50:56 +0330 +0330
NA

رییییییییددددددددییییییییی تو دهن خودت با این داستان نوشتن

0 ❤️

450793
2015-01-18 09:15:16 +0330 +0330
NA

خیلی جالب بود نظر منو بخون امروز شرکت آب داشت یکی از کوچهای شهر مارو میکندن تا لوله های آب رو عوض کنن من با موتور بودم که دیدم یه کارگر ایستاده با یه بیا میگه برو بسته کوچه…حالا نکتش این بود که اون دست بیلی که گفتم که دست کارگره بود اون تو کونت اگه دروغ بگی حرومزاده

0 ❤️

450795
2015-01-18 16:33:37 +0330 +0330
NA

نظری ندارم ولی محض اطمینان
خوارتو گاییدم

1 ❤️

450796
2015-01-19 04:20:46 +0330 +0330
NA

ما با کیا شدیم 78 میلیون … وقتی داری میزنی ننویس … اول بنویس بعد پاهاش بشین بزن یا اول بزن بعد بشین بنویس …

0 ❤️

450798
2015-01-19 09:43:01 +0330 +0330
NA

راستی ؟هههه

0 ❤️

450799
2015-01-19 11:32:14 +0330 +0330

خیلی باحال بود نوش جونت

0 ❤️

450800
2015-05-25 06:25:59 +0430 +0430
NA

اول داستانو خوندم. کاری به راست و دروغش ندارم ولی این باباها خیلی لاشین.
ما هم از وقتی به 15 16 سالگی رسیدیم مردک نمیزاشت کسی که مطلقه است یا دانشجوست بیاد خونمون. ریدن تو این شانس

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom