داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با مرد غریبه حشری

1393/10/26

یادم میاد هیجده ساله که بودم یه روزی داشتم میرفتم گیم نت برای بازی.یهو مردی صدام زد ببخشید آقا؟ این اطراف دستشویی کجاست؟بهش آدرس دادم.گفت من به این محله آشنا نیستم ممکنه نشونم بدی؟بهش گفتم من دارم میرم گیم نت نمیتونم از کسی دیگه بخواید.گفت همین گیم نتتون دستشویی نداره؟گفتم داره گفت اشکال نداره من میام اونجا.خلاصه یه چهار پنج دقیقه ای پیاده روی کردیم رسیدیم گیم نت بهش گفتم از این پله ها رفتی پایین سمت راستش دستشوییه.گفت خودتم میتونی بیای یه کاری باهات دارم؟گفتم چه کاری؟گفت اینجا روم نمیشه بگم بیا پایین بهت میگم.مرد با شخصیتی به نظر میامد.من با تعجب گفتم باشه.رفتم پایین گفت من دستشوییم سخت میاد ممکنه بهم دست بزنی دستشوییم بیاد؟تازه دوزاریم افتاد جریان از چه قراره… بهش گفتم من بدم میاد.گفت خواهش میکنم چشمات و ببند و این کارو بکن… منو بزور کشوند توی دستشویی.منم تا بحال توی همچین شرایطی قرار نگرفته بودم. هیچی ماملش رو دراورد گفت بهش دس بزنم منم دست زدم تا راست شد.شروع کرد به جق زدن.منم کیرم راست شده بود… گفت میتونی بخوریش گفتم بزار من برم گفت الان دستشوییم میاد برو… دیدم داره به شلواره من دست میزنه.بهش گفتم چیکار میکنی؟گفت درار ببینمش.من واا رفته بودم.خودش زیپ شلوارمو باز کرد کیرمو دراورد شروع کرد به جق زدن برای من که من رفتم توی حس.یهو دستشو از همون جای زیپ برد توی شلوارمو شروع کرد به دست زدن به پشتم.با یه دستش برای خودش جق میزدو با یه دستش منو انگشت میکرد تا اینکه حشرش بیشتر شد تصمیم گرفت منو بکنه.منو چرخوند با دست چپش گلوم رو گرفت آروم در گوشم گفت صدات در نیاد که خودت میدونی.من خیلی ترسیده بودم.کمربندم و شل کرد دست راستش از پشتم کرد توی شلوارم انگشت وسطیشو تفی کردو به زور کرد توی کونم.خیلی قوی هم بود با دست چپش یه جوری از گلوم گرفته بود که نمیتونستم تکون بخورم.حدوده دو دقیقه ای با انگشت وسط دست راستش منو انگشت میکرد بدون اینکه شلوارمو بده پایین.گفتم گلومو ول کن ول کرد.منو چن تا بوسید گفت نترس الان میری.شلوارمو داد پایین منو از سینم چسبوند به دیوار دسشویی.جفت دستامو از پشت سرم با یه دستش گرفته بود خودشو چسبوند بهم با کمک دستش که تفی کردتش کیرشو به زور فشار داد توی کنم.شروع کرد به عقب جلو کردن.منم از درد و رفتار وحشیانش وا رفته بودمو شل شده بودم.یه شش هفت دقیقه ای منو کرد و کشید بیرون و آبش و ریخت روی زمین.بعدش سریع شلوارشو کشید بالا و رفت.من در دستشویی رو بستم و دستشویی کردمو برای خودم جق زدم خودمو شستمو رفتم توی گیم نت نشستم به تماشای بازی بچه ها و احساس عذاب وجدان تمام وجودمو گرفته بود.سه چهار روزی گذشت به خاطر این اتفاق من بهم ریختمو خودارزایی میکردم تا حالم اکی شد.چند روز بعدش دوباره رفتم گیم نت.دیدم طرف امد توی گیم نت وایساده پشت سرم داره بازیم رو نگاه میکنه.منم محلش نمیدادم.این خاطره های بچگیم ادامه داره و کاملا راسته… اگر دوستای شهوانی استقبال کنن ادامش رو مینویسم.امیدوارم خوشتون بیاد.

نوشته: ؟


👍 1
👎 6
113022 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

450662
2015-01-16 11:45:19 +0330 +0330

نظر اول با منه good خب توی گاگول که به قول خودت دوزاریت افتاد چرا نرفتی ؟بذار من جوابتو بدم چون شما از اول کونی تشریف داشتید good

0 ❤️

450663
2015-01-16 11:53:27 +0330 +0330
NA

هرکسی که خودشو به بقیه تحمیل کنه خیلی آشغاله، اگه تو ایران نبودی میتونستی پدرشو در بیاری.

1 ❤️

450664
2015-01-16 12:37:06 +0330 +0330
NA

توف تو کونت خوارکسده میگفتی داستان گی نمیخوندم کونیه احمق حالم بهم خورد

0 ❤️

450665
2015-01-16 19:30:36 +0330 +0330
NA

اگه اون یارو هنوز میشناسی بگو منم بیام

1 ❤️

450666
2015-01-16 22:43:25 +0330 +0330

دلشو نشکن گناه داره طفلک،،،لابد کون خوبی داری،،،،به منم دستشویی رو نشون بده بعد برام بخور بعدش یه دور بهم بده،، دل منم نشکن…

0 ❤️

450667
2015-01-17 03:54:46 +0330 +0330

از این جور بچههای راهنمایی 16 17 سال بد نیستن منم یکی از این کونارو
تو سینما کردم دهن گاییده شبها یواشکی سکس مامان و باباشو میدید
برام همشو تعریف کرد بچه کونی.

0 ❤️

450669
2015-01-18 00:52:22 +0330 +0330
NA

خاک تو سر کونیت کونن، کونی نشسته کون دادنشو واسه همه تعریف میکنه،حالم از کونی جماعت بهم میخوره ولی داستانشونو میخونم ازینکه خوارشون گاییده میشه لذت میبرم biggrin

0 ❤️

450670
2015-01-18 02:18:47 +0330 +0330
NA

عزیزم چرا عذاب وجدان شما کونی تشریف داری که اومدی باافتخار توسایت داری مینویسی تو مشغول به دادنت باش

0 ❤️

450671
2015-01-18 02:18:48 +0330 +0330
NA

عزیزم چرا عذاب وجدان شما کونی تشریف داری که اومدی باافتخار توسایت داری مینویسی تو مشغول به دادنت باش

0 ❤️

450672
2015-01-18 02:19:06 +0330 +0330
NA

عزیزم چرا عذاب وجدان شما کونی تشریف داری که اومدی باافتخار توسایت داری مینویسی تو مشغول به دادنت باش

0 ❤️

723827
2018-10-14 13:10:22 +0330 +0330

0 ❤️

900124
2020-07-19 14:30:17 +0430 +0430

بار اول تو دستشویی گاییده شدی عجیبه

0 ❤️

915381
2020-09-09 11:21:07 +0430 +0430

طرف اومد گفت دستشوییم نمیاد تو هم رفتی؟🤦‍♂️😐
دیس نوش جونت

0 ❤️

917528
2020-09-17 03:16:29 +0430 +0430

خوش به حالت دیگه هرروزگیم نتوبه به منم یه رفیق داشتم گفت منوبرسون باهم فوتبال بازی میکردیم ازمن بزرگتربودبردم برسونمش یهوگرمای دستشودورکمرم حس کردم اروم سینه هاموگرفت اسلاتجربه نکرده بودم ولی حال عجیبی داشتم دیگه مردونگی نداشتم مثل دوست دخترم که میچسبیدبهم اینبارانگارمن دختربودم دست مردونه ودیگه ازاون به بعدهرکاری میخواست مثل یه برده دراختیارش بودم حتی مدرسه بودم میومددم مدرسه میزدم بیرون لعنطی زن گرفت ورفت من موندمولذتی که ارزوش موندده سال گذشته وهنوزتوحصرتم

0 ❤️







Top Bottom