صاحب کار لاشی

1400/07/25

۱۳ سالم بود . امتحانا نوبت دوم هم تموم شده بودو خونه نشین شده بودم
از اونجایی‌که آدم درونگرایی هستم و دوستای زیادی نداشتم خیلی حوصله ام سر میرفت، چند وقت هم افتاده بود سر زبونم که این تابستون نمیخوام بیکار بشینم باید برم سر کار و تقریبا روزی ۱۰بار به بابا مامانم میگفتم
خودم فروشندگی‌خیلی دوست داشتم ولی سنم نمیخورد به اینکه دخل یه مغازه بسپارن دستم
یه روز ظهر که بابام از سر کار برگشت خیلی با ذوق شوق صدام کرد فرید فریید بیا یه کار برات جور کردم
منم از اتاق پریدم بیرون گفتم چه کاری؟ گفت امروز رفتم مکانیکی جلو‌بندی‌ درست کنم‌ ( مکانیکی سر کوچمونه تقریبا) راجب‌تو با اوستا علی صحبت کردم و گفت مشکلی نداره از هروقت دلش خواست بیاد اینجا شروع به کار کنه
من که انگار خورد تو ذوقم یه کم قیافم کج‌کله کردم گفتم این کاری نبود که دوست داشته باشم تو تابستونم انجام بدم
بابام که خودش عشقه مکانیکی‌ماشین داشت شروع کرد کسشر گفتن راجب خوبیای این کار این داستانا…
منم راضی شدم و‌قرار شد از شنبه برم
شنبه با پدرم رفتیم. من همیشه از جفت مکانیکی رد میشدم‌ و اوستا علی میدیدم‌ولی‌هیچوقت بهش توجه نکرده بودم
یه مرد ۴۰ خورده ای ساله با موهای‌ جو‌گندومی‌‌یه کم شکم پوستی که جلو افتاب داغون شده بود و سر تا پا روغنی
با همون دستای روغنیش بامون دست داد میخواست خیلی خنده رو با مزه به نظر برسه کسشر زیاد تفت میدادو میگفت لاغرت میکنم جوری که بری مدرسه دوستات نشناسنت‌و‌ دست به آچر میشیو…
مکانیکی خلوتی بود منم فقط عصرا از ساعت ۴ تا ۷:۳۰ میرفتم و زیاد کار خاصی‌نمیکردم چون یه پسر دیگه ام (مرتضی) بجز من اونجا بود که ۳،۴سال بزرگتر بود بنده خدا همه کارا میکرد
به همین منوال پیش میرفت که متاسفانه مادر مرتضی فوت شد و مرتضی قرار شد برای مدتی نیاد…
اوستا علی کلافه بود جایگزینی برای مرتضی نداشت و همینطور امیدی به من ، ولی کم کم مجبور شد بهم فرمون بده شروع کنه آموزش دادن راجب اسم آچارا درباره فنی ماشین صحبت کردن و منم خوشحال بودم که دارم به یه دردی میخورم
دیگه جنبو جوشم خیلی زیاد شده بود هی در حاله رفتو آمد بودم تو مغازه اصلا حواسم به برخوردای تصادفی که بین منو اوستا بود نبود خیلی وقتا احساس میکردم که خیلی غیر عادی شده موقع رد شدن از جفت اوستا همیشه خودشو یه جوری‌که انگار تصادفیه میماله بهم ولی زیاد اهمیت ندادم گفتم حتما اتفاقیه آخه اوستا علی زن و بچه داشت و‌بچش حتی از منم بزرگتر بود
همیشه از‌کون بزرگم بدم میومد چون باعث میشد بچه ها خیلی شوخی جنسی بام کنن تو مدرسه، ولی هیچوقت فرا تر انگلی شدن نبود و اجازه نمیدادم دست مالیم کنن
گذشت تا یه روز ‌که داشتم آچارا به دیوار آویزون میکردم اوستا علی اومد پشتم قشنگ کیرشو از پشت چسبود‌ بهم گفت جای آچار فرانسه اینجا نیست و همونجور که محکم چسبونده بود در کونم آچارو برداشت جا به جا کرد! این دیگه نمیتونست اتفاقی باشه…
من خشکم زده بود یه ذره فاصله گرفت و گفت فردا صبح باید بیای به کمکت احتیاج دارم
منم شروع کردم من من کردن که گفت جای هیچ بهانه ای نیست
با استرس رفتم خونه واقعا نمیدونستم‌چیکار کنم با اینکه میدونستم فردا یه اتفاقی قراره برا کونم رخ بده ولی باز عین کصخلا رفتم و دیدم جک زده زیر یه پراید تا ناموس اورده بالا و خودش زیرشه ، تا پاهامو دید نصف تنشو‌ داد بیرون با یه لحن خیلی تند گفت چرا انقدر دیر اومدی هزارتا کار ریخته سرمون بدو موتور جوش بیار اگزوز باید‌جوش بدیم
در حین اوردن بودم که گفت: واقعا تو این مدت که مرتضی نبوده خیلی خوب از پس‌ کار بر اومدی و فکرشو نمیکردم انقدر بچه باهوشو با استعدادی باشی
منم تشکر کردم گفت برو استارت بزن… استارت زدم اگزوز خیلی صدا ناجوری میداد گفت خاموش کن بیا اینجا ، رفتم پیشش گفت میخوام بهت یکم کارای فنی ترو‌ یاد بدم بیا برو زیر ماشین تا بهت توضیح بدم منم اوکی دادم منتظر شدم بیاد بیرون تا من برم زیر ولی بیرون نمیومد :l گفتم اوستا شما بیاید بیرون تا من برم! گفت اینجوری که چیزی نمیفهمی باید با هم بریم بهت توضیح بدم… گفتم اخه چطور ماشین که رو چال نیست !!!
گفت موردی نداره بیا بخواب رو من… باز لال شدم استرس شدید گرفتم که یهو با دادش برق از سرم پرید بلند داد زد: کل روز وقت نداریمااا
با قدمای کوتاه خیلی با اکراه اول نشستم رو کیرش که یه ذره سفت هم شده بود بعد دراز شدم گردنم جفت دهنش بود جوری که وقتی حرف میزدی داغی هوای دهنش احساس میکردم اصلا هیچی از‌حرفاش نمیفهمیدم فکر کنم خودشم‌ حالیش نبود چی داره میگه از شدت شهوت داشت منفجر میشد اروم پایین تنشو‌ تکون میداد یه دستش رو‌ سینه ام بود که اون موقع زیاد فرقی با سینه‌دخترا نداشت.
پررو شد کم کم داشت اروم گردنمم بوسای ریز میکرد که گفتم اوستا نفسم داره بند میاد تا اینو گفتم سریع هول داد بیرون از ماشین منم زود بلند شدم تو دلم یه صدا میگفت همین الان بدو سمت خونه همه چی تعریف کن … ولی بازم استرس بینهایت مانع ام شد
تا من تو. این فکرا بودم اوستا سریع در مغازه قفل کرد اومد سمتم منم سریع بغضم ترکید گفتم ترو خدا اوستا علی این کار نکن بزار من برم تورو هرکی‌ میپرستی و زار زار کریه میکردم
اوستا از رو به رو نزدیک شد اروم صورتشو‌ اورد نزدیکم و بدون هیچ مقدمه ای لبمو‌بوسید‌ ، فهمیدم با گریه التماس‌ به‌جایی نمیرسم…
دستاشو حلقه زد دور کونم و بقلم کرد (واقعا زورش زیاد بود) یه میز بود که ابزار وسیله روش میزاشتیم که دیشبش خودم به دستور اوستا کامل روشو خالی کرده بودم
رو کمر خوابوندم‌اونجا منم هنوز داشتم زجه میزدم و هی قسمش میدادم … دستشو آروم گذاشت رو گردنم بهم گفت صداتو ببر آروم باش جون بچم نمیخوام آسیبی بهت برسونم و فقط یه کم میخوام بلیسمت ! آره میخواست منو بلیسه:l الان شلوارتو اروم در میارم اگه بچه عاقلی باشی هیچ واکنشی نشون نمیدی میزاری بدون خشونت کارمو بکنم مگر نه مجبور میشم اون رویی که دوست ندارمو نشونت بدم
موقع شلوار در اوردن ممانعت کردم که کشیده خوابوند تو صورتم … دیگه رفتم تو یه حالتی مثه کما میفهیدم که شلوارمو در اورده کیر تخم همه چی با هم تو دهنشه اما هیچ واکنشی نداشتم حتی راست هم نکردم…
ادامه دارد

نوشته: Farid77


👍 8
👎 5
24301 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

837843
2021-10-17 00:43:11 +0330 +0330

0 ❤️

837853
2021-10-17 00:58:54 +0330 +0330

بارو خارکسده 40 سالش بوده تو 13 میخواستی زورش بیشتر نباش کسکش زن کسده
البته اگه واقعی بود اوستا علی زنتو…

2 ❤️

837865
2021-10-17 01:22:38 +0330 +0330

اگه راست بگی خیلی لاشی هست ولی تو هم مشخص هست دوست داشتی اما اخرشنفهمیدم کیر و خایه تو داخل دهنش بود ؟ مگه میخواستم بهت بده ؟ کردن تو بوده یا دادن اون بتو ؟

1 ❤️

837868
2021-10-17 01:27:56 +0330 +0330

خوب نوشته بودی!
لایک تقدیم شد.
کیرمم تو ناموس اوستا علی

0 ❤️

837902
2021-10-17 06:22:16 +0330 +0330

کی کجا کونت کذاشته نمیدونم. اول اگزوز را با کارپید جوش میدن نه با برق دوم روی کیر اوستا نشستن برای یادگیری رانندگی است نه تعمیر ما شین

1 ❤️

837930
2021-10-17 13:16:24 +0330 +0330

میزو خودت خالی کرده بودی!
فکر کن محل گایش خودتو ، خودت با دستات فراهم کنی
اوستا علی کیرم دهنت

0 ❤️

837931
2021-10-17 14:02:31 +0330 +0330

بچه ها دقیقا مشکلشون همینه که می ترسن و صداشون در نمیاد و فرار نمی کنن و اون‌دیوث متجاوز بچه باز حرومی هم دقیقا از همین خاصیت خبر داره و سواستفاده می کنه

1 ❤️

837971
2021-10-17 20:47:53 +0330 +0330

ای بابا بازم بغض یه جقی ترکید خب من موندم الان دست به هرکی بزنی کل شهرو خبردار میکنه ولی تموم نویسنده هامون لال میشن تو سکس چرا آخه

0 ❤️

837978
2021-10-17 22:57:11 +0330 +0330

الان تو استا علی رو کردی یا استا علی تو رو؟ هر چند فرقی نداره تجاوز، تجاوز،

0 ❤️

838041
2021-10-18 03:49:58 +0330 +0330

از تجاوز خوشم نمیاد

0 ❤️

838101
2021-10-18 13:27:17 +0330 +0330

یه پیام دارم برای اوستا علی 😂

0 ❤️

838253
2021-10-19 12:12:38 +0330 +0330

قبلا هم گفتم هرکس که مورد چنین تجاوزی قرار گرفته فرقی نمیکنه پسر یا دختر و میخواد انتقام بگیره، بمن پیام بده، سرم درد میکنه واسه ی اینکه حال همچین آشغالهایی را بگیرم.

0 ❤️

838263
2021-10-19 14:14:28 +0330 +0330

واقعا متاسفم

0 ❤️

838338
2021-10-20 01:00:21 +0330 +0330

چه جوری رفتی زیر ماشین نشستی رو کیرش؟ سرت به کفی ماشین نمیخورد؟!!!

0 ❤️