من و زنم و دوست قدیمی

    من و زنم ده ساله که ازدواج کردیم و خیلی باهم راحت و تو سکس مشکلی نداریم ماجرا از این قرار بود که یه شب با دوست قدیمیم داشتم چت میکردم و درباره کس و کون و اینکه دلش میخواست یه کس مشتی بکنه اخه دوستم مجرده خلاصه شوخی میکردیم و منم به شوخی گفتم بیا من و بکن گفت ایییی سگ تو رو میکنه بعدش یکم روش باز شد گفت راستی تو سکس با زنت راحتی مشکل نداری منم براش توضیح دادم نه خیلی خوبه گفت میشه برام تعریف کنی منم گفتم که خیلی حشریه و همش دوس داره سکس کنه خلاصه اونشب گذشت و یه مهمونی یکی از دوستان مارو دعوت کرد و هم دعوت بود مردها رفتیم سمت اشپزخانه رو میز نشستیمو مشروب
    خوردیم و بعد زنها هم چند تا پیک خوردن بعد همه وسط میرقصیدن هم همش بیشتر با من و میرقصید دیدم همش زنم رو دید میزنه خوشش اومده بود زنم هم بدش نمیومد باهاش میرقصید اون شب مهمونی تموم شد و رفتیم خونه خیلی خسته بودیم و خوابیدیم مدتی بود تو فکر اونشب بودم که دوستم همش دورو بر زنم بود یک ماه بعد میخواستیم بریم مسافرت این رو بگم که دوستم اون شب که مهمونی بود از اصفهان اومده بود چون مدتی بود رفته بودن اصفهان خلاصه وسایل روجمع کردیم و حرکت کردیم رسیدیم اصفهان گفتیم یه سری به دوستم بزنیم بهش تماس گرفتم خیلی خوشحال بود اومد دنبالمون و رفتیم منزلش احوالپرسی و این حرفها گفت اتفاقا خیلی تنها هستم چون کارم تمام شده و پروژه ساختمانی هم تموم شده و مدتی هست بیکار بود یه دوش گرفتیم و ناهار خوردیم و استراحت کردیم عصر شد با دوستم و زنم رفتیم بیرون گردش و برگشتیم بعد شام نشستیم حرف زدن و از گذشته صحبت کردن دوستم گفت شراب میخورین گفتم اره شراب رو اوردو سه نفری با زنم خوردیم خیلی فاز داد بعدش اهنگ گذاشتیم و شروع کردیم رقصیدن منم همش شراب میریختم و میخوردم خیلی مست بودم دیدم دوستم بازنم دارن میرقصن یهو دیدم زنم دستش رو انداخت دور گردن دوستم هم کمرش رو گرفته بود یه جوری شدم تا حالا این صحنه رو ندیده بودم که یهو دیدم دوستم
    از زنم داره لب میگیره و دوستم هم دستش رو برد سمت سینه های زنم و داشت حسابی حشریش میکرد همین جورداشتن حال میکردن که دوستم به من گفت با اجازه و دست زنم رو گرفت برد تو اتاق رو تخت و دکمه لباسش رو باز کرد و دراورد منم دم در ایستاده بودم کیرم راست شده بود دوستم سوتین زنم رو دراورد داشت سینه هاش رو میخورد زنم هم حسابی حشری بود زنم لباسای رو دراورد و چشمش به کیر دوستم افتادالبته کیرش از من کوچکتر بود چون کیر من بزرگتر و کمی کلفت بودو کیر دوستم اندازش خوب بود وسفیدتر و شقتر از کیر من بود زنم کیرش رو کرد تو دهانش شروع کرد به ساک زدن دوستم دیوونه شده بود تخماش رو
    هم داد براش خورد بعد شرت زنم رو دراورد و کسش رو خورد دقیقا نیم ساعت داشت میخورد زنم از حال رفته بود زنم رو از پشت خوابوند و کیرش رو کرد تو کسش و افتاد روش زنم یکم براش سخت بود چون تاحالا از پشت اینجوری نداده بود بعد برگردوندش و هفتی زد براش دوستم گفت بیا دوتایی بکنیم منم اومدم کیرم رو گذاشتم تو دهان زنم و رفیقم هم داشت سگی میزد بعد من خوابیدم وزنم کیرمن رو تنظیم کرد ونشست روش وکیرم تا ته رفت توش و بعد زنم افتاد روم و کونش سمت بالا قرار گرفت دوستم سر کیرش رو تف زد و یواش کیرش رو کرد تو کون زنم و زنم یه اهی کشی اولش بعد کیر دوستم جا افتاد تو کونش و دوتایی عقب
    و جلو میکردیم و من احساس میکردم کیرم به کیر دوستم برخورد میکنه دوستم داشت ابش میومد و ابش رو خالی کرد تو کون زنم منم ابم داشت میومد و خالی کردم تو کس زنم خیلی حال عجیبی بود و بعد سه تایی افتادیم روتخت و بعد رفتیم حمام و دوش گرفتیم خلاصه چهار روز اونجا بودیم دوستم حسابی زنم رو کرد اینم داستان من و زنم و دوستم.


    نوشته: علی

  • 9

  • 54




  • نظرات:
    •   Boroujerd
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • تو که راست میگی ...!!!


    •   fesher1978
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • اول اینکه داستان تکراری بود
      دوم اینکه خانمت شانس آورد تو باهاش بودی وگرنه دوستت احتمال داشت زنتو بکنه.
      سوم اینکه چون دوستت نتونست تو مهمونی زنتو بکنه زدی تو خط جاکشی بردیش اصفهان که اونجا ترتیب زنتو بده؟؟!!


    •   هههههههههههه
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • نخوندم اما دیدم همه دیسلایک کردن منم دیس دادم تا کونت پاره شه


    •   sex-1100
    • 1 سال،5 ماه
      • 2

    • کیر نهنگی که حضرت یونس رو بلعید توی کونت، عصای حضرت موسی توی کونت، دِ آخه کصکژژژ جنده هم میبری بکنی به این راحتی نمیده،با تتلو با هم میرید جنس میخرید آره؟؟


    •   saman.32
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • همش دوستم و زنم خداقل مشخصات قد وزن و سن بگو درسته تخیلی بود ولی حداقل اب و تاب بده


    •   e2600e
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • گوه خوردی بی شرف


    •   shadi7070
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • خدا شفات بده


    •   naderkirkoloft
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • چه عالی ....خیلی خوبه .....ای کاش من جای دوسته بودم....


    •   D.h1985
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • بُرج آزادی اونجا آدم ج ق ی


    •   وب.گرد
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • کس نگو گالیور


    •   Florida.men
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • نخوندم...
      از همون اولش معلوم بود کس و شعری بیش نیست.


    •   rx25
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • دوستت ظاهراً بامعرفت بود که به تو هم تعارف کرد که بری زنتو بکنی.


    •   Diplomat_pv
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • دوست تون رو دعوت کنید خونتون هم روحیه تون خوی میشه هم زنش رو میکنید


    •   arasyar
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • عجب رفیق با مردمی داری، اول اجازه گرفت بعدش هم تک خوری نکرد اگه تعارف نمیکرد باید تا آخر کار فقط جلق میزدی، قدر دوستت رو بدون


    •   ALINM
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • تا اونجاش خوندم که گفتی مشروب خوردیم انم گرفت ادامه ندادم


    •   amir hossein16
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • خوبه پس کوس دادن زنتو دیدی
      و دوستت حسابی جلوت زنتو گایید
      یعنی اگه مشروب و شراب نبود دوستت
      نمیتونست زنتو بکنه


    •   milan083
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • خو ننویس مگه چوب تو کونت کردن یا مجبوری؟؟؟


    •   dolpheen
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • دوست منم می شی؟


    •   miago
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • شرمنده كه بگم اصلا خوب ننوشته بودي


      دوستم ...زنم ....دوستم..... زنم


      يه اسم واسه اينا مي گذاشتي خب ، بعدم يكم خلاقيت ،


      من به هيچ داستان سكس با جنس مخالف ديسلايك نمي دم ، اينجا هم نمي دم ، ولي اصلا خوشم نيامد


    •   Mittycommon
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • اوووف من میدونم که چه حالی داره زن رو جلو شوهرش بکنی، برای اون کص مشنگ هایی که هنوز خودشونو میزنن به اون راه بگم که ازین اتفاق ها زیاد داریم، چه بخاین چه نخاین کیییر رفت توی اسلامتون


    •   mansour_tehran
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • خسته نباشی جق جقو.....خخخخخ


    •   عادلفرهادی
    • 2 روز،8 ساعت
      • 0

    • به به


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو