پارک محل کونیم کرد

    سلام من وحیدم 18 سالمه میخوام یکی از خاطره های زندگیمو ک کلا مسیر زندگیمو عوض کرد براتون بگم من تیپ و قافیه خوبی دارم ولی خیلی ادم دختر بازی نیستم و از این مسخره بازیا ام خوشم نمیاد یه هفته مونده بود به امتحانات دیماه و ما ام یا خونه میموندیم یا هماهنگ میکردیم با بچه ها که بپیچونیم مدرسه رو خلاصه روز سه‌شنبه که مدرسه بودیم قرار گذاشتیم که فردا رو بپیچونم و کاری ام نداریم که یکیمون خایه کرد نمیومد و خلاصه بگم 4 نفری رفتیم ی چرخی زدیم و چون سر صبح همه جا بسته بود رفتیم پارک و نشستیم و لش کرده بودیم و مشغول سیگار کشیدن و صحبت بودیم که یکی از بچه ها گوشیش زنگ خورد ننش بود صحبت کرد و مثه اینکه مدرسه خبر داده بود به خانواده ها که اینا نیومدن مدرسه و خلاصه ما ام فهمیدیم که بگا رفتیم یکی از بچه رفت خونه و اون دو تا ام گفتن که یواشکی بریم مدرسه و بگیم که ما از اول بودیم و هزارتا کصشعر دیگه خب به حرف گوش ندادن که اینا بی فایده اس و کاری نمیشه کرد و رفتن و منم تو آلاچیق همون پارک دراز کشیدمو و 5 دقیقه نگذشت یه خانم تقریبا 30 ساله خوشگل و خوش لباس با عطر سکسی نشست زیر پام و یهو دیدمش و خودمو جمع کردم که نگاهی به کیف ام کرد و سر صحبت و باز کرد و گفت مگه مدرسه نداری؟؟؟
    گفتم چرا دارم چطور؟؟
    گفت پس چرا اینجایی؟؟
    گفتم به شما ارتباطی داره مگه؟
    گفت من سحر ام!
    خندیدم و گفتم خب چیکار کنم خب باش!
    یکم خودشو لوس کرد و ناراحت شد خلاصه همینطوری داشت کصشعر میگفت و منم اصن حوصله نداشتم حرف بزنم و بعد از اینکه اسممو پرسید و کلی سوال دیگه یکم نزدیکم و شد و گفت من یه دوستی اینجا داشتم ولی شماره ای ازش نداشتم امارشو گرفته بودم که اینجاست اومدم ببینمش ولی پیداش نکردم و الانم جایی و ندارم برم پرسیدم از کجا اومدی گفت رشت و منم دیگه نپرسیدم که چرا اومدی و چیکارش داری و فیلان و بیسار
    یه نگاهی به گوشیم کردم و گفتم من دیگه برم کم کم و بازم قیافشو همونطوری مظلوم کرد و خیلی لوندی گفت که نروو یه 2،3 ساعت دیگه وقته نهاره و منم جایی و بلد نیستم و میشه باهم یه نهاری بخوریم؟!
    من ک کلا پولی نداشتم، به قیافشم نمیخورد که بخواد بکنه ازم نمیدونستم چرا همچین کاریو میکنه وقتی ازش پرسیدم جواب سربالا داد و گفت باحالی باهات حال کردم خلاصه بعد کلی گفت و گو چون خونه بگایی داده بودم و نمیخواستم حالا حالا ها برم قبول کردم و پاشدیم و رفتیم سمت ماشینش یه 206 مشکی شیشه دودی داشت که توش کاملا شلخته تر از خودش و بیرون ماشین بود چون ماشینش برق میزد ولی تو کثیف و پر وسیله خلاصه بگم بهتون ما نهارو زدیم و من از این همه لطف پشمام ریخته بود و واقعا نمیدونستم باید چیکارکنم و ساعت 2 شده بود ک ازش خواستم نگه داره که برم و گفت نه هوا سرده بریم خونه یکی از دوستام بعد زود میریم و منم اولش راضس نبود ولی قبول کردم و اصلا هم یادم نبود که بهم گفته بود هیچ جای و نداره اینجا و الان این دوست چی میگه خلاصه رفتیم داخل و دوستش چه چیزی بود من یه لحظه احساس کردم جفتشون جنده ان و میخوان ی جوری بدن ولی اصلا تو مخم نمیرفت چرا من اخه؟؟؟؟ یهو تو خیابون نهار، خونه یعنی چی؟؟؟ خلاصه دوستش که ساپورت تنگ و پوشیده بود و با یه تاپ و نشستیم و منو نازنین که رفیق اش بود داشتیم صحبت میکردیم که سحر رفته بود تو اتاق و داد زد که نازنین یکم پذیرایی کن و نازنین گفت هیچی نیست الان زنگ میزنم بیارن و رفت اون یکی اتاق و زنگ زد سوپری یکم خرت و پرت سفارش بده که سرمو اوردم بالا دیدم سحر با یه تیشرت مردونه طوری بلند و یه شلوارک لی که البته فک کنم شورتک بود انقده کوتاه بود اومد سمتو و دستمو گرفت بلند کرد برد منو سمت آینه قدی و پشتم وایستاد و موهاشو یه تکون داد و گفت من زشتم؟؟ گفت نه به این خوشگلی گفت تاحالا به زن رابطه داشتی گفتم اره گفت چندبار گفتم یه بار گفت ترنس چی؟با یه لبخند گفتم همون پسر کص دار منظورته نه نداشتم
    یه لبخندی شیطانی زد و گفت نه منظور دختر کیر داره
    منم یکم گیج شده بودم گفتم نه
    گفت حالا دوست داری داشته باشی؟
    گفتم نع
    گفت دوست داری
    گفتم یعنی چی این حرفا
    دستشو گذاشت رو کیرم و داشت ور میرفتم و منم ترسیده بودم منو برگردوند روبه خودش و لب تو لب شدیم و تو گوشم یواش گفت شلوارمو در بیار و منو همینطوری که لب تو لب بودیم یکم دادم پایین و کف دستمو بردم لاپاش و...
    هلش دادم عقب و پشمام ریخته بود کیر داشت به چه بزرگی از کیر من هم کلفت تر هم دراز تر تو همین حین ام نازنین داشت مارو میدید که نگاهامون تو هم افتاد و شروع کردن به خندیدن منم گفتم لابد تو ام کیر داری؟؟؟
    گفت نه من طبیعی ندارم ولی مصنوعی میخوای دارم اولش نفهمیدم ولی بعد گرفتم چی شد و داشت میریدم تو خودم و گفتم من کونی نیستم من میخوام برم نازنین خندید گفت کونی ام میشی سحر نزدیک ام شد و گفت تو یه بار امتحان اگه بد بود هرکاری خواستی بکن و کلی حرف زد و اخر مخمو زد دیگه و منم با ترس سعی کردم ادامه بدم و نازنین اومد پشتمو و منو گذاشت رو زانو سرمو میبرد به سمت کیر سحر و منم اصلا علاقه نداشتم به ساک زدن ولی دیگه مجبور بودمو و نیم ساعت واقعا داشتم با نازنین کیرشو ساک میزدم و واقعا پشمام ریخته بود شلوارمو و در اوردن و سحر کونم لیس میزد نازنین کیرو و داشتم واقعا لذت میبردم که زنگ در خورد و نازنین منو گرفت و برد سمت در من گذاشت پشت در داشت با دستش کیرو میمالید و در و باز کرد و دست چپش مشخص بود که داشت تکون میخورد حالا نمیدونم فهمید یارو یا نه ولی نازنین دو قلم جنسو بهش پس داد و گفت عوض کن و یه نوشابه ام بیار رفت و اینا افتادن به جون من و منو داگی کردن رو مبل و نازنین گفت یکم تحمل کن بقیش لذته و سحر یه کم تفی کرد کیرشو و کم کم میذاشت روسوراخمو و بر میداشت یه لحظه کیرو هل داد داخل و داد بود من میکشیدم و گفت چرا بکش بیرون چرا همه رو یجا میکنی تو سوختم که نازنین خندید و محکم زد رو کونم و گفت نصفه شم نرفته تو کصخل خلاصه یه نیم ساعتی فقط درحال باز کردن ما بودن و دیگه سحر داشت تند تند تلمبه میزد و اه اوهی بود من میکردم تو خونه دوباره زنگ در خورد و سوپری بود اومد بالا و نازنین و سحر یه چیزی در گوش هم گفتن و سحر منو برد سمت در و بهم گفتم جنسارو تحویل بگیر اینم پول میخوام همینطوری کیرم تو کونت باشه تا خواستم مخالفت کنم گذاشت تو کونم و منم لخت درو یه جوری وا کردم که فقط کلم بیرون باشه داشتم وسایلو میگرفتم و حساب میکرد سحر ام تلمبه هاشو از قصد تند تر و محکم تر کرده بود و من از خجالت داشتم میسوختم و قطعا ام یارو فهمید چون چند بار سرم رفت عقب خورد تو دیوار که همش نگاه میکرد موقع دادن بقیه پول با لخند گفت اوقات خوبی داشته باشین و در و بستم و این دوتا شروع کردن به خندیدن و بر گشتیم رو کارو سحر نمیدونم چرا ابش نمیومد من بودم سر 2 ثانیه ابم اومده بود فک کنم تاخیری چیزی زده بود و خلاصه که انقد خوب داشت کونم میزاشت که میگفتم فقط بکن و یکم استراحت داد به خودش و خودم بعد کیرش داشت میخوابید و افتاد رو نازنین و سکسشون خیلی خوب بود اه و ناله نازنین همه جارو برداشته بود ولی سحر مثه اینکه با پسر حال میکرد اومد سمت منو داگی رو زمین داشت میکرد که دیدم یه دیلدو بنفش عین تو فیلما جلو صورتمه نازنین دیلدو بسته بود ولی با کشی که گفت خودش تهشو سوراخ کرده کش انداخته که ببنده به کمرش سرمو گرفت داشتم ساک میزدم دیلدوشو که اصن حال نمیداد و بهش گفت سحر خندید و گفت بیا اینو بخور پس و نازنین دیلدو رو حواله کرد سمت کون ما داشت تلمبه نازنین یکم تپل تر و گوشتی تر بود بخاطر همین هر بار که تلمبه میزد صداش بلند میومد و سحر ام دیگه تو دهن ما بدون اخطار و چیزی ارضا شد و من دهنم پر شد از آب کیرش که ریختم بیرون از دهنم که زد پس گردنم که چرا قورت ندادی همشو لیس بزن نازنین ام که ول نمیکرد همینطوری تلمبه میزد و منم به سختی تکون خوردن ها داشتم کف سرامیک و لیس میزدم و اب خودمم اومد و نازنین ام بیخیال ما شد و افتادیم تو بغل همدیگه که سحر گفت خوب بود؟؟ گفتم اره خیلی
    گفت من که گفتم کسی ناراضی از پیش من نمیره البته که تو با بقیه فرق داشتی و خیلی کون خوبی داری دیگه کونی خودمی
    منم گفتم چشم!!
    یه نگاه به ساعت کردم و عجله ای خواستم برم کل سحر منو رسوند تا خونه و شمارش ام داد و الانم یه ماهی میگذره و واسه فردا باهاش قرار گذاشتم😑


    نوشته: وحید

  • 46

  • 35




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،2 هفته
      • 21

    • این از اون کونیا هست تا یه دختر بهش سلام بده تشنج میگنه
      اخه کسکش کیرم تو مرده و زندت چرا نصف شبی ادم و عصبی میکنی . کونی گوه نخور هیچ وقت


    •   amiiir_h
    • 1 ماه،2 هفته
      • 11

    • دقت کردین هرررررشب ادمین9تا داستان اپلود میکنه ک 4الی5تاش مربوطه ب داستان های گی..اینم ک کسشرتر از داستان های گی..اصلا ارزش خوندن نداره..دیس


    •   mard_kir_tala
    • 1 ماه،2 هفته
      • 9

    • آقا چرا اینجا همه تیپ و هیکل خوبی دارن؟ لابد اون کمر قوزیا و دماغ گنده هاش فقط ماییم! کیرم تو کصتانت


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 14

    • احساس میکنم نویسنده تمام داستانا یه نفر هست چون تازگیا همه به جای نقطه ایموجی میذارن.


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،2 هفته
      • 14

    • اسمتوعوض کن بعدکون بده


    •   koochebagh
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • عجب رکبی خوردی :)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،2 هفته
      • 14

    • محلتون پارک هم نداشت می انداختی گردن فلافلی اونم نبود مرکز پلیس +10!! جوانان نسل خمینی دنبال بهونه ان!! (biggrin)


    •   Wolf6661368
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • چیکارش دارین خو!!! دوس داره بده ... برو بده گل پسر ولی اسراف نکن و وقت کردی به ما هم بده..
      وقتی هم جق زدنت تموم شد دستت در بیار که بهتر تایپ کنی


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • حسابشو کن چه کصخلایی ملتو کصخل فرض میکنن دیگه سوتی گرفتن نداره کیرم دهنت.جق السلطنه کصمیخ السلطان


    •   M.tork
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • اولا اینکه خارکسده تو اگ کونی نبودی حداقل تو هم ی تقه میزدی در کون اونا
      دوما
      کسخل جان ؛ همون دوستت ک روز موعود دبه کرد و نیومد ؛ از فرصت استفاده کرده و رفته مادرتو گاییده??


    •   s.mamad
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • تا 206 شیشه دودی خوندم
      تابلو بود تا آخرش زاییده کله پوک و جقی خودته
      ارزش خوندن نداشت
      دیییییسسس


    •   amindada78
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • بابا دم انتخابات تخمیه جان مادرتون بذارین این غم رو فراموش کنیم.آخه این چه کسشعریه؟این سایت صاحب نداره؟؟؟؟ای هوارررررر سوختم بابا (dash)


    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • هرند عارم میاد این قبیل تم هاحرفی بزنم اما
      اجازه بده بعنوان برادر بزرگتر با تو سخنی بگویم که همیشه به برادر بزرگتر باید و باید احترام گذاشت


      دست ازین حرف ها و کارها بردار و برو به سر کار
      هر کاری شده
      حتی کار در رستوران و پیتزا فروشی ....
      یک درآمدی کسب کن و همیشه از کرده های خودت شرمسار باش
      در آخر فقط کار کار کار


    •   zanbory
    • 1 ماه،2 هفته
      • 9

    • آخرش مارو هم کونی میکنید ازبس از گی تعریف میکنید (biggrin) (biggrin) (biggrin) (biggrin)

      حیف کوس نیست کیرتو فرو کنی تو منبع گوه
      حالم بهم میخوره از هرچی کونه .
      فقط کوس ..
      دیس ۱۰تقدیم برتو


    •   kokarostam
    • 1 ماه،2 هفته
      • 15

    • پند و اندرز


      خداییش درس بزرگی به بچه‌های کم سن و سال این سایت دادی. آقا جان اگر مدرسه را پیچوندین و رفتید توی پارک که لش کنید و سیگار بکشید ولی فهمیدید که مدیر فهمیده و به خانواده اطلاع داده و قرار شده که برگردید خونه و کونتون بذارن، فورا به آغوش خانواده برگردید. گاییده شدن توسط پدر و مادر، صد شرف داره به اغفال شدن در پارک. آن هم توسط شی‌میل. فقط این نصیحت را از من هم داشته باشید. آقا جان، اگر یک دختر کیر دار خواست کونت بذاره و تو هم راضی بودی، حداقل تو هم کونش بذار که بعدها که بزرگ شدی شرمنده خانواده و دوستانت نشی. شاشیدم توی مغزت. خاک توی او سرت. چولمنگ، تو که کونت گذاشتند، تو هم میتونستی هم کونشون بذاری و هم توی کـُسشون. حالا که کونی شدی ولی پول هم بگیر و کون بده و بکن. فراموش نشه.


      آن که توی پارک ها سر میکشه
      با سحر یا نازنین، دم میکشه
      آن که کونش را بداده بر فنا
      حال کونی گشته و نم میکشه

      ها کـُ‌کا


    •   hunterxxxx
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • وجدانا داستانهاتون باعث ميشه بترسم و دیگه چرات نکنم برم پارک وا این چی بود وجدانی؟


    •   هیچکس78
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • عجب پس بگو چرا وقتی بچه بودم میرفتم پارک همه نگاهم میکردن وجدانا پسرای زیر هجده سال کونشون خیلی کشش داره هان؟


    •   Mrkoooni
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • فرق ترنس و دوجنسه رو هنوز نمیدونن....‌


    •   arminkoni82
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • هه پس ظاهرا دیشب شب رنگین کمونی ها بوده چقدر خوب


    •   دریادلتنها
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • عجب


    •   sexybala
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.. مطمئن هستی سحر بود جواد یا اکبر نبود.......


    •   رنگین_کمان_آرزوها
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • خخ خوب احتمالا اون زنه داستانهای شهوانی رو زیاد میخونده روش تاثیر گذاشته هوس کون پسر کرده بوده زنها هم به کون پسرا نظر پیدا کردن نگاه ترو خدا


    •   Miss_Emma
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • عاقا جان هر چیزی یه فلسفه داره،فلسفه عقب اینه یه چی ازش خارج بشه نه اینکه بزور یه چی بچپونی توش
      ناموصا بکشید بیرون از عقب واقعا چه لذتی داره؟؟


    •   gayf1995
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • کیرم توی این تعرف کردنت کس مغز خودت فهمیدی چی گفتی


    •   dark_woman
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • بگذریم که داستانتو باورنکردم.
      ولیچرامد شده تو داستاناتون زمین وزمان رومقصر میدونید....؟!
      پارک محل کونیت کرد؟چرامعتادت نکرد؟چرا اصلا ورزشکارت نکرد؟
      باباقبول کنید کرم ازدرخته....خودت دلت خواسته بدی....پس یاسرتوبگیربالابگو خودم خواستم یاسرتوبندازپایین خجالت بکش اصلا تعریفش نکن...


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ایدز نگیری صلوات


    •   jaanii
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • یه زمانی واسه اینکه بچه بیرون نره میگفتن نری توی پارک لولو داره یا بچه دزد داره
      این بنده خدا هنوز توی اون تصوراتشه فقط اسامی رو یکم تغییر داده
      خوش باشی با تفکرات مسمومت?


    •   ssonna
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • عزیزم چرت و پرتای بعضیارو ول کن، بعضی از همین عزیزانی که زیر داستانت کامنت گذاشتن رو توجه کنی زیر هرنوع داستان وخاطره ای که منتشر میشه همینا رو میگن کلا جز خودشون کسیو قبول ندارن از طرفی هم جرات نداشتن چیزی از خودشون رو کنن که ببینیم چی دارن با این همه هارت و پورت ؟!!!که البته بقول بابام طبل هرچی توخالی تر صداشم بیشتر.
      داستانت خیلی خوب بود بنظرم هم نوع نگارشت (فقط کاش غلطای نوشتاریتو اصلاح میکردی )هم جاذبه های سکسیش هم تکراری نبودن موضوعش( اگرم بود که واسه من جدید بود) هم اندازش، دوستش داشتم کلا دیگهههه :-*
      البته معلومه اون بعضیا که گفتم، منظورم دوستانی مثه شاه ایکس و... که هنرشون ثابت شدست نیست


    •   Tezab2
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • کونی


    •   omidario
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • تو راحت باش؛ بده


    •   Arjan67
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • به منم میدی


    •   mrroshak
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • هزار بار گفتم نتایج تخیلات تخمی میشه همین کوسشعری که وحید تفنت داده (dash)
      بابا یکم واقعی تر تخیل کنید


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • این دیگه چ سرطانیه
      ادمین گی بس نبود اینم انداختی ب جون ما


    •   bigdick3
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • داستانت خیلی خنده دار بود مخصوصا اونجایی که پیتزاییه اومد و زنه از پشت میکردت راستی چشمت هم روشن که عروس شدی و صفرت باز شد


    •   Rj.rj
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • فقط میتونم بگم بهت کصخل!!


      خب خره وقتی کونت گذاشتن تو هم یه حالی میکردی دیگه بدبخت فقط دادی و تازه خوشتم اومده ؟


      :/


    •   samsepg
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • یه فانتزی مزخرف که نویسنده اش انگار زیادی فیلم پورن تماشا می کنه!
      حواستون باشه سکس بدون کاندوم، هر نوعش، در هر سن، با هرکس و با هر گرایش جنسی، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • شما کونت میخاریده که رفتی. وگرنه کونی بودنت رو تقصیر پارک ننداز


    •   hasan2015
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • چه قدر پدر و مادر بهت گفتن نرو پارک
      بیا رفتی کونی شدی
      حالا بیا بکنم تو رو
      می خندی؟


    •   kiakish
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تو به جای داستان نوبسی همون بهتر بری تو پارک لش کنی ننه تم افتخارکنه بهت .


    •   پدرام80
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • فانتزی خیلی جالبی داری امیدوارم که بهش برسی


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ای کیرر تو ابا و اجدادت بچه کوونی معلوم هست چه گهی تلاوت کردی.


    •   Ginglz
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • نتیجه اخلاقی
      مدرسه رو نپیچونید


    •   yasin.ir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • در یه کلمه خلاصش میکنم کص ننت


    •   sepehr.rad
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • خوش به حالت ???


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • اگه دوس داری فوشت بدم کور خوندی بمون تا کونت بسوزه جقی


    •   koni-boy
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • خوش بحالت ، عالی بود داستانت ، دمت گرم ، تا میتونی بهشون کون بده ، همچین شانسی گیرت نمیادهاااا


    •   Samsolosin76
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • دیسلایک کاملا تخیلی


    •   سالار۲۰۰۲۸۵۶۹
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • :\


    •   Amirrrr_1379
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • جالب بود


    •   Mechanik52
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • پارک محل کونیت نکرد بلکه تو کونی بودی و پارک محل رو به گند کشیدی


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • این شوفرهایی بودن که پشت ماشینشون مینوشتن عاقبت فرار از مدرسه، خوبه تو هم بدی این جمله رو رو کونت خالکوبی کنن


    •   arash-189
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • چقدر کونی زیاد شده!!!!
      یواش یواش آ م به خودشم شک میکنه


    •   احمد ذوقی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • موقعیتای خنده داری داشت .. (rolling)


    •   soheil_koni_22
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • عااالی بود ااای کاااش من جای تو بودم


    •   JvtdjSolo
    • 1 ماه
      • 0

    • خدایی این توهومات ازکجات در میاری جقی فلج


    •   Hotohalx
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • عالی بود بازم بنویس


    •   sasanalavi
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • منم کون کن ها مو از تو پارکها پیدا میکنم. بهترین جا برای پیدا کردن کونی و کون کن تو پارکهاست.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو