کون خر گذاشتن

    سلام دوستان عزیز که اومدید این داستان رو بخونید البته شما بگید داستان یا جلق نامه یا توهمات یک جلقی یا چه میدونم از این دست چیزا که شما استادید داستان من مال سال 80 هستش که اونموقع ها بنده پروفسور منطقه زندگی خودمون بودم چون توی روستای ما کسی حتی کامپیوتر رو از نزدیک ندیده بود اما من دیپلمش رو داشتم تازه از خدمت مقدس سربازی برگشته بودیم با کوله باری از خاطرات سربازی که اکثرش در واقعیت نگهبانی آفتابه و کاسه لگن بود اما میگفتیم تجهیزات هسته ای زیر دستمون بود خلاصه یه پیش درآمدی بهتون بدم از خودم و شحصیت های مختلف که توی مسیر خوندن بهشون میرسید بنده هستیار هستم و از نظر وضع مالی عالی هستم چون پدر بنده در ایام انقلاب که خان سالاری براُفتاد و زمین و اراضی به مردم داده شد و اکثر مردم از ترس جنگهای مرزی میرفتن شهر برای زندگی زمینشون رو خیلی ارزون میفروختن پدر من اونموقع ها قاچاقچی سیگار بوده و فقط با پول حاصل از این کار زمین میخریده تا عموش که پدر مامانم هستش ببینه این کاسبه و بهش دختر بده خلاصه پدر ما چندین هکتار زمین میخره و و ازدواج و بعد از چند سال که بابا بزرگ ما میمیره پدرم برای حمایت از برادراش و یه دونه خواهرش ارث و میراث نمیگیره همشو به اونا میده و میگذره و الان عموهام و عمه بنده که خیلی در نوجوانی بهم علاقه داشتن سالانه بهم چندین بره و بزغاله میدادن برای خودم و حدودا تابستون من کارم میشد پرورش دام های خودم روزا میرفتم صحرا و حیونها رو میچروندم تا غروب و بعد بر میگشتم شبا درس خوندن و بابام در یک سفری به شهر زیبای هولیر کردستان عراق که شما بهش میگید اربیل برای من کامپیوتر خرید دیگه زمزمه ای در روستا شروع شد که فلانی 400 هزار تومن داده کامپیوتر خریده برای پسرش من تا دیپلم کامپیوتر و نرم افزار خوندم و بعد شروع کردم به پرورش دام و زنبور برای خودم اما چون من هر ساله چند تا بره و بزغاله میگرفتم و بزرگ میکردم و الان برای خودم 132 تا گوسفند و بز داشتم که با حاج محمود الان و محمود گوزوی اون زمان رفتیم خدمت و جریان رو زود برسونم بعد خدمت که منو محمود خیلی باهم رفیق شدیم و دیگه همه چیزمون باهم بود چون صحرا میرفتیم و باغ اوناهم تقریبا نزدیک بود ولی چون پدرش یه زمانی قمارباز بود و مشغول عیاشی وضع مالیشون تازه داشت جون میگرفت بگذریم من برای باغ عموم که ازش اجاره کرده بودم برای یونجه کاری یه استخر درست کردم و دیگه روزا منو محمود دوتا مرد گنده کون لخت باهم تو این استخر شنا میکردیم و خیلی کارای دیگه


    یه روز کره خر محمود رو گرفتیم و شوخی شوخی کردیمش بعد از کردن کلی خندیدیم و مسخره بازی که کیر محمود کثیف شده بود چون من یا نایلون کردم رو کیرم چند روز گذشت و محمود کمتر میومد و من هم با اسب میرفتم دنبالش اما به زور میومد تا یه روز خودش اومد لخت شدم گفتم لخت شو محمود بزنیم آب تنی و حال کنیم . پاشد لباساشو در آورد اما شورتشو در نیاورد منم گفتم لخت کن دیگه تو که از خودت نمیترسیدی کونت بذارن راستشو بخواید یه توضیحی بدم ما تو روستامون کلا همه هم سن و سال ها کیر همدیگرو دیدیم و یه بار هم نوبتی حداقلش برای هم لاپایی زدیم و به خاطر همین از لخت بودن ترسی نداریم که محمود برگشت و گفت نه هستیار ما دیگه بزرگ شدیم عیب و عار و فلان و این که به شوخی دست بردم سمتش که داد زد مادرقحبه نکن ما هم که از این شوخیا نداریم پاشدم گرفتمش کلی زدمش که تا دست کردم لای پاش بلندش کنم بزنمش زمین انگار اینو برق بگیره یک دادی زد و رنگش مثل گچ دیوار شد گذاشتمش زمین زود شورتشو کشید پایین و پشت کرد به من ، منم گفتم محمود چی شد ؟ جواب نداد گرفتمش وقتی کیرشو دیدم دقیقا دوبرابر اندازه اصلیش باد کرده بود و زرد زرد شده بود و پوستش یه جوری بود گفتم محمود چرا اینجوری شدی ؟ گفت نمیدونم از بعد از جریان خره که کردیمش اینجوری شدم حتی نمیتونم بشاشم گفتم خب به پدرت یا برادرت گفتی شاید کمکت کنن گفت نه بابا کی روش میشه بگه کیرم اینطوری شده ولش کن چندروزی اینطوری باشه خودش درستش میشه


    گذشت و بعد از یک هفته محمود تو خونه افتاده بود و بروز هم نمیداد که بگی چطوری شده اینجوری شده منم شبش رفتم خونشون و دیدم مادرش و خواهراش و برادرش و پدرش با یک حالت خیلی غم گرفته نشستن و محمود و نگاه میکنن و من هم رو کردم به پدرش و گفتم عمو سعید میخواستم در مورد مریضیش چیزی بگم اگر میشه به خانما بگید برن بیرون از اتاق تا من بتونم حرف بزنم اونا رفتن بیرون من هم سیرتا پیاز جریان رو تعریف کردم که پدرش داشت شاخ در میاورد خلاصه گذشت و من و برادرش برداشتیم اینو بردیم تبریز برای دکتر و اینا که اونجا یه عکس ازش گرفتن و گفتن توی سوراخ آلتش یه دونه جو افتاده این کره الاغش جو خورده و این دونه هضم نشده و سالم رفته پایین قاطی عن و گوهش ریخ رو کیرش و این کوچیکه میره تو سوراخ و الان در اثر رطوبت رشد کرده من که داشتم میشنیدم و از ترس هم سکته میکردم چون خودم هم 50 بار حیوون کرده بودم خلاصه تبریز گفتن ما نمیتونیم عملش کنیم و بردیم تهران که اونجا هم چندتا دکتر دیدن و گفتن نمیشه و رفتیم اصفهان که اونجا یک دکتر بهمون گفت شما در اصل غلط اومدید برید عراق اونجا بیمارستان های جدید آمریکایی هست که بهترین پزشک ها رو داره و میتونن کمکتون کنن برگشتیم و محمود بدبخت داشت دردش بیشتر میشد چون تقریبا دفع ادرار نمیتونست بکنه


    خلاصه راه افتادیم سمت اربیل و اونجا آدرس یه دکتر لیبیایی بهمون دادن که بردیمش اونجا و این تا دید گفتم من نمیتونم کاری بکنم برید به این آدرس و آدرس یک از شهرهای دیگه رو بهمون داد و رفتیم اونجا که امنیتش زیر صفر بود زاخو یه شهر مرزی عراقه که خیلی کوچیک هم نیست ولی خب بزرگ هم نیست رفتیم دیدیم آدرس مال یک زن هستش که تو کار درمان سنتی و شکسته بندیه هنگ کرده بودیم که این زنه میتونه کمکمون کنه یا نه ؟ خلاصه بردیم و زنه تا دید این حالش این جوریه بهش گفت شلوارتو در بیار محمود شلوارشو کشید پایین این زنه یک دختر دستیاری داشت که خیلی خوشکل بود اینو آورد و گفت به بدنش دست بزن محمود بدبخت داشت از درد میمرد این زنه با خایه هاش بازی میکردم و دختره با سینه های محمود ور میرفت که به دختره گفت روغن مخصوص رو بیار ماهم همدیگرو نگاه کردیم اینا روغن رو کیرش زدن و محمود کم کم داشت راست میکرد هرچند درد داشت یهو زنه رو به برادر محمود گفت برید اونور بشینید رفتیم نشستیم که یه پرده توری رو کشید که ما دیده نمیشدیم اونور اما اونا دیده میشدن چون قسمت ما تاریک بود این زنه به دختره گفت براش ناز و عشوه بیا و یواش یواش با روغن براش بمال بعد زنه اومد گفت پول رو بدید و اگر میخواید شما برید ما نهایتش فردا نه پس فردا بهتون خبر میدیم که تونستیم کمک بکنیم یا نه ! گفتم خانم من نمیرم باید ببینم چی میشه ، نمیشه که ولش کنیم به امان خدا زنه گفت اینجا بهش خوش میگذره خیالت راحت دیدم راست میگه محمود فقط با دختره ور میرفت و دختره براش میمالید برادرش گفت من میرم و این میمونه و نوبتی سر میزنیم که زنه قبول کرد و گفت 4 میلیون میشه البته به پول خودمون پول رو دادیم و برادر محمود رفت هتل و من موندم محو تماشای اینا بودم که داشتم راست میکردم ناموسا دختره یه جوری میمالید من داشتم میمردم محمود بهش فشار میومد چون اون جو کم کم داشت توی لوله کیرش میومد بالا به طرف بیرون میومد و این درد داشت زنه برام چایی آورد و غذا گذاشتن و بازم شروع کردن به مالیدن برای محمود این دردش داشت زیاد میشد که داد زد کمال (اسم برادرش) هستیار توروخدا بیاد منو ببرید مردم آی خدا درد داره نکنید . تورو خدا ولم کنید کیرم داره میترکه اومدم برم پیشش زنه اشاره کرد نرم و دستاشو بستن روی تخت و بازم ولش کردن ولی دختره یه دستگاهی آورد که من دیده بودم برای حجامت استفاده کرده بودن قبلا و میخواستم بدونم میخواند چیکار کنن که دختره کله کیر محمود رو کرد تو اون چیزه شیشه ای و میک میزد که یهو محمود مثل این وحشیا داد میزد و فحش میداد و سرشو میکوبید به تخت منم رفتم سرشو گرفتم و به زنه گفتم ولش کنید زنه به دختره گفت بادکش و در بیار که بعد کیرشو بهم نشون داد گفت اگه ولش کنی بازم رشد میکنه ولی نگاه ما 9 سانت این جو رو فقط با مالیدن کشیدیم بالا و اگه همکاری کنه 2 سانت دیگه مونده کامل در میاد منم گفتم خب یکم بهش وقت بدید ساعت حدود 2 شب شده بود که زنه گفت باید ادامه بدیم چون اگه ادرارش بگیره هزارتا درد دیگه میاد بجونش دختره اومد و دستگاه بادکش رو کرد رو کیر محمود میک زدن و در میاورد یه کم میمالید بعد دوباره بادکش میزد که یهو یه لبخندی زد و گفت آقای ایرانی بیا رفتم دیدم کله جو بیرون اومده و این یه دست به کیر محمود مالید و باد کش رو کند بعد بازم روغن زد و تا مالید این جو به همراه منی و شاش و همه چیز پاشید سمت من بعد محمود داد زد آی خدا راحت شدم محمود راحت خوابید و من هم دراز کشیدم که زنه و دختره رفتن بالا بخوابن فرداش کمال اومد و دید ختم به خیر شده ازشون تشکر کرد و راه افتادیم سمت ایران اینجا که رسیدیم آقا محمود یهو متحول شد و رفت قم و توبه و بعد تغییرات سهمگین و الان حاج محمود واسه خودش قدرتی داره خلاصه به پایان رسید و خواستم بهتون بگم هواستون باشه به درد و بلا گرفتار نشید بعد از اون جریان محمود موج ازدواج زود هنگام راه افتاد که تا جونن کیرش استخون میزد براش زن میگرفتن که نکنه بلایی سر خودش بیار امیدوارم خوشتون اومده باشه.


    نوشته: یه دوست

  • 3

  • 0




  • نظرات:
    •   somaghdan
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • بسیار قلمتون کیری و مزخرف بود


    •   الکی ب ک ل بچسبون
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • این خاطره بدرد عمت میخورد


    •   جاكش آفريقايي
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • يعني اگه واقعا با خر حال كردي جاي هيچ حرفي رو باقي نميذاري متاسفم


    •   ♡STOP♡
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • خیلی خندیدم دمت گرم ROFL


    •   Elham Kos Tala
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • خيلى باحال بود خيلى زيبا بود كلى خنديدم
      ازاراجيف يه مشت مجلوق مغز پريودى بسيار با ارزش تر بود مرسى عزيزم با اين دستنوشته ات ميبوسمت


    •   sa zo la
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • شنیده بودم کس خر میذارن اما کون خر.... واقعا کون خر؟؟؟؟ اون وقت میگی چرا ازادی نیست


    •   JAMSHID_SE7EN
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • به به به مبارک باشه داستان کون خر گزاشتنم به جمع کسشرای شهوانی راه یافت!!!
      همین یکیو کم داشتیم
      حتما همون موقعی هم که خره بیچاره رو میکردین خره هم داد میزد:آی عرعر.. فاک.. یس... عرعر.. گوز.. چس.. دولم تو کونتون نکنین منو و ازین جور کسشرا
      آخه شماها خالت نکشیدین؟این کس کلک بازیا چی بود دیگه راه انداختین؟خیلی راحت در هم میزاشتین بهتر بود تا اون بلا سر دول محمود بیادش
      دول دراز همون خره تو کون جفتتون
      گوزوهای تو کف مونده!!!!!!!


    •   aseman bloo
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • آی کیر پلنگ صورتی توی کونت مردم از خنده.


    •   @@@ali@@@
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • دمت گرم خدایی یه فحشه جدیدم یادگرفتیم ازین به بعد نمیگم کیر خر تو کونت میگم کیرت تو کونه خر انگار کیفش بیشتره


    •   MR GaYeShGaR
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • کُص بیبیت نخوندم، lol موضوع داستان که کیری بود، داستانتم که طولانی بود، از نظرات هم معلومه که ساخته و پرداخته ی ذهن یه مجلوقه
      ننویس دیوث ، ننویسسسسس


    •   shima-bt
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • Vay mordaaaaaam az khande kir to maqzet baw :-D


    •   tamoko89
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • این همه مدتی که فانتزی سکسی داشتیم ... هیچ موقع سکس با حیوانات توش نبود ... واقعا شما آدمید آیا ؟
      آره دیگه با آدمهایی مثه شما وضع مملکت ما میشه این ! امثال شما هستن که به مجلس راه پیدا میکنن ! یا آخوند میشن !


    •   tiam365
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • khalayeq har4e layeq..liyaqatet hamun kore khare


    •   xyxyiu
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • قشنگ بود ، بهتر از خیلی از داستانای تکراری شهوانی بود


    •   جاكش آفريقايي
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • البته فكر ميكنم تو اون گير و دار خره هم كون تورو گذاشته بهر حال اون كير كلفت رو كه بيكار نميذاره اما شما سانسورش كردي


    •   محمد 16 اصف 09387442809
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • خیلی پایه کلی ریدم به خودم از خنده


    •   moor
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی مردم اااااااااااااااز خنده
      چه افتضاهیییییییییییییییییی
      هاهاهاهاهاهاه


    •   princessbritney
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • کون خر گذاشتن!!!!!!!!!!!!!!! دلم به حال کشورمون میسوزه!!!!!!!!!!!!!!!
      مردم دختر گیرشون نمیاد مجبورن خر رو بکنن!!!!!!
      همینه که روز به روز پسرفت میکنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    •   bãrbød29
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • kos mokh chert bod


    •   آموزگار عشق
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • تاوقتی جوونای مملکت مامجبورن جق بزنن و خر بکنن و همجنسبازی کنن، همین و همین و همین جوری هستیم و خدارحم کنه بدتر نمیشیم.


    •   امام خامه ای
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • کیرم دهنت انقدر خندیدم حواسم پرت شد رفت تو چش ننت به جای کسش حالا زود باش ننتو ببر عراق خوبش کن. pleasantry bad کس کش جقی داهاتی تو همون برو کره خر بکن می یای اینجا کس شعر می گی که چی diablo


    •   arashkermooni
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • دمت گرم خندیدم
      biggrin


    •   jakesh98
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • کون کره خرگذاشتین؟؟داریم اثن؟


    •   كامبيز جون
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • خوب بود . آموزنده بود.
      هر چي بود بهتر از داستان مجلوقهاي تخمي بود.
      كون كره اسب هم شنيدم ميذارن..وقتي خارجي ها به اسب كس هم ميدن (فيلمش ديدم) باريكلا به ايراني كه كون اسب و خر ميذاره


    •   nasim j
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • من واقعا واسه همچین آدمای مریضی متاسفم که از زندگی فقط فرو کردن به یک سوراخ رو متوجه شدن....حالمو به هم ردی کشمکش...خر بیچاره چه گناهی کرده که تو مغزت توو کیرته!!اقلا برو بکن تو پریز برق،برق درجا خشکت کنه یک جماعتی از شرت راحت شن!!!!
      اَه اَه اَه


    •   nasim j
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • من واقعا واسه همچین آدمای مریضی متاسفم که از زندگی فقط فرو کردن به یک سوراخ رو متوجه شدن....حالمو به هم ردی کسکش...خر بیچاره چه گناهی کرده که تو مغزت توو کیرته!!اقلا برو بکن تو پریز برق،برق درجا خشکت کنه یک جماعتی از شرت راحت شن!!!!
      اَه اَه اَه


    •   shombol-tala
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • دوستان:کاری به اینکه داستان بودیاواقعی ندارم،ولی توی این دنیای کیری، هرچیزی امکان پذیراست،کیروقتی راست بشه،سنگ سوراخ هم گیربیاره میره توش،پس الکی فاز ندید...افتاد؟؟؟؟؟


    •   l_3xy_l
    • 3 سال،9 ماه
      • 0

    • تخیلاتت تو کسم اینارو از کجات در اوردی


    •   جنده دوزاری
    • 3 سال،3 ماه
      • 0

    • کیرم درد گرفت لاشی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو