مامان حشری و شوهرخاله

1394/02/22

براتون تعريف کنم مربوط ميشه به چند ماه قبل که من ومامانم به همراه خانواده خاله ودايي اينا به باغ پدربزرگ رفته بوديم من يه خاله دارم که الان 28 سال داره ويه شوهر خيلي گل داره که براي من انگار يک رفيق است …خوب بريم سر اصل مطلب …
همه تو باغ نشسته بودن وداشتن صحبت مي کردن که اين شوهر خاله ما به مامان گولم گفت ميشه چند لحظه باهاتون صحبت کنم و رفتن که مثلا با هم صحبت کونن بيان خيري ازشون نشد حدود يک 30 دقيقه شد خبري نشود ازشون کسي به فکر اونا نبود تا من گفتم که برم ببينم چي شود که خبري از اونها نشده که هي ديدم خالم نميزاره برم گفتم يعني چي بعد البته کسي متوجه جريان من وخالم نشود بعد من به اون گفتم خاله گفت چي گفتم مي خوام برم خلا ميزاري البته من با خالم خيلي شوخي داريم اين دوتا اکثر روزا خونه ما هستن خلاصه به هزار کلک ازدستش در رفتم

اومدم از اونجا بيرون وارد ساختمان باغ که شودم ديدم هيچ خبري از مامان وشوهر خالم نيست گفتم يعني چه ؟ بعد شروع به گشتن داخل ساختمان و اتاقاش کردم تا رسيدم به حمام ديدم يه صداي مياد رفتم جلو در بسته بود ديگه مطمئن بودم که مامانم و امير شوهر خالم اون تو هستن ومشغول ذکر هستن رفتم يه صندلي آوردم گذاشتم از بالاي ذر حمام که يک دريچه داره تو رو نگاه کردم واي خدا چي ديدم امير داشت از کون مامانمو مي کرد آخه از حرفاي مامانم فهميدم که ميگفت درد داره بکش بيرون از کوس منو بکون اونم ميگفت از کوس مرجان هم ميده تو از کون بده بله اونم چه صحبتي اين امير اقا با مامانم مي کردن

خلاصه ديگه حسابي داشت اونو از کون ميکرد که ديدم يه صداي مياد از بيرون سريع رفتم بيرون ديدم مرجان خالم اومد تو تا منو ديد مثل مضطرب شوده باشه گفت کجا بودي گفتم هيچي بعد من از دنيا بيخبر که کيرم باد کرده داره خودنمايی ميکنه خالم گفت چيه انگار اميد کوچولو بازم فضولي کرده که صداي اه مامانم اومد خالم که فهميد بخاطره چيه گفت پس فهميدی؟ گفتم چيو؟ گفت که امير داره مامانتو مي کونه من تعجبم برد چون فکر کردم اون نمي دونه گفتم آره الان ديدم گفتم مگه تو ميدوني گفت اره اخه خودم باعث شودم که اون مامانتو بکونه منم که متعجب بعد گفت تو منو بکوني ولي امير مامانتو نکونه اخه من با خالم از قبل از ازدواجش سکس داشتم که توي يک موقعيت جريان اونم براتون مينويسم

بعد باهم رفتيم از پشت دريچه به اون دوتا نگاه کرديم که حسابي دلم مي خواست جاي امير باشم و مامانمو بکونم. امير حسابي از کون کوس مامانمو کرد اخر سر هم ابشو ريخت توکونش مامانم اون روز تا شب ديگه نتونست راه بره هرکه از وان مي پرسيد چته مي گوفت که تو پله پام گير کرد به سنگه پله وخوردم زمين منم خندم مي گرفت تا اینکه مهمونی تموم شد رفتیم خونه بابام هم سرکار بود من و مامانم تنها بودیم مامانم از درد به خودش میپیچید گفتم چی شده مامان باز گفت از پله افتادم من هم گفتم آره خوب! گفت یعنی چی منظورت چیه؟ گفتم هیچی فقط به من دوروغ نگو رنگ از رخش پرید و گفت چی میگی تو… گفتم صبح با امیر دیدمتون داشت از کون میکردت اینو گفتم با ترس گفت به کسی که چیزی نگفتی گفتم فعلا نه گفت یعنی چی فعلا نه گفتم اگه به من هم از کون بدی حرفی به کسی نمیزنم(آخه من خالمو از کس میکردم و من دیوونه ی سوراخ کون بودم )مامان گفت باشه بعد الان سوراخم میسوزه گفتم به من چه من الان شق کردم گفت باورم نمیشه پسرم ازم کون بخواد گفتم با امیر آره با ما نه گفت باشه بکش پایین ببینم چقدر داره پسرم گفتم خودت کیرمو در بیار اومد جلو شلوارمو کشید پایین کیرم تاپو توپ میکرد از رو شرتم کیرمو لیس زد وای چه حالی میداد تا یک ربع با کیرم ور میرت تخمامو میخورد تا اینکه نزدیک اومدن آبم بود گفتم دست نگهدار الان آبم میاد این حسم از دست میره دیدم پاشد رفت از زیر م آشپزخونه برام تاخیری آورد گفت این مال عموت افشینه تعجب پرسیدم مگه با اونم رابطه داری؟! با پرویی گفت آره . گفتم راستو حسینی بگو با کیا رابطه داشتی گفت باافشین،امیر، خواهرم ،وپسرخالت امید اینو گفت اعصابم ریخت به هم گفتم پس تو جنده شدی گفت جنده نه شهوتم بالاست گفتم امید همش 14 سالشه چطور به اون میدی گفت اون پول تو جیبیشو جمع میکنه میده بهم چرا بره غریبه بکنه مریض بشه ماهی 70میده از کس میکنه باورم نمیشه مامانم یه کونی باشه گرم صحبت شدیم تا مامانم گفت کیرت شل شد گفتم آره داشت یادم میرفت قراره بکنمت گفت شروع کن مامانم یه تی شرت تنگ به رنگ زرد با ساپورت براق پوشیده بود اول از رو لباسش شروع به خوردن کس مامانم کردم باورتون نمیشه از رو لباس کوس بخوری حالش بیشتره اونم ساپورت باشه شروع به کردن از رو لباس شدم وای چه حسی داشت کیرم میرفت لای کونش ساپورت هم براق و لیز بود مامان گفت باز یادت رفت گفتم چیو؟ گفت تأخیری رو گفتم خودت بزن من تا به حال استفاده نکردم گفت:بخواب خوابیدم گفت پاهاتو باز کن گفتم نکنه میخوای مارو بکنی خندید گفت همشه دوست داشتم کسمو بچسبونم رو کون یه مرد عقب و جلو کنم ولی روم نشد فقط به تو گفتم،گفتم اگه آرزوتو برآورده کنم چی در قبالش گیرم میاد؟؟؟ با ذوق گفت هروقت دوست داشتی میتونی منو بکنی یا باهم همیشه بریم حموم اینقدر بهت حال میدم که از کس کردن متنفر بشی.قبول کردم و گفت زودباش شلوارمو بکش پایین لختم کن و کونتو بیار بالا گفتم پس زود باش شق دردگرفتم ساپورتو کشیدم پایین وای چه پاهایی باورم نمیشد پوست برنزه یه شورت صورتی که جلوش به شکل قلب خالی بود خط کس مامان پیدا بود شرتشو کشیدم پایین فکرشم نمیکردم بالا کسش رو تتو کرده بود چه کوسی بود بدون مو یه نگین بغل چاک کس تیشرتشو در آوردم وای چه پستونهایی 2تا خوشکلو ناز مامانم بالا نافو پشت کمرش هم تتو داشت اون موقع بود که مطمئن شدم مامانم یه جنده به تمام معناست یکم باهاش ور رفتم گفت بسه دیگه قنبل کن برگشتم کسشو چسبوند به کونمو باکسش چه تالاپو تولوپی در آورد انگار که کیر داره شاید باورتون نشه از 8:05شب تا 9:30داشت با کسش منو میکرد تو حس بودم که که یهو جیغش بالارفت با پاش زد تو تخماممو پرتم کرد از رو تختش پایین ترسیدم گفتم چی شد مامان دیدم انگار شیر آبو باز کردی چنان آب ازش اومد که تمام بدنمو با تختو پر آب کس کرد منم نامردی نکردم پریدم رو کسش شروع به خوردن کردم آبش یه کم شیرین بود وای آب مامان که اومد صدبرابر بشتر حشری شد کیرمو محکم تو دستش گرفت شروع به ساک زدن کرد وای چقدر وارد بود تو کیر خورد انگار ساکر به دنیا اومده دیگه طاقت نداشتم کیرمو گذاشتم تو کونش یه جیغ تخمی زد یادم رفته بود روغن بزنم چون دیدم به عالم و آدم میده دهنشو گرفتم به زور کردمش دیگه داشت گریه میکرد التماسم میکرد محل نذاشتم کردم وای چه سوراخ تنگو داغو آتشین درحد مرگ کونش گذاشتم وای چه شبی بود دیگه خسته شدم از کون گذاشتم تو کسش وای کس نبود پنبه بود نرم نرم انگار دارم کس خارجی میکنم اصلا شباهت به کس خالم یا دوست دخترم نداشت خیلی ماه بود حق دارن تو فامیل هچین کوسی میکنن. دیدم دیگه مامانم داره گریه میکنه گفتم چی شد مامان گفت هم سوراخ کونم آتیش گرفته کسمم پریود بودم خیلی ذجر آوره گفتم زودتر میگفتی ولی خیلی خیلی کوسی اینو بدون شاه کس کردم شبی گفتم پس برام هرجور دوست داشتی ساک یا جق یا با تخمام ور برو تا آبم بیاد با خوشحالی قبول کرد گفت همه جوره باهاشم اول گذاشت لا پستوناش بالا پایین کرد بعد به عشق خودش با دستاش جق برام زد وای چه دستهای نرمی داشت فکرشو بکنید مامانتون براتون جق بزنه دیگه حس آب اومدنم اومد سراغم گفتم داره میاد انگار آب میوه ازش میاد گذاشت تو دهنش تا خرخره کرد تو وای داغو لیز بود موهاشو گرفتم تو مشتم وحشیانه تو دهنش عقب جلو کردم با دستاش هم تخمامو میمالوند تا آبم با فشار اومد خودمو خالی کردم کل آبمو خورد.

نوشته:‌ سعید


👍 5
👎 2
407477 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

462009
2015-05-12 16:12:30 +0430 +0430

اولشو خوندم چرت بود ادامه ندادم

0 ❤️

462010
2015-05-12 16:39:41 +0430 +0430
NA

ی بچه ی استثنایی از مدرسه ی باغچه بان قشنگ تر از تو دوروغ میگه مادرجنده ی مغز فندقیه کیر کوچولو
اه

0 ❤️

462011
2015-05-12 16:39:50 +0430 +0430

an nazare baghiye fahmidam bi gheyrati nakhondam…
khak to saret

0 ❤️

462012
2015-05-12 17:04:47 +0430 +0430

جلقی

0 ❤️

462014
2015-05-12 17:11:26 +0430 +0430
NA

والا تا اولش بیشتر نخوندم از نظرات دوستان مشخصه دیوثی بیش نیستی

0 ❤️

462016
2015-05-12 18:33:48 +0430 +0430
NA

بچه کونی دورغ چرا اونکه میگی اب نبود شاش بوده

0 ❤️

462017
2015-05-12 20:08:58 +0430 +0430
NA

خوب نبود
خوشم نیومد

0 ❤️

462018
2015-05-12 21:49:50 +0430 +0430
NA

“گفتم خاله گفت چي گفتم مي خوام برم خلا ميزاري”
معنی کن جملتو بی زحمت! ‎:-|‎‏

0 ❤️

462019
2015-05-12 22:07:06 +0430 +0430

کس شعری بود از یک بی سواد جلقی

0 ❤️

462020
2015-05-12 23:39:03 +0430 +0430

دمت گرم روی سیب زمینی رو سفید کردی افرین پهلوون
ادمین داستانا خودت نوشتیا ناقلا

0 ❤️

462021
2015-05-13 00:42:51 +0430 +0430
NA

پسر خوب ننتو که گاییدی خالتم که گاییدی شوهر خالتم میگاییدی دیگه.

0 ❤️

462022
2015-05-13 01:33:01 +0430 +0430
NA

کثافت خودش داره میگه مادرم یه جنده ی به تمام معناست،کارش از فحش بهش دادن هم گذشته. نمیچسبه بهش فحش هم بدی biggrin

0 ❤️

462023
2015-05-13 01:33:28 +0430 +0430
NA

اینجا یه ناظری چیزی نداره ؟؟همینطوری داستانارو نخونده میزارید ؟؟ماخریم؟؟؟ گوشامون درازه؟؟؟دروغ عیب گفتن عیب نیست رهبر جامعمونم دروغ زیاد میگه ولی اینجا جاش نیست

0 ❤️

462024
2015-05-13 01:35:19 +0430 +0430
NA

این چه جور جونوری دیگه،بابا خیلی وضعش خرابه این،مصرفت چیه تو بچه؟چی میزنی؟رو چه حسابی زنده ای تو خوک نجس،کثافتی مث اینو باید بندازن تو دیگه زنده زنده بپزنش. میشه گفت این یکی دیگه کثیف ترین و بد ذات ترین موجوده دنیاست

0 ❤️

462025
2015-05-13 01:36:06 +0430 +0430
NA

برگرفته از فیلم های جم تی وی
مرگ بر جم

0 ❤️

462026
2015-05-13 02:44:44 +0430 +0430

حالا این خلا کجا هستش

0 ❤️

462027
2015-05-13 03:29:52 +0430 +0430
NA

کس کش شماره مامانت رو بده منم بکنم حیف همچین کسی رو نکنی

0 ❤️

462029
2015-05-13 05:07:36 +0430 +0430
NA

میخای یه کاری کن: صندلی بذار دم درخونتون واسه مامانت ژتون بفروش به یاد جنده خونه های دروازه قزوین ،خاک برسر کونیت

0 ❤️

462030
2015-05-13 05:09:32 +0430 +0430
NA

شماره مامان بدههههههههههههههه

1 ❤️

462031
2015-05-13 05:30:28 +0430 +0430
NA

کسکش بی همه چیزدروغ نگو
بعدش فقط خواجه حافظ شیرازی مونده مامانجونتونگاییده باشه

0 ❤️

462033
2015-05-13 07:02:54 +0430 +0430
NA

کیرم تو مخ نداشتت . خوارکوسه این اراجیف چیه نوشتی ؟ ننتو بفرست شب خودم میکنم خودتم بین الکردن میکنم کونی بی غیرت

0 ❤️

462034
2015-05-13 08:57:29 +0430 +0430
NA

یکی از احمقانه ترین داستانای دنیا بود تخیل نداری مجبوری بنویسی

0 ❤️

462035
2015-05-13 09:46:10 +0430 +0430
NA

زشت و بی کلاس
دومین داستانی که نصفه خوندم!
کجایی اساطیر…

0 ❤️

462036
2015-05-13 10:10:32 +0430 +0430
NA

ینی ناموسن چی بگم بهت اخه پسر. تو دنیا وجود نداره کسی که اینقدر با مادرش راحت باشه. گفتی فعلا نه اونم گفت الان سوراخم میسوزه.بعدگفتی بمن چه بعد رفت برات تاخیری اورد. حههههه

0 ❤️

462037
2015-05-13 10:51:01 +0430 +0430
NA

واقعا یه مشت بنگی واش ولاش عقب مونده ذهنی یهو هوس میکنن کسشعر بنویسن .
واقعا برای خودم متاسفم ببین چقدر بدبخت شدم از بی تفریحی باید بیام اینجا این ارجیف رو بخونم .خاک توسر خودم ونویسنده

0 ❤️

462039
2015-05-13 18:03:40 +0430 +0430
NA

سلام یه زحمت بکش مامانتو بیار مکان(همون مهدیه تهران) ترتیب اثری بدیم روش حتما خوشش میاد
کیرم تو حلق مادرت بی غیرت بی سواد

0 ❤️

462040
2015-05-13 18:48:23 +0430 +0430

یعنی خدایی خار جق و نمودیا dash1 کوس کش بشر این چیه نوشتی ؟؟؟؟؟؟
مامان گولم ! صحبت کونن ! ببينم چي شود که ! …
کوس مغز کم جق بزن چشمات کور شده ک هیچ مختم داره بگا میره biggrin

1 ❤️

462041
2015-05-13 22:29:50 +0430 +0430
NA

این دیگه چه لهجه تخمی بود که نوشته بودی …؟؟؟

0 ❤️

462043
2015-05-13 23:42:05 +0430 +0430
NA

کیر تیمور لنگ تو کون خاندانت کسکش بی غیرت

0 ❤️

462045
2015-05-14 00:58:28 +0430 +0430
NA

کس مخی…کس مخ

0 ❤️

462046
2015-05-14 08:12:00 +0430 +0430
NA

هههخخخخ شک نداری بابات شوهر خالته؟خخههههه

0 ❤️

462048
2015-05-14 09:22:49 +0430 +0430
NA

این بی ناموساروازکجا میارن اینجا

0 ❤️

462049
2015-05-15 08:48:08 +0430 +0430

بچه افغاني کوني.تو افغانستان تو مزرعه خشخاش کطالبان کونت گذاشته نعشه شدي بعدش اين کسشعرارو از سوراخ گشادت در اوردي

0 ❤️

462052
2015-05-24 00:56:03 +0430 +0430
NA

کیرم توی کون بابای کوسکشت.

0 ❤️

462053
2015-06-02 01:58:00 +0430 +0430

این حرفا فقط ازیک تخمه حرامی مثل برمیاد مادرت جنده بوده توهم تولید اشتراکی هستی

0 ❤️

462054
2015-06-02 22:53:00 +0430 +0430

اینم از اثرات انقلاب دیگه طرف نمیتونه کون بده شب و روز جق میزنه و تو مخیله تخمیش به عشق جنده شدن مامانش کس تلاوت میکنه هی جا ماچ تو کیرت توی مغزت بارفیکس میره کاش اون شب کیر بابات میشکست همچی تخم گوهی رو تحویل جامعه نمیداد

0 ❤️

462055
2015-06-07 22:17:39 +0430 +0430
NA

ساقیت بد خراب بوده

0 ❤️

697031
2018-06-25 03:03:20 +0430 +0430

از داستانت معلومه مادرت ادم خیری بوده نیاز جنسی فامیل رو برطرف میکرد.
عایا میتونه ی صفایی ب کیر ما هم بده؟

0 ❤️