مهدی و آرمان

1396/01/05

سلام خدمت دوستان خوب.این داستان گی هست پس اگه کسی دوست نداره نخونه. اسمم ارمان هست این خاطره بر میگرده به حدود10سال پیش وقتی که 17ساله بودم.توی محلمون پسرای زیادی تو کف کونم بودن ولی هیچکسی نتونسته بود منو بکنه چون نذاشته بودم ولی یه دوستی داشتم اسمش مهدی بود از همون موقعی که دوست شدم باهاش ازش خوشم اومد.مهدی دوسال بزرگتر ازمن بود خیلی خوشتیپ و هیکل خوبی هم داشت.از دوستیمون چند وقتی میگذشت که یبار بهم پیشنهاد داد بریم استخر منم قبول کردم ورفتیم وقتی بدنمو توی استخر لخت دید چشماش گرد شد گرچه که قبلا هم میفهمیدم که بهم نظر داره من قبل اون فقط با پسرخالم رابطه داشتم و همیشه من نقش مفعولو داشتم و واقعا از مهدی خوشم اومده بود براهمینم منتظر یه فرصتی بودم که بهش بفهمونم حاضرم مفعولش بشم ولی مهدی کم رو بود.اونروز توی استخر همش منو زیر نظر داشت و ب کونم نگاه میکرد گذشت و سانس استخر تموم شد واومدیم.تو راه که بر میگشتیم بهم گفت ارمان چقدر پوست سفیدی داری منم خندیدم و گفتم چطور؟گفت همینطوری اگه دوست داری یبار دیگه که اومدیم استخر ماساژت بدم گفتم مگه بلدی؟گفت اره ماهرانه ماساژت میدم منم قبول کردم. رسیدیم محله ازهم خداحافظی کردیم وجداشدیم.دوساعتی گذشت دراز کشیده بودم که زنگ زد خونمون و گفت که تنهاست و مامان باباش رفتن خونه عمش و اگه دوست داری بیا اینجا یه قلیون بکشیم منم تو کونم عروسی شد و رفتم قبلش خودمو تمیز کردم و رفتم پیشش.قلیون اماده شد و شروع کردیم ب کشیدن که بحثو باز کردم و گفتم از کجا یاد گرفتی ماساژدادنو مهدی گفت که زیاد وارد نیست ولی یه چیزایی بلده همون موقع بهش گفتم که بدنم گرفته بعد استخر و اگه میتونی الان ماساژم بده اونم قبول کرد خوابیدم ب پشت و نشست روم شروع کرد ب ماساژدادن از روی لباسام بعد یکم وقت گفت لباساتو در بیار بهتره منم گفتم باشه و پیراهنمو کندم شروع کرد دوباره ماساژم داد که البته بیشتر شبیه مالش بود تا ماساژ من داشتم واقعا لذت میبردم که یدفعه دیدم دستشو داره میزنه به کونم منم خودمو زدم ب اون راه تا ادامه بده کم کم روش زیاد شد و بیشتر دست میزد و کونمو میمالوند ودستشو کرد توی شلوارم که یدفعه نگاهش کردم دیدم از چشماش میشه فهمید چقدر شهوتی شده گفتم چیکار میکنی مهدی گفت یکم جون هرکی دوست داری و کونم توی دستاش بود منم گفتم باشه بشرطی که بین خودمون بمونه تا اینو بهش گفتم دیگه نفهمید و شروع کرد ب کندن شلوار و شرتم کونمو دید و بوسید گفت وااااای چ کون سفیدییییه جاااااان لباسای خودشو کند منم تو کف این بودم کیرشو ببینم چشمم ب کیرش که افتاد بادست گرفتمش و شروع کردم ب مالوندنش و بهم گفت یکم ساک بزن براش خوردم با زبونم زیرشو میلیسیدم و نوکشو می مکیدم بعد از چند مین گفت ب حالت داگیم کرد و شروع کرد با انگشتاش کونمو گشاد کردن و یواااش کیرشو گذاشت دم سوراخم فشار داد داخل سرش که رفت دردم گرفت و میسوخت دادم در اومد و میگفت تحمل کن الان خوب میشه کم کم تا تهشو جا کرد و من دردم تموم شد شروع کرد ب تلمبه زدن و یک دقیقه زود ابش اومد و در اورد کیرشو وابشو ریخت روی لپای کونم خیلی حالم گرفته شد که اینقدر زود ابش اومد ولی دفعات بعد حسابی بهم حال داد.اگه دوست داشتین بگین تابازم تعریف کنم ار سکسایی که باهاش داشتم.

نوشته:‌ آرمان


👍 6
👎 8
13050 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

585823
2017-03-26 21:21:55 +0430 +0430
NA

اگه الان هم دوس داشته باشی مفعول بشی من هستم بیا خصوصی

0 ❤️

585968
2017-03-27 13:00:04 +0430 +0430

داستانت خوب بود
اگر دو طرفه دوست داشتی بیا خصوصی

0 ❤️

586012
2017-03-27 17:45:04 +0430 +0430

نوش جون کونت بشه اونم چی…تا دسته

0 ❤️

586067
2017-03-27 22:12:12 +0430 +0430

به نظرم یه نوع دروغ بود,ازطرفه خوده مهدی

0 ❤️

588108
2017-04-07 09:42:29 +0430 +0430

میگه ,ای صاحب نوشتار زه تو پرکارتریم/با این همه مستی ره تو هشیارتریم. تواز کونه خودت میترسی وما/فقط تو کونه رزلان ,و,رزان میزاریم,پرکارتریم

0 ❤️

588124
2017-04-07 12:19:27 +0430 +0430

اصفهان

0 ❤️