اسپنک


  • +A  

  • عضو از
    1398/1/28

  • پست‌ها: 33

  • 37


داستان از اینجا شروع شد در حال گشت وگذار تو سایت های دوست یابی بودم ، ی سرچ از علایق خاص خودم (فتیش) زدم ،پروفایل ی اقا اومد که خودش رو علاقه مند به اسپنک معرفی کرده بود .بهش پیام دادم و بیشتر صحبت کردیم شخصیت و تیپ و ظاهرش خوب بود تحصیلات و شغل خوب داشت جوری که ارزش این که بخوام بیشتر باهاش آشنا بشم و خوشم بیاد از آشنایی رو داشت ..روزهای اول مجازی چت میکردیم تو وایبر و بعد چند روز قرار ملاقات گذاشتیم و اومد و تقریبا همونی که فکر میکردم بود با قد 190 که اون موقع تازه متوجه تفاوت قدی مردها با همدیگه شدم تا اون روز زیاد دقت نمیکردم به ظاهرو تفاوت ها ی پسرها با همدیگه چون من علاقه جنسی به طور طبیعی و رابطه عادی ندارم به همین دلیل زیاد توجه نمیکردم به ظاهر مردها؛ ولی حد نصاب برام مهم بود توی دوستی. البته بماند که از اون به بعد توجه و توقعم خیلی بالا رفت نسبت به تیپ و قیافه..
این آقا ملاقات حضوری اومد و همه درخواست هام برای اعتماد سازی از جمله اثبات گفته های پروفایلش ؛برای من راست گویی خیلی مهمه اگه طرفم بهترین هم میبود ولی حتی ی دروغ حتی به دیگری دورغ بگه نه به من از چشمم میفته ....از اونجا که میخواستم بیشتر باهاش آشنا بشم و با اطمینان برم خونش و با هم تنها بشیم حدود دو ماه هر هفته میومد و گشتی با هم میزدیم تا قرار گذاشتیم ی روز بریم خونش تا اونجا که میخوره اسپنکش کنم.
..ممکنه عجیب باشه این علاقه برای خیلی هاتون ولی فقط ی عده که به فتیش علاقه مندن میفهمن من چی میگم .این ی گرایش که از بدو تولد تو وجود بعضی آدمهاس که تعدادشون هم کم نیست این آدما ؛ مثل غریزه های دیگه و محیط و خانواده و...در به وجود اومدنش تاثیر ندارن .
همین طور که گفتم این ی غریزه هست که خودم از روزی که یادم میاد یعنی از 4 سالگی به بعد این علاقه رو داشتم ولی در موردش با کسی صحبت نمیکردم تا چند سال پیش .
برسیم به روز قرار برای اسپنک ؛ اون روز اومد دنبالم و رفتیم خونش ، در کمد رو باز کرد و وسایل این کار از جمله تکه شیلنگ از انواع و طرح ها و رنگ های مختلف و پدل چوبی .
دلم میخواستم با کابل بزنمش شیلنگ به نظرم دردناک نمیرسید یا حس بی کلاسی به آدم میداد .
من تا اون روز کسی رو نزده بودم و اون هم دوست داشت محکم بزنمش و جثه و باسن بزرگی داشت .
نشست پایین تخت و خم شد ، اولین ضربه رو زدم با این که محکم بود خیلی ولی دردش نیومد و خودم هم این رو فهمیدم که آستانه تحملش باید بالا باشه. .شیلنگ رو بردم بالا سرم چند تا پشت سر هم محکم زدم برگشت و التماس کرد نزنم دوباره به حالت اول برگردوندم و به اسپنک ادامه دادم حدود بیست تا پشت سر هم زدن ولی زیاد ازش حس لذت نداشتم. بر خلاف ادعاش و تصورم سرد و بی روح و خنثی بود .
خواستم پوزیشن عوض کنه نشستم لبه تخت گفتم کمربندشو دربیاره خوابوندمش روی زانوهام کمربند رو دولا کردم و ادامه اسپنک باز هم حسی که میخواستم نمیگرفتم ؛ کمربند از جنس فوم بود و آی دلم کمربند چرمی سنگین میخواست . شلوارشو از پشت پایین کشیدم پوست باسنش بلند شده بود و آبی و بنفش رد شیلنگ مونده بود !! ولی مثل ربات انگار نه انگار .
حالا نوبت من بود بخوابم روی زانوش و اسپنک بشم (ما هر دو حسمون دو طرفه بود این هم بگم خیلی کم پیش میاد بخوام کسی اسپنکم کنه و بیشتر گرایش به میسترس بودن دارم) میخواست با شیلنگ بزنه که با اولیش حتما بیهوش میشدم . شروع به زدن با کف دست کرد ازش خواستم مچ دستم رو نگه داره این حس سلطه اش روی خودم رو بالا میبرد .
حدود 40 ضربه محکم ضد.. آی آی من بلند بود ولی قرار به این بود که اگه طاقت نیاوردم بس کنه به همین خاطر خیالم راحت بود و ترس نداشتم و میتونستم راحت حس لذت رو تجربه کنم.
بلندم کرد و خوابوندم روی تخت ی دستش رو گذاشت روی گودی کمرم و با اون دست میزد تا تعداد ضربه ها به حدود 80 -90 تا رسید (از اول تا آخر اسپنک) گفتم کافیه و خواستم ادامه نده .
چند دقیقه همون حالت دراز کشیده بودم تا دردم کم بشه اومد شروع کرد به نوازش و عذر خواهی و فکر و خیالای دیگه به سرش زده بود انگار ! (ضمن اینکه وقت اسپنک شدنش و تغییر پوزیشن به عمد شورتش رو از جلو پایین اورده بود ) دستشو پس زدم و بلند شدم و خواستم که بریم .
رفتیم نشستیم توی ماشین نشون داد کف دستش سرخ شده بود انقدر که زده بود. منم احساس درد زیادی نداشتم آنچنان و اون چه میخواستم رو به دست نیاورده بودم حتی تعجب میکردم که چرا من اصلا از این پسر خوشم اومده بود ! دنبال درد اور بودن اسپنک نبودم حسی که میخواستم رو نگرفتم ازش .
رسوندم خونمون و قرار بعدی رو هم گذاشتیم هفته بعد. از جایی که فکر میکرد خوشم اومده ازش و به هر خواسته میتونه برسه پیشنهاد داد که بدون اینکه هیچ لباسی داشته باشه بزنمش منم بلاکش کردم بعد این حرفش و ی چند بار از نرم افزار های دیگه پیام داد و کوتاه چت کردیم ولی مثل اول علاقه نداشتم بهش .حتما اینجا میاد و این داستان هم میخونه.


حالا بفرمایید آباد کنید با کامنت های فحاشی!!!


ـــــــــــ




  • 0

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

اسلیو میگیریم


تمام وسایل هم موجوده شلاق، قلاده، دیلدو،دستبند ، پابند


ـــــــــــ


  • 0



  • ramindoll  
  • عضو از 1397/9/14

  • پست‌‌‌ها: ‌ 25

  • 24

منظور از برده تومراکز عمومی یه ولخرج تو فروسگاهاس...


منظور از برده تومراکز عمومی یه ولخرج تو فروسگاهاس دنیای ارباب وبردگی هم به سخره گرفتید !!


ـــــــــــ


  • 0



رامین جان کص نگی


نقل از: ramindoll منظور از برده تومراکز عمومی یه ولخرج تو فروسگاهاس دنیای ارباب وبردگی هم به سخره گرفتید !!

شما کص نگی سنگین تری شاسکول


ـــــــــــ


  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

آیا در ایران بحران روابط جنسی ( کمبود روابط جنسی ) داریم ؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «