داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اونایی که خدا رو قبول دارن وارد این پست نشن

1398/09/14

راستش من بنا به دلایلی به وجود خدا اعتقاد ندارم واسه همون شدیدا احساس پوچی و نا امیدی میکنم و قلبم به شدت فشرده شده
قبلا فکر میکردم زندگی ما هدف داره و قراره عدالت رعایت شه و این حرفا ولی الان …
چیکار کنم از این حالت در بیام چیزی نمونده دیوونه بشم

1722 👀
2 ❤️
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2019-12-05 16:45:20 +0330 +0330

تو این زندگی چیزی به اسم عدالت وجود نداره فقط باید به خدا توکل کنی و تلاش کنی تا تو زندگی خودت به کمال و خوشبختی برسی

0 ❤️

2019-12-05 16:58:12 +0330 +0330

جنس شما از آن دسته آدم های متفکره که در مورد مسائل عمیق میشن می رن توی فکر شما نیاز به زمان داری فقط زندگی کن با همین عقیده ای که داری کم کم به جوابات می رسی طوری که 4 سال دیگه با خنده از زمان حالت یاد می کنی اصلا مشکلی بزرگی پیش نیامده

1 ❤️

2019-12-05 17:04:19 +0330 +0330
نقل از: mehrdadsos جنس شما از آن دسته آدم های متفکره که در مورد مسائل عمیق میشن می رن توی فکر شما نیاز به زمان داری فقط زندگی کن با همین عقیده ای که داری کم کم به جوابات می رسی طوری که 4 سال دیگه با خنده از زمان حالت یاد می کنی اصلا مشکلی بزرگی پیش نیامده

شما الان به خدا اعتقاد نداری و آرومی؟

0 ❤️

2019-12-05 17:20:01 +0330 +0330

تو زندگی چیزی به نام عدالت وجود نداره زندگی مثل جریان تند ررودخونه میمونه که باید بر خلاف اون شنا کرد اگه خودتو به جریان آب بسپری حتما غرق میشی پس حتما باید تلاش کنی ربطی به وجود خدا نداره

0 ❤️

2019-12-05 17:25:11 +0330 +0330

تا فکر کنی که منظور از خدا,کی؟ یا چی؟ هست, شاید خدا اینی نباشه که برامون تعریف کردن,مثلا نور نباشه یا یه موجود یا وجود عجیب نباشه, خدا میتونه طبیعت باشه که هیچوقت از ما جدا نبوده و در نهایتم به اون برمیگردیم, وجودمون از اونه,خوراکمون از اونه و کلا خودمونم دراونیم

2 ❤️

2019-12-05 17:30:01 +0330 +0330
نقل از: عمو زنجیر باف
نقل از: mehrdadsos جنس شما از آن دسته آدم های متفکره که در مورد مسائل عمیق میشن می رن توی فکر شما نیاز به زمان داری فقط زندگی کن با همین عقیده ای که داری کم کم به جوابات می رسی طوری که 4 سال دیگه با خنده از زمان حالت یاد می کنی اصلا مشکلی بزرگی پیش نیامده

شما الان به خدا اعتقاد نداری و آرومی؟

دقیقا از جایی که می فهمی خدا وجود نداره به آرامش میرسی. چون می فهمی علم و تجربه و مقداری فلسفه اساس زندگیه و دیگه خودت رو به راحتی میتونی با قوانین طبیعت هماهنگ کنی و راحت زندگی کنی

0 ❤️

2019-12-05 17:31:47 +0330 +0330

معمولا پس از رد موجودیت خدا مقدار احساسِ پوچی در انسان به عمقی که خدا را در ذهن آن تزریق کرده اند برمیگرده

اگر دلایلتون از ترک فقط حسی بوده احتمالا این فشردگیِ قلبی در شما ، شما را دوباره به خدایتان وصل میکنه

و اگر با دلایل منطقی و در سوال و جواب، این بزرگوار را رد کردید پس با آگاهی ایشون رو مردود دانسته اید

پس، بجای پیگرد از یک شوالیۀ عرفانی که عدالت را برای شما بیاره ( که الحمدوالله دنیا نه تنها هیچ گاه عدالتی از ایشون ندید بلکه مسبب ناعدالتی هم بوده ) سعی کنید مثل یک درخت در دل طبیعت بدون آویزون شدن از خدا خود ساخته بشید

وگرنه مثل مسلمونا فقط باید منتظر خدا بشینید آخرش برید اپل آمریکارو بخریدو بیایید اینجا تبلیغ خدارو بکنید

2 ❤️

2019-12-05 18:40:06 +0330 +0330
نقل از: Saraprzz

من به عنوان کسی که علاقمند به کارکرد ذهن هستم دوست دارم از نظر ذهنی حرف تو رو ببینم.

به نظرم وجود خدا یا عدم وجود اون یک مساله است و آرامش یه مساله دیگه. اما چون شما توی جامعه مذهبی به دنیا اومدی، جایی که روی در و دیوار شهر نوشته تنها با یاد خدا دل آرام می گیرد، ذهن ناخودآگاه شما زندگی پراسترسی رو برای شما درست می کنه. چون از طرفی با تفکر خودآگاه به وجود خدا شک کردید، از طرف دیگه ناخودآگاه شما اعتقاد داره اعتقاد به خدا برای آرامش لازمه. به نظرم شما با تکرار یک مفهوم جدید توی ذهنتون می تونید ناخودآگاهتون رو تغییر بدید. می تونید این تشویش رو به هیجان کشف حقیقت دنیا تبدیل کنید. توجه کنید که ناخودآگاه با تکرار تحت تاثیر قرار می گیره و اصلا منطق نداره. برای ذهن ناخودآگاه مهم نیست که چی درسته چی غلط، اون چیزی که براش تکرار شده رو درست می دونه و توی زندگیت بت نشون می ده

اینکه بعد مرگ همه چی تموم میشه نا امیدکننده نیست؟

0 ❤️

2019-12-05 19:14:18 +0330 +0330
نقل از: عمو زنجیر باف
نقل از: mehrdadsos جنس شما از آن دسته آدم های متفکره که در مورد مسائل عمیق میشن می رن توی فکر شما نیاز به زمان داری فقط زندگی کن با همین عقیده ای که داری کم کم به جوابات می رسی طوری که 4 سال دیگه با خنده از زمان حالت یاد می کنی اصلا مشکلی بزرگی پیش نیامده

شما الان به خدا اعتقاد نداری و آرومی؟

چرا به خدا اعتقاد دارم ولی منظورم اینکه وقتی ذهنت چیزی براش سوال می شه نترس نهایتا به جوابت می رسی می گم نیازی به استرس نیست دین توی فطرت آدم ها هست آدم خوب همه جا و توی همه کشوری خوب اصلا مسجد و کلیسا و کنیسه همش بهانه است مهم عمل خوبه که همه می دونند چی بده چی خوب در مورد خدا هم باید منطقت بپذیرتش وگر نه با ناراحتی و استرس کافر بودن که نمی شه نتیجه گرفت ریلکس باش خدا هم همین رو می خواد

0 ❤️

2019-12-05 19:14:23 +0330 +0330

چون خدارو قبول نداری احساس پوچی میکنی
گناه و شهوت با قبول داشتن و نداشتن خالقت خیلی فرق داره

0 ❤️

2019-12-06 08:53:21 +0330 +0330
نقل از: Zoj_gharb
نقل از: عمو زنجیر باف
نقل از: mehrdadsos جنس شما از آن دسته آدم های متفکره که در مورد مسائل عمیق میشن می رن توی فکر شما نیاز به زمان داری فقط زندگی کن با همین عقیده ای که داری کم کم به جوابات می رسی طوری که 4 سال دیگه با خنده از زمان حالت یاد می کنی اصلا مشکلی بزرگی پیش نیامده

شما الان به خدا اعتقاد نداری و آرومی؟

دقیقا از جایی که می فهمی خدا وجود نداره به آرامش میرسی. چون می فهمی علم و تجربه و مقداری فلسفه اساس زندگیه و دیگه خودت رو به راحتی میتونی با قوانین طبیعت هماهنگ کنی و راحت زندگی کنی

مشکل من اینه که می‌دونم مرگِ جسم پایان حیاته
این باعث شد یه جورایی همه چی برام پوچ بشه

0 ❤️

2019-12-06 08:57:43 +0330 +0330
نقل از: Saraprzz
نقل از: عمو زنجیر باف
نقل از: Saraprzz

من به عنوان کسی که علاقمند به کارکرد ذهن هستم دوست دارم از نظر ذهنی حرف تو رو ببینم.

به نظرم وجود خدا یا عدم وجود اون یک مساله است و آرامش یه مساله دیگه. اما چون شما توی جامعه مذهبی به دنیا اومدی، جایی که روی در و دیوار شهر نوشته تنها با یاد خدا دل آرام می گیرد، ذهن ناخودآگاه شما زندگی پراسترسی رو برای شما درست می کنه. چون از طرفی با تفکر خودآگاه به وجود خدا شک کردید، از طرف دیگه ناخودآگاه شما اعتقاد داره اعتقاد به خدا برای آرامش لازمه. به نظرم شما با تکرار یک مفهوم جدید توی ذهنتون می تونید ناخودآگاهتون رو تغییر بدید. می تونید این تشویش رو به هیجان کشف حقیقت دنیا تبدیل کنید. توجه کنید که ناخودآگاه با تکرار تحت تاثیر قرار می گیره و اصلا منطق نداره. برای ذهن ناخودآگاه مهم نیست که چی درسته چی غلط، اون چیزی که براش تکرار شده رو درست می دونه و توی زندگیت بت نشون می ده

اینکه بعد مرگ همه چی تموم میشه نا امیدکننده نیست؟

آخه دو تا موضوع مختلف رو داری تو یه جا می گی.

اگه سوالت اینه که آیا می شه به خدا باور نداشت و آرامش داشت، به نظر من جواب آره هست و تو پست قبل توضیح دادم.

اما اینکه بعد از این دنیا چیه و آیا واقعا خدا وجود داره یا نه یه بحث دیگست که می تونی برای پیدا کردنش کنجکاوی و هیجان داشته باشی.تشویش درونیتو تبدیل کن به هیجان کشف پیدا کردن جواب. تو مجبور نیستی چیزایی که بت گفتن رو باور کنی.

اما نظر شخصی من در مورد خدا اینه که جواب گسترده تر و مرموزتر از اینه که فقط بگی خدا وجود داره یا نداره. فکر می کنم نه به این شکله که خدا اون بالا باشه و داره حساب کتاب می کنه و نه اینجوریه که هرچی هست فقط همینیه که می بینیم. باید با کنجکاوی جهانبینی مخصوص خودتو پیدا کنی.

شما خودتون تا الان به چه نتیجه ای رسیدید

0 ❤️

2019-12-17 23:11:13 +0330 +0330

مرگ در این دنیا به هیچ وجه پایان کار نیست شک نکن

0 ❤️

2019-12-25 11:09:56 +0330 +0330

کامو معتقد است که زندگی ، در راه های متفاوت پوچ است و خودکشی واکنشی طبیعی به این پوچی است.
به اعتقاد وی کار بیهوده ای است که به دنبال معنای زندگی بگردیم ، درحالیکه چیزی وجود ندارد و کار بسیار بیهوده تری است که به وجود بعد از مرگ اعتقاد داشته باشیم.
جهان غیرقابل شناخت است و زندگی بی معناست ، تلاش ما برای شناخت و فهم آن نیز راه به جایی نخواهد برد.
“باید از ساختن سطح آرام و مطمئنی که به قلب ، صلح و آرامش می بخشد ناامید بود” وی با اشاره به تجربیات مشترکی که برای بیشتر مردم به صورت محسوس اتفاق افتاده است ، بیان می کند که : “این دنیا ، مطابق حق و صواب و عقل نیست و این تمام چیزی است که می توان گفت.”

ما نمی توانیم به دنبال فهم حقیقت باشیم ، نمی توانیم از مرزهای هوش ، فراتر برویم ، نمی توانیم تلاش کنیم تا محدودیت های زندگی را به وسیله ی علم از بین ببریم و نمی توانیم آرزو کنیم که در زندگی هیچ گاه نمیریم.
ما سرنوشت خودمان هستیم و ناامیدی ما همان زندگی ماست و هیچ وقت نمی توانیم از آن فرار کنیم.

اما با پذیرش این پوچی چگونه میتوان زندگی کرد ؟
کامو معتقد است هوشیاری و آگاهی کامل ، از راه حل های اشتباهی مانند روی آوردن به دین جلوگیری می کند و باعث می شود با انرژی و شور و شوق به زندگی ادامه دهیم. این که چگونه بدون یک معنای نهایی ، زندگی ارزش زیستن دارد.
لذت زندگی ، از آگاهی نسبت به محدودیت ها ، جدانشدنی است.
باید تدبیری به نام آگاهی را اتخاذ کنیم و به دنبال راه حل هم نباشیم.
در عوض می توانیم در برابر این محدودیت ها از خرسندی حرف بزنیم.
“خرسندی و پوچی ، هر دو فرزندان یک مادر (این جهان) هستند”. آن ها جدانشدنی هستند. این بدین معنا نیست که کشف پوچی ، ضرورتا به خرسندی ختم خواهد شد ، اما قدردانی از پوچی ، باعث می شود که سستی و نااستوار بودن بشریت را قبول کنیم و نسبت به محدویت ها آگاه شویم و از همه مهم تر این حقیقت را بپذیریم که ما نمی توانیم آرزو کنیم که روزی ناممکن ها ، ممکن شوند. این ها همگی نشانه های زنده بودن است.

کامو پس از قبول پوچی توصیه میکند بدون تسلی زندگی کنید ، بدون گریختن از چیزی ، و با ایستادگی کردن با تمام وجود.

“ناراضی بمیرید اما تن به مرگ خودخواسته ندهید”

0 ❤️

2020-02-20 06:59:10 +0330 +0330

خدا هست … خدای مهربون … سعی کن اعتقاد پیدا کنی

0 ❤️

2020-02-20 07:18:12 +0330 +0330
نقل از: kaptwo تا فکر کنی که منظور از خدا,کی؟ یا چی؟ هست, شاید خدا اینی نباشه که برامون تعریف کردن,مثلا نور نباشه یا یه موجود یا وجود عجیب نباشه, خدا میتونه طبیعت باشه که هیچوقت از ما جدا نبوده و در نهایتم به اون برمیگردیم, وجودمون از اونه,خوراکمون از اونه و کلا خودمونم دراونیم

من هم به این نتیجه رسیدم ولی چقدر درسته نمیدونم .

0 ❤️

2020-05-10 00:39:07 +0430 +0430
نقل از: عمو زنجیر باف
نقل از: Saraprzz

من به عنوان کسی که علاقمند به کارکرد ذهن هستم دوست دارم از نظر ذهنی حرف تو رو ببینم.

به نظرم وجود خدا یا عدم وجود اون یک مساله است و آرامش یه مساله دیگه. اما چون شما توی جامعه مذهبی به دنیا اومدی، جایی که روی در و دیوار شهر نوشته تنها با یاد خدا دل آرام می گیرد، ذهن ناخودآگاه شما زندگی پراسترسی رو برای شما درست می کنه. چون از طرفی با تفکر خودآگاه به وجود خدا شک کردید، از طرف دیگه ناخودآگاه شما اعتقاد داره اعتقاد به خدا برای آرامش لازمه. به نظرم شما با تکرار یک مفهوم جدید توی ذهنتون می تونید ناخودآگاهتون رو تغییر بدید. می تونید این تشویش رو به هیجان کشف حقیقت دنیا تبدیل کنید. توجه کنید که ناخودآگاه با تکرار تحت تاثیر قرار می گیره و اصلا منطق نداره. برای ذهن ناخودآگاه مهم نیست که چی درسته چی غلط، اون چیزی که براش تکرار شده رو درست می دونه و توی زندگیت بت نشون می ده

اینکه بعد مرگ همه چی تموم میشه نا امیدکننده نیست؟

نه ناامیدکننده نیست. چون می‌دونی که این 70-60 سال تنها زندگی‌ایه که داری و این‌طوری بیشتر به ارزش زندگی پی می‌بری. اتفاقا ابدیت است که ناامیدکننده است. فکر کن اصلا مرگی در کار نبود و قرار بود برای همیشه زندگی کنی. آیا ترسناک نیست؟ آیا خسته‌کننده نیست؟ زندگی زیباست چون مرگ وجود داره. اگر مرگ وجود نداشت زندگی یک چیز کسل‌کننده و تکراری و پوچ می‌شد. این که نتونی بمیری خیلی بده!

در مورد عدالت و ناعادلانه بودن دنیا هم باید بگم بیا فرض کنیم خدا وجود داره. خب آیا خدا تا حالا تونسته موجب عادلانه بودن جهان بشه؟ نه. جهان همون جهانه، چه خدا باشه و چه نباشه این جهان ناعادلانه است. حالا دین‌فروش‌ها برای این که بتونن خدا رو عادل جلوه بدهند اومده‌اند یه جهان پس از مرگ اختراع کرده‌اند که بگن عدالت خدا قراره توی اون جهان اجرا بشه! یعنی در هر صورت که این جهان ناعادلانه است و تازه توی اون جهان اختراعی مذهبی‌ها هم عدالت قابل اجرا نیست. چرا؟ فرض کنیم آقای ایکس بی‌خداست. حالا آقای ایگرگ سر آقای ایکس کلاه می‌ذاره و کل سرمایه‌اش رو بالا می‌کشه و آقای ایکس رو به خاک سیاه می‌شونه و فرار می‌کنه و گیر عدالت هم نمی‌افته. حالا فرض کنیم توی جهان پس از مرگ آقای ایگرگ رو به خاطر رنج و عذابی که به آقای ایکس وارد کرده توی جهنم می‌اندازند. خب اما آیا در مقابلش آقای ایکس رو به بهشت می‌برند؟ نه! چون آقای ایکس بی‌خدا بوده و باید توی جهنم عذاب بکشه. پس آقای ایکس در مقابل رنج و عذابی که توی دنیا کشیده هیچ پاداشی دریافت نمی‌کنه و توی اون جهان هم به خاطر عقایدش باید دوباره رنج و عذاب بکشه! تعریف عدالت خدا اینه؟ پس همون بهتر که خدایی نباشه تا لااقل به شعور آدم‌ها توهین نشه.

0 ❤️







‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «


جستجو در سایت
Top Bottom