اون فقط یه جنده بود؟؟؟


  • SexyMind  

  • عضو از
    1397/7/10

  • پست‌ها: 212

  • 551


به دوستم زنگ زدم و گفتم اونی که دفعه قبل اومد رو برام ردیف کنه واسه فردا شب...به خاطر کار، نمیتونستم خودم رو درگیر رابطه کنم. از طرفی هم دیگه تو این سن خودارضایی جواب نمیده. هر از گاهی زنگ میزدم به دوستم و اونم از یه وری یکی رو برام جور میکرد. همیشه هم میگفتم رقم بالاش رو جور کنه برام. نمیدونم شاید اینجوری میخواستم خودم رو قانع کنم که طرف کمتر از بقیه با مردای مختلف خوابیده. چون ازین آخریه خوشم اومده دیگه میخواستم همش اون بیاد....این بار چهارم بود.
فردای اون روز، طرفای غروب بود که صدای آیفون خونه بلند شد. خودش بود. اومد بالا و گرم باهاش سلام و احوال پرسی کردم. اون دیگه میدونست کیه و چیه. منم که خب خود همیشگیم بودم. نشستیم و با شربت ازش پذیرایی کردم. بعد یکم حرف زدن دیگه وقت اصل مطلب رسیده بود. همون اول مثل همیشه باهاش حساب کردم.
- به به آقای خوش حساب
- میدونی که چیکار کنی؟
یه چشمک بهم زد و رفت داخل اتاق و منم بیرون از اتاق داشتم نگاش میکردم. آروم آروم تمام لباساش و درآورد و یه جوراب مشكی ساق بلند پوشید و کفشای پاشنه بلند قرمزش رو پاش کرد. به سمت من وایساد و اشاره کرد برم سمتش و داشت دلبری میکرد. رفتم و نشستم رو صندلی. اونم نشست روی پاهام. عاشق این پوزیشن بودم. متوجه کبودی پشتش شدم. آروم دست کشیدم روش.
- درد میکنه؟
-بیخیال. واسه من عادیه
یکم حالم گرفته شد. با دستام شروع کردم به لمس کردن بدنش. دستاش...سینه هاش...پاهاش...خودش رو کامل به من سپرده بود و با صداش داشت دیوونه ام میکرد. منتظر بود برم سراغ اصل کاری. دستم رو بردم رو کُسش و آروم شروع کردم به مالیدنش...یکم خیس شده بود. ازین که داره لذت میبره منم لذت میبردم. هرچند که اون فقط یه جنده بود. انگشتام رو با دهنم خیس کردم و دوباره بردم سمت کُسش. اندام ظریفی داشت...سفید...بدون مو...از همه مهمتر این بود که عملی نبود و خودش رو با آرایش خفه نکرده نبود. واسه همینم بود که دفعه اولش، دفعه آخرش نشد. سرعت دستم رو بیشتر کرده بودم و اونم خودش رو محکم تر بهم فشار میداد. انگشت وسطم رو کردم تو کُسش و دیگه وقت اومدنش بود. یکم دیگه ادامه دادم و ارضا شد. چند لحظه گذشت. سرحال که شد بلند شد و شلوارک و شورتم رو درآورد و تیشرتم رو هم خودم درآوردم. با دستش کیرم و گرفت و یکم مالید که سفت تر بشه. شروع کرد به خوردن. کارش عالی بود. نمیدونم بار چندمش بود ولی الان مهم هم نبود. چون اون فقط یه جنده بود.
- آبتو بیارم یا نه؟
- نه. بخواب رو تخت
به حالت دمر خوابید رو تخت و منم خوابیدم پشتش. اهل پوزیشن عوض کردن نبودم زیاد. همین کارم رو راه مینداخت. یه کاندوم برداشتم باز کردم و کشیدم رو کیرم. هیچوقت این چیزا رو نمیتونم نادیده بگیرم. آروم فرو کردم تو کُسش. عجله ای نداشتم و قرار نبود مثه سگ بکنمش چون فقط یه جنده ست. شروع کرد تلمبه زدن. موقع سکس دائم بدنش رو لمس میکردم و اونم داشت لذت میبرد...شایدم تظاهر میکرد که من خوشم بیاد. بعد چند دقیقه یکم خسته شدم.
-بیا روم
رو به من شد و نشست رو کیرم و با همون سرعتی که تلمبه میزدم، بالا پایین میکرد و من با دیدن چهره شهویتش لذتم بیشتر میشد. بعد چند دقیقه آبم اومد و خودش هم یکم قبلش ارضا شده بود. خوابید روم. بعد چند لحظه خواستم پاشم برم دستشویی...
- میشه یکم همینجوری بمونیم؟
با بردن سرم رو بالش و دستم رو کمرش موافقتم رو اعلام کردم.
- تو چرا اینجوری ای؟
- چجوری؟
-باهام خوبی
-نباشم؟
-بقیه نیستن. جوری باهام رفتار میکنن انگار دارن با یه سگ رفتار میکنن. اره من جنده ام ولی نمیشه شما یکم ادم باشین؟ فکر کنم فقط وقتی از پیش تو میرم میتونم راحت راه برم و جای کبودی تو تنم نیست.
- چون من ازت بدی ندیدم.
- من نمیخواستم اینی باشم که هستم.
صداش پر از درد بود. بغض کرده بود.
- مادرم مرد. من حتی ندیدمش. بابامم یکی بود مثه بقیه مشتریام. الکلی بود...معتاد بود...وقتی مست میکرد...وقتی مست میکرد...
بغضش نذاشت حرفش رو کامل کنه و من تا آخر داستان رو خوندم...
-فرار کردم...موقع گرسنگی دزدی کردم...ولی بیشتر از دو سه شب نمیتونی تو پارک بخوابی...یکی پیدام کرد و الان بهش میگیم خاله... چیزی برام نمونده بود که بخوام ازش دفاع کنم. ادم گرسنه دین و ایمون نداره...
یکم ساکت شد بعد پاشد تندتند لباساش رو پوشید...رفت کیفش رو اورد و پولی که بهش داده بودم رو دراورد و گذاشت رو میز...
-این دفعه به خاطر خودم اومده بودم نه پول...لطفا دیگه هم نگو من بیام...هر وقت از پیش تو میرم یادم میره که من فقط یه جنده ام و فکر میکنم منم آدمم و چندتا از مشتریام رو میپرونم. کاش یجور دیگه باهم آشنا میشدیم...یه جای دیگه...خدافظ...


ـــــــــــ

هر که میخواهی باش... من خودم میمانم...


  • 64

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • ashkbos-m  
  • عضو از 1395/9/2

  • پست‌‌‌ها: ‌ 81

  • 76

عاااالی بود و البته متاثر کننده


عاااالی بود و البته متاثر کننده


ـــــــــــ


  • 4



  • Daenerysss  
  • عضو از 1398/5/14

  • پست‌‌‌ها: ‌ 3

  • 6

متاثرشدم


شمارشو بده بکنیمش


ـــــــــــ


  • 4



ای تف. روزگار


ای تف. روزگار


ـــــــــــ


  • 1



قلم قشنگي داري


قلم قشنگي داري


ـــــــــــ


  • 4



بقران گریه ام گرفت


بقران گریه ام گرفت


ـــــــــــ

قم هستم 19سالمه ی دختر از قم هست آشنا شيم عکس پروفايل مال خودمه تلمهqboy19



  • 1



بعدش چی شد سراغش رو نگرفتی نرفتی دنبالش


بعدش چی شد سراغش رو نگرفتی نرفتی دنبالش


ـــــــــــ

قم هستم 19سالمه ی دختر از قم هست آشنا شيم عکس پروفايل مال خودمه تلمهqboy19



  • 0



  • SexyMind  
  • عضو از 1397/7/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 212

  • 551

نقل از: سردار_سینگلا


نقل از: سردار_سینگلا بعدش چی شد سراغش رو نگرفتی نرفتی دنبالش

این فقط یه داستانه عزیز :)


ـــــــــــ

هر که میخواهی باش... من خودم میمانم...



  • 0



  • Hana95  

  • عضو از 1398/5/14

  • پست‌‌‌ها: ‌ 332

  • 563

Palpitation!


احساسات همیشه انجام دادن کارای روزمره و ظیفتو سخت میکنه:)


ـــــــــــ

کابوس من این است که در روز قیامت
حوری شوی و قسمت مؤمن‌تری از من...:)



  • 0



ساپاس


جزو بهترین داستانیی که توی سایت خوندمه قلمتو دوسدارم


ـــــــــــ


!!هیچ کس در جایگاه قضاوت نیست!حتی همون خدایی که تو میگی هستش



  • 2



  • Zposh  
  • عضو از 1398/3/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 205

  • 236

کارت عالیه کاش تو واقعیت هم همین باشی


کارت عالیه کاش تو واقعیت هم همین باشی


ـــــــــــ


  • 1



  • Neshane21  

  • عضو از 1397/10/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 609

  • 2728

اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin)...


اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)


ـــــــــــ

همه ی سعی ام ، قهرمانِ خودم شدنه..



  • 1



  • SexyMind  
  • عضو از 1397/7/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 212

  • 551

نقل از: Neshane21


نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)

متوجه منظورت نشدم؟


ـــــــــــ

هر که میخواهی باش... من خودم میمانم...



  • 1



  • Neshane21  

  • عضو از 1397/10/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 609

  • 2728

نقل از: SexyMind


نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)
متوجه منظورت نشدم؟

منظورم اینه که چرا داستانتو نمیفرستی واسه ادمین


ـــــــــــ

همه ی سعی ام ، قهرمانِ خودم شدنه..



  • 0



  • SexyMind  
  • عضو از 1397/7/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 212

  • 551

نقل از: Neshane21


نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)
متوجه منظورت نشدم؟

منظورم اینه که چرا داستانتو نمیفرستی واسه ادمین

فرستادم...فقط تا اون آپدیت بشه من دیگه از حس داستان دراومدم :)


ـــــــــــ

هر که میخواهی باش... من خودم میمانم...



  • 1



  • Neshane21  

  • عضو از 1397/10/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 609

  • 2728

نقل از: SexyMind


نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)
متوجه منظورت نشدم؟

منظورم اینه که چرا داستانتو نمیفرستی واسه ادمین

فرستادم...فقط تا اون آپدیت بشه من دیگه از حس داستان دراومدم :)

نه اتفاقا این چشمه ای که من ازت دیدم حالا حالاها پایداری (drinks)


ـــــــــــ

همه ی سعی ام ، قهرمانِ خودم شدنه..



  • 0



  • SexyMind  
  • عضو از 1397/7/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 212

  • 551

نقل از: Neshane21


نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)
متوجه منظورت نشدم؟

منظورم اینه که چرا داستانتو نمیفرستی واسه ادمین

فرستادم...فقط تا اون آپدیت بشه من دیگه از حس داستان دراومدم :)

نه اتفاقا این چشمه ای که من ازت دیدم حالا حالاها پایداری (drinks)

ممنون...ولی من منظورم از حس اون داستان مورد نظره....دوست دارم همون لحظه بازتابش رو ببینم


ـــــــــــ

هر که میخواهی باش... من خودم میمانم...



  • 1



دوتا جمله ميگم تا تهش رو بخون، اول فقر فساد مياره،...


دوتا جمله ميگم تا تهش رو بخون، اول فقر فساد مياره، دوم سرزميني كه توش كفر باشه ممكنه پا بر جا بمونه اما مملكتي توش فقر و ظلم باشه نه.به اميد پروانه شدن پيله ها بستيم ب تن خودمون اما دريغ از اينكه زنداني شديم


ـــــــــــ

The reality is an illusion.



  • 2



  • Neshane21  

  • عضو از 1397/10/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 609

  • 2728

نقل از: SexyMind


نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)
متوجه منظورت نشدم؟

منظورم اینه که چرا داستانتو نمیفرستی واسه ادمین

فرستادم...فقط تا اون آپدیت بشه من دیگه از حس داستان دراومدم :)

نه اتفاقا این چشمه ای که من ازت دیدم حالا حالاها پایداری (drinks)

ممنون...ولی من منظورم از حس اون داستان مورد نظره....دوست دارم همون لحظه بازتابش رو ببینم

تگ داشته باشی همون لحظه آپ میشه و زودتر فحش .. چیز یعنی کامنت میگیری (biggrin) شوخی کردم آخه یه جَوی هست خیلیا داستان خوب رو هم به همین زودی نمیپدیرن و از جایی که شهوانی ارث باباشون هست و اونا هم مدرک نقد و انتقاد از انجمن قلم ایران دارن ، سری اول فقط فحش میدن :/ ولی بعضیا که منصف ترن مثلا مث من یواشتر فحش میدن (biggrin)


ـــــــــــ

همه ی سعی ام ، قهرمانِ خودم شدنه..



  • 1



  • SexyMind  
  • عضو از 1397/7/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 212

  • 551

نقل از: Neshane21


نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)
متوجه منظورت نشدم؟

منظورم اینه که چرا داستانتو نمیفرستی واسه ادمین

فرستادم...فقط تا اون آپدیت بشه من دیگه از حس داستان دراومدم :)

نه اتفاقا این چشمه ای که من ازت دیدم حالا حالاها پایداری (drinks)

ممنون...ولی من منظورم از حس اون داستان مورد نظره....دوست دارم همون لحظه بازتابش رو ببینم (rose)

تگ داشته باشی همون لحظه آپ میشه و زودتر فحش .. چیز یعنی کامنت میگیری (biggrin) شوخی کردم آخه یه جَوی هست خیلیا داستان خوب رو هم به همین زودی نمیپدیرن و از جایی که شهوانی ارث باباشون هست و اونا هم مدرک نقد و انتقاد از انجمن قلم ایران دارن ، سری اول فقط فحش میدن :/ ولی بعضیا که منصف ترن مثلا مث من یواشتر فحش میدن (biggrin)

اره باهاشون آشنایی کامل دارم...ولی فعلا که دوستان واسه این داستان سنگ تموم گذاشتن :)


ـــــــــــ

هر که میخواهی باش... من خودم میمانم...



  • 1



  • Neshane21  

  • عضو از 1397/10/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 609

  • 2728

نقل از: SexyMind


نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21
نقل از: SexyMind
نقل از: Neshane21 اینم یه جمله از یکی از ژوری های بخش نقد (biggrin) : بیا بنویس آپ کن داسدانتو (cool)
متوجه منظورت نشدم؟

منظورم اینه که چرا داستانتو نمیفرستی واسه ادمین

فرستادم...فقط تا اون آپدیت بشه من دیگه از حس داستان دراومدم :)

نه اتفاقا این چشمه ای که من ازت دیدم حالا حالاها پایداری (drinks)

ممنون...ولی من منظورم از حس اون داستان مورد نظره....دوست دارم همون لحظه بازتابش رو ببینم

تگ داشته باشی همون لحظه آپ میشه و زودتر فحش .. چیز یعنی کامنت میگیری (biggrin) شوخی کردم آخه یه جَوی هست خیلیا داستان خوب رو هم به همین زودی نمیپدیرن و از جایی که شهوانی ارث باباشون هست و اونا هم مدرک نقد و انتقاد از انجمن قلم ایران دارن ، سری اول فقط فحش میدن :/ ولی بعضیا که منصف ترن مثلا مث من یواشتر فحش میدن (biggrin)

اره باهاشون آشنایی کامل دارم...ولی فعلا که دوستان واسه این داستان سنگ تموم گذاشتن :)

امیدوارم زودتر آپ شه (rose)


ـــــــــــ

همه ی سعی ام ، قهرمانِ خودم شدنه..



  • 1





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو


نظرسنجی

با توجه به مشکلات شهر تهران، نظرتان درباره تغییر پایتخت ایران چیست؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «