بازم احترام به عقاید


  • god...  

  • عضو از
    1397/6/13

  • پست‌ها: 223

  • 307


"اگر عقیده مخالف شما را عصبانی می کند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی می کنید. مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آنقدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند."


"برتراند راسل"


این روزها با شدت گرفتن نقد باورهای اسلامی در مباحثه ها و همچنین فضای مجازی، بسیاری از منتقدین با این جمله روبرو میشوند که به باورهای دیگران احترام بگذارید.


آیا اساسن این جمله صحیح می باشد؟ آیا افراد اجازه ورود به حوزه باورهای یکدیگر را دارند؟ آیا فردی میتواند با نگاه نقادانه به اعتقادات مذهبی فردی دیگر، پرسشگری کند؟ آیا با جمله احترام به حریم اعتقادی ، میتوان حصاری اطراف اعتقاداتمان بکشیم؟


برای پاسخ به این پرسشها در ابتدا باید حوزه نقد و انتقاد را مورد بررسی قرار دهیم.


اعمال نقد بر هر گزاره متغییری که بتواند دستخوش تغییراتی ثانویه و متأثر از محیط شود، وارد است و بدین معناست که تقریبن هر چیزی که امکان تغییر داشته باشد و تغییرات ثانویه ناشی از محیط پیرامون بر آن اعمال گردد که موجب تغییر آن شود، قابل نقد است و تنها برخی از متغییر ها قابل نقد نیست مانند رنگ چشم، رنگ پوست، زبان و قومیت و از این قبیل که انسان در انتخاب آن نقشی نداشته است.


هدف از انتقاد نیز،پیدا کردن اشتباه ها و باطل کردن آن اشتباه ها می باشد و در نهایت موجب پویایی یک جامعه می گردد که حاصل آن ایجاد محیطی برگرفته از پرسش و پاسخ است که سرشار از تحرک و تفکر میباشد.


اگر برای احترام نیز تعریفی بیاوریم، بدین صورت بیان میشود که؛ احترام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به شخص یا شی و یا عقیده و باوری است که شخص احترام گذارنده آن را سزاوار احترام میشمارد. احترام باید کسب شود، بدین صورت که عقاید و یا اشخاص، با حضور در میان اجتماع، مورد واکاوی قرار گرفته و بر اساس تاثیری که بر جامعه می گذارند مورد احترام و یا تنفر اشخاص قرار میگیرد.


در خصوص احترام این توضیح را نیز می آورم که انسان نمی تواند بدون دلیل و استدلال برای شخص یا چیزی احترام قائل شود ولی در پاره ای موارد مشاهده می شود که دین و سنت برخی افراد، آنها را مجاب به احترام به مفاهیم و اشیایی کرده و آنها بدون اندیشیدن در مورد دلیل احترام، بنا به سنت، آن مفهوم یا شی راقابل احترام به شمار می آورند. این نوعی احترام است که در صورت درک نکردن دلایل اصلی آن، می تواند یک احترام تجویزی بشمار بیاید که ریشه دار نیست و البته قابل انتقاد میباشد.


اعتقادات مذهبی به دلیل اثری که بر جامعه و رفتارهای اجتماعی دارد و دامنه نفوذ آن، یک ایدئولوژی نیز می باشد و باید مورد بحث و نقد ایدئولوژیک هم قرار گیرد. ایدئولوژی در تعریف به مجموعه ای از باورها و ایده ها گفته میشود که به عنوان مرجعِ توجیهِ اعمال، رفتار و انتظاراتِ افراد عمل می کند. همانگونه که شما می توانید عقاید یک فرد لیبرال را مورد نقد قرار دهید و یک فرد معتقد به سوسیالیست را می توانید مورد انتقاد قرار دهید، یک فرد باورمند مذهبی را نیز می توان مورد نقد و انتقاد قرار داد. در یک جامعه دمکراتیک اگر عقیده ای وجود دارد و تبلیغ میشود، مخالف آن دیدگاه و عقیده نیز باید اجازه حرف زدن و مخالفت داشته باشد. قوانین اسلام نیز به تمام قوانین اجتماعی جامعه ایران رسوخ کرده و نمیتوان فقط به دلیل مذهب بودن و اعتقادی بودن آن تصدیق شود و مورد نقد و بحث قرار نگیرد.


گاهی مواقع در این گونه بحث ها افراد دچار مغلطه می شوند. دو مغلطه با عنوان، احترام به عقاید و آزادی بیان.


برای درک بهتر این مورد یک مکالمه را فرض کنید که بین دو نفر صورت گرفته،


احمد: آتئیستها ( خداناباوران) انسانهای بی اخلاقی هستند و حکم آنها با توجه به قرآن برای کافران، اعدام است.


سیروس: این سخن تو انسانی نیست و نباید فردی را به خاطر باور او اعدام کرد. اگر اینجا کشور متمدنی بود، تو به خاطر این سخنت باید در دادگاه پاسخگو می بودی.


احمد: در یک کشور متمدن آزادی بیان هست و من میتوانم این حرف را بزنم.(مغلطه آزادی بیان)


سیروس: آزادی بیان چهار چوبی دارد و نمی توانی تفکرات ضد انسانی را در چهار چوب آزادی بیان مطرح کنی.


احمد: حرفی که من گفتم در اسلام هست، تو می خواهی بگویی اسلام دین ضد انسانی است؟! مواظب حرفت باش و به اعتقادات من توهین نکن.(مغلطه احترام به عقاید)


همانگونه که مشاهده کردید احمد بجای بررسی منطقی یک گزاره و اثبات منطقی آن و دادن راهکار منطقی به این دو جمله متوسل شد.


در یک گفتمان منطقی هیچ باوری آنقدر مقدس نیست که به نقد کشیده نشود اما باید اصول نقد سالم رعایت شود و این آزادی تنها برای نقدِ باورهاست و نه خود انسان و کرامت انسانی. شما می توانید بگویید از نظر من بی خدایی یک باور مسخره است و در پی آن دلایل منطقی خود را بیاورید. این یک گفتگوی سالم می باشد چه فرد بیخدا بپسندد که شما باور او را مسخره کرده اید چه نه. اما اگر بگویید افراد بی خدا آدمهای مسخره ای هستند، شما به کرامت انسانی افراد توهین میکنید و این جایز نیست.


آزادی بیان و ابراز عقیده به معنی آزادی بی مرز نیست و نباید آزادی های پایه ای دیگران را پایمال کنید و سخنان توهین آمیز مستقیم به افراد، در آزادی بیان جایی ندارد.


از طرفی تنها کرامت انسانی شما محترم است، اینکه چه باوری دارید چیزی درون مغز شماست و اگر کسی به طور منطقی و یا حتی شوخی آن باور را نقد و یا حتی مسخره کند، نمی توانید به او خورده بگیرید و بگویید به عقاید من احترام بگذار.


گاهی مواقع باور داشتن به یک عقیده به تنهایی توهین به عقاید دیگران محسوب شود!


بعنوان مثال شیعیان باور دارند عمر کودک فاطمه را کشته است در صورتی که با این باور، به بخشی از عقیده اهل تسنن بی احترامی شده است.


با توجه به مثال فوق میبینید که اصولا احترام گذاشتن به عقاید دیگران غیر عملی بوده و هر انسانی در هر حال به برخی از عقاید دیگران بی احترامی میکند.


از طرفی بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر دو اصل زیر بنایی وجود دارد که عبارتند از، اصل آزادی بیان و اصل آزادی اندیشه.


ماده ی 18: هر انسانی حق آزادی اندیشه، وجدان و دین را دارد. این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر دین و مذهب، آزادی آشکارکردن و علنی کردن آیین و ابراز عقیده چه به صورت منفرد و چه به صورت گروهی و به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک و عبادات و دیده بانی آن در محیط عمومی و خصوصی است.


ماده ی 19: هر انسانی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت و همچنین حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی، میباشد.


پس بر اساس اصل آزادی اندیشه، هر انسانی برای داشتن هر گونه اعتقادی آزاد است و طبق اصل آزادی بیان هر انسانی حق بیان عقیده و انتشار اطلاعات و افکار خود را دارا می باشد.


و به بیان ساده هر فردی میتواند هر عقیده ای داشته باشد و افراد دیگر می توانند آن عقیده را نقد کنند.


با توجه به دیدگاه های مطرح شده احترام به عقاید دیگران عملن غیر قابل اجرا می باشد و همچنین می توان گفت لزومی هم برای اجرای آن وجود ندارد و در مباحثه ها توهین به انسان نباید صورت گیرد و این اصل باید رعایت شود. در جامعه ایران، به دلیل وجود فشار های سیاسی و اجتماعی که برگرفته از دلایل سیاسی و شرایط حاکم بر مردم از طرف حکومت می باشد، آزادی بیان با شرایط موجود در کشورهای پیشرفته وجود ندارد. زیرا گفتگوی غالب که از طرف حکومت و با اعمال فشار و خشونت می باشد، ایجاد محیطی ناسالم برای مباحثه می کند که همراه با خود سانسوری ناشی از ترس برخورد حکومتی با افراد میباشد و موجب گردیده که فرهنگ مباحثه و ظرفیت پذیرش نظرهای مخالف در افراد جامعه بسیار ناچیز شود.


امروزه با گسترش دنیای مجازی، برخی افراد فضایی بدست آورده اند که می توانند در آن نظرهای خود را تا حدودی بدون ترس و خودسانسوری، ارائه دهند. ولی همچنان توان پذیرش نظرهای مخالف ناچیز باقی مانده است.


به نظر می رسد که با افزایش این فضا و ایجاد مباحثه های گوناگون در زمینه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی و تمرین مباحثه سالم بتوان ظرفیت پذیرش مخالفت از طرف افراد را بالا برد.


از طرفی برخی افراد بدون داشتن اطلاعات کافی و مطالعه منابع معتبر و فقط براساس اطلاعات ناچیز خود، وارد مباحثه ها میشوند که به مجادله منجر می گردد.


پس برای افزایش کیفیت و کمیت فضای مباحثه سالم، باید دو نکته را مد نظر داشت که عبارتند از افزایش توان پذیرش نظرهای مخالف و افزایش سطح اطلاعات، که ناشی از مطالعه منابع معتبر می باشد.


منبع: ایران گلوبال




-احترام برای انسان‌ها است, نه ساخته‌های آن‌ها:


احترام یک عمل اخلاقی است. اخلاق هم صرفاً در چهارچوب روابط انسانی معنا پیدا می‌کند. از طرفی عقیده ساخته‌ی انسان‌ها است, نه جزوی از وجودشان.


همانطوری که احترام گذاشتن به صندلی‌ای که یک انسان ساخته کاری احمقانه است, احترام گذاشتن به عقیده‌ای که یک انسان دارد هم کاری احمقانه است.


-اکثر عقاید اشتباه اند:


عقاید تأثیر مهمی در رفتار انسان‌ها با یکدیگر دارند و اگر به گذشته نگاه کنید, گمان می‌کنم با من موافق باشید که اکثر آن‌ها اشتباه اند. پس باید عقایدرا بدون ترحم و محافظه‌کاری نقد کرد و به چالش کشید.


هرگاه که عقیده‌ای تبدیل به تعصب شد, باید آن‌را به تمسخر گرفت و به آن توهین کرد تا دایره‌ی امنیت و پرسش‌ناپذیری دور آن از بین برود و فضا برای نقد منطقی آن ایجاد شود.


-این گزاره شرایط متناقضی‌را به وجود می‌آورد:


شما دو عقیده‌ی متضاد با هم‌را درنظر بگیرید. مثلاً: یک یهودی که خودش‌را عضوی از قوم برگزیده می‌داند و افراد حزب نازی‌را کافر و مهدور و دم خطاب می‌کند, و یک سرباز نازی که نژاد خودش‌را برترین نژاد می‌پندارد, یهودیان‌را پست می‌داند و فکر می‌کند که باید زمین‌را از شر وجود آن‌ها پاک کرد.


حالا چطور می‌توانید به گزاره‌ی «احترام به عقاید» عمل کنید؟ بسیاری از عقاید جهان با یکدیگر به صورت کامل یا جزئی در تضاد هستند و برای یکدیگر حکم مرگ صادر می‌کنند. حال چطور ممکن است همزمان به دو عقیده که با هم دشمنی دارند احترام گذاشت و هیچ کدام‌را نقد یا رد نکرد؟


-این گزاره شر سازمان‌یافته‌را پشتیبانی می‌کند:


خب می‌خواهید به عقاید دیگران احترام بگذارید؟ پس بیایید این کاررا از عقاید داعش شروع کنید. دفعه‌ی بعد که کسی چیزی خلاف عقیده‌ی داعشی‌ها گفت بلند شوید و به او بگویید:«تو حق نداری این حرف‌رو بزنی. ما باید به عقاید همه احترام بگذاریم».


البته اگر خودتان داعشی نیستید بهتر است در راستای احترام به عقاید آن‌ها, خودتان‌را به نزدیک‌ترین داعشی معرفی کنید تا زحمت بریدن سرتان‌را بکشد. آخر می‌دانید, زنده بودنتان توهین به عقاید آن‌ها محسوب می‌شود.


احترام به عقاید مخرب, امکان این‌را به پیروان آن‌ها می‌دهد که به صورت سازمان‌‌یافته دست به اعمال شرورانه بزنند.


-عقاید غیر شخصی تمام جامعه‌را تهدید می‌کنند:


عقیده‌ای که حوزه‌ی ذهن یک نفر را ترک می‌کند و می‌خواد دست به اصلاح جامعه بزند, یک تهدید بالقوه برای تمامی افراد آن جامعه محسوب می‌شود.


اکثر عقاید با این اصل جلو می‌روند که تنها گفته‌ی برحق هستند, دیگران نیازمند نجات‌یافتن اند و افرادی که با زبان خوش حاضر نیستند رستگار شوند لایق بدترین مرگ‌ها و شکنجه‌ها هستند.


اگر نگاهی به تاریخ بیاندازید می‌بینید که سرتاسر زندگی بشررا خون‌های ریخته‌شده به دست عقاید پوشانده است. ما به اندازه‌ی کافی تجربه کرده ایم و من فکر می‌کنم که دیگر تکرار این حماقت کافی است.


منبع: ویرگول




چند وقت پیش بود که جناب کیر ابن آدم تو تاپیک عوضی عقیدتو عوض کن که در راستای تاپیک کیر تو آتئیسم ایجاد کرده بود اومد و مدعی شد که باید به عقاید احترام گذاشت و از این حرفا و بنده هم اومدم با اندک معلوماتی که دارم یه کسشعری تلاوت کنم که نتیجتا به تمسخر ایشون نسبت به شخص من(نه عقایدم) و در نهایت پاسخ ندادن به پستم ختم شد.


حالا اون موقع زیاد در این مورد اطلاعاتی نداشتم نمیخواستم کس بگم و این که کنکورم از یه طرف داره میگاد نمیتونستم در این زمینه مطالعه بکنم و این وضعیت همچنان ادامه داره ولی در طول این مدت کمی تو اینترنت و این ور اون ور که گشتم همچنان نتونستم قبول کنم که باید به عقاید احترام گذاشت اما به یک موضوعی رسیدم که فکر کنم یه سوتفاهم بین نظر جناب کیر و بنده بوده.


عنوان تاپیک ایشون "عوضی عقیدتو عوض کن" به این اشاره داره که ما بزور نمیتونیم عقاید کسی رو عوض کنیم و توهین و اینا هم به قولی به تعصبات افراد معتقد به عقیده ی مورد نظر دامن میزنه. این مورد بدون شک صحیحه ( در عصر مدرن منظورم ) اما حالا موضوعی که هست اینه که آیا من و امثال من میخوایم عقاید بقیه رو عوض کنیم؟ اصلا آیا به من مربوطه که کی به چی معتقده که بخوام عقایدشو عوض کنم؟


در مورد خود بنده که جواب این سوال ها "خیر" هستش . یه بار گفتم بازم میگم که نه آدم باسوادی هستم و نه فرهیخته. در دنیای واقعی که به دلیل عارضه روانی نمیتونم در این مورد ادعا کنم ولی حداقل در دنیای مجازی برام مهم نیست بقیه در موردم چه فکری میکنن. تنها چیزی که من میخوام ابراز عقیدم بدون خودسانسوری هستش . بقیه مطالبم که دو تا مثال رو از سایت های ویرگول و ایران گلوبال آوردم که با نظر من همخوانی دارن . برای بنده فقط انسان ها هستن که قابل احترامن و ساخته های معنوی و مادی اون ها همگی قابل نقد هستن .





ـــــــــــ

****


  • 9

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور...


احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 1



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.

حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟


ـــــــــــ

****



  • 1



ضمن اینکه وقتی شما اونقدر سطحی نگری که فک میکنی...


ضمن اینکه وقتی شما اونقدر سطحی نگری که فک میکنی توهین به عقیده میتونه قداستش رو از بین ببره من چی کار کنم؟ بنده پاسخ ندادم چون استارنگ بوی زودتر از من گفت چرا بهت خندیدم. با این حال در برابر منطق مقاومت به خرج میدی. علی ای حال بازهم اگر شبهه‌ای چه برای شما و چه برای سایرین باقی مونده میتونید پست قبلی من در همین تاپیک یا تاپیک عقیدتو عوضی! عوض کن عوض! رو بخونید.


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 2



نقل از: god...


نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 4



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .


ـــــــــــ

****



  • 0



  • Sexgayfucking  

  • عضو از 1397/12/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 22

  • 30

خلاصه:


احترام به عقاید انسان ها بی معنیه. احترام به انسان درسته


ـــــــــــ


  • 1



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: Sexgayfucking


نقل از: Sexgayfucking احترام به عقاید انسان ها بی معنیه. احترام به انسان درسته

دقیقا


ـــــــــــ

****



  • 1



  • Mahi_iiii  

  • عضو از 1396/4/27

  • پست‌‌‌ها: ‌ 89

  • 150

کسی که عقیده اش براش مهم باشه همینجور زیر دست و پا...


کسی که عقیده اش براش مهم باشه همینجور زیر دست و پا نمیریزه که لگدمال بشه . عقیده شو برای خودش نگه میداره تا اهانتی بهش نشه


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: god...


نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 1



نقل از: Sexgayfucking


نقل از: Sexgayfucking احترام به عقاید انسان ها بی معنیه. احترام به انسان درسته

بله یه مشت گوشت و استخون خیلی محترمه...


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 0



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: Sexgayfucking احترام به عقاید انسان ها بی معنیه. احترام به انسان درسته
بله یه مشت گوشت و استخون خیلی محترمه...

حداقل محترم تر از تراوشات حاصل از فعالیت مغز همون گوشت و استخونه


ـــــــــــ

****



  • 0



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.

تو متن هم گفتم که طبق گفته شما وقتی میخوایم بحث کنیم و موضوعی رو اثبات کنیم باید محترمانه برخورد کرد اما من نمیخوام همچین کاری بکنم فقط میخوام آزادانه همون چیزی که از ذهنم میگذره (همون چیزی که شما بهش عنوان سطحی دادید) رو بیان کنم.


ـــــــــــ

****



  • 0



نقل از: god...


نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.

تو متن هم گفتم که طبق گفته شما وقتی میخوایم بحث کنیم و موضوعی رو اثبات کنیم باید محترمانه برخورد کرد اما من نمیخوام همچین کاری بکنم فقط میخوام آزادانه همون چیزی که از ذهنم میگذره (همون چیزی که شما بهش عنوان سطحی دادید) رو بیان کنم.

بنده نگفتم آزادی در بیان عقاید سطحی نگریه! گفتم این تفکر که توهین به عقاید باعث از بین رفتم قداستشون میشه سطحی نگریه. (پرسش اینجاست که شما چرا می‌خواید قداست یک عقیده رو برای پیروانش از بین ببرید؟ مسلما در راه رضای خدا نیست.) ثانیا هر کی هر چی از ذهنش گذشت رو باید عملی کنه؟ (قبول داریم که حرف زدن خودش نوعی عمله!) کنجکاوم بدونم دقیقا چه واکنش شیمیایی در مغز شما رخ میده که معتقدی توهین به افراد اشتباهه و ما حق نداریم به افراد توهین کنیم لکن هر چیزی رو که از ذهنمون درباره عقایدشون گذشت می‌تونیم بیان کنیم!


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 0



نقل از: god...


نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: Sexgayfucking احترام به عقاید انسان ها بی معنیه. احترام به انسان درسته
بله یه مشت گوشت و استخون خیلی محترمه...

حداقل محترم تر از تراوشات حاصل از فعالیت مغز همون گوشت و استخونه

و دقیقا کجای این گوشت و استخون محترم؟ می‌شه کرامت انسانی رو که در متن هم بهش اشاره کردید برای بنده معنی کنید تا بفهمم چرا ۶۰ کیلو گوشت ارزشش بیشتر از ۶۰ کیلو سنگه؟


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 0



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

جناب کیر


وقتی شما وسط صحرا تو یه چاه گیر افتاده باشید و من (بخونید یک انسان ) بیام کمکتون آیا دیگه براتون مهمه که من چه عقایدی دارم یا چطور با عقاید دیگه برخورد میکنم و از این کسشعرا ؟ تو اون صحنه فقط یه انسان که به یه انسان دیگه کمک میکنه حضور داره.

منم خیلی کنجکاوم که بدونم چه چیزی باعث میشه که عقاید برای شما مهمتر از انسان ها باشن . این تضعیف شده ی همون حالتی نیست که انتحاری ها تجربه میکنن ؟


ـــــــــــ

****



  • 0



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.

تو متن هم گفتم که طبق گفته شما وقتی میخوایم بحث کنیم و موضوعی رو اثبات کنیم باید محترمانه برخورد کرد اما من نمیخوام همچین کاری بکنم فقط میخوام آزادانه همون چیزی که از ذهنم میگذره (همون چیزی که شما بهش عنوان سطحی دادید) رو بیان کنم.

بنده نگفتم آزادی در بیان عقاید سطحی نگریه! گفتم این تفکر که توهین به عقاید باعث از بین رفتم قداستشون میشه سطحی نگریه. (پرسش اینجاست که شما چرا می‌خواید قداست یک عقیده رو برای پیروانش از بین ببرید؟ مسلما در راه رضای خدا نیست.) ثانیا هر کی هر چی از ذهنش گذشت رو باید عملی کنه؟ (قبول داریم که حرف زدن خودش نوعی عمله!) کنجکاوم بدونم دقیقا چه واکنش شیمیایی در مغز شما رخ میده که معتقدی توهین به افراد اشتباهه و ما حق نداریم به افراد توهین کنیم لکن هر چیزی رو که از ذهنمون درباره عقایدشون گذشت می‌تونیم بیان کنیم!

کرامت انسانی همون انسانیته ، نوع دوستی . فک کنم در این زمینه شما بیشتر از من حرف واس گفتن داشته باشید .


ـــــــــــ

****



  • 1



نقل از: god...


نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.

تو متن هم گفتم که طبق گفته شما وقتی میخوایم بحث کنیم و موضوعی رو اثبات کنیم باید محترمانه برخورد کرد اما من نمیخوام همچین کاری بکنم فقط میخوام آزادانه همون چیزی که از ذهنم میگذره (همون چیزی که شما بهش عنوان سطحی دادید) رو بیان کنم.

بنده نگفتم آزادی در بیان عقاید سطحی نگریه! گفتم این تفکر که توهین به عقاید باعث از بین رفتم قداستشون میشه سطحی نگریه. (پرسش اینجاست که شما چرا می‌خواید قداست یک عقیده رو برای پیروانش از بین ببرید؟ مسلما در راه رضای خدا نیست.) ثانیا هر کی هر چی از ذهنش گذشت رو باید عملی کنه؟ (قبول داریم که حرف زدن خودش نوعی عمله!) کنجکاوم بدونم دقیقا چه واکنش شیمیایی در مغز شما رخ میده که معتقدی توهین به افراد اشتباهه و ما حق نداریم به افراد توهین کنیم لکن هر چیزی رو که از ذهنمون درباره عقایدشون گذشت می‌تونیم بیان کنیم!

کرامت انسانی همون انسانیته ، نوع دوستی . فک کنم در این زمینه شما بیشتر از من حرف واس گفتن داشته باشید .

و انسانیت چیه؟ گوشت و پوسته یا افکار و اندیشه؟ در مورد نوع دوستی هم بگم اصولا در جانوران چیزی بی معنیه. هم نوع خواری(یا کانیبالیسم) رو سرچ کنید تا متوجه منظورم بشید.


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 0



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.

تو متن هم گفتم که طبق گفته شما وقتی میخوایم بحث کنیم و موضوعی رو اثبات کنیم باید محترمانه برخورد کرد اما من نمیخوام همچین کاری بکنم فقط میخوام آزادانه همون چیزی که از ذهنم میگذره (همون چیزی که شما بهش عنوان سطحی دادید) رو بیان کنم.

بنده نگفتم آزادی در بیان عقاید سطحی نگریه! گفتم این تفکر که توهین به عقاید باعث از بین رفتم قداستشون میشه سطحی نگریه. (پرسش اینجاست که شما چرا می‌خواید قداست یک عقیده رو برای پیروانش از بین ببرید؟ مسلما در راه رضای خدا نیست.) ثانیا هر کی هر چی از ذهنش گذشت رو باید عملی کنه؟ (قبول داریم که حرف زدن خودش نوعی عمله!) کنجکاوم بدونم دقیقا چه واکنش شیمیایی در مغز شما رخ میده که معتقدی توهین به افراد اشتباهه و ما حق نداریم به افراد توهین کنیم لکن هر چیزی رو که از ذهنمون درباره عقایدشون گذشت می‌تونیم بیان کنیم!

کرامت انسانی همون انسانیته ، نوع دوستی . فک کنم در این زمینه شما بیشتر از من حرف واس گفتن داشته باشید .

و انسانیت چیه؟ گوشت و پوسته یا افکار و اندیشه؟ در مورد نوع دوستی هم بگم اصولا در جانوران چیزی بی معنیه. هم نوع خواری(یا کانیبالیسم) رو سرچ کنید تا متوجه منظورم بشید.

فکر و اندیشه با اعتقادات فرق دارن . اصولا ما انسانها انگمون میاد که خودمون رو با حیوانات جمع ببندیم و در صفاتشون شریک بشیم . راستش دلیل آوردن مثال آخرتون رو ( کانیبالیسم) نفهمیدم چون در تمام حالاتی که ویکی پدیا ذکر کرده به غیر از گرسنگی همین کار هم ناشی از اعتقاداته .


ـــــــــــ

****



  • 2



نقل از: god...


نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.

تو متن هم گفتم که طبق گفته شما وقتی میخوایم بحث کنیم و موضوعی رو اثبات کنیم باید محترمانه برخورد کرد اما من نمیخوام همچین کاری بکنم فقط میخوام آزادانه همون چیزی که از ذهنم میگذره (همون چیزی که شما بهش عنوان سطحی دادید) رو بیان کنم.

بنده نگفتم آزادی در بیان عقاید سطحی نگریه! گفتم این تفکر که توهین به عقاید باعث از بین رفتم قداستشون میشه سطحی نگریه. (پرسش اینجاست که شما چرا می‌خواید قداست یک عقیده رو برای پیروانش از بین ببرید؟ مسلما در راه رضای خدا نیست.) ثانیا هر کی هر چی از ذهنش گذشت رو باید عملی کنه؟ (قبول داریم که حرف زدن خودش نوعی عمله!) کنجکاوم بدونم دقیقا چه واکنش شیمیایی در مغز شما رخ میده که معتقدی توهین به افراد اشتباهه و ما حق نداریم به افراد توهین کنیم لکن هر چیزی رو که از ذهنمون درباره عقایدشون گذشت می‌تونیم بیان کنیم!

کرامت انسانی همون انسانیته ، نوع دوستی . فک کنم در این زمینه شما بیشتر از من حرف واس گفتن داشته باشید .

و انسانیت چیه؟ گوشت و پوسته یا افکار و اندیشه؟ در مورد نوع دوستی هم بگم اصولا در جانوران چیزی بی معنیه. هم نوع خواری(یا کانیبالیسم) رو سرچ کنید تا متوجه منظورم بشید.

فکر و اندیشه با اعتقادات فرق دارن . اصولا ما انسانها انگمون میاد که خودمون رو با حیوانات جمع ببندیم و در صفاتشون شریک بشیم . راستش دلیل آوردن مثال آخرتون رو ( کانیبالیسم) نفهمیدم چون در تمام حالاتی که ویکی پدیا ذکر کرده به غیر از گرسنگی همین کار هم ناشی از اعتقاداته .

هم نوع خواری چه بر اثر اعتقادات و چه بر اثر گرسنگی نشون میده ما ذاتا هم نوع دوست نیستیم و هم نوع دوستی خودش یک نوع اعتقاده. چه هم نوع خواری و در کل کشتن ضعیفتر ها یکی از ابزار‌های طبیعت برای به ثمر نشوندن فرایند تکامله.

فکر اندیشه قطعا با باور‌ها و اعتقادات فرق دارن؛ چرا که بینشون رابطه علیت برقراره. در یکی از کامنتای قبلی از من پرسیدین چرا عقاید برای من از انسان‌ها مهم‌ترن. پاسخ من این هست که برای من عقاید از انسان ها مهمتر یا محترم تر نیستن، بلکه این عقاید هستن که به انسان‌ها هویت میدن. چرا؟ چون عقاید برآمده از اندیشه هستن و این اندیشه هست که باعث می‌شه انسان گونه برتر باشه. برای من احترام به عقاید یعنی احترام به هویت گونه بشر. اندیشه و عقاید ما هستن که باعث تفاوت ما از یه تیکه سنگ یا کپه گه می‌شن. در واقع عقیده برآمده از کالبد بشر و هویت بشر برآمده از اندیشه‌ها و عقایدش هست؛ و هر کدوم از این دو، یعنی کالبد و روح بشر، بدون دیگری فاقد معناست.


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 2



  • god...  

  • عضو از 1397/6/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 223

  • 307

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم
نقل از: god...
نقل از: کیر ابن آدم احترام به عقاید با انتقاد نکردن فرق دارهو همونطور که توهین کردن با نقد فرق داره. هر کسی مختاره هر عقیده ای داشته باشه مادامی که حدود حقوق دیگران رو رعایت کنه، در غیر این صورت مجازیم با اون عقیده مقابله کنیم که این مقابله کردن هم مترادف توهین نیست. ضمن اینکه برای نقد کردن، یعنی بررسی مزایا و معایب یک چیز نیازی نیست بهش توهین کنیم یا اون عقیده ما رو آزار بده. نقد هر چیزی در هر حالی مجازه.
حرفت درست ولی من میگم که احترام به عقاید درست نیست. برای مثال وقتی به نظر من اسلام کسشعره چرا باید خلاف اینو بگم ؟

من نمی‌گم نگو. میگم محترمانه بگو!

مقایسه کن:

← عقیده تو کسشعره!

← عقیده شما اشتباه است!

این به نظرم ریاکارانه میاد. وقتی ادبیات من اینه دیگه اینه نمیشه وقتی به این موضوع رسیدم عوض بشم .

هر جایی ادبیات درست خودشو می‌طلبه. من شاید توی گروه‌های دوستانه فحش بدم، حتی شاید تو نوشته‌های طنزم از کلمات رکیک استفاده کنم ولی توی بحث نه! خیر ریاکارانه نیست! بهش میگن فرهنگ بحث کردن. مغلطه نکن جانم.

تو متن هم گفتم که طبق گفته شما وقتی میخوایم بحث کنیم و موضوعی رو اثبات کنیم باید محترمانه برخورد کرد اما من نمیخوام همچین کاری بکنم فقط میخوام آزادانه همون چیزی که از ذهنم میگذره (همون چیزی که شما بهش عنوان سطحی دادید) رو بیان کنم.

بنده نگفتم آزادی در بیان عقاید سطحی نگریه! گفتم این تفکر که توهین به عقاید باعث از بین رفتم قداستشون میشه سطحی نگریه. (پرسش اینجاست که شما چرا می‌خواید قداست یک عقیده رو برای پیروانش از بین ببرید؟ مسلما در راه رضای خدا نیست.) ثانیا هر کی هر چی از ذهنش گذشت رو باید عملی کنه؟ (قبول داریم که حرف زدن خودش نوعی عمله!) کنجکاوم بدونم دقیقا چه واکنش شیمیایی در مغز شما رخ میده که معتقدی توهین به افراد اشتباهه و ما حق نداریم به افراد توهین کنیم لکن هر چیزی رو که از ذهنمون درباره عقایدشون گذشت می‌تونیم بیان کنیم!

کرامت انسانی همون انسانیته ، نوع دوستی . فک کنم در این زمینه شما بیشتر از من حرف واس گفتن داشته باشید .

و انسانیت چیه؟ گوشت و پوسته یا افکار و اندیشه؟ در مورد نوع دوستی هم بگم اصولا در جانوران چیزی بی معنیه. هم نوع خواری(یا کانیبالیسم) رو سرچ کنید تا متوجه منظورم بشید.

فکر و اندیشه با اعتقادات فرق دارن . اصولا ما انسانها انگمون میاد که خودمون رو با حیوانات جمع ببندیم و در صفاتشون شریک بشیم . راستش دلیل آوردن مثال آخرتون رو ( کانیبالیسم) نفهمیدم چون در تمام حالاتی که ویکی پدیا ذکر کرده به غیر از گرسنگی همین کار هم ناشی از اعتقاداته .

هم نوع خواری چه بر اثر اعتقادات و چه بر اثر گرسنگی نشون میده ما ذاتا هم نوع دوست نیستیم و هم نوع دوستی خودش یک نوع اعتقاده. چه هم نوع خواری و در کل کشتن ضعیفتر ها یکی از ابزار‌های طبیعت برای به ثمر نشوندن فرایند تکامله.

فکر اندیشه قطعا با باور‌ها و اعتقادات فرق دارن؛ چرا که بینشون رابطه علیت برقراره. در یکی از کامنتای قبلی از من پرسیدین چرا عقاید برای من از انسان‌ها مهم‌ترن. پاسخ من این هست که برای من عقاید از انسان ها مهمتر یا محترم تر نیستن، بلکه این عقاید هستن که به انسان‌ها هویت میدن. چرا؟ چون عقاید برآمده از اندیشه هستن و این اندیشه هست که باعث می‌شه انسان گونه برتر باشه. برای من احترام به عقاید یعنی احترام به هویت گونه بشر. اندیشه و عقاید ما هستن که باعث تفاوت ما از یه تیکه سنگ یا کپه گه می‌شن. در واقع عقیده برآمده از کالبد بشر و هویت بشر برآمده از اندیشه‌ها و عقایدش هست؛ و هر کدوم از این دو، یعنی کالبد و روح بشر، بدون دیگری فاقد معناست.

راستیتش من دیگه اطلاعاتم در این حد بود (biggrin)

اگه مشکلی نیست بقیه این بحث رو نگه دارین برای بعد کنکور که منم آماده باشم


ـــــــــــ

****



  • 1





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

به نظر شما سقط جنین ...


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «