تا حالا موقع خود ارضایی یا سکس لو رفتید؟

1398/01/19

من خودم سه ماه پیش با رفیقم جنده اورده بودیم بعدش یهو داداشم اومد فهمید هیچی نگفت و رفت 12 سال ازم بزرگتره. بعدش جنده ترسیده بود هر کاری کردم دیگه حاضر نشد سکس کنه.از اون به بعد داداشم دیگه باهام حرف نمیزنه.باورتون نمیشه ولی وقتی اسم سکس میاد فقط احساس خجالت میکنم دیگه فکر کنم از چشش افتادم ولی دمش گرم به کسی نگفت

6342 👀
1 ❤️
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2019-04-08 01:35:23 +0430 +0430



0 ❤️

2019-04-08 01:37:35 +0430 +0430

شاید باورتون نشه ولی سکس با جنده به هیچ عنوان لذت نداره.خودم تجربه سکس با دوست دختر داشتم اننقدر از ته دلش از پشت بهم داد انقدر از ته دلش منو بغلم کرد هنوز داغی بدنش حس میکنم

0 ❤️

2019-04-09 02:08:11 +0430 +0430

خخخخخخ خوب شد باباش نرسید خخخخخ کارتو میساخت

0 ❤️

2019-04-09 09:04:45 +0430 +0430
نقل از: Argo14 یکبار دوست دخترم اورده بودم خونه خیلی کون خوبی بود کردمش تموم شد ابم ریختم رو کون و کمرش سرم برگردوندم پاشم دستمال بیارم دیدم مامانم داره نگاه میکنه مارو...

اونم اونموقه هوس دادن کرده حتما

0 ❤️

2019-04-09 10:34:09 +0430 +0430

یبار با یکی داشتم سکس میکردم باباش اومد پسره رو چکی کرد و از خونه انداخت بیرون و خودش اومد سراغم

0 ❤️

2019-04-09 10:44:50 +0430 +0430

یبار بعد از سکس با دوس دخترم داشتیم تو بغل هم لول میخوردیم یهو مامانم و داداشم اومدن خونه خلاصه داداش کوچیکه منم ک حدس زد من یه گهی خوردم به یه بهانه مامانم فرستاد خرید خودشم رفت اتاقش منم سریع دختره رو رد کردم رفت

1 ❤️

2019-04-17 08:35:06 +0430 +0430
نقل از: Sorensen_gold یبار بعد از سکس با دوس دخترم داشتیم تو بغل هم لول میخوردیم یهو مامانم و داداشم اومدن خونه خلاصه داداش کوچیکه منم ک حدس زد من یه گهی خوردم به یه بهانه مامانم فرستاد خرید خودشم رفت اتاقش منم سریع دختره رو رد کردم رفت

خخخخخخخخخخخ

0 ❤️

2019-04-17 08:58:13 +0430 +0430

ی بار دوست دخترمو (سمیرا)تو خونه دانشجویی خودش ک با چنتا دختر دیگ هم اتاق بود داشتم میکردم

یکی از دوستاش(مهین) بیرون و بود و نمیدونس منو و سمیرا تو اتاقیم

ی دفعه اومد تو اتاق و منم همون لحظه کشیدم بیرون ک در برم ابم پاشید رو تخت و مانتو مهین و رو فرش

مهینم نشسته بود رو زمین و جیغ میکشید ? ? ?

3 ❤️

2019-04-17 09:05:12 +0430 +0430

اصلا پسری که سر جق مچشو نگرفته باشن دوبار کیونیه

4 ❤️

2019-04-17 09:09:31 +0430 +0430

یدفه یه خیاز تو کصم بود ، یه خیار تو کونم

خونه دوستم بودم و خودش رفته بود بیرون ، منم خبر نداشتم اینا انقد بی سر و صدا میان و میرن ک

خلاصه یهو داداشش اومد داخل و منم نفهمیدم ، چندتا عکس و فیلم ازم گرفت و قرار شد براش ساک بزنم تا پاک کنه

ولی نامردی کرد و محبور شدم از کون بش بدم تا پاکشون کرد

0 ❤️

2019-04-17 09:10:55 +0430 +0430
نقل از: Holy_man اصلا پسری که سر جق مچشو نگرفته باشن دوبار کیونیه

خخخخ چن بار لو رفتی ؟؟

1 ❤️

2019-04-17 09:25:16 +0430 +0430
نقل از: icy_girl
نقل از: Holy_man اصلا پسری که سر جق مچشو نگرفته باشن دوبار کیونیه

خخخخ چن بار لو رفتی ؟؟

ای یه چند باری بود…

بدترینش کتابخونه مدرسه و دوبار بابام بود بقیش فان بود :D

1 ❤️

2019-04-17 09:32:22 +0430 +0430

بابات تورو دید چه حسی داشتی؟؟ (dash)

0 ❤️

2019-04-17 09:37:30 +0430 +0430

من هرقت میخام جق بزنم درو از داخل قفل میکنم و کامل لخت میشم و شروع میکنم به زدن یه بار که داشتم میزدم یادم رفته بود درو قفل کنم داشتم یه خیارو میمالیدم دم کونم که یهو آبجیم اومد تو یه جیغ کشید پرید بیرون حالا منو بگو داشتم اب میشدم تمام دنیا رو سرم خراب شده بود تا چند روز اصلا روم نمیشد بیام بیرون ولی دمش گرم صداشو درنیاورد

2 ❤️

2019-04-17 09:38:20 +0430 +0430

به تعداد بینهایت لو رفتم ولی بعضیاش باحال بودن.
یه بار راهنمایی بودم تو دسشویی مدرسه یکیو میکردم ،یکی از بچه ها با لگد زد تو در و در باز شد و ما رو دید و گذاشت کف دست مدیر. چه کتکی خوردیم اون روز از مدیر و ناظم.
یه بارم با یه زوج رابطه داشتیم
زنه دوس داشت زیر ابی هم بره
بدون هماهنگی مرده رفتم خونشون داشتم میکردم که شوهره اومد ولی هیچی نگفت.
یه بارم دختر همسایه رو بردم خونه داداش کوچیکش دیده بود
دیدم سنگه که داره میاد تو حیاط
خلاصه از پشت بوم فراریش دادم بعدم حاشا کردیم گفتم اشتباه دیدی

2 ❤️

2019-04-17 09:38:55 +0430 +0430
نقل از: icy_girl بابات تورو دید چه حسی داشتی؟؟ (dash)

خوب مسلما از خجالت بگا رفتم

یه بار که اومد تو اتاق اصلا نگامم نکرد کارشو انجام داد من خشک رو تخت منتظر موندم بره بیرون یه بارم اومد یه نگاهی که “کیرم تو این بچه بزرگ کردنم” کرد و رفت بیرون :D

4 ❤️

2019-04-17 09:58:32 +0430 +0430
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl بابات تورو دید چه حسی داشتی؟؟ (dash)

خوب مسلما از خجالت بگا رفتم

یه بار که اومد تو اتاق اصلا نگامم نکرد کارشو انجام داد من خشک رو تخت منتظر موندم بره بیرون یه بارم اومد یه نگاهی که “کیرم تو این بچه بزرگ کردنم” کرد و رفت بیرون :D

گناه داشتیاا ? من ایقد مارموز بودم هیش وقت هیچیم لو نرفته ^_^

2 ❤️

2019-04-17 17:29:26 +0430 +0430
نقل از: icy_girl
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl بابات تورو دید چه حسی داشتی؟؟ (dash)

خوب مسلما از خجالت بگا رفتم

یه بار که اومد تو اتاق اصلا نگامم نکرد کارشو انجام داد من خشک رو تخت منتظر موندم بره بیرون یه بارم اومد یه نگاهی که “کیرم تو این بچه بزرگ کردنم” کرد و رفت بیرون :D

گناه داشتیاا ? من ایقد مارموز بودم هیش وقت هیچیم لو نرفته ^_^

وقتی تعداد کثافت کاریات از یه حدی بالاتر بزنه دیگه از جایی به بعد مخفی کردنش سخته :D

1 ❤️

2019-04-17 17:42:48 +0430 +0430
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl بابات تورو دید چه حسی داشتی؟؟ (dash)

خوب مسلما از خجالت بگا رفتم

یه بار که اومد تو اتاق اصلا نگامم نکرد کارشو انجام داد من خشک رو تخت منتظر موندم بره بیرون یه بارم اومد یه نگاهی که “کیرم تو این بچه بزرگ کردنم” کرد و رفت بیرون :D

گناه داشتیاا ? من ایقد مارموز بودم هیش وقت هیچیم لو نرفته ^_^

وقتی تعداد کثافت کاریات از یه حدی بالاتر بزنه دیگه از جایی به بعد مخفی کردنش سخته :D

اخ میدونی چیه ? من اخر خلاف بودم همیشه :D هیش وقتم لو نرفتم :)

2 ❤️

2019-04-18 03:43:01 +0430 +0430
نقل از: icy_girl
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl بابات تورو دید چه حسی داشتی؟؟ (dash)

خوب مسلما از خجالت بگا رفتم

یه بار که اومد تو اتاق اصلا نگامم نکرد کارشو انجام داد من خشک رو تخت منتظر موندم بره بیرون یه بارم اومد یه نگاهی که “کیرم تو این بچه بزرگ کردنم” کرد و رفت بیرون :D

گناه داشتیاا ? من ایقد مارموز بودم هیش وقت هیچیم لو نرفته ^_^

وقتی تعداد کثافت کاریات از یه حدی بالاتر بزنه دیگه از جایی به بعد مخفی کردنش سخته :D

اخ میدونی چیه ? من اخر خلاف بودم همیشه :D هیش وقتم لو نرفتم :)

دست مارم بگیر استاد که بگا رفتن از تفریحات روزانه شده دیگه :D

1 ❤️

2019-04-18 05:42:42 +0430 +0430
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl
نقل از: Holy_man
نقل از: icy_girl بابات تورو دید چه حسی داشتی؟؟ (dash)

خوب مسلما از خجالت بگا رفتم

یه بار که اومد تو اتاق اصلا نگامم نکرد کارشو انجام داد من خشک رو تخت منتظر موندم بره بیرون یه بارم اومد یه نگاهی که “کیرم تو این بچه بزرگ کردنم” کرد و رفت بیرون :D

گناه داشتیاا ? من ایقد مارموز بودم هیش وقت هیچیم لو نرفته ^_^

وقتی تعداد کثافت کاریات از یه حدی بالاتر بزنه دیگه از جایی به بعد مخفی کردنش سخته :D

اخ میدونی چیه ? من اخر خلاف بودم همیشه :D هیش وقتم لو نرفتم :)

دست مارم بگیر استاد که بگا رفتن از تفریحات روزانه شده دیگه :D

کلاسا از هفته بعد شروع میشن ?

1 ❤️

2019-04-21 15:30:14 +0430 +0430
نقل از: Kosam_Khise یدفه یه خیاز تو کصم بود ، یه خیار تو کونم

خونه دوستم بودم و خودش رفته بود بیرون ، منم خبر نداشتم اینا انقد بی سر و صدا میان و میرن ک

خلاصه یهو داداشش اومد داخل و منم نفهمیدم ، چندتا عکس و فیلم ازم گرفت و قرار شد براش ساک بزنم تا پاک کنه

ولی نامردی کرد و محبور شدم از کون بش بدم تا پاکشون کرد

تو که کوست اوپن بود و خیار توش رفت و امد داشت پسره خر بود کونت بذاره؟؟

من سرم بره کوس و ول نمیکم بچسبم ب کون

0 ❤️

2019-04-21 15:35:02 +0430 +0430

داداشت از این بابت باهات حرف نمیزنه چون به او نگفتی بیاد بکنه وگرنه سکس چیزی است که اونم انجام داده

1 ❤️

2019-04-21 15:41:04 +0430 +0430
نقل از: Choochooljooje من یکی از فانتزیام اینه لخت روی تختم دارم چوچولمو میمالم چشام بستس بابام میاد میبینه خودش شروع میکنه به خوردن چوچولم اوووووووففففف (wanking)

میتونی از این به بعد بهم بگی بابا

0 ❤️

2019-04-21 16:35:57 +0430 +0430

خیلی سال پیش یه زنه رو کردم (بیوه بود اما 4 تا بچه 10-15 ) ساله داشت
شبی که راضیش کردم داشتیم به هم sms سکسی میدادیم، یواشکی جقم میزدم تو تخت، خواهرم 4 متر اونطرفتر از من بود، فکر میکردم خوابه، اما صبح روز بعد فهمیدم کامل دیده .
بعدش که زنه رو کردم بازم فهمید اما دمش گرم خیلی پایه بود فقط گفت حواست جمع کن گیر نیوفتی.

یبارم دختر همسایمون رو میکردم که عروسشون فهمید (خونشون همونجا بود) اومد خونه ما یه وسیله میخواست. من حواسم نبود یکی اومده تو خونه، خلاصه که صدای سکس ما رو شنیده بود برا همین آروم برگشت رفت.
فرداش به دختره گفته بود که قضیه سکس رو میدونه. ولی مرام گذاشت به هیشکی چیزی نگفت.

0 ❤️

2019-04-26 17:51:52 +0430 +0430
نقل از: karkoshte1 خیلی سال پیش یه زنه رو کردم (بیوه بود اما 4 تا بچه 10-15 ) ساله داشت شبی که راضیش کردم داشتیم به هم sms سکسی میدادیم، یواشکی جقم میزدم تو تخت، خواهرم 4 متر اونطرفتر از من بود، فکر میکردم خوابه، اما صبح روز بعد فهمیدم کامل دیده . بعدش که زنه رو کردم بازم فهمید اما دمش گرم خیلی پایه بود فقط گفت حواست جمع کن گیر نیوفتی.

یبارم دختر همسایمون رو میکردم که عروسشون فهمید (خونشون همونجا بود) اومد خونه ما یه وسیله میخواست. من حواسم نبود یکی اومده تو خونه، خلاصه که صدای سکس ما رو شنیده بود برا همین آروم برگشت رفت.
فرداش به دختره گفته بود که قضیه سکس رو میدونه. ولی مرام گذاشت به هیشکی چیزی نگفت.

حخخخخخخخ

0 ❤️

2019-04-26 18:05:41 +0430 +0430

اونم چه بگا رفتنی. تو همین شهوانی با یه پسر فاعل اشنا شدم ۲۰ سالش بود. منو برد مکان که خونشون باشه. خونشون یه اتاق خواب داشت خلاصه من رفتم اتاق لباس سکسیام رو پوشیدم و اماده شدم بعدش اونم اومد شروع کردیم به سکس. من پوزیشن داگی گرفتم قشنگ قنبل کردم اونم داشت هی تلنبه میزد هی یه چک میزد همینطور که داشتیم سـکـس میکردیم یهو داداش بزرگش اومد تو اتاق. ما در ورودی رو قفل کرده بودیم حالا نمیدونم چطور باز کرده بود و اومده بود تو. خلاصه چشمتون روز بد نبینه داداشش رو چک و لگدی کرد بهش گفت گمشو برو حیاط واست دارم بعدش اومد سمت من چندتا چک زد بهم. من رفتم لباسام رو بپوشم همین که خم شدم لباسام رو بردارم نمیدونم چی شد از پشت بغلم کرد یواش خوابوند رو زمین گذاشت دم سوراخم تا میتونست تلنبه زد دو روز نمیتونستم بشینم.

1 ❤️

2019-04-26 22:33:21 +0430 +0430
نقل از: مینا_زنپوش اونم چه بگا رفتنی. تو همین شهوانی با یه پسر فاعل اشنا شدم ۲۰ سالش بود. منو برد مکان که خونشون باشه. خونشون یه اتاق خواب داشت خلاصه من رفتم اتاق لباس سکسیام رو پوشیدم و اماده شدم بعدش اونم اومد شروع کردیم به سکس. من پوزیشن داگی گرفتم قشنگ قنبل کردم اونم داشت هی تلنبه میزد هی یه چک میزد همینطور که داشتیم سـکـس میکردیم یهو داداش بزرگش اومد تو اتاق. ما در ورودی رو قفل کرده بودیم حالا نمیدونم چطور باز کرده بود و اومده بود تو. خلاصه چشمتون روز بد نبینه داداشش رو چک و لگدی کرد بهش گفت گمشو برو حیاط واست دارم بعدش اومد سمت من چندتا چک زد بهم. من رفتم لباسام رو بپوشم همین که خم شدم لباسام رو بردارم نمیدونم چی شد از پشت بغلم کرد یواش خوابوند رو زمین گذاشت دم سوراخم تا میتونست تلنبه زد دو روز نمیتونستم بشینم.

خودش اینکاره بود

0 ❤️

2019-04-26 22:43:46 +0430 +0430
نقل از: mina_p یبار با یکی داشتم سکس میکردم باباش اومد پسره رو چکی کرد و از خونه انداخت بیرون و خودش اومد سراغم

باباش بهتر کردت یا خودش

0 ❤️

2019-04-27 18:57:36 +0430 +0430
نقل از: BoyQOM2019
نقل از: مینا_زنپوش اونم چه بگا رفتنی. تو همین شهوانی با یه پسر فاعل اشنا شدم ۲۰ سالش بود. منو برد مکان که خونشون باشه. خونشون یه اتاق خواب داشت خلاصه من رفتم اتاق لباس سکسیام رو پوشیدم و اماده شدم بعدش اونم اومد شروع کردیم به سکس. من پوزیشن داگی گرفتم قشنگ قنبل کردم اونم داشت هی تلنبه میزد هی یه چک میزد همینطور که داشتیم سـکـس میکردیم یهو داداش بزرگش اومد تو اتاق. ما در ورودی رو قفل کرده بودیم حالا نمیدونم چطور باز کرده بود و اومده بود تو. خلاصه چشمتون روز بد نبینه داداشش رو چک و لگدی کرد بهش گفت گمشو برو حیاط واست دارم بعدش اومد سمت من چندتا چک زد بهم. من رفتم لباسام رو بپوشم همین که خم شدم لباسام رو بردارم نمیدونم چی شد از پشت بغلم کرد یواش خوابوند رو زمین گذاشت دم سوراخم تا میتونست تلنبه زد دو روز نمیتونستم بشینم.

خودش اینکاره بود

نمیدونم حالا اینکاره بود یا نه. اما کارش خوب بلد بود موقع سکس زیاد اذیت نشدم خیلی درد داشتم اما دردش همراه با لذت بود. لذتش بیشتر از دردش بود و همین لذت باعث شد دردش رو تحمل کنم. کار نیمه تمام داداشش رو این تموم کرد. اما بعدش ۲ روز داشتم میسوختم و نمیتونستم بشینم

0 ❤️

2019-04-27 19:15:28 +0430 +0430

افسر نیرو انتظامی تو پارک‌چیتگر روز ۱۹ ماه رمضون منو با دوست دخترم که داشت تو‌ماشین برام ساک میزد گرفتمون، بماند که چقد پول‌دادیم که خلاص شدیم
یه بارم خیلی سال پیش تو‌سالن چاپلین فرهنگسرای بهمن وقتی دستم تو شورت یکی دیگه از دوس دخترام‌بود بسیج گرفتمون

1 ❤️











‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «


Top Bottom