حسرت زندایی که نتونستم بکنمش



راهنمایی که بودم داییم زن گرفت،بعدها گفتن میخواستن باهم فرار کنن و زنداییم حسابی مخ داییمو زده بوده،منم که تازه اول دبیرستان کیر و کوس یاد گرفته بودم و قبلش از کوس هیچی نمیدونستم حسابی رفتم تو نخش چقد الکی به هوای رد شدن از بغلش دست کشیدم به کونش خدا میدونه
یه بار که سیخ کرده بودم با دستم یجوری گرفتم که ببینه و دید ، از اون روز اخلاقش به کل عوض شد حالا بماند چقد ترسیده بودم اگ بگه به کسی چی میشه،
یه جوری بود که زیاد موقعیت پیش میومد تنها باشم باهاش من که دیدم به کسی نگفته پررو تر شدم تا حدی که کیرمو در می آوردم از لای زیپ شلوار و سیخش میکردم و دور برش میچرخیدم میدونست کیرم بیرونه و همیشه سعی میکرد یجوری صورتشو از من بگیره اونورتر حتی وقتایی که مجبور میشد رو در رو باهام صحبت کنه
اشکال کار اینجا بود که من از کوس و کون کردن هیچی نمیدونستم و فقط فهمیده بودم عین پنبه و آتیشه و وقتی پیشش بودم گرمم میشد
قرار شده بود ما بریم یه شهر دیگه و احساس میکردم شاید آخرین روزایی باشه که میبینمش و خونه ما مهمون بودن خانواده دایی و خانواده خودمونم خونه بودن که زنداییم فاز شستن ظرفارو گرفت منم تو اتاق مثلا خواب بودم و فهمیدم آشپزخونه تنهاست رفتم پیشش حسابی آمپر چسبونده بودم کیرمو درآوردم و هی با صدای آروم به اسم صداش میکردم و از کونش تعریف میکردم و از ترس اینکه کسی نیاد چن دیقه یه بارم خودمو مرتب میکردم میرفتم تو هال و چک میکردم کسی قصد اومدن سمت آشپزخونه نداشته باشه و برمیگشتم دوباره ...
یه بارم کنارش یه لیوان آب خواستم و تقریبا کیرمو چسبوندم به رونش یه جوری وایساده بودم که جاش تنگ بود و نتونست تکون بخوره اما چون نمیدونستم باید چیکار کنم آب که خوردم اومدم کنار و اونم مشغول شد دوباره ، منم کیر به دست تو آشپزخونه دورش میچرخیدم باز
تا اینکه فک کنم جونش به لب رسید و خواست از آشپزخونه بره بیرون یه لحظه احساس کردم این دیگه آخرین فرصته و کیرمو به شدت کوبیدم وسط کونش و بغلش کردم از پشت
دستش آورد سمت کونش و ناخواسته کیرمو گرفت دستش فک کنم به هوای اینکه دارم انگشتش میکنم میخواست دستم بگیره بکشه کنار که کیرم اومد دستش تا فهمید بلافاصله ولش کرد و از بغلم لیز خورد بیرون ، برگشت چن ثانیه ای تو چشام نگا کرد و منم نگاش کردم هیچ حرفی نتونستم بزنم انگار نه انگار من نبودم دوساعت تمام داشتم قربون صدقه کون خوش فرمش میرفتم
چن سالی دیگه ندیدمش و الانم تو کفِش هستم و خودشم میدونه همچنان تو نخشم اما حالا که میدونه کاربلدم ناز و عشوه میاد و نمیذاره نزدیک بشم


ـــــــــــ


  • 1

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • Mehranteh9278  

  • عضو از 1398/1/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 12

  • 3

خدا چشماتو‌ ازت بگیره هرزه هیچی ندار


خدا چشماتو‌ ازت بگیره هرزه هیچی ندار


ـــــــــــ


">

همیشه مکان دارم شمال شهر هستم هر کی از کیرم خوشش میاد مدیونه پیام نده? دوستتون دارم بوسسسس



  • 0



  • A.t1363  

  • عضو از 1397/5/17

  • پست‌‌‌ها: ‌ 280

  • 766

Amsaaaale to ro bayad az beyze daaaaar...


Amsaaaale to ro bayad az beyze daaaaar zad

Albaaaate mariiizi dge dastet khodet nis

Az haminjaaa az khanoomaaa khahesh mikonam dar movajehe ba eingoone afraaaaad mariiiiz hamoonjaaa saliiite bazio be pa konid

Ein adaaaamaro age abrooshoono nabariiiid porrootar mishan


ـــــــــــ


  • 0



  • top20mash  

  • عضو از 1396/4/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 96

  • 57

ناموووووسن یعنی چی
کیرتو در میاوردی همینجوری راه...


ناموووووسن یعنی چی کیرتو در میاوردی همینجوری راه میرفتی جلوش؟ رژه ی کیر میرفتی؟ فرض کن داری ظرف میشوری یهو پشت سرتو نگاه کنی ببینی یکی کیرشو در آورده تو دستش گرفته داره راه میره معلوم نیس آون بیچاره چقد پیش خودش گفته این شوهرم عجب فک و فامیل کصخلی داره


ـــــــــــ

21 از مشهد به دنبال دوستی با خانم یا زوج در کمال احترام



  • 0



اینایی که عکس پروفایل و امضا شون کیرشونو گذاشتن و...


اینایی که عکس پروفایل و امضا شون کیرشونو گذاشتن و الان فاز گرفتن یکی بگه دقیقا فازشون و حس و حالشون چیه ؟ (dash)


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: Mehranteh9278


نقل از: Mehranteh9278 خدا چشماتو‌ ازت بگیره هرزه هیچی ندار

الان شما همه چی دار و چشم پاک ، عکس پروفایلت چی میگه (dash)


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: top20mash


نقل از: top20mash ناموووووسن یعنی چی کیرتو در میاوردی همینجوری راه میرفتی جلوش؟ رژه ی کیر میرفتی؟ فرض کن داری ظرف میشوری یهو پشت سرتو نگاه کنی ببینی یکی کیرشو در آورده تو دستش گرفته داره راه میره معلوم نیس آون بیچاره چقد پیش خودش گفته این شوهرم عجب فک و فامیل کصخلی داره

تو خوبی آره


ـــــــــــ


  • 0



اون موقع ها یه برنامه در مورد تجاوز از تلویزیون...


اون موقع ها یه برنامه در مورد تجاوز از تلویزیون پخش شد کارشناس که آمار میداد گفت بیشترین موارد تجاوز به زندایی و زنعمو اتفاق میفته،اونم نود درصد تاثیر داشت روی من،فک میکردم پیش خودم که پس طبیعیه این چیزا،حالا بماند که هیچی هم بلد نبودم و فقط حشرم میزد بالا (dash)


ـــــــــــ


  • 0



(dash)


(dash)


ـــــــــــ


  • 0



داستان تقریبا کاملترشو ارسال کردم شاید به زودی...


داستان تقریبا کاملترشو ارسال کردم شاید به زودی تایید بشه


ـــــــــــ


  • 0



  • Hamikami  
  • عضو از 1396/12/23

  • پست‌‌‌ها: ‌ 16

  • 6

چه کوسخلی هستی تو دگ. کلی خندوندی منو (rolling)


چه کوسخلی هستی تو دگ. کلی خندوندی منو (rolling)


ـــــــــــ


  • 0



????


یعنی هیچکس تو خونه ی شما اونموقع تو اشپزخونه کاری نداشته،همه سپردن به زنداییت ورفتن نشستن به کس مشنگ بازی خودشون،بعد تو ک...‌ر به دست خودتو مرتب میکردی میرفتی پذیرایی ببینی اون کس مشنگا میان یا نه هیچکسم از تو نمیپرسیده تو چه غلطی میکنی هی میای ومیری ،،،???واقعا عبرت انگیز


ـــــــــــ

کنار عشقت بمون و لذت ببر و فقط با خودش تجربه کن تمام خوشی های دنیارو



  • 0



نقل از: Hamikami


نقل از: Hamikami چه کوسخلی هستی تو دگ. کلی خندوندی منو (rolling)

هیچی بلد نبودم ، فقط اینو میفهمیدم که با دیدنش کیرم میخواد جر بخوره


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: Sin1371shin1374


نقل از: Sin1371shin1374 یعنی هیچکس تو خونه ی شما اونموقع تو اشپزخونه کاری نداشته،همه سپردن به زنداییت ورفتن نشستن به کس مشنگ بازی خودشون،بعد تو ک...‌ر به دست خودتو مرتب میکردی میرفتی پذیرایی ببینی اون کس مشنگا میان یا نه هیچکسم از تو نمیپرسیده تو چه غلطی میکنی هی میای ومیری ،،،???واقعا عبرت انگیز

اولا که تقصیر من نیست که کسی کار نداشت تو آشزخونه،دوما نگفتم که با کیر سیخ شده میرفتم جلوشون رژه میرفتم ، میرفتم از پشت در گوش میکردم کسی هوس کمک کردن یا آب خوردن نکرده باشه سریع برمیگشتم


ـــــــــــ


  • 0



(dash)


(dash)


ـــــــــــ


  • 0



داستانت


قابل باوره برام چون منم مشابهشو داشتم منتها زنداییم پا میداد ومن نکردم شاید چهارسال یا پنج سال برای زنداییم جق زدم وموقعی که پا هم داد نکردمش


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: kosemadaresahabsite


نقل از: kosemadaresahabsite قابل باوره برام چون منم مشابهشو داشتم منتها زنداییم پا میداد ومن نکردم شاید چهارسال یا پنج سال برای زنداییم جق زدم وموقعی که پا هم داد نکردمش

چی بگم به تو آخه ، وقتی که پا داد چرا نکردی ، فقط میخواستی خودتو کور بکنی


ـــــــــــ


  • 0



چی بگم


واقعا پشیمونم که چرا نکردم حتی اگر یکبار قبل ازدواجم.سکس میداشتم انقدر از مسیر زندگی که میخاستم دور نمیشدم


ـــــــــــ


  • 0



چی بگم


واقعا پشیمونم که چرا نکردم حتی اگر یکبار قبل ازدواجم.سکس میداشتم انقدر از مسیر زندگی که میخاستم دور نمیشدم


ـــــــــــ


  • 1



نقل از: kosemadaresahabsite


نقل از: kosemadaresahabsite واقعا پشیمونم که چرا نکردم حتی اگر یکبار قبل ازدواجم.سکس میداشتم انقدر از مسیر زندگی که میخاستم دور نمیشدم

اون قسمت سکس موافقم باهات،بد لامصبیه سکس،اصلا نمیشه تاثیرش رو توضیح داد،رو همه چی تاثیر داره


ـــــــــــ


  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

آیا از اندام جنسی (کیر و کص) خود رضایت دارید؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «