درباره دوستیابی اینترنتی و برخی‌ موضوعات دیگر


  • Hamed_New  

  • عضو از
    1396/1/11

  • پست‌ها: 51

  • 73


مقدمه
مدت هاست مطالبی در ذهنم بود که تصور می‌کنم برای خیلی‌ از افرادی که این سایت و سایت‌های مشابه و در کل روشهای آنلاین پیدا کردن دوست و پارتنر برای سکس را در پیش می گیرند مفید باشد. بالاخره تصمیم گرفتم وقت مناسبی صرف کنم و افکار خود را به صورت منسجم به رشته تحریر در آورم. باشد که از طریق این نوشته حتی به یک نفر کمکی‌ کرده باشم!


البته قبل از هرچیز این رو بگم که بنده ادعای روانشناس یا مشاور بودن نمیکنم و مطالبی که در ادامه میارم نتیجه تجربیات و مشاهدات شخصی‌ خودم هست و فکر هم می‌کنم که به درد مردهایی که به خاطر سن کمتر یا دلایل دیگر تجربه کمی‌ در مورد ارتباطات اجتماعی و سکس دارن بخوره. البته برای اینکه نوشته طولانی‌ نشود و مباحث نیز با هم قاطی‌ نشود و همینطور برای اینکه راحتر بتونم افکارم را منتقل کنم، تصمیم گرفتم موضوع را به صورت بخشبندی ارائه کنم. احتمالا این موضوع در این سایت و در مقایسه با مثلا تاپیکهای عکس و فیلم سکسی برد کمتری داشته باشد، اما با این حال همانطور که گفتم حتی اگر به یک نفر نیز از طریق این بحث کمکی‌ شده باشد جای خوشحالی‌ خواهد داشت. امیدوارم افرادی هم که این مطلب رو میخونن اگر نظراتی دارند با همه در میون بگذارند. البته قرار نیست در بحث به دنبال رد یا تائید محکم نظرات باشیم. به نظرم بدون مغلطه یا سفسطه تبادل نظرات بشه و نتیجه گیری نهایی به عهده خواننده گذاشته شود.


ادامه دارد ...


ـــــــــــ

عکس پروفایل:
یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.


  • 2

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

بی‌صبرانه منتظریم حتما ادامه بده (rose)


بی‌صبرانه منتظریم حتما ادامه بده (rose)


ـــــــــــ

چرا تو این دنیای لعنتی که مثل جهنم می‌مونه بچه‌دار بشم و یه کپی از خودمو بیارم تو این آتیش و سرخ شدنش رو تماشا کنم؟



  • 1



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

قدم اول ... خودتو از ماتریکس رها کن


اونایی‌ فیلم ماتریکس رو دیدن (قسمت اولش) حتما یادشون هست که نقش اصلی‌ فیلم (نئو) یه مهندس نرم افزار با یک شغل و درآمد خوب هست اما از زندگیش راضی‌ نیست و همش پیش خودش فکر میکنه که یک جای کار میلنگه و یه چیزی تو این دنیا اذیتش میکنه. بعد از یک سری اتفاقات نئو با مورفئوس (یکی از کاراکترهای دیگه فیلم) آشنا می‌شه و مورفئوس ۲ تا قرص نشون نئو میده. یکی‌ از قرصها به رنگ آبی و یکی‌ از قرصها به رنگ قرمز:



مورفئوس به نئو میگه یکی از این قرصها رو بخور. اگر آبی‌ رو انتخاب کنی‌ بر میگردی به زندگی‌ معمولیت و انگار نه انگار که با من ملاقات کرده باشی‌ اما اگر قرص قرمز رو بخوری من چشم تورو به روی حقایقی روشن خواهم کرد که تا الان از اونها هیچ اطلاعی نداشتی‌ و ... خلاصه بعد از یک سری گفتگو نئو با شک و تردید قرص قرمز رو می‌خوره و با درد و سختی زیاد متوجه می‌شه که تا حالا جز یک شبکه اجتماعی برنامه ریزی شده (به اسم ماتریکس) بوده و اصلا برای خودش زندگی‌ نمیکرده و جریانات دیگه فیلم که اتفاق میفته. حالا به نظرم خیلی‌ از ماها (مخصوصا مردها) قرص آبی رو خوردیم و به وسلیه یک برنامه ریزی اجتماعی که از بچگی‌ و از طریق سیستم آموزشی، اجتماعی و ... رومون کردن مثل برده‌هایی‌ هستیم که باید در خدمت جامعه باشیم. دقت کنید که اجتماعی که قدرت و ثروتش دست یک تعداد محدودی هست اصلا براش مهم نیست که من و تو نوعی از زندگی‌ لذت ببره و خوش باشه‌. تنها چیزی مهم این هست که تو براشون مفید باشی‌ و سیستم جوری طراحی شده که از تو حسابی‌ کار بکشه.

باید تاکید کنم که منظورم اصلا این نیست که زندگی‌ ما مثل فیلم ماتریکس هست. من یک برداشت ممکن از فیلم رو اینجا مطرح کردم که این برداشت احتمالا اصلا تو ذهن نویسنده یا سازنده فیلم هم نبوده. چیزی که من نوشتم برای این هست که بگم که اگر می‌خوای کمتر احساس شکست کنی و یا از احساس ناجوری که نسبت به دنیا و زندگی‌ داری خلاص بشی‌ شاید لازم باشه که دیدت رو نسبت به بعضی‌ چیزها عوض کنی‌ و اطلاعاتت رو در مورد اونها افزایش بدی. به عنوان نمونه من فکر می‌کنم خیلیها مخصوصا مردهای جوانتر دید درستی‌ نسبت به موضوع عشق و ازدواج ندارن و با اطلاعات نادرست یا ناکافی تصور می‌کنن که اگر زود ازدواج کنن‌ مشکلاتشون حل می‌شه و دیگه دنیا براشون بهشت می‌شه! در حالی‌ که من فکر می‌کنم اصلا اینطور نیست و حتی ممکنه بعضی ها با ازدواج محدودتر بشن‌ و بیشتر اسیر ماتریکس (سیستم اجتماعی – اقتصادی).

تاکید می‌کنم نکته اصلی‌ حرف من این هست که هر کسی‌ باید با تحقیق، مطالعه و تقکر دید خودش رو نسبت به موضوعات گسترش بده نه اینکه فقط به چیزهایی‌ که بهش از طرق مختلف القا می‌شه تکیه کنه! همینطور دقت کنید که رها شدن از ماتریکس کار آسونی نیست و اینجوری نیست که شما مثلا با خوندن مطلبی که من نوشتم تصمیم بگیرید از پیش زمینه‌های ذهنی‌ خود که بعضی‌‌هاشون از بچگی‌ توی شما حک شده راحت بشید. مطلبی که من نوشتم شاید جرقه‌های اولیه آزاد شدن برای شما باشه.


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 7



نقل از: Hamed_New


نقل از: Hamed_New اونایی‌ فیلم ماتریکس رو دیدن (قسمت اولش) حتما یادشون هست که نقش اصلی‌ فیلم (نئو) یه مهندس نرم افزار با یک شغل و درآمد خوب هست اما از زندگیش راضی‌ نیست و همش پیش خودش فکر میکنه که یک جای کار میلنگه و یه چیزی تو این دنیا اذیتش میکنه. بعد از یک سری اتفاقات نئو با مورفئوس (یکی از کاراکترهای دیگه فیلم) آشنا می‌شه و مورفئوس ۲ تا قرص نشون نئو میده. یکی‌ از قرصها به رنگ آبی و یکی‌ از قرصها به رنگ قرمز:

مورفئوس به نئو میگه یکی از این قرصها رو بخور. اگر آبی‌ رو انتخاب کنی‌ بر میگردی به زندگی‌ معمولیت و انگار نه انگار که با من ملاقات کرده باشی‌ اما اگر قرص قرمز رو بخوری من چشم تورو به روی حقایقی روشن خواهم کرد که تا الان از اونها هیچ اطلاعی نداشتی‌ و ... خلاصه بعد از یک سری گفتگو نئو با شک و تردید قرص قرمز رو می‌خوره و با درد و سختی زیاد متوجه می‌شه که تا حالا جز یک شبکه اجتماعی برنامه ریزی شده (به اسم ماتریکس) بوده و اصلا برای خودش زندگی‌ نمیکرده و جریانات دیگه فیلم که اتفاق میفته. حالا به نظرم خیلی‌ از ماها (مخصوصا مردها) قرص آبی رو خوردیم و به وسلیه یک برنامه ریزی اجتماعی که از بچگی‌ و از طریق سیستم آموزشی، اجتماعی و ... رومون کردن مثل برده‌هایی‌ هستیم که باید در خدمت جامعه باشیم. دقت کنید که اجتماعی که قدرت و ثروتش دست یک تعداد محدودی هست اصلا براش مهم نیست که من و تو نوعی از زندگی‌ لذت ببره و خوش باشه‌. تنها چیزی مهم این هست که تو براشون مفید باشی‌ و سیستم جوری طراحی شده که از تو حسابی‌ کار بکشه. باید تاکید کنم که منظورم اصلا این نیست که زندگی‌ ما مثل فیلم ماتریکس هست. من یک برداشت ممکن از فیلم رو اینجا مطرح کردم که این برداشت احتمالا اصلا تو ذهن نویسنده یا سازنده فیلم هم نبوده. چیزی که من نوشتم برای این هست که بگم که اگر می‌خوای کمتر احساس شکست کنی و یا از احساس ناجوری که نسبت به دنیا و زندگی‌ داری خلاص بشی‌ شاید لازم باشه که دیدت رو نسبت به بعضی‌ چیزها عوض کنی‌ و اطلاعاتت رو در مورد اونها افزایش بدی. به عنوان نمونه من فکر می‌کنم خیلیها مخصوصا مردهای جوانتر دید درستی‌ نسبت به موضوع عشق و ازدواج ندارن و با اطلاعات نادرست یا ناکافی تصور می‌کنن که اگر زود ازدواج کنن‌ مشکلاتشون حل می‌شه و دیگه دنیا براشون بهشت می‌شه! در حالی‌ که من فکر می‌کنم اصلا اینطور نیست و حتی ممکنه بعضی ها با ازدواج محدودتر بشن‌ و بیشتر اسیر ماتریکس (سیستم اجتماعی – اقتصادی). تاکید می‌کنم نکته اصلی‌ حرف من این هست که هر کسی‌ باید با تحقیق، مطالعه و تقکر دید خودش رو نسبت به موضوعات گسترش بده نه اینکه فقط به چیزهایی‌ که بهش از طرق مختلف القا می‌شه تکیه کنه! همینطور دقت کنید که رها شدن از ماتریکس کار آسونی نیست و اینجوری نیست که شما مثلا با خوندن مطلبی که من نوشتم تصمیم بگیرید از پیش زمینه‌های ذهنی‌ خود که بعضی‌‌هاشون از بچگی‌ توی شما حک شده راحت بشید. مطلبی که من نوشتم شاید جرقه‌های اولیه آزاد شدن برای شما باشه.

من فیلم ماتریکس رو دیدم

چقدر قشنگ توضیح دادی

حتما ادامه بده رفیق چون داری همون چیزایی رو میگی که من دنبالشم

پس اگه برات حتی یه نفر مهمه ادامه بده حتما

با سپاس فراوان (rose)


ـــــــــــ

چرا تو این دنیای لعنتی که مثل جهنم می‌مونه بچه‌دار بشم و یه کپی از خودمو بیارم تو این آتیش و سرخ شدنش رو تماشا کنم؟



  • 1



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

نقل از: dr.king_schultz


نقل از: dr.king_schultz
نقل از: Hamed_New اونایی‌ فیلم ماتریکس رو دیدن (قسمت اولش) حتما یادشون هست که نقش اصلی‌ فیلم (نئو) یه مهندس نرم افزار با یک شغل و درآمد خوب هست اما از زندگیش راضی‌ نیست و همش پیش خودش فکر میکنه که یک جای کار میلنگه و یه چیزی تو این دنیا اذیتش میکنه. بعد از یک سری اتفاقات نئو با مورفئوس (یکی از کاراکترهای دیگه فیلم) آشنا می‌شه و مورفئوس ۲ تا قرص نشون نئو میده. یکی‌ از قرصها به رنگ آبی و یکی‌ از قرصها به رنگ قرمز:

مورفئوس به نئو میگه یکی از این قرصها رو بخور. اگر آبی‌ رو انتخاب کنی‌ بر میگردی به زندگی‌ معمولیت و انگار نه انگار که با من ملاقات کرده باشی‌ اما اگر قرص قرمز رو بخوری من چشم تورو به روی حقایقی روشن خواهم کرد که تا الان از اونها هیچ اطلاعی نداشتی‌ و ... خلاصه بعد از یک سری گفتگو نئو با شک و تردید قرص قرمز رو می‌خوره و با درد و سختی زیاد متوجه می‌شه که تا حالا جز یک شبکه اجتماعی برنامه ریزی شده (به اسم ماتریکس) بوده و اصلا برای خودش زندگی‌ نمیکرده و جریانات دیگه فیلم که اتفاق میفته. حالا به نظرم خیلی‌ از ماها (مخصوصا مردها) قرص آبی رو خوردیم و به وسلیه یک برنامه ریزی اجتماعی که از بچگی‌ و از طریق سیستم آموزشی، اجتماعی و ... رومون کردن مثل برده‌هایی‌ هستیم که باید در خدمت جامعه باشیم. دقت کنید که اجتماعی که قدرت و ثروتش دست یک تعداد محدودی هست اصلا براش مهم نیست که من و تو نوعی از زندگی‌ لذت ببره و خوش باشه‌. تنها چیزی مهم این هست که تو براشون مفید باشی‌ و سیستم جوری طراحی شده که از تو حسابی‌ کار بکشه. باید تاکید کنم که منظورم اصلا این نیست که زندگی‌ ما مثل فیلم ماتریکس هست. من یک برداشت ممکن از فیلم رو اینجا مطرح کردم که این برداشت احتمالا اصلا تو ذهن نویسنده یا سازنده فیلم هم نبوده. چیزی که من نوشتم برای این هست که بگم که اگر می‌خوای کمتر احساس شکست کنی و یا از احساس ناجوری که نسبت به دنیا و زندگی‌ داری خلاص بشی‌ شاید لازم باشه که دیدت رو نسبت به بعضی‌ چیزها عوض کنی‌ و اطلاعاتت رو در مورد اونها افزایش بدی. به عنوان نمونه من فکر می‌کنم خیلیها مخصوصا مردهای جوانتر دید درستی‌ نسبت به موضوع عشق و ازدواج ندارن و با اطلاعات نادرست یا ناکافی تصور می‌کنن که اگر زود ازدواج کنن‌ مشکلاتشون حل می‌شه و دیگه دنیا براشون بهشت می‌شه! در حالی‌ که من فکر می‌کنم اصلا اینطور نیست و حتی ممکنه بعضی ها با ازدواج محدودتر بشن‌ و بیشتر اسیر ماتریکس (سیستم اجتماعی – اقتصادی). تاکید می‌کنم نکته اصلی‌ حرف من این هست که هر کسی‌ باید با تحقیق، مطالعه و تقکر دید خودش رو نسبت به موضوعات گسترش بده نه اینکه فقط به چیزهایی‌ که بهش از طرق مختلف القا می‌شه تکیه کنه! همینطور دقت کنید که رها شدن از ماتریکس کار آسونی نیست و اینجوری نیست که شما مثلا با خوندن مطلبی که من نوشتم تصمیم بگیرید از پیش زمینه‌های ذهنی‌ خود که بعضی‌‌هاشون از بچگی‌ توی شما حک شده راحت بشید. مطلبی که من نوشتم شاید جرقه‌های اولیه آزاد شدن برای شما باشه.

من فیلم ماتریکس رو دیدم

چقدر قشنگ توضیح دادی

حتما ادامه بده رفیق چون داری همون چیزایی رو میگی که من دنبالشم

پس اگه برات حتی یه نفر مهمه ادامه بده حتما

با سپاس فراوان (rose)

ممنون .. سعی‌ می‌کنم اگر وقت و حوصله شو داشته باشم...بنویسم


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 1



سلام ودرود
ایجاداین تاپیک ایده وفکربسیارعالی هست...


سلام ودرود ایجاداین تاپیک ایده وفکربسیارعالی هست که چون اکثرخواننده هارو به دقایقی تفکردربارهءخودومحیط واجتماع انسانی پیرامون خودتشویق وترغیب میکنه پس برای اکثرخواننده هامفیدوسودمندهست.من حدس میزنم این صحبت هایی که کردین شایدبا مثالهایی متفاوت اماهمین تفکر وهمین نتیجه گیری حرف تعدادی از کاربرها ازجمله خودم هم بوده که این کارخوب شما درشروع این بحث یواش یواش پای بقیه دوستان وصاحبنظران رو هم به اینجاباز کنه ونظرات دیگر عزیزان رو هم ببینیم. من به نوبهءخودم ازاین حرکت شما ممنون ومتشکرم.


ـــــــــــ

امضا ندارم به جاش انگشت میکنم !



  • 2



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

سلام


نقل از: امیرمهدی21 سلام ودرود ایجاداین تاپیک ایده وفکربسیارعالی هست که چون اکثرخواننده هارو به دقایقی تفکردربارهءخودومحیط واجتماع انسانی پیرامون خودتشویق وترغیب میکنه پس برای اکثرخواننده هامفیدوسودمندهست.من حدس میزنم این صحبت هایی که کردین شایدبا مثالهایی متفاوت اماهمین تفکر وهمین نتیجه گیری حرف تعدادی از کاربرها ازجمله خودم هم بوده که این کارخوب شما درشروع این بحث یواش یواش پای بقیه دوستان وصاحبنظران رو هم به اینجاباز کنه ونظرات دیگر عزیزان رو هم ببینیم. من به نوبهءخودم ازاین حرکت شما ممنون ومتشکرم.

ممنون

بله قطعا همینطوره که میگی‌ ... بالاخره هر فردی تو یک مرحله یا مراحلی از زندگیش باید روی بعضی‌ موضوعات مهم فکر کنه و تکلیف خودشو رو با اون چیزا مشخص کنه .. مطمئنا چیزی هم که من نوشتم میتونه شبیه به نتیجه گیری خیلی های دیگه هم باشه ...


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 1



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

خواهش


نقل از: X-6 مثال خیلی قشنگی زدی مطالب مفیدی میگی ادامه بده

خوشحال هستم که مفید به نظر میاد ... حتما سعی‌ می‌کنم ادامه مطالب رو بنویسم...


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 1



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

سعی‌ کن خودتو تو مسابقه موش‌ها گم نکنی‌ ...


یکی‌ دیگه از فیلمهای باحالی‌ که تو زندگیم دیدم فیلمی با اسم Rat Race یا مسابقه موشها هستش. یکی از هنر پیشه هاش هم Rowan Atkinson همون Mr. Bean مشهور هست. بقیه بازیگرانش هم مشهورن ... میتونین با یه جستجو ساده گوگل ببینین کیا هستن تو فیلم. البته خود فیلم یک فیلم کاملا طنز و خنده دار هست.



جریانش اینه که یک تعدادی آدم خیلی‌ خیلی‌ پولدار تو یکی‌ از کازینو‌های لاس وگاس برای سرگرمی‌ خودشون یک بازی رو طراحی کردن بدین صورت که ۲ میلیون دلار پول نقد رو تو فاصله حدود ۱۰۰۰ کیلومتری تو یک شهر دیگه پنهان کردن. بعدش از بین افراد معمولی‌ که تو کازینو هستن به صورت شانسی چند تایی‌ رو انتخاب می‌کنن و بهشون آدرس دقیق پولها رو به اونا میدن و بهشون میگن هر کی‌ زودتر برسه به پولا، همه ۲ میلیون دلار رو برنده می‌شه. آدمهای معمولی‌ شروع می‌کنن حرکت سمت پولها و خبر هم ندارن که آدمهای خرپول واسه سرگرمی خودشون دارن تماشا شون می‌کنن و روشون هم شرطبندی می‌کنن! خلاصه هر کدوم از آدمهای معمولی‌ که طبیعتا میخواستن به ۲ میلیون دلار برسان، یک راهی‌ رو انتخاب می‌کنن تا زودتر از بقیه به اون شهر تو فاصله ۱۰۰۰ کیلومتری برسن و پول رو صاحب بشن .. هر جایی‌ که به هم میرسیدن سعی‌ تو جرزنی داشتن و میخواستن بقیه رو عقب بندازن و چون هدف پول بود از هر کاری لازم بود (حتی غیر اخلاقی‌) انجام میدادن.

حالا به نظر میرسه که فیلمنامه مسابقه موش‌ها شده داستان زندگی‌ خیلی‌ از ماها! درصد زیادی از افراد جامعه بازیچه تعداد محدودی سرمایه دار هستن. از صبح تا شب سگ دو می‌زنیم، هر جا لازم شد بقیه رو هل میدیم یا چوب لا چرخشون می‌کنیم که ازشون جلو بیفتیم. بین فامیل و دوستان چشم و همچشمی شدید هست و رفتارهای نادرست دیگه که همه میدونیم. تو محیط کار بین همکارها جو ناسالم میشه، زیر آب زنی‌ زیاد می‌شه و خیلی‌ مسخره بازی‌های دیگه.... حالا من منکر این نیستم که ما خواه نا خواه باید کم و بیش تو سیستم اجتمایی-‌اقتصادی وارد بشیم و کار کنیم تا زندگیمون جلو بره، اما نکته اصلی‌ حرف من و چیزی که می‌خوام منتقل کنم این هست که حواسمون باشه برای خودمون زندگی‌ کنیم و نگذاریم مسابقه پول در آوردن ما رو از وقت گذاشتن برای خودمن و لذت بردن از چیزهایی‌ که به پول زیادی هم نیاز نداره محروم کنه. مثل گوش کردن به موسیقی یا دیدن یک فیلم خوب و خیلی چیزهای دیگه.



اسیر مسابقه موش‌ها شدن یعنی‌ اینکه برای جلب تائید دیگران و فقط برای اینکه در نظر دیگران خود را موفق جلوه بدیم به آب و آتیش بزنیم تا مثلا ماشین گرونتری سوار بشیم یا خونه خیلی‌ مجللتری داشته باشیم. فرض کنید شما یک ماشین ۵۰ میلیون تومنی سوار میشی‌، بعد با کلی‌ کار کردن (که بعضی‌ وقتها شامل حرکات غیر انسانی‌ و غیر اخلاقی‌ هم میشه) ماشینت رو عوض میکنی‌ و یک ماشین ۵۰۰ میلیون تومنی سوار میشی‌. حالا سوال اساسی‌ که باید از خودت بپرسی‌ اینه که آیا لذت درونی تو ۱۰ برابر شده یا از اینکه بقیه با دیدی متفاوت به تو نگاه می‌کنن خوشحالیت زیاد شده؟ به نظرم اگه جواب دومی‌ باشه باید تو دیدت نسبت به زندگی‌ تجدید نظر کنی‌.


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 3



  • S-b-o  

  • عضو از 1392/2/25

  • پست‌‌‌ها: ‌ 22

  • 20

اومدی روش مخ زنی بگی یا فیلم تعریف کی؟
فیلمابیم...


اومدی روش مخ زنی بگی یا فیلم تعریف کی؟ فیلمابیم که اسم بردی یکی از یکی مزخرفترن


ـــــــــــ


  • 0



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

نقل از: S-b-o


نقل از: S-b-o اومدی روش مخ زنی بگی یا فیلم تعریف کی؟ فیلمابیم که اسم بردی یکی از یکی مزخرفترن

نه قرار نیست من روش مخ زنی‌ آموزش بدم ... در اون باره هم مطالبی خواهم نوشت.

و اما در مورد فیلمها، تو اصلا دقت نکردی من چیکار کردم! مگه هدف من اینجا معرفی‌ فیلمهای برتر سینمایی هست؟!


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 2



نقل از: S-b-o


نقل از: S-b-o اومدی روش مخ زنی بگی یا فیلم تعریف کی؟ فیلمابیم که اسم بردی یکی از یکی مزخرفترن

در مورد بخش اول کامنتت من کاری ندارم که چرا تاپیک هنوز به موضوع اصلیش نرسیده (البته میدونم که ایشون دارن مقدمه و پیش‌نیاز رو میگن)

اما در مورد بخش دومش که شما میگی فیلما یکی از یکی دیگه مزخرف‌ترن باید عرض کنم که فیلم دوم که مسابقه‌ی موشها نام داره رو من هنوز ندیدم ولی با توصیفی که ایشون کرد باید فیلم قشنگ با موضوع بکری باشه...

و اما فیلم اول: ماتریکس...

ماتریکس مزخرفه؟؟؟

شما از فیلم سر در نمیاری چرا بیخودی میگی مزخرفه؟

این فیلم یکی از برترین فیلمهای فلسفی تاریخ سینماست میگی نه برو تو اینترنت سرچ کن

داستانش طوریه که دنیای واقعی ما آدما رو زیر سوال میبره حتی صدا و سیمای مِیلی ایران تازه فهمیده که این فیلم داره یه چیزایی میگه که مغز آدما رو باز میکنه و یه جورایی از پشت پرده‌ی دنیا حرف میزنه برای همین دیگه تلویزیون نشونش نمیده که مبادا مردم دین زده بشن و مغزشون به کار بیفته...

بعد شما میگی یکی از یکی دیگه مزخرفترن! (rolling) (dash)


ـــــــــــ

چرا تو این دنیای لعنتی که مثل جهنم می‌مونه بچه‌دار بشم و یه کپی از خودمو بیارم تو این آتیش و سرخ شدنش رو تماشا کنم؟



  • 2



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

نمی‌دونم چجوری بگم ... من اصلا هدفم معرفی‌ کردن...


نمی‌دونم چجوری بگم ... من اصلا هدفم معرفی‌ کردن فیلم نبود. لطفا به نیمه دوم نوشته های بالا دقت بیشتری بکنید.


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 1



  • Someone_talks  

  • عضو از 1397/3/2

  • پست‌‌‌ها: ‌ 33

  • 45

سلام عزیز


امیدوارم هر چه زودتر ادامه بحث رو منتشر کنی چون بحث بسیار جالبه ممنون که اطلاعاتتون رو با ما در میون میزارین.3 گانه ماتریکس رو هم از طرف خودم به همه پیشنهاد میدم ببینن


ـــــــــــ

به شب نشینی خرچنگ های مردابی/چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را/برای این همه ناباور خیال پرست



  • 2



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

خواهش می‌کنم


نقل از: Someone_talks امیدوارم هر چه زودتر ادامه بحث رو منتشر کنی چون بحث بسیار جالبه ممنون که اطلاعاتتون رو با ما در میون میزارین.3 گانه ماتریکس رو هم از طرف خودم به همه پیشنهاد میدم ببینن

حتما سعی‌ می‌کنم در حد وقت و توان، مطالب بیشتری بنویسم برای دوستانی که علاقه مند هستن


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 1



  • Hamed_New  

  • عضو از 1396/1/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 51

  • 73

من دلم سکس می‌خواد! (قسمت اول)


توجه: این تحلیل در مورد جنس مذکر صدق می‌‌کند.

حتما ملاحظه کرده اید که هر از چند گاهی یکی‌ از کاربران سایت تاپیکی با عنوانی شبیه به "هیچکس واقعی نیست" یا "همه سر کاری هستن" یا "وقتم در این سایت تلف شد" و ... ایجاد می کنند و تاپیک هم معمولا نشان از نوعی کلافگی، نارضایتی و گاها سرخوردگی یا ناامیدی دارد. در ادامه سعی‌ خواهم کرد دلایلی که برای اینگونه عکس العمل ها وجود داره رو بررسی کنم.



نیازی به گفتن نیست که ایجاد کننده‌های این نوع تاپیک‌ها اکثرا یا حتی میشه گفت همشون پسران یا مردان جوانتر هستن (من که تاحالا ندیدم کاربری با جنسیت مونث همچین تاپیکی بزنه و بگه که مثلا وقتش تو این سایت تلف شده). به نظرم اغلب این افراد هنوز آگاهی زیادی‌ به مناسبات و روابط افراد خارج از خانواده ندارند. منظورم این هست که این گروه به این نکته توجه نمی کنند که بر خلاف داخل خانه و خانواده روابط اجتماعی بر اساس انواع قواعد نوشته یا نانوشته و بده-بستان های متعارف می‌‌باشد. داخل خانه روابط اغلب یک طرفس، یعنی‌ اغلب پدر و مادر دهنده و فرزندان گیرنده هستن. معمولا در یک محیط خانوادگی نرمال والدین بدون هیچ چشم داشتی به فرزندان عشق می ورزند. منظورم از عشق ورزیدن این هست که به نیازهای فرزندان رسیدگی می کنند و صرف نظر اینکه فرزندان چه ایراداتی مثلا در ظاهر یا رفتارشون دارن به اون‌ها توجه می کنند و خواسته‌ها و احساسات فرزندان براشون اهمیت داره. از طرف دیگه همه میدونیم که یکی‌ از نیازهای اصلی‌ افراد نیاز جنسیشون هست. نیازی که به طورنرمال نمیتونه داخل خانه براورده بشه. حالا تصور کنید فردی هم زمان با اینکه نیاز جنسی‌ داره به اوج خودش میرسه کم کم از محیط خانه و خانواده خارج و وارد اجتماعی که پر از غریبه هست میشه. توجه کنید که این فرد سالها فقط گیرنده بوده و بدون اینکه تلاش زیادی بکنه به نیاز هاش توجه می شده اما حالا دیگه با غریبه‌هایی‌ سر و کار خواهد داشت که حقیقتا خواسته‌ها و نیازهای این فرد اصلا برای اونها اهمیتی نداره!

ادامه دارد…


ـــــــــــ

عکس پروفایل: یکی‌ از مجسمه‌های موزه سکس چین (Chinese Sex Museum) با اسم "چیزی [شهوت] که نمی‌توان آن را به زنجیر کشید" (What can't be chained) می‌‌باشد.



  • 4





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو




نظرسنجی

در صورتی که در ایران جنگ داخلی به وجود بیاد و شما اسلحه در اختیارتون باشه آیا حاضر به مبارزه مسلحانه هستید؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «