داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

دوستای هول برادرم و شیطونیای من

1398/09/13

یادش بخیر دوستای داداشم میومدن خونمونو داداشم فکر میکرد دوستاش چقدر ازش خوششون میاد نمیدونست که میان خواهرشو میکنن چقدر خوب بود قدیما یکی یکی میکردن میرفتن اون یکی میومد یادش بخیر

6447 👀
2 ❤️
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2019-12-04 23:19:47 +0330 +0330

اجرت با آقا

0 ❤️

2019-12-04 23:22:05 +0330 +0330

الانم بده ای !؟

0 ❤️

2019-12-04 23:40:58 +0330 +0330

بازم میخوای دوست داداشت بشیم؟

0 ❤️

2019-12-04 23:47:20 +0330 +0330

من به صورت خواهر رفیقام نگاه نمیکنم

1 ❤️

2019-12-10 14:10:55 +0330 +0330

فیلم زیاد میبینی نه اونم از نوع داستانیش؟

0 ❤️

2019-12-10 14:15:23 +0330 +0330

عه اردبیلی هستی من تبریزی ام عمه ام تو اردبیل زندگی میکنه دوبار رفتم عروسش رو کردم بعدش دیگه نشد برم. خیلی حال میداد باهاش سکس میکردم شوهرش که میرفت سر کار چند ساعت خونه اش بودم و سکس میکردیم حمام میرفتیم

0 ❤️

2019-12-10 21:23:45 +0330 +0330
نقل از: arrowamir200 عه اردبیلی هستی من تبریزی ام عمه ام تو اردبیل زندگی میکنه دوبار رفتم عروسش رو کردم بعدش دیگه نشد برم. خیلی حال میداد باهاش سکس میکردم شوهرش که میرفت سر کار چند ساعت خونه اش بودم و سکس میکردیم حمام میرفتیم

ترکا غیور بودن ک

0 ❤️

2019-12-10 21:33:19 +0330 +0330

سایت نیست که
دیونه خونه اس

یه مشت کصخل جقی ریختن از توهمات و خوابهایی که شب میبینن میزنن به جدول صبح میان گنده گوزی میکنن …

اللهم اشف کل مریض 👼

1 ❤️

2019-12-22 14:34:23 +0330 +0330
نقل از: danteisssssss
نقل از: arrowamir200 عه اردبیلی هستی من تبریزی ام عمه ام تو اردبیل زندگی میکنه دوبار رفتم عروسش رو کردم بعدش دیگه نشد برم. خیلی حال میداد باهاش سکس میکردم شوهرش که میرفت سر کار چند ساعت خونه اش بودم و سکس میکردیم حمام میرفتیم

ترکا غیور بودن ک

غیرت ترکا همیشه زبون زد بوده چندتا کونی بیناموس دلیل بی غیرتی نمیشن

1 ❤️

2020-03-08 12:11:27 +0330 +0330

چه جنده خوبی هستی تو

0 ❤️

2020-03-08 12:43:51 +0330 +0330

گمشو بابا جقی فیک

0 ❤️

2020-03-08 13:28:49 +0330 +0330

جوان که بودیم ، دوستی و رفاقت خیلی جدی می‌گرفتیم ، می‌گفتیم ، مشکل رفیق مشکل ما هم هست ، بدخواه رفیق ، دشمن ما ، ناموس رفیق ، ناموس ما
از این ارمان ها زیاد داشتیم
توی کوچه مون یه دوست داشتیم ، چند تا خواهر داشت و دو تا خواهر دیگه هم بودند که اصلا برادر نداشتند ،
همه بچه ها کوچه دنبال مخ زدن این دوتا خواهر بود که بکونشون ، البته خود دوتا خواهر هم هم پا میداند و شیطونی زیاد میکردن

خواهر ها این دوست من هم. زیاد پا میدادند ، و مرتب ادم تحریک میکردند ، ولی من توجه نمی‌کردم ، یکبار هم وقتی رفته بودم دنبال دوست ام ، خواهرش امد پشت در گفت نیست ، من امدم خداحافظی کنم بیام ، گفت تو خیلی خودت میگیری ، فکر کردی خیلی خوشتیپ و خوشگلی ؟
اولش توی دلم گفت ، ببین چه جنده ای ، بعد بهش گفتم ، نه کلا من به دخترها اطمینان ندارم ، برای همین هیچوقت با دخترها دوست پایدار ندارم ، هر روز با یکی دوست میشم ، تو چون خواهر دوست ام هستی نمیخواهم به رابطه الکی داشته باشم ،
خلاصه گذشت ،
تا اینکه ، یه روز توی یه محله دیگه چندتا دوست داشتم ، انجا رفته بودم ، گفتم از علی چه خبر گفتند ، دوست دخترش اورده بکونه
بعد ، دیدم خواهم دوستم. از خانه علی اما بیرون ،. علی بعدا می‌گفت این دختر رو هفته دو سه پار میاد میکنمش ،
اونجا فهمیدم ، بعضی موارد. هست که باید برای ررفاقت یه کاری های بکنی ، که فکر میکردی نباید بکونی
.

0 ❤️







‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «


جستجو در سایت
Top Bottom