دیگر اصراری نیست!

1400/08/27



بلند می شوم
چراغ را خاموش می کنم
کوچه ها را خاموش می کنم
ماه را خاموش می کنم
و تا صبح
همان جا در آسمان می مانم

از زخم بازویم
اشک بیرون می زند
از شکاف دندان هایم
اشک بیرون می زند
از خواب ها، خنده هایم
اشک بیرون می زند

دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی
من مرده ام
اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی
بلند می شوم
با هم صبحانه می خوریم
کمی گپ می زنیم
چرا که دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی اگر گلوله ای به سمتم شلیک شود
سرم را هم
خم نخواهم کرد
یعنی اگر برای بریدن این رگ
تیغ در خانه نباشد
تا مغازه هم نخواهم رفت

💭گروس عبدالملکیان

پی نوشت: فک کنم شهریور بود که اینجا اکانت زدم اما بخاطر اتفاقایی که افتاد و سندروم بیزاری از عالم و آدم پاکش کردم
چند دقیقه پیش یهو تو اوج آهنگ سیاوش قمیشی و سیگار یاد اینجا افتادم؛ دلم برای اون سه تا تاپیکام و آدمایی که باهاشون آشنا شده بود تنگ شد
خیلی چیزا از اونموقع عوض شده و نمی‌دونم چقدر طول می‌کشه مثل قبل بشم اما حداقل به شهوانی خوش برگشتم😊

13 ❤️
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2021-11-18 21:14:45 +0330 +0330

آخ آخ … خیییلی بده این حس که بعد مدتی بفهمی یه چیزایی “الکی” بوده.

خوب نوشتی؛ عکس انتخابی هم دوس دارم 🌹

1 ❤️

2021-11-18 21:54:38 +0330 +0330

مثل تکه‌های پازل
هر روز بخشی از تو رو می‌شود
گاهی عطر تنت می‌پیچد در سرم
در هر کس نشانه‌ای داری
همه را یک‌جا می‌خواهم …
اصلاً …
تو را می‌خواهم …!

عباس_معروفی

2 ❤️

2021-11-19 00:09:20 +0330 +0330

↩ Joodii_abot

انگار یهو دنیا زیر و رو میشه
مثل آدمی میشی که از یه کمای هزارساله بیرون اومده
احساسش مخصوصا توی اون لحظات و روزای اول توی کلمات نمیگنجه

درمورد عکس و متن هم ممنون عزیزم لطف داری🌸🌼

1 ❤️

2021-11-19 00:12:20 +0330 +0330

↩ سالومه۲۸

از هم گریختیم
و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ
بر خاک ریختیم
جان من و تو تشنه پیوند مهر بود
دردا که جان تشنه خود را گداختیم
بس دردناک بود جدایی میان ما
از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم
دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت
اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنین که میان من و تو بود
دردا که چون جوانی ما پایمال گشت
با آن همه نیاز که
من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود
من بارها به سوی تو بازآمدم ولی
هر بار دیر بود
اینک من و تو ایم دو تنهای بی نصیب
هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش
سرگذشته در کشاکش طوفان روزگار
گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش

هوشنگ ابتهاج

دلم واقعا برای شما و شعراهای قشنگی که می‌ذاشتین تنگ شده بود دوست عزیز
موفق و پایدار باشین🌹

1 ❤️

2021-11-19 02:35:14 +0330 +0330

↩ Little_missy
🙏🥰🌺
شب بخیر غارتگر شب‌های بی‌مهتاب من
مِنتی بر دل گذار امشب بیا در خواب من

شب بخیر ای آسمان پرستاره، ماه من
همچو نیلوفر شدی در دیده ی گِرداب من

بی تو میمیرد دلم رحمی به حال زار من
گر چه ویرانست این گلخانه‌ی گرداب من

مهربانم، غرق بارانم مرا ابری نکن
خوب میدانم دلم، مستت شده بی‌تاب من

باز شب آمد، من و تنهایی و یاد لبت
شب بخیر غارتگر شب‌های بی‌مهتاب من

هوشنگ ابتهاج

1 ❤️

2021-11-19 10:57:57 +0330 +0330

↩ سالومه۲۸
😍🌷

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فریدون مشیری❤️

1 ❤️

2021-11-19 11:17:52 +0330 +0330

↩ Little_missy
ای که از کوچه معشوقه ی ما می گذری ،
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش …🥰🙏🌺

1 ❤️

2021-11-19 11:19:33 +0330 +0330

↩ Little_missy
کاش این دلداده را دلداده می انگاشتی
کاش ای دل عشق را ساده نمی انگاشتی

کاش ای دلدادگی از رازهایِ عاشقی
نزد قلبِ ساده ی من پرده برمی داشتی

یادِ آن روزی که در یک ساحلِ باران زده
عشق را با دستِ چشمت ، در دلِ من کاشتی

کاش جایِ این همه نفرت پس از این رابطه
ذره ای احساس هم در چشم و قلبت داشتی

کاش جایِ نفرت ای معشوقه ی زیبایِ من
در دلِ چون سنگِ خود، احساس، می انباشتی

بی خداحافظ تو رفتی و برایِ قلب و من
جایِ حرف و انتخاب و شِکوِه ای نگذاشتی …!!🌺🙏🥰

1 ❤️

2021-11-19 11:53:30 +0330 +0330

↩ سالومه۲۸
🌼⁦☘️⁩🌹
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست
آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست
این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم
که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست
آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر
انتظار مددی از کرم باران نیست
به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت
آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست
این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوست
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست
رنج دیرینه ی انسان به مداوا نرسید
علّت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست
صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع
لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست
تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد
هر تنک حوصله را طاقت این طوفان نیست
” سایه ” صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

هوشنگ ابتهاج

1 ❤️

2021-11-19 16:00:22 +0330 +0330

درود گلم
از چندتا جمله ای که پایین تایپیکم بامن چت کردی فهمیدم که خیلی پر قدرت از این هستی که بخاطر یک فرد نالایق وشارلاتان جا بزنی
به امید روزهای خوش وپرموفقیت واسه شما 🌹 ❤️

1 ❤️

2021-11-19 16:47:24 +0330 +0330

خوش برگشتین

1 ❤️

2021-11-19 17:50:05 +0330 +0330

↩ Mehrbano arezo
ممنون عزیزم
لطف داری شما 😍🌹⁦❤️⁩
شاعر میگه این نیز بگذرد چون میگذرد هیچ غمی نیست
لحظاتتون پر از شادی و عشق و سلامتی😘🌺

1 ❤️

2021-11-19 17:51:12 +0330 +0330

↩ Zan0Mard
ممنون

1 ❤️

2021-11-19 17:55:13 +0330 +0330

↩ Little_missy
بازهم بی احتیاطی کردم و عاشق شدم
گرچه رنجورم ولی این بار هم لایق شدم

بوسه هایت برتن بیمار و نالانم نشست
درد را اتش زدم یک عاشق صادق شدم

خواب دیدم یک شبی از خاطراتم رفته ای
در خیالاتم همان اشفته سابق شدم

بی حضورت قطره ای ازموج سرگردانی ام
در تلاطم های دل محتاج یک قایق شدم

با نگاهت غصه هایم یکسره برباد رفت
خالی از بغض شبانه ،گریه و هق هق شدم

عقل از تفسیر احساسم به کلی عاجز است
باردیگر با حضورت عاری از منطق شدم

هرم اغوشت برایم مامن دلداگیست
از تمام بغض هایم تا ابد فارغ شدم…!

1 ❤️

2021-11-19 18:18:21 +0330 +0330

↩ سالومه۲۸
گفتم: «بِدَوم تا تو همه فاصله ها را»
تا زودتر از واقعه گویم گِله ها را

چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ نه گفتن مان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشقِ من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

محمد علی بهمنی

1 ❤️

2021-11-19 19:04:21 +0330 +0330

↩ Little_missy
اگرچه با دل من محرم‌اند این کلمات
برای از تو سرودن کم‌اند این کلمات

تمام آنچه که دارم، گمان مبر ای خوب!
تمام آنچه که می‌خواهم‌اند این کلمات

گل منیّ و برایت چقدر ناچیزند
اگرچه مثل گل مریم‌اند این کلمات

برای آنکه به نامت شبیه‌تر باشند
حریر و اطلس و ابریشم‌اند این کلمات

تو را به یاد من آورده‌اند؛ از این روست
عزیزتر ز همه عالم‌اند این کلمات

چقدر چشم به راهِ صدات بنشینم؟
بیا که بی‌تو سراسر غم‌اند این کلمات…

فاطمه_سالاروند

1 ❤️

2021-11-21 06:47:30 +0330 +0330

انتخاب شعر و عکس عالی بود 👏 👌 👏

خوش برگشتین 🌹 🌹 🌹

1 ❤️

2021-11-25 19:42:04 +0330 +0330

↩ om1d00
لطف دارین
ممنون🌺🙏🌹

1 ❤️

2021-11-27 11:47:18 +0330 +0330

سندروم بیذاری از عالم و آدم🙂 جالبه

2 ❤️

2021-11-28 20:34:49 +0330 +0330

↩ Mohammad.__.
تجربه کردنش زیاد جالب نیست ولی خب…
یه شاخه جدید از علم روانشناسی که خودم کشفش کردم 😁

1 ❤️

2021-11-28 20:38:40 +0330 +0330

↩ Little_missy
البته حق داریا
الان اوضا جوری شده هممون روانی شدیم
به شخصه تمایل شدیدی ب تیکه پاره کردن ملت دارم
اونم با کوچکترین حرکت 😞

0 ❤️








‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «