روایتگاه سوتی‌های سکسی!



منظور اون دسه از اتفاقاتی‌ست که در راستای سکس روی میدهد و میتواند به خاطره‌ای به‌یادماندنی بدل شود که یادآوری و به اشتراک گذاشتنش خالی از لطف نیس...


بنگرید چه عواقبی در راه حشر متحمل شده‌اید که بازگو کردنش میتواند جالب باشد؟


[چه سوتی‌های گفتاری سکسی، چه رویدادهای غیرمنتظره در حین سکس، جق و حتا فیلم سوپر دیدن،... هرگونه اتفاق، لو رفتن و...]


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست


  • 2

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

خودم افتتاح میکنم


چن وخ پیشا وسط معاشقه با معشوقه‌م دسم خورد به سینی چایی روی میزِ کنارِ تخ، یکی از لیوان چاییا برگش ریخ رو سر و صورتش...
از بانو پرسیدم: سوختی؟
درکمال خونسردی بلن شد گف نه زیاد داغ نبود، بعد یهو اون یکی لیوان چاییو ورداش پاشید تو صورت من.

پ ن: نخست اقلام پذیرایی کوفت شود. عجله در امر حشراندوزی خطرآفرین است!


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 7



یادش بخیر...


یه بارم زمان دانشجویی تنها تو خوابگا صب زود پاشدم کتری آب جوش اورده بودم سر میز تو اتاق گذاشته بودم صبونه بخورم که طبق معمول نعوظ صبگاهی رو اعصابم بود. یه عان کصخل شدم کشیدم پائین دو تا زدم تو سرش گفتم بخواب دیگه کصکش اه! که همون‌موقع گوشیم روی میز زنگ خورد خم شدم ورش دارم که یهو یه صدای جسسسسس اومد! بعد از چن صدم ثانیه بعدِ این صدا، یــهـــو یه سوزش ناگهانی خفن از نوک کیرم رسوخ کرد تموم تن و بدنمو فراگرف که بی‌اراده پریدم عقب. کم مونده بود شومبولم پیوند بخوره به کتری آبجوش...

تا چن روز بعدش هر وخ میخواسم بشاشم سر کیرم کلی میسوخ...


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 5



چن نمونه‌ی فرنگی


١٨کار ناشیانه اما خنده‌دار که در طول سکس برای مردم اتفاق میفته

از انجمن BuzzFeed خواسه شده تا اتفاقات خنده‌داری که در طول سکس پیش اومده رو تعریف کنن، حال چن نمونه از اظهارات مردم گردآوری شده که اینجا ارائه میگردد...


١ـ مهمان پشمالو! من و دوست پسرم کف اتاق نشیمن خونه‌ش در حال سکس بودیم که یهو سگش وارد اتاق شد، به سمت ما اومد، سینه‌های منو لیس زد و کنار ما نشست. ما به قدری خندیدیم که باعث شد سگ بترسه و از ما دور بشه.


٢ـ یک داستان خونین اما با پایانی خوش! با دوست پسرم تصمیم گرفتیم توی اتاق خوابش کمی شیطنت بکنیم (درحالی که فکر میکردیم پدر و مادرش خونه نیستند). من تمایل دارم با صدای بلند سکس کنم و کمی هم سلطه‌جو هستم. دوست پسرم توی اتاقش یه تخت خرک مانند داشت که ما روی اون خوابیده بودیم و من بالا نشسته بودم. یهو خرک شکست و هر دوی ما افتادیم زمین و صورت دوست پسرم به زانوی من خورد و دماغش شکست! مادرش باید تازه به خونه رسیده بود چون بلافاصله و با حالت عصبی به اتاقش اومد و ما رو دید که کاملا لخت هستیم و دماغ پسرش پر از خون شده! خوش حالم که بهتون بگم دماغش خوب شد و الان سالمه و بعد از ١٢سال ما هنوز با هم دوست هستیم و درباره اون اتفاق جوک میسازیم.


٣ـ یادآوری برنامه Arrested Development! من و دوست دخترم همو لخت کردیم، اون یه دامن نسبتا بلند پوشیده بود با یه شورت جین زیرش. من دامنشو دراوردم و فکر کردم لخته ولی شورتشو که دیدم یاد شخصیت توبایاس در برنامه Arrested Development افتادم که هیچوقت کاملا لخت نبود!
وقتی بهش گفتم هردو شروع کردیم به خندیدن و حس سکسمون از بین رفت. اما یادآوری اون خاطره هنوز هم برامون جالبه!


٤ـ داستان خوشی‌های ما! ما با سر بهم ضربه زدیم و خندیدیم، کم‌کم خنده‌مون به قهقهه تبدیل شد و باعث شد هردومون بگوزیم و در نهایت از شدت خنده اشکمون در اومد. این جالب‌ترین و خنده‌دارترین سکسی بود که تا حالا داشتیم.


٥ـ یک داستان کاملا واقعی! من روی دوست پسرم نشسته بودم و داشتیم توی خونه‌ی مادرم سکس میکردیم که مادرم وارد اتاق شد. پرسید داری چیکار میکنی؟ بهش نگاه کردم و گفتم به نظر میاد دارم چیکار میکنم؟ مادر آهی کشید و از اتاق خارج شد. که البته حس مارو هم کاملا نابود کرد.


٦ـ زمان نامناسب برای به یاد مادربزرگ افتادن! پارسال من با یه پسر عجیب قرار گذاشتم، سر قرار همو بوسیدیم و هردو داغ‌تر شدیم و تصمیم گرفتیم این کارو انجام بدیم. من یک بلوز و سوتین تنم بود و وقتی اونا رو دراوردم و اون چشمش به سینه‌های کوچیک من افتاد خندید و گفت اوه پسر! مادربزرگ منم دقیقا سینه‌هاش همین شکلی بود! و من مجبور شدم تمام مدتی که اون پشت سرم مشغول تلمبه زدن بود به خاطراتش با مادربزرگش گوش بدم.


٧ـ درس غیرمنتظره با مطالعه کتاب مقدس! زمانی که من حدودا ١٦سالم بود، با اولین دوست پسرم روی صندلی عقب ماشینش که توی پارکینگ خونه ما بود مشغول عشقبازی شدیم. وقتی ما شروع کردیم اونجا کاملا خالی بود و ما حتی متوجه نشدیم که ون کلیسا برای بردن پسر همسایه برای آموزش کتاب مقدس اومده و دقیقا کنار ما پارک کرده! وقتی بالاخره کار ما تموم شد و نشستیم و بخار روی شیشه رو پاک کردیم، چند تا صورت کوچولو رو دیدیم که از پنجره ون به ما زل زده بودن! از اون به بعد برام سخت بود تو چشمای همسایه‌مون نگاه کنم و اون احمقانه‌ترین کاری بود که تاحالا انجام دادم.


٨ـ تماشای مستند حین سکس! من برای سکس به خونه‌ی پسری رفتم که دوستشم برای سکس گروهی اومده بود. به اتاق پسر رفتیم و اون نمیدونم چرا، ولی به جای پلی کردن موسیقی، یه مستند از Edgar Allen Poe گذاشت. اون نمیدونست که من معلم خصوصی انگلیسی بودم و چقدر ازش لذت میبردم و منم مشغولم حرف زدن با دوستش شدم. گذشت و سکس ما شروع شد، ما وسط سکس بودیم و من روش نشسته بودم ولی حواسم پیش مستند بود. یه قسمتش برام خیلی جالب بود برای همین کاملا چرخیدم تا مستندو تماشا کنم. بعد از چند ثانیه بهم گفت هی میشه یکم تمرکز کنی من هنوز توی تو هستم! حرفی که دیگه هیچوقت تکرارش نکرد.


٩ـ سگ نگهبان! یه بار داشتم با دوست پسر سابقم سکس میکردیم که صدای آه و ناله من بلند شد و سگم بهش حمله کرد و باسن پسر بیچاره رو گاز گرفت!


١٠ـ اردک بی‌گناه! سال‌ها پیش با پسری سکس میکردم و همه چیز خوب و عادی بود تا وقتی که ارضا شد. وقتی که ارضا شد صدایی مثل اردک دراورد. اما نه مثل اردک واقعی، مثل دانلد داک! (شخصیت کارتونی استودیوی والت دیزنی) صداش خیلی بلند بود پس امکان نداشت وانمود کنم که نشنیدم. خودشم مطمئن نبود که این صدا مال اون بوده یا نه ولی منتظر بود تا من انکار کنم. من نکردم! از شدت خنده منفجر شدم! ولی اون نه.


١١ـ داستان کوتاه اما جالب (که آرزو میکردید کاش اطلاعات بیشتری ازش داشتید)! حلقه‌ی بینی دوست پسرم به شورتم گیر کرد و مادربزرگم وارد اتاق شد!


١٢ـ سکس کاملا اشتباه زیر دوش! کسایی که سکس زیر دوش رو امتحان کردند میدونن که این کار به اون آسونی که تلویزیون نشون میده نیست. من و شریکم داشتیم زیر دوش سکس میکردیم که یهو آب سرد شد. دوست پسرم پرید عقب و از ته دل جیغ کشید. بعد تلاش کرد تا آب گرم رو باز کنه که خورد به باسن من و من داشتم میفتادم رو زمین. اون خواست منو بگیره و منم برای اینکه سرم به وان نخوره دوش رو گرفتم در نهایت همه با هم خوردیم زمین.
اون هنوز جیغ میکشید چون آب هنوز سرد بود. و اون از اینکه نتونسته بود منو بگیره تا به وان نخوردم و الان دماغ و لبام خونی بود ناراحت بود.
و ناگهان سه تا بچه من اومدن تو تا ببین کی داره جیغ میزنه و گریه میکنه. و مادرشون و درحالی که لخت توی وان افتاده بود و دماغ و صورتش خونی بودو پیدا کردن!


١٣ـ گربه قهرمان! دوست پسر سابقم میخواست از شهر بره و منم موافقت کرده بودم و داشتیم با هم سکس میکرد اونم مشغول خوردن کصم بود که یهو از شدت درد جیغ کشید. گربه من کنار ما خوابیده بود فکر کرده بود که من دارم از درد ناله میکنم و کمک میخوام و بدون معطلی پریده بود و باسن لخت اونو گاز گرفته بود تا منو نجات بده!


١٤ـ جراحت اتفاقی! پسری بود که فقط میخواستم باهاش سکس کنم. شروع کردیم و در حین سکس ازم خواست تا روی صورتش بشینم. اما وقتی که داشتم پوزیشن مناسب رو پیدا میکردم تعادلم بهم خورد و افتادم و سرم به لبه تخت برخورد کرد.


١٥ـ مشارکت بچه گربه! وقتی من و زنم گربه داشتیم تصمیم گرفتیم سکس کنیم. گربه‌هارو از اونجا دور کردیم چون به سر و صدا عادت نداشتند و خوششون نمیومد ولی بچه گربه‌شون چون مریض بود روی تخت ما خوابیده بود. ما شروع کردیم ولی یهو به بوی بدی رو احساس کردیم و دیدیم بچه گربه روی تخت دستشویی کرده و به خاطر مریضیش بوی بدی میداد. اون اتفاق برامون مثل ترمز بود و دیگه ادامه ندادیم.


١٦ـ جراحتی که توضیح دادنش برای دکتر سخت بود! در زمان دانشگاه از پسری خوشم میومد که اونو از دوران دبیرستان میشناختم. یه روز تصمیم گرفتیم با هم سکس کنیم. بعد از اینکه لخت شدیم فکر کردم شاید سیلی خوردن از کیر کار جالبی باشه برای همین اون شروع کرد با کیرش به من زدن. دوتامون داشتیم از خنده میمردیم که اون روی زمین افتاد و دستش شکست و ما با یه داستان جالب و هیجان انگیز به اورژانس رفتیم!


١٧ـ زمان‌سنجی شگفت‌انگیز! من میخواستم با پسری سکس کنم. یک موزیک هم پلی کرده بودیم. لخت شدیم. اون منو بلند کرد و سمت تخت پرت کرد و اومد سمتم تا شلوارمو دربیاره. شلوارمو تا زانوهام کشید پایین و ناگهان موزیک قطع شد، بچه‌ای پرسید: بچه‌ها از کجا میان؟ (تبلیغ بود). اون شلوار منو درآورد اما من داشتم میخندیدم. کی میتونست از خنده منفجر نشه وقتی یه بچه میپرسه بچه‌ها از کجا میان و شما دقیقا دارید کاری مکنید تا بچه‌ها بوجود بیان؟! اونم کنار من دراز کشید و هر دو شروع به خندیدن کردیم!
از برنامه‌هایی استفاده کنید که زمان پخش موزیک تبلیغات نداشته باشن!


١٨ـ و در آخر؛ چکمه های سکسی! داشتم با پسری ایرلندی سکس میکرد و در حال تلمبه زدن بود که این دیالوگ کوتاه رو گفت: به نظر میرسه داری با چکمه‌هات از روی چوب‌ها رد میشی! اینو با لهجه‌ی ایرلندی تلفظ کرد که باعث شد من خیلی خنده‌م بگیره!



✍ترجمه ✒️از:
buzzfeed.com/the-funniest-things-that-have-happened-to-people-during-sex


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 5



برخی از اظهارات اونوریا (١)


[گفته میشود که:]
اگر فقط یک چیز باشد که از ارگاسم هم بهتر است اون خنده‌ست! به همین خاطر هم هست که وقتی اتفاقی خنده‌دار غیر قابل انکاری در سکس رخ میدهد، آن را به چیزی مخصوص تبدیل میکند. اغلب اوقات سکس مقوله‌ای سرگرم کننده‌ست اما چه چیزی میتواند واقعاً آن را خنده‌دار کند؟ با دانستنِ این‌که مردم در سایت "ردیت" برای همچین پرسشی بهتر کاندید میشوند به این سایت سر زدیم تا نقل قول‌های کاربران را درمورد خنده‌دارترین سکسشان بدانیم و همان‌طوری که انتظارش میرفت؛ ناامیدکننده نبود! از صداهای ناگهانی بدموقع سکس تا پاشیده شدن آب روی حیوان خانگی... این داستانها همه‌ی خراب‌کاری‌های موقع سکس شما را روسفید میکنند!
اگر تا بحال موقع سکس، صحنه‌ای ناجور داشتید یا وسط بالا پایین کردن به طرز غافلگیرانه‌ای یکی سرو کله‌ش پیدا شده، بگذارید این داستانهای کوتاه از سکس‌هایی که به جاهای خنده‌دار کشیده شدن یکم شما رو به قدیم برگرداند! البته که بعضی اوقات هرهر خندیدن میتوانست وضعیت را خنثی کند.

اینجا ٤٢ مورد از خنده‌دار ترین داستان‌های سکس از سایت ردیت(reddit.com) جمع‌اوری شده:


١) یه بار توی سکس با شریک جنسیم خواستم این حرکت که در بین سکس با چرخش پوزیشن سکس رو عوض میکنی انجام بدم تا از حالتی که دختر رو پسر قرار میگیره به حالت طاق باز بریم دوتامون هم میخواستیم مثل حرفه‌ای ها این حرکتو انجام بدیم اما نمیدونم اون وسطا چی شد که یهو تو جهت‌های مختلفی چرخیدیم و از هر دوطرف تخت با کلّه اومدیم پایین یکی دو دیقه‌ای طول کشید تا بفهمیم چی به چیه و بزنیم زیر خنده!


٢) چند سال قبل داشتم با دوست دختر اون موقع‌هام سکس میکردم که یهو شروع کرد به آه و ناله و جیغ بلند از اونجایی که هم اتاقیاش هم بودن من گفتم که به جای اینکار دستمو گاز بگیره...
خلاصه شیش تا بخیه خوردم!


٣) داشتم با دوست دخترم داگی استایل سکس میکردم (پوزیشن سگی) بعد اینکه کشیدم بیرون دیدم یه حقله پلاستیکی دور کیرمه! بهم گفت که وسیله ضدبارداریه. منو میگی از شدت خوشحالی جوری غش کردم انگار لاتاری بردم!


٤) دوست دخترم تو بروکلین زندگی میکنه اما تو نیوجرسی به دنیا اومده. و وقتی داریم سکس میکنیم میتونیم سر و صدای مردم رو که دارن درباره‌ی اجاره خونه و... بحث میکنن بشنویم (اتاقش نصف طبقه بالاتر از زمینه و هیچ کسی به تو دید نداره). یه جا وسط بحث‌ها یکی از مردهایی که داشت صحبت میکرد گفت من تا حالا دوبار رفتم نیوجرسی و همون دوبارشم زیادی بوده. دوست دخترم درحالی که رو کار بود پنجره رو داد پایین و از لب پنجره به مرده انگشت فاک نشون داد و همونطوری با پنجره باز به بقیه سکس رسیدیم!


٥) اولین باری که تو سکس با شریکم شلاق رو امتحان میکردم اشتباهی زدم تو صورتش... اولین باری هم که وکسش میکردم سوزوندمش و حالا یه جای سوختگی کوچیک رو سینش داره. حس میکنم که دارم ازش سواستفاده میکنم ولی خودش هر بار که بحث به اینجا میکشه میخنده. تقریبا هر باری میخواستیم یه کار جدیدی تو سکس بکنیم یه اتفاق ناخوشایند واسش پیش اومده.


٦) من باکرگیمو با یه مردی که ختنه نشده بود از دست دادم البته نه که چیز بدی باشه ولی اونم باکره بود و بی‌تجربه. یه چند دقیقه‌ای که توم بود و هی فشار که میداد پوست کیرش هر دفعه به عقب جمع میشد و کشیده‌تر میشد تا اینکه اینقدر پوستش کشیده شد تا کیرش شروع کرد به خون ریزی کردن.
آخرشم کارش به بیمارستان کشید و با پنج یا یادم نیست شاید شیش تا بخیه که باعث شد یه زخم سه سانتی رو کیرش مرخص بشه. میگن که هیچ وقت اولین باری که سکس کردی فراموش نمیکنی و منم مطمئنم که تا عمر داره همچین چیزی رو فراموش نمیکنه.


٧) نمیدونم اینکه اشتباهی با کاسه زانو رو کمر طرف فرود بیای خنده داره یا نه!


٨) این داستان قبلنا وقتی منو همسرم تازه داشتیم همدیگه رو میدیدیم اتفاق افتاد. داشت اون شب هم واسه سومین یا چهارمین بار پیشم میموند. یه کابوس وحشتناک منو از خواب بیدار کرد و من غلت زدم و چرخیدم تا در آغوش بگیرمش و بهش گفتم عزیزم من یه خواب خیلی بدی دیدم اونم آروم بازومو گرفت و با حالت خواب‌آلود گفت: جدا؟! خب متاسفم.
و بعدش بهش گفتم: میدونی چی میتونه حالمو بهتر کنه؟ یکم محکم تر بغلش کردم و فشارش دادم که یهو محکم گوزیدم!
همیشه از قبلترها با این فیلتری که مردم عادی دارند و نمیذاره کارهایی که اجداد غارنشینشون با مصونیت انجام میدادن رو انجام بدن مشکل داشتم. اصلا بهش فکر نمیکردم فقط باهاش مشکل داشتم همین.
یهویی انگار از خوابم بلند شدم و هوشیار شدم. فهمیدم این طرفی که مدت کوتاهیه باهاش دارم قرار میزارم و خیلی دارم بهش وابسته میشم به جای اینکه یه جمله تو مایه‌های چیزی که بهترش میکنه کنار تو بودنه بگه، در سکوت مرگ‌آوری کنارم دراز کشیده... من همین الان فشارش دادم و بعد خودم گوزیدم واقعاً چه رفتار متشخصانه‌ای برای یک خانم!
بعدش فهمیدم ساکته اما سکوتش به خاطر اینه که به قدری خنده‌ش گرفته که صداش در نمیاد و قهقهه میزنه. انگار خوشش اومده بود و فکر کرده بود دارم شوخی میکنم الان که پنج سال از اون موقع میگذره هر از گاهی به خاطر اون رفتار یهوییم سر به سرم میزاره.


٩) منو و دوست پسرم داشتیم سکس میکردیم و اون روی من بود. اون خم شد به طوری که شکم‌هامون با هم تماس پیدا کردن. نمیدونم چی شد یا چجوری که در اثر مالیده شدن‌های شکمامون یه صدای گوز مانند خیلی بلندی تولید شد.
سه سالی میشه که با همیم و اون موقع هم خیلی خندیدیم و برگشتیم سر سکس.


١٠) حقیقتاً من سکس‌های خوبی با دوس پسر دوران دبیرستانم تو زیرزمین خونشون داشتم (بعد از دبیرستان و قبل از شروع سال اول تو دانشگاه) ما لخت بودیم داشتیم لباسامونو میپوشیدیم چون همون موقع‌ها بود که کارمون تموم شده بود که یهو در باز شد و تقریبا هفتاد و پنج ثانیه طول میکشید که یکی از در بیاد و به کاناپه برسه و مارو ببینه. اون شلوارشو انداخت زیر مبل و یه ملحفه کشید رو سرش تا وانمود کنه که خوابیده. منم سوتین و تیشرتمو انداختم زیر مبل و دعا کردم بقیه لباسام جلو چشم نباشن و دوییدم پشت صندلی راحتی بزرگی که اونجا بود.
داداشش بود که اومده بود پایین تا لباس‌هارو بندازه تو ماشین لباس شویی که کارشم شیش دقیقه‌ای طول کشید که به اندازه‌ی یه عمر برای منی که کاملا لخت پشت مبل راحتی‌ای که به زور جای مخفی شدن واسه یه بچه پنج ساله رو هم داشت و داشتم دعا میکردم که کسی که اومده پایین مامانش نباشه و یا کسی اینور رو نبینه گذشت. و برای اینکه اوضاع هم بهتر بشه از اونجایی که کاندوم استفاده نمیکردیم من از وسایل جلوگیری از بارداری استفاده میکردم پس هنوز اسپرمش تو من بود و داشت از لای پام میریخت پایین و منم سعی داشتم تا اسپرمش نریزه روی فرش چون که اونا اونجا یه فرش سیاه داشتن!بهترین وسیله برای لو رفتن سکس!


١١) من این قابلیتو دارم که عضله‌های کناره‌ی پا و داخل بدنمو موقع سکس سفت کنم که این قابلیتی که آقایون تو سکس خیلی دوسش دارن.
یه بار توی سکس که کاندوم زیادی بالا پایین میرفت من خیلی محکم فشار اوردم و بعد اینکه اون از من کشید بیرون هیچ کاندومی رو کیرش نبود...
دوتامون چند دقیقه‌ای از وحشت خشکمون زده و من بهش گفتم اصلاً مطمئنی که کاندوم کشیدی سرش؟! بعد یهو یادم افتاد که داستان از چه قراره و دستمو تا ته کردم توم و کاندوم رو از اعماق کصم کشیدم بیرون.


١٢) با یه یارویی قرار میذاشتم که یه راسو به‌عنوان حیوون خونگی داشت خیلی خوشش میومد وقتی تو خونش بذاره اون از قفس بیاد بیرون تا یکم تحرک داشته باشه یه شب موقع سکس یهو دماغ خنک و خیسش رو پشت کونم حس کردم فکر کنم از اینکه صاحبش منو بیشتر از اون دوس داشت حسودی میکرد بیچاره طرف از خجالت آب شد.


١٣) من به عنوان صدای پیام‌های دریافتیم صدای گوز گذاشتمو شبا یادم میره خاموششش کنم حالا دیگه خودتون ببینین چه فاجعه‌ایه!


١٤) شریک قبلیم برای آمادگی قبل از سکس همیشه منو قلقلک میداد فکر کنم از جوری که اختیار خودمو از دست میدادم خوشش میومد ولی من همیشه بهش میگفتم اینکارو نکنه چون من خیلی حساسم و موقعی که قلقلکم میدن کنترل همه جای بدنمو از دست میدم یه بار که روی من بود و داشت قلقلکم میداد من کنترل خودمو از دست دادم و با زانو محکم زدم تو تخماش! البته قسم میخورم که از قصد نزدم ولی فکر کنم همین باعث شد که اون بشه شریک «قبلی»م!


١٥) وقتی دوس دخترم داشت به ارگاسم میرسید حواسش نبود که گوشیش روی تخته و خیلی اتفاقی شماره‌ی عمه‌ش رو گرفته و یه صدای خیلی واضح از سکس و ارگاسمش تو صندوق پیغام‌گیر عمه‌ش ضبط شد!


١٦) وقتی بیست سالم بود با این دختری که دارم بهتون درباره‌ش میگم قرار میذاشتم. رفتیم خونه‌شون و با هم حرف میزدیم و خب حرف، حرف میاره و بحثمون کشید به جاهای سکسی . اون موقع تابستون خیلی گرمی بود و تو آپارتمانشون هم هنوز سیستم تهویه هوا رو درست نکرده بودن پس همه در پنجره‌ها رو باز کرده بودیم تا هوا بهتر بشه و وقتی رفتیم تو کار هم فهمیدم از ایناییه که خیلی جیغ میزنه! ما کنترلمون رو از دست داده بودیم و وسط سکس که بودیم یه همسایه از عصبانیت داد زد که بسه دیگه یکمم واسه من نگه دار دختر!
کل حسمون تبدیل به خنده شد و کلی خندیدیم من هنوزم که دربارش فکر میکنم حتی خاطره‌ش هم منو میخندونه.


١٧) من با یه مرد خیلی متشخص و سکسی و سنگین قرار میذاشتم یه بار وسط سکس حلقه‌ای که به دماغم زده بودم افتاد و صاف رفت تو دهنش من که حدود ده دیقه‌ای میخندیدم باحال‌ترین چیزی بود که واسه من اتفاق میفتاد و منو هنوزم که هنوزه میخندونه.


١٨) وقتی پسرمون هنوز تو سن چهار دستو پا راه رفتن بود یه بار من و 'هاب' تصمیم گرفتیم که روی مبل سکس کنیم و مبلمون هم ارتفاعی نداره تو همهمه سکس بودیم و بی‌خبر از اینکه پسرمون داشته از مبل بالا میومده وقتی به بالای مبل رسید یهو پتو رو کنار زدو تخم‌های باباشو گرفت بعدم خیلی اتفاقی در حالی که هنوز تخم‌های شوهرم تو دستش بود از مبل افتاد پایین!


١٩) من تازه شروع کرده بودم که با یه دختره قرار بذارم. چون سیگار کشیده بودم و مشروبم خورده بودم یه آدمس انداختم بالا و شروع کردم به جوییدن. بعد از رد شدن از مراحل ناز خریدن و حسش نیست و... بالاخره مشغول سکس شدیم صبح بعدش وقتی بلند شدم که دوش بگیرم متوجه یه چیز چسبناک سفید رو کیرم شدم اسپرم نبود خیلی خیلی از اون چسبناک تر بود فکر کردم که یه جور از ترشحات زنونس به زور پاکش کردم. رفتم سر کار بعد از چند ماه که باهم بودیم اونم گفت که تو اولین سکس اونم یه چیز چسبناکی تو واژنش پیدا کرده!تازه فهمیدم این آدامس من بوده که وقتی داشتم کصشو میخوردم تو کصش گیر کرده!


٢٠) دوستم وسط سکس با دختره یادش افتاد که میخواسته قبلش یه چیز مهمی بهش بگه پس وسط سکس خم شد در گوشش گفت میدونستی که تونی دانزانا هم تاک‌شو خودشو داره؟( کصنمک سرکاری!)


[ادامه در پست دیگر به دلیل محدودیت گنجایش پست...]


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 0



عرض شود که


اینو یه بابایی تعریف میکرد دیگه راس یا دوروغش پای خودش:
میگف مستاجر تازه عروس دوماد مستقر شده بودن آپارتمانشون که همون شب اول از خونه‌شون صدای فریاد و عربده اومد... اینام هول شدن زودی صاب‌خونه رفته درو شیکسه بره تو ببینه چه خبره که فمیدن عروس خانوم صرع داشته وسط ساک زدن فکش قفل کرده بوده رو کیر آق دوماد.
خلاصه آق دوماد اون شب دچار شیکسگی آلت (penile fracture) شد و کیرشم مث آبروش به گا رف.


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 7



  • Bubble_B  

  • عضو از 1397/2/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 6

  • 1

عالیییییی بود (rolling)


عالیییییی بود (rolling)


ـــــــــــ

(biggrin)



  • 0



برخی از اظهارات اونوریا (٢)


[ادامه‌ی اظهارات قبلی... (ناگفته نماند؛ از اونجایی که اینا حرفای اروپاییا و غربیاس؛ ممکن است برخی از آنان در فرهنگ ما کمی گنگ، ناآشنا و حتا بسیار هم بی‌مزه باشد!)]

٢١) میدونم که احتمالاً این خجالت‌آورترین چیز نیست ولی وقتی برای اولین بار اسپرم رو قورت دادم اینقدر زیاد بود که از دماغم زد بیرون. یه حس خیلی عجیبی داشت. حالا خوب شد که طرف نفهمید.


٢٢) منو دوست دخترم داشتیم تو حموم باشگاه مجتمع سکس میکردیم که یه خانم پیر اومد تو اتاق. ما توی اتاقک دوش بودیم اما بدجور ترسیدیم و سر خوردیم و افتادیم که همینم باعث شد اسپرمم بریزه تو گوش دوست دخترم و بدتر بریزه رو نازل دوش که اسپرممو همه جا پخش کنه و با خونی که از سرم میرفت قاطی کنه.لباسامونم اون ور اتاقک بود و نمیدونستیم چیکار کنیم فقط از ته دل شروع کردیم به قهقه زدن که یهو لباسامون از بالا پرت شد رو لبه در و اون پیر زنه داد زد بچه‌های لعنتی!!!


٢٣) موهامو دور یه کش مو پیچیده بودم و روش یه تیکه موی مصنوعی گذاشته بودم که بلندتر به نظر برسه. خیلی این حالت مو رو دوست دارم چون یکم نامرتب به نظر میرسه.
اون یارویی که باهاش بودم موقع سکس فکر کرد ایده‌ی خوبیه که موهامو کمی بکشه و از اینکه موهام یهو اومد تو دستش یه کم وحشت‌زده شد! البته وقتی میگم یکم منظورم اینه که بلند داد زد. اییییییییییییییییییییییییییی این دیگه چیه؟! و پرتشون کرد گوشه اتاق. دیگه داشتم از خنده میمردم.


٢٤) اولین باری که بعد از زایمان سکس داشتم شریکم منو به ارگاسم رسوند و بی‌اختیار یهو شیر از سینه‌هام ریخت رو صورتش . هیچکس بهم هشدار نداده بود که ممکنه همچین چیزی اتفاق بیفته و منم کلی خجالت کشیدم که اون فکر میکرد این بهترین چیزیه که بعد از اختراع تفنگ آبپاش اتفاق افتاده!


٢٥) زنم میخواست ادای یه فیلمی رو که آنلاین دیده بود دراریم که یه مرده زن رو بلند میکنه و میبره بالا سرش و بعد شروع میکنه به خوردن کصش. من وزنه بردارم و زنم هم خیلی هیکل کوچیکی داره پس واسه من کار سختی نبود. من بلندش کردم و تو جایی که باید باشه نگهش داشتم و بعد تکیش دادم به دیوار چون اصلا نمیتونستم کل مدت اونو نگه دارم و هرچی به ارگاسمش نزدیک تر میشد من میبردمش بالاتر و با وجود چهارده سالی که درس خوندیم هیچ کدومون عقلمون نرسید که این کار تو یه اتاقی که پنکه سقفی داره کار خوبی نیست البته چیزیش نشد چون پنکه به بازوش برخورد کرد و اونو انداخت روی کاناپه و جفتمونم یه جوری خندیدیم که نتونستیم به این زودیا برگردیم سر سکس.


٢٦) دوست دخترم ازم خواست که موقع سکس نقش بازی کنیم و مثلاً اون پرستار باشه و من دکتر. بعد بهم گفت: دکتر میخوای برات چیکار کنم؟ منم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که: یکم ورق بازی اداری دارم که دوست دارم تو برام انجامشون بدی!


٢٧) با اینکه سکس خیلی خوبی داشتیم اما ویبراتور کوچیکی که خریده بودیم یه جوری راه خودشو باز کرده بود و عمیق‌تر از جایی که قرار بود رفته بود. یه چیزی حدود سی دیقه طول کشید که درش بیاریم و اونم در حالی که کل مدت روشن بود!


٢٨) یه بار از دندون پزشکی تازه اومده بودم و دهنم بی‌حس بود. وقتی داشتیم تو سکس جاهامون رو عوض میکردیم یهو از دهن بی‌حسم یه عالمه آب دهن پاشید رو کل صورت دوس پسرم!


٢٩) یه روز صبح که داشتیم از رختخواب بیرون میومدیم و هنوز از شب قبلش لخت مونده بودیم. نشستم روش و شروع کردم با کیرش بازی کردن و یه دفعه زد به سرم که مثل دنده ماشین بگیرمشو اینور اونورش کنم دنده یک دو سه چهار پنج و یهویی دنده عقب که باعث شد صدای ماشین دراد و خدا رو شکر که واسش خنده‌دار بود!


٣٠) بعد از تموم شدن سکس و دراوردن کاندوم و انداختنش به یه گوشه (تو دستمال کاغذی) داشتیم از تب و تاب سکس میومدیم بیرون که دیدیم سگ احمق دخترم داره همه اسپرم‌ها رو لیس میزنه من بلافاصله از خنده ترکیدم اونم بعد از یه مدتی خندید!


٣١) یادمه زمان اولین ساک زدنم خیلی تقلّا میکردم! البته همه چی خوب بود تا وقتی که اون ارضا شد. تصور کنید یه لحظه حالتون بسیار خوبه و لحظه بعد، یه نفر روی کیرتون استفراغ کنه! البته الان رفلاکسم بهتر شده ولی هنوز باید حواسم و جمع کنم.
حتی امسال هم یه بار خیلی زود ارضا شدم و به همین دلیل توی دست دوست پسرم گوزیدم! البته خیلی شدید نبود ولی خب...!


٣٢) یه پسری توی خوابگاه دانشگاه بود که دوست داشت با دوست دخترش زیر دوش سکس داشته باشه، اما مسئله این بود که اونجا فقط یه حمام داشت که اونم خصوصی نبود. برای همین پسر برنامه‌ای ترتیب داد تا زمانی که دوست دخترش میاد هیچکس توی خوابگاه نباشه و اونا بتونن سکس کنن. تنها مسئله‌ای که فکرشو نمیکرد این بود که نزدیک خوابگاه و جایی که بقیه هستند رگبار شروع بشه و بقیه برگردن! ما اون روز با هم سکس داشتیم، و اون روز خوشحال‌ترین زوجی بودیم که از بارش لذت برد!


٣٣) صبح خیلی زود بود و من و دوست پسرم کنار هم خوابیده بودیم، من با حرکات اون بیدار شدم و دیدم داره خودارضایی میکنه. بهش گفتم من همینجام و خوشحال میشم کمکت کنم. اما اون بیش از حد درگیر خودش شده بود. من خیلی ناراحت شده بودم که دیدم دست رد به سینم زد. نیمه هشیار بودم و اشک از چشمام جاری بود که فهمیدم اون کاملاً خوابش برده! دوست پسر من بعد از خودارضایی بیهوش شده بود!


٣٤) ما سکس داگی استایل داشتیم، آخرش من کیرمو بیرون کشیدن تا روی صورتش ارضا بشم اما اون توی لحظه‌ی اشتباه سرشو چرخوند و همین کار باعث شد تا ما چند ساعت مشغول خالی کردن آب من از توی گوشش باشیم!


٣٥) یه بار که خیلی سکسی شده بودم، دوست پسر سابقم وارد اتاق شد، منو روی تخت قفل کرد و مشغول بوسیدن گردنم شد. و یه چیزایی میگفت مثل اینکه حشری هستی؟ منو میخوای؟ و بعد گفت براش آماده ای؟ بهش گفتم آره، پرسید مطمئنی؟ گفتم آره ادامه داد پس جوابت مثبته! آره...؟ بعد اون عقب رفت و جوری خرخر کرد که منو یاد اتیو اورکل انداخت و گفت: فقط احمق‌ها جوابشون مثبته! لازم نیست بگم که حالمو خراب کرد ولی خنده‌دار بود.


٣٦) من و دوست پسرم داشتیم برای دومین بار، سکس مقعدی رو تجربه میکردیم، این بار دوم برای هردومون بود و قبلاً این کار رو باهم انجام داده بودم. توی همین حین، وقتی که اون هنوز توی من بود، من اتفاقی گوزیدم و چون اون توی من بود نمیتونستم جلوشو بگیرم. برای همین فقط دستمو روی صورتم گذاشتم. اما اون خندید و گفت عیبی نداره. ولی هفت روز بعدشو صرف گوزیدن جلوی من کرد تا حواسم پرت بشه.


٣٧) سکس زیر دوش جالبه، سکس روی اوپن آشپرخونه حتی خیلی بیشتر جالبه... اما نه زمانی که توی سینک کوچیک آشپزخونه میفتی و باسنت اونجا گیر میکنه!


٣٨) من و دوست پسرم فهمیده بودیم که برخورد قفسه‌ی سینه‌ی عرق کرده‌ی اون با سینه‌های من یه صدا مثل درآوردن صدای گوز با زیربغل تولید میکنه. برای همین ما مشتاق بودیم تا هر چه زودتر این کارو با هم انجام بدیم و امتحان کنیم. روز موعود رسید و ما سکس کردیم اما امتحان یادمون رفت. بعد فهمیدیم که ما همیشه این کار رو انجام میدادیم ولی اون روز اصلا انجام ندادیم. این اتفاق خیلی خنده‌داری بود که ما نادیده میگرفتیم.


٣٩) این اتفاق مربوط به زمانیه که مشغول تعمیر خونه‌ی بیرون بارسلون بودیم، اونجا ماشین لباسشویی یا هیچ وسیله شستوشوی دیگه‌ای نبود.
شب قبل مثل هرشب دوش گرفته بودم، شرابمو نوشیدم و خوابیدم. صبح که بیدار شدم دوست پسرم گفت که باید بره. من قبلاً هم این مدل سکس رو تجربه کرده بودم و گفتم مسئله‌ای نیست. قبل از این‌که بره مشغول سکس شدیم و من روش نشسته بودم که یهو کنترلمو از دست دادم و روش دستشویی کردم! از خجالت سرخ شده بودم! قسمت جالبش این بود که باید تمام مدفوع‌هارو زیر دوش تمیز میکردیم!


٤٠) اولین باری بود که من میخواستم از حلقه‌ی کیر برای پسری استفاده کنم و برای همین یکم استرس داشتم و میخندیدم. وقتی اون اومد روی تخت زانو زد و میلرزید و کلی خجالت میکشید و با یه قیافه ی مظلوم گفت میشه فقط اینو دربیاریم؟ اون روز خیلی جالب بود خیلی استرس داشت و دیگه تکرار نشد.


٤١) این اتفاق معمولا همیشه توی سکس ما پیش میاد و همیشه باعث خنده‌ی من میشه.
دوست پسرم خیلی دوست داره توی من باشه یعنی عاشق این کاره. همون تو لذت میبره استراحت میکنه و خوشحاله. اما فقط اون یکم دیوونه بازی درمیاره و منم سعی کردم خودمو باهاش وفق بدم ولی مثلا وقتی منو قلقلک میده نمیتونم جلوی خنده‌هامو بگیرم. هربار تصمیم میگیرم کیرشو از توی خودم دربیارم با ترفندهایی مخ منو میزنه ولی من در نهایت به شدت میخندم و همین باعث میشه کیرش بپره بیرون. اون قیافشو مثل بچه ها کرد گفت نهههههههه! ولی بعد برای انتقام منو قلقلک داد.


٤٢) ساعت پنج صبح بود که ساعت زنگ زد. همسرم چرخید و ساعت و خاموش کرد و ما همونجا دراز کشیدیم تا آماده بلند شدن بشیم. همین طور که دراز کشیده بودیم شروع به ریخت و پاش کردیم و بعد از اینکه تفریحمون تموم شد بلند شدیم.
سر کار دوست همسرم به اسم 'کیم'، به دیدنش اومد و از همسرم پرسید کارهای صبح خوش گذشت؟ همسرم که گیج شده بود پرسید منظورت چیه؟ کیم هم بهش گفت یه نگاه به تلفنت بنداز. همسرم تلفنشو نگاه کرد و دید ساعت 5:06 به کیم زنگ زده. یعنی وقتی مشغول سکس بودیم اتفاقی روی تلفن رفتیم و به کیم زنگ زدیم. کیم هم وقتی تلفن و جواب داده صدای مارو شنیده. بعد با دوست پسرش تمام آه و ناله‌ها و حرفای مارو گوش کردن. از اون به بعد همسرم نمیتونه بدون اینکه بخنده تو صورت کیم نگاه کنه!


✍ترجمه ✒️:
refinery29.com/funny-sex-stories


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 0



  • Mr.sajjadd  

  • عضو از 1395/1/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 73

  • 27

تایپک قشنگیه اسکلت جون


تایپک قشنگیه اسکلت جون


ـــــــــــ


  • 0



  • Coolcouple1396  

  • عضو از 1396/2/8

  • پست‌‌‌ها: ‌ 347

  • 54

خیلی جالب بود دمت گرم حاجی


خیلی جالب بود دمت گرم حاجی


ـــــــــــ

فقط زوج‌های باحال و پایه برای آشنایی و رابطه آزاد و صمیمی ولی بدون فانتزی,ما زوجیم از مشهد



  • 0



  • saniya_z20  

  • عضو از 1397/2/4

  • پست‌‌‌ها: ‌ 136

  • 268

باحال بود <img class=" /> (rose) (rose) (rose) (rose)


باحال بود <img class=" /> (rose) (rose) (rose) (rose)


ـــــــــــ


  • 0



  • epm95  
  • عضو از 1396/2/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 118

  • 45

هرچی میفرستم میگه دوستیابی ممنوعه!!!!!!!!


هرچی میفرستم میگه دوستیابی ممنوعه!!!!!!!!


ـــــــــــ

آیدی تلگرام من epm_95@



  • 0



  • romsezar  

  • عضو از 1396/5/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 8

  • 30

چندبار سعی در فرستادن مطلبی داشتم ولی خطای...


چندبار سعی در فرستادن مطلبی داشتم ولی خطای دوستیابی میاد کسی میدونه دلیلش چیه


ـــــــــــ


  • 0



  • reza.m.t  

  • عضو از 1396/1/17

  • پست‌‌‌ها: ‌ 17

  • 2

جررر خوردم


عالی بود لعنتی جرررررررر خوردم از خنده (rolling)


ـــــــــــ

زندگیتو کن, کوتاهه خودتو توی قالب قانون هایی که از بچگی توی مغزت فرو کردن نکن دنبال کشف چیزای جدید باش, هر چیزی که به نظرت جالبه میاد و یه بار امتحان کن. ضرر نمیکنی (cool)



  • 0



عرض شود که


نقل از: romsezar چندبار سعی در فرستادن مطلبی داشتم ولی خطای دوستیابی میاد کسی میدونه دلیلش چیه


متسفانه برا پیشگیری از تبدیل سایت به دارالمجانین، چاره‌ای جز فیلتر اسپم نیس ولی مشکلاتی هم از قبیل همینی که باهاش دس و پنجه نرم کردید به دمبال داره. برا راه حل میتوانید پست رو بفرسید خصوصی ادمین تا بعد از بررسی واستون منتشر شود...


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 0



  • Deniiiz  

  • عضو از 1396/12/20

  • پست‌‌‌ها: ‌ 59

  • 120

به قول خودت عرض شود كه!


خيلى قبل تر وسط سكس با پارتنرم تو حالتى كه من رو بودم، خواستيم كه جا به جا بشيم و اين كار و بدون بلند شدن من انجام بديم. حواسمون نبود كه لبه ى تختيم و نتيجش اين شد كه هر دو افتاديم و از شدت خنده نتونستيم ادامه بديم! <img class=" />


ـــــــــــ


  • 1





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

هدف شما از خواندن داستان سکسی در شهوانی چیست؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «