روایت سکس با محجبه ها و مذهبی ها را اینجا بخوانید



دوستان عزیز سلام ، این تاپیک جدیدمه ، بنا به پیشنهاد خودتان ، لطفا هر کس از سکس با محجبه ها و مذهبی ها از محارم و غیر محارم خاطرات دارد ، با جزئیات بنویسد.


ـــــــــــ

بکن زن محجبه


  • 0

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

سلام


اینم از تاپیک جدید ، همه منتظر روایت های متفاوت شما هستند.


ـــــــــــ

بکن زن محجبه



  • 1



دوستان شیطون


فعالیت کنید و از شیطونی های خودتان بگید.


ـــــــــــ

بکن زن محجبه



  • 0



  • korosh508  

  • عضو از 1398/5/14

  • پست‌‌‌ها: ‌ 64

  • 42

تجربه دارم وبسیار لذت بخش بود


باورم نمی شد که پشت اون همه حجاب و چادر عربی و مقنعه با شلواروساق بند تاروی انگشتهای دست انقدر شهوت خوابیده باشه .باور کنین توسکس یه لحظه واهمه برم داشت که نکنه موقع ساک زدن از شدت حشری شدن کیرمو گاز بگیره .خاطره ای تکرار نشدنی


ـــــــــــ


  • 3



  • Mazimazi021  

  • عضو از 1398/8/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 99

  • 48

یه بار تو خیابون یه خانوم چادری رو سوار کردم و این...


یه بار تو خیابون یه خانوم چادری رو سوار کردم و این طرف و اون طرف گفتم با هم باشیم و اینا و با ناز و ادا قبول کرد و رفتیم خونه من چادرش رو که از سرش برداشت تشتکم پرید و دیدم سر استینش درجه داره و ستوان نیرو انتظامی گشت ارشاد بودش ??? جاتون خالی یه جوری یه مدتی می کردمش که نمی تونست درست راه بره یعنی براش خاطره ساز شدم و از یه تایمی هم کیرش کردم و بهم زدم و هنوز چند ماهی یه بار زنگ می زنه که تجدید خاطره کنیم و حال داشته باشم می کنمش و میره برای چند ماه بعد ??? عمرا هیشکی محجبه عین اینو نگایدده باشه ?


ـــــــــــ

هر کی برام ناز کرد دکمه اش رو زدم ، پرواز کرد ....



  • 8



سلام


دوستان به درخواست خودتان این تاپیک را زدم و اگر می خواهید اینطور غیر فعال باشد بهتر است تاپیک بسته شود.


ـــــــــــ

بکن زن محجبه



  • 0



من یه خواهر محجبه دارم که الان ازدواج کرده ولی...


من یه خواهر محجبه دارم که الان ازدواج کرده ولی زمانی که مجرد بود یکی از بستگان کیرتیز که اونم خیلی ادعا داشت آدم پاکیه بشدت خواهرمو از کون گایید اونموقع من بچه بودم و اتفاقی سکسشونو دیدم زمانی که مامان بابام خونه نبودن میودم خوارمو از کون میکرد اون پفیوز بهم پول میداد که برم واسه خودم بستنی بخرم به خیال اینکه من رفتم بیرون میگرفت خواهرمو از کون میکرد هنوز تصویرش جلوی ذهنمه خواهر من انقدر محجبه بود کسی باور نمیکرد اون طرف هم که میگایید کونشو خیلی خودشو آدم مقید و مذهبیی نشون میداد لامصب کون خواهرمو جوری میکرد بعد از رفتنش خواهرم درست نمیتونست راه بره منم بچه بودم فقط یواشکی نیگاشون میکردم و میترسیدم چیزی به کسی بگم


ـــــــــــ

خوشبختی یعنی سکس با یه بیوه محجبه کوس تنگ



  • 7



  • Kos_kalak  
  • عضو از 1397/4/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 68

  • 27

جووووووون


جووووووون


ـــــــــــ


  • 1



  • هومان3X  

  • عضو از 1392/5/6

  • پست‌‌‌ها: ‌ 43

  • 36

سال اول دانشگاه خیلی اتفاقی با یه دختر محجبه اشنا...


سال اول دانشگاه خیلی اتفاقی با یه دختر محجبه اشنا شدم تو دانشگاه همیشه با چادر و هد بود 2-3 بار با ماشین رفتیم بیرون از شهر حتی نمیراشت لمسش کنم یبارش دیگه کفری شدم بزور بغلش کردم و شروع کردم بوسیدن و لب گرفتن کم کم شل شد چادرشو دراوردم دکمه های مانتوشو یکی یکی باز کردم یکم مقاومت میکرد ولی خب با لب گرفتن و مالوندن مقاومتش کم میشد سینشو دراوردم عالی بود سفت و سربالا شلوارشم با یه زحمت دراوردم ساک نمیزد بهش گفتم از کون قبول نکرد اولش لاپایی زدم بعدش از کون کردمش دفعات بعد به محض بیرون رفتن از شهر لب بازی و مالوندن شروع میشد


ـــــــــــ


  • 8



دوستان سلام


عالی و همینطور ادامه بدهید


ـــــــــــ

بکن زن محجبه



  • 0



  • execute2003  
  • عضو از 1398/10/28

  • پست‌‌‌ها: ‌ 8

  • 6

چادری


(clap)


ـــــــــــ


  • 1



  • execute2003  
  • عضو از 1398/10/28

  • پست‌‌‌ها: ‌ 8

  • 6

چادری


(sick)


ـــــــــــ


  • 1



  • Newah007  
  • عضو از 1398/6/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 35

  • 237

شاید باور نکنید....


حدود ۱۷ یا ۱۸ ساله بودم و با یکی از بچه ها, با ماشین باباش دور دور میکردیم که یه خانم محجبه و چادری دست بلند کرد و سوارش کردیم, انقدر محجبه بود که من ضبط ماشبنو خاموش کردم, که خودش پرسید چرا خاموش کردی؟ جواب دادم به خاطر شما, شاید بدتون بیاد که خندید و گفت روشن کن.... خلاصه کنم که خانمه جنده پولی بود و با کلی بدبختی بردیمش خونه یه بچه های دیگه که شدیم سه نفر....

اما قسمت عجیب ماجرا اونجا بود که موقعی که من رفتم توی اتاق به عنوان نفر اول, دیدم خانمه کاملا لخت شد و یه ملحفه سفید از کیفش در آورد و کشید روی خودش ..... (angry) و فقط به اندازه یه توپ بسکتبال یا بزرگتر جلوی ملحفه سوراخ بود و گفت بیا شروع کن..... (clap) وقتی علت رو پرسیدم گفت: نمیخوام که عرق بدنم با عرق نامحرم قاطی بسه...., (cry)

این ماجرا شده بود سوژه خنده چندین سال برو بچز.....

میدونم باورش براتون سخته .... وای اتفاقی بود که افتاد...,.

یادش به خیر..... (biggrin) (biggrin)


ـــــــــــ


  • 4



سلام


نقل از: Poria30tehhran پوریام ۳۰ تهران

بفرما آقا پوریا


ـــــــــــ

بکن زن محجبه



  • 0



یه تاپیک جدید دیگه راه اندازی کردم به نام


هر کس زن حامله و سن بالا دوست داره بیاد داخل


ـــــــــــ

بکن زن محجبه



  • 0



  • parynazgol  

  • عضو از 1397/2/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 574

  • 742

نقل از: کوسلیس۲۰


نقل از: کوسلیس۲۰ من یه خواهر محجبه دارم که الان ازدواج کرده ولی زمانی که مجرد بود یکی از بستگان کیرتیز که اونم خیلی ادعا داشت آدم پاکیه بشدت خواهرمو از کون گایید اونموقع من بچه بودم و اتفاقی سکسشونو دیدم زمانی که مامان بابام خونه نبودن میودم خوارمو از کون میکرد اون پفیوز بهم پول میداد که برم واسه خودم بستنی بخرم به خیال اینکه من رفتم بیرون میگرفت خواهرمو از کون میکرد هنوز تصویرش جلوی ذهنمه خواهر من انقدر محجبه بود کسی باور نمیکرد اون طرف هم که میگایید کونشو خیلی خودشو آدم مقید و مذهبیی نشون میداد لامصب کون خواهرمو جوری میکرد بعد از رفتنش خواهرم درست نمیتونست راه بره منم بچه بودم فقط یواشکی نیگاشون میکردم و میترسیدم چیزی به کسی بگم

حتما خودتم هوست شد جای خواهرت باشی


ـــــــــــ


  • 1



  • alexisfawx  

  • عضو از 1398/11/18

  • پست‌‌‌ها: ‌ 32

  • 20

سلام.
دوست من زنان محجبه هم احساس جنسی دارن و هم...


سلام. دوست من زنان محجبه هم احساس جنسی دارن و هم اندام جنسی برخیشون خیلی هات. فرقی با دیگران ندارن فقط به یه سری اصول عقیده دارن که شاید من و شما هم به پاره از اون اصول عقیده داشته باشیم. نیاز نیست حساسیت داشته باشیم یا تعجب کنیم.


ـــــــــــ


  • 9



  • kiakish  
  • عضو از 1396/1/18

  • پست‌‌‌ها: ‌ 214

  • 238

نقل از: Newah007


نقل از: Newah007 حدود ۱۷ یا ۱۸ ساله بودم و با یکی از بچه ها, با ماشین باباش دور دور میکردیم که یه خانم محجبه و چادری دست بلند کرد و سوارش کردیم, انقدر محجبه بود که من ضبط ماشبنو خاموش کردم, که خودش پرسید چرا خاموش کردی؟ جواب دادم به خاطر شما, شاید بدتون بیاد که خندید و گفت روشن کن.... خلاصه کنم که خانمه جنده پولی بود و با کلی بدبختی بردیمش خونه یه بچه های دیگه که شدیم سه نفر.... اما قسمت عجیب ماجرا اونجا بود که موقعی که من رفتم توی اتاق به عنوان نفر اول, دیدم خانمه کاملا لخت شد و یه ملحفه سفید از کیفش در آورد و کشید روی خودش ..... (angry) و فقط به اندازه یه توپ بسکتبال یا بزرگتر جلوی ملحفه سوراخ بود و گفت بیا شروع کن..... (clap) وقتی علت رو پرسیدم گفت: نمیخوام که عرق بدنم با عرق نامحرم قاطی بسه...., (cry) این ماجرا شده بود سوژه خنده چندین سال برو بچز..... میدونم باورش براتون سخته .... وای اتفاقی بود که افتاد...,. یادش به خیر..... (biggrin) (biggrin)

حتما بدنش عیب وایرادی داشته نمیخواسته دیده بشه .کلاه شرعی گذاشته


ـــــــــــ


  • 0



  • Newah007  
  • عضو از 1398/6/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 35

  • 237

نه اتفاقا....


نقل از: kiakish
نقل از: Newah007 حدود ۱۷ یا ۱۸ ساله بودم و با یکی از بچه ها, با ماشین باباش دور دور میکردیم که یه خانم محجبه و چادری دست بلند کرد و سوارش کردیم, انقدر محجبه بود که من ضبط ماشبنو خاموش کردم, که خودش پرسید چرا خاموش کردی؟ جواب دادم به خاطر شما, شاید بدتون بیاد که خندید و گفت روشن کن.... خلاصه کنم که خانمه جنده پولی بود و با کلی بدبختی بردیمش خونه یه بچه های دیگه که شدیم سه نفر.... اما قسمت عجیب ماجرا اونجا بود که موقعی که من رفتم توی اتاق به عنوان نفر اول, دیدم خانمه کاملا لخت شد و یه ملحفه سفید از کیفش در آورد و کشید روی خودش ..... (angry) و فقط به اندازه یه توپ بسکتبال یا بزرگتر جلوی ملحفه سوراخ بود و گفت بیا شروع کن..... (clap) وقتی علت رو پرسیدم گفت: نمیخوام که عرق بدنم با عرق نامحرم قاطی بسه...., (cry) این ماجرا شده بود سوژه خنده چندین سال برو بچز..... میدونم باورش براتون سخته .... وای اتفاقی بود که افتاد...,. یادش به خیر..... (biggrin) (biggrin)

حتما بدنش عیب وایرادی داشته نمیخواسته دیده بشه .کلاه شرعی گذاشته

اتفاقا تا جایی که یادم هست, بدن سفید و خوبی داشت .... گفتم که جلوی خودم لخت شد..,, فقط میگفت عرق بدن نامحرم با عرق بدن من قاطی نشه...., (rolling)


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: Newah007


نقل از: Newah007 حدود ۱۷ یا ۱۸ ساله بودم و با یکی از بچه ها, با ماشین باباش دور دور میکردیم که یه خانم محجبه و چادری دست بلند کرد و سوارش کردیم, انقدر محجبه بود که من ضبط ماشبنو خاموش کردم, که خودش پرسید چرا خاموش کردی؟ جواب دادم به خاطر شما, شاید بدتون بیاد که خندید و گفت روشن کن.... خلاصه کنم که خانمه جنده پولی بود و با کلی بدبختی بردیمش خونه یه بچه های دیگه که شدیم سه نفر.... اما قسمت عجیب ماجرا اونجا بود که موقعی که من رفتم توی اتاق به عنوان نفر اول, دیدم خانمه کاملا لخت شد و یه ملحفه سفید از کیفش در آورد و کشید روی خودش ..... (angry) و فقط به اندازه یه توپ بسکتبال یا بزرگتر جلوی ملحفه سوراخ بود و گفت بیا شروع کن..... (clap) وقتی علت رو پرسیدم گفت: نمیخوام که عرق بدنم با عرق نامحرم قاطی بسه...., (cry) این ماجرا شده بود سوژه خنده چندین سال برو بچز..... میدونم باورش براتون سخته .... وای اتفاقی بود که افتاد...,. یادش به خیر..... (biggrin) (biggrin)

من که واقعا باورش برام سخته


ـــــــــــ





  • 1



  • Hamid43599  

  • عضو از 1398/11/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 8

  • 10

یادش بخیر مسافر میبردم سوریه . توی اتوبوس یک...


یادش بخیر مسافر میبردم سوریه . توی اتوبوس یک خانواده مذهبی بودن که دخترشون از اون چادری های سفت و سخت بود. یکماه بعد از اینکه از سفر برگشتیم نمیدونم چطور شمارمو پیدا کرده بود باهم دوست شدیم . اولش میگفت ازدواج ولی بعدش چنان از کون میداد که اصلا فکرشم نمیکردم . چند سال بعد با یک بسیجی ازدواج کرد . (drooling)


ـــــــــــ

ای دی تلگرام Kff6000@



  • 4





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو




نظرسنجی

به نظر شما آمار قربانیان کرونا در ایران چند برابر آمار رسمی است؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «