زن ستیزی و کاربران شهوانی...



همونطور که قبلا گفتم در این تاپیک میخوام ابتدا درباره جمله ی به سراغ زنان می روی تازیانه را فراموش مکن صحبت کنم بعد در ادامه درباره کاربران سایت و نظراتتون درباره این جمله بحث کنیم و در انتها درباره خود نیچه، زن ستیزی نیچه و دیدگاه مفسرین و افراد اهل کتاب درباره زن ستیزی نیچه بحث کنم.


اگه مایل هستین تاپیک را تا انتها دنبال کنید، من سعی میکنم به صورت پیوسته و در بخش های کوتاه این تاپیک رو تکمیل کنم. پس خواهشا صب کنین عرایض بنده تموم بشه بعد شما نظرات خودتونو بیان بفرمایید. باتشکر (rose) (rose) (rose)


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...


  • 12

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

به سراغ زنان می روی تازیانه را فراموش نکن


من در تاپیک قبلی به عمد زن ستیزترین جمله نیچه که هممون حداقل یکبار شنیدیمش رو انتخاب کردم تا اصولا نوع نگاه کاربران به مفهوم زن ستیزی، استفاده از نوشته های بزرگان در اثبات یک موضوع خاص، و همچنین میزان مطالعه افراد در یک موضوع خاص و اینکه اظهار نظر افراد به چه میزان متناسب با میزان مطالعه و تحلیل افراد می باشد را بررسی کنیم.

بین تموم پست هایی که دوستان گذاشتن فقط یه پست بود که به نظر من معقول و منطقی بود اونم پست کاربری کیر ابن آدم بود: والا منکه دفه اول هیچ حسی نداشتم ولی خب دفه های بعدم هیچ حسی به جمله نداشتم...

همه دوستان به طریقی این جمله رو تفسیر کردن و بعضی ها نیز خود نیچه رو تحلیل شخصیتی کردن. حالا من چندتا سوال دارم:

1- از کجا میدونید این جمله رو نیچه گفته؟؟

2- چطور تونستین منظور نیچه از گفتن این جمله رو حدس بزنین؟؟ یا اینکه تحلیل کنین؟؟

من در تاپیک قبلی سوالی از شما دوستان پرسیدم و گفتم چه کسی کتاب چنین گفت زرتشت رو خونده، هیچ کسی نخونده بود، این جمله در کتاب چنین گفت زرتشت آورده شده. صحبت الان من درباره زن ستیز بودن و یا زن ستیز نبودن نیچه نیس، سوال من اینه از شما عزیزان:

چطور بدون اینکه این کتاب رو بخونین اینقد میاین بی پروا درباره این جمله بحث میکنین؟؟

توضیحی درباره جمله و تحلیل خودم از این جمله: ببینید کتاب چنین گفت زرتشت یه کتاب داستانی روایی هستش، که نیچه در این کتاب داره داستان شخصیتی به نام زرتشت که تقریبا میشه گفت خود نیچه هستش رو بیان میکنه، شخصیتی که بعد تفکر و اندیشیدن های فراوان به این نتیجه میرسه که باید به فکر ایجاد ابرانسان باشه: این کتاب بخش های مختلفی داره، در هر بخشی معمولا زرتشت با شخصیت های مختلف شروع به صحبت میکنه؛ در بخشی از داستان که اسمش درباره زنان پیر و جوان هست، زرتشت با پیرزنی شروع به گفتگو میکنه که پیرزنه به زرتشت میگه تو که این همه با زن ها در ارتباط بودی نظرت درباره زنان چیه؟؟ بعد اینکه زرتشت شروع میکنه درباره زنان حرف زدن، پیرزنه در آخر به زرتشت میگه: اکنون تو این حقیقت رو از من بپذیر: به سراغ زنان می روی، تازیانه را فراموش نکن. پس این جمله رو زرتشت نگفته بلکه پیرزن گفته، در این کتاب شخصیت های بسیاری وجود داره، مثل همون شروع داستان زرتشت با یه پیرمرد در جنگل برخورد میکنه که از دید زرتشت خدا مرده و زرتشت درباره زندگی در بین ادما صحبت میکنه اما پیرمرد از خدا و ارتباطش با خدا میگه، ما نمی تونیم بگیم هر دوی این نوع نگاه دیدگاه نیچه هستن. شاید تمام این شخصیت ها در این کتاب نماد گروه خاصی از مردم جامعه با تفکر خاص باشن، نظر خود من اینه اون پیرزن نماد زنان حتی پیشرفته امروزی هستن که کمترین احترامی برای زنان(یعنی خودشون) قائل نیستن و این نوع نگاه خودشونه که دوست دارن تحت امر باشن و عملا این جمله نوعی نگاه به تحقیر شدن زنان توسط خودشون اشاره داره. چون شما اگه کتاب رو بخونین نمیتونین تمام جملات داخل کتاب رو به یه تفکر و شخص واحد نسبت دهین...

پس به طور خلاصه باید بگم ما در این پست هدفمون این نبود که زن ستیز بودن و یا نبودن نیچه را اثبات کنیم بلکه می خوایم بگیم که ما چقد عادت کردیم بدون مطالعه و فکر کردن عمیق درباره موضوعی اون رو تحلیل کنیم.


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 13



تفسیر زن ستیزی نیچه(قسمت1)


در این قسمت نظرات مفسرین و افراد صاحب کتاب رو درباره نیچه و همچنین زن ستیزی نیچه بیان میکنم، ابتدا با جمله ای کلی از خانوم نوشین شاهنده شروع میکنم:

گفته های نیچه درباره زنان و استفاده او از زن و استعارات زنانه، در سراسر نوشته ها و آثارش، مقصود و منظور او را به درستی مشخص نمی سازد. گاهی نوشته های او چنان می نماید که جز "زن ستیزِ کینه توز" درباره اش نمی توان گفت و گاه به آسانی می توان او را همچون "قهرمان زنان" یا "قهرمان فمینیسم" دانست.

ویل دورانت درباب تاثیرپذیری نیچه از زن می گوید:

"عادت او بود کسانی را که در او بیش ترین تاثیر و نفوذ کرده اند طعنه زند و متهم سازد. این راهی بود که برای ادای دیون خود، بدون توجه انتخاب کرده بود."(دورانت،352:1374)

در مجموعه نامه هایی که نیچه برای خواهرش الیزابت نوشته و تحت عنوانِ خواهرم و من(1990) منتشر شده است، چنین می خوانیم: "سرانجام آنچه برای پنجاه سال خاموش مانده بود، یعنی سرگذشت پسری که در خانواده ای از زنانِ بدون مرد بزرگ شده بود-رابطه عجیب او با خواهرش- در اعترافات خودِ فیلسوف رخ می نمایاند".

این قسمت رو با جمله ای از ویل دورانت درباره تاثیر مرگ زودهنگام و ارتباط یک سویه نیچه در دوران اولیه زندگی با زنان به اتمام می رسانیم:

مرگ زودهنگام پدر در 1849م-که نیچه در آن زمان بیش از پنج سال نداشت-او را به دامان زنان خانواده یعنی مادر، خواهر، مادربزرگ و عمه های شوهرنکرده اش انداخت و "این امر موجب شد که با نرمی و حساسیت زنانه بار آید." (دورانت، 355:1374).


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 8



تفسیر زن ستیزی نیچه(قسمت2)


هر کسی با نیچه کمی آشنا باشه میدونه که نیچه در رابطه عاشقانه با یک زن زیبای روسی به نام لوسالومه شکت خورده و هیچوقت نتونسته یک رابطه عاشقانه پایدار با این زن داشته باشه:

"چون در عشق شکست خورده بود با تلخی غیر طبیعی ای که شایسته یک فیلسوف نیست، زن را مورد حمله قرار داد" (دورانت...)

"لوسالومه آن زن زیبای سیاه موی، به نیچه وفا نکرد، او را ناگرز ساخت که نیمی از اروپا را در پی او بگردد و با زبان شناسی و کلمات قصار در جلب توجه و عشق او بکوشد."(دورانت...)

جمله ای از یکی از مشهورترین مفسران نیچه به نام والتر کافمن:

"نظریه های نیچه را درباره ی زنان همچون نتایج تلخ و ناگواری می دانند که در عصر و زمانه ی خود او به وقوع پیوسته و با فلسفه اش بی ارتباط است"

این قسمت رو نیز با جمله ای از وینینگر درباره تاثیر نوع نگاه زمانه بر تفکر نیچه به پایان می رسونم:

تریدی نیست که مفهوم گفته های نیچه درباره ی زنان، در بیشتر جاها نشانگر عقایدی است که در عصر خود نیچه رایج بوده است، عقایدی که نیچه درباره آن ها منتقدانه برخورد نکرده و همان ها را پیرفته است. نیچه با این کار خود، با اجداد مردسالارش در یک راستا قرار می گیرد. در واقع نیچه بسیاری از ایده های خود را درباره ی زنان از آنها وام گرفته است که نه منشا و اصلی دارند و نه عمیق اند.


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 8



...


دوستان عزیزی که تا اینجا رو مطالعه فرموده اید ازتون میخوام قبل ادامه مبحث به این سوالی که میگم فک کنین و بعدش ادامه بدین:

با توجه به مطالبی که تاحالا درباره شرایط خاص زندگی نیچه بیان کرده ایم سوال من از شما اینه: ما باید به زن ستیزی نیچه دیدگاه روان شناختی داشته باشیم و یا فلسفه؟؟؟ یعنی ما باید این زن ستیز بودن نیچه رو به درک بالای او از فلسفه ربط بدیم یا به مسائل روان شناختی شخصیتی خود نیچه؟؟؟

خوب روی این سوال فک کنین.


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 4



تفسیر زن ستیزی نیچه(قسمت3)


یه کتاب فوق العاده زیبای فسلفی که اروین یالوم در قالب یک داستان فوق العاده بیانش کرده اسمش هست وقتی نیچه گریست. به همه عزیزان که اهل کتاب خوندن هستن و دوست دارن با خوندن یه کتاب درکشون بالا بره پیشنهاد میکنم این کتابو حتما بخونن. در این کتاب به عمیق بودن نیچه در فلسفه پی میبرین. میفهمین چقدر فیلسوف بزرگی بوده. تصویر روی جلد کتاب یه عکس هستش که در اون نیچه، لوسالومه و پل ره هستن، لوسالومه همون معضوقه روسی نیچه هستش و پل ره که از شاگردان نیچه در فلسفه بوده و کسی بوده که بعدها لوسالومه از نیچه فاصله گرفته و با اون ارتباط برقرار کرده. ابتدا عکس رو در زیر ببینین و بعدش یه جمله از اکرمن دراین باره میگم:



"گفته ی به نزد زنان میروی تازیانه را فراموش نکن شبیه گفته هایی است که در نظرهای ماکیاولی می توان یافت؛ هرچند که در عکسی سه نفره نیچه، پل ره و لوسالومه، این لوسالومه هستش که تازیانه را در دست بالا برده و این دو مرد را به جلو می راند"

وقتی نیچه به ندرت به زن اعتماد و میکند و حتی در کتابش میاد اونها رو شبیه گاو، کفتار و ... می داند میشه گفت اصا نیچه درک درستی از زن نداشته، یکی از دوستان نیچه به نام مالویدا فون میزنبوگ درباره درک نیچه از زنان جمله جالبی میگه، او در این باره و در پاسخ به یکی از بخش های کتاب انسانی بسیار انسانی نوشته نیچه میگه:

"من به او(نیچه) گفتم که باید بخصوص هنگامی که از زنان بحث می کند و آن ها را مد نظر دارد، هیچ اظهاری رسمی و نهایی نکند؛ چرا که او هنوز درباره زنان بسیار اندک می داند."

من در این چند بخش سعی کردم دلایل زن ستیزی نیچه رو از زبان افراد مطرح بیان کنم. کسایی که حداقل اگه درک درستی از تفکر نیچه نداشته باشن اما درباره نیچه و اثراتش خیلی عمیق تر و مفهومی تر از ما مطالعه کردن.


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 6



.


.


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 1



  • reza_irani_  

  • عضو از 1397/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 484

  • 237

زن ستیزی نیچه قسمت ذوالنعوظ


نیچه یه جورایی خودش رو شاگرد شوپنهاور میدونست و افکارشون خیلی بهم نزدیک بود و حتی دوستی نیچه و واگنر هم دلیلش علاقه جفتشون به شوپنهاور بوده و نیچه خیلی ساده به همه حمله می‌کرد ولی دربرابر شوپنهاور نهایت ادب رو رعایت می‌کرد، شوپنهاور درباره زنان چی میگه؟ میگه زن احمق، نادون، بی فکر، ضعیف، احساسی پست، رذل، دو رو و هر صفت بد دیگه ای به ذهنتون میرسه شوپنهاور بار زنان کرده، خب حالا چنتا از جملات نیچه رو می‌بینیم درباره زنان

///ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ! ﺍﺯ ﺍﺯﻝ ﭼﯿﺰﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﺗﺮ ﻭ ﺩﻝ ﺁﺯﺍﺭ ﺗﺮ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺧﻮ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ - ﻫﻨﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﺸﻐﻮﻟﯿﺘﺶ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ . ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻨﺮ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻏﺮﯾﺰﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺭﺝ ﻣﯽ ﻧﻬﯿﻢ . ﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺒﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﺑﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺗﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﯾﺮِ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻫﺎﯼ ﻇﺮﯾﻒ ﺷﺎﻥ، ﺟﺪﯾﺖ ﻭ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﮊﺭﻓﯽ ﻣﺎ ﺟﻨﻮﻥ ﺁﺳﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻣﺎﻥ ﺁﯾﺪ . ﻓﺮﺍﺳﻮﯼ ﻧﯿﮏ ﻭ ﺑﺪ - ﻧﯿﭽﻪ///جملاتی هم منسوب به نیچه هستند درباره زنان (نمیدونم چرا بهش میگن منسوب چون چنتا رو دقیقا از دهن خودش گفته یا تو کتاب هاش عینا آورده) ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻧﺸﺎﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﺍﻡﻫﺎﯼ ﺗﻨﺎﺳﻠﯽ ﺍﻭ ﺍﺧﺘﻼﻟﯽ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﺩﻩﺍﺳﺖ . ‏» ‏[ ۳ ‏] ‏« ﺯﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺯﻧﺎﻥْ ﮔﺮﺑﻪ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﮔﺎﻭ ﺑﺎﻗﯽﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻧﺪ . ‏» ‏[ ۳ ‏] ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﺯﺭﺗﺸﺖ ‏« ﺩﻭﺳﺖ ‏» ‏« ﻣﺮﺩِ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺯﻥِ ﻓﺮﺍﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ . ‏» ‏و این جملات رو میشه از بقیه حرفاش هم یه جورایی نتیجه گیری کرد، اون جملات رو دقیقا خود شوپنهاور گفته ولی نه به زبان ادبیات، به زبون روان ////جدا نمیدونم چرا برخی میخوان نیچه رو فمنیست جلوه بدن، خود نیچه فمنیست رو پست میدونست و یه جنبش مثل مسیحیت میدونست، حرکت بردگان، نشون دادن ضعف به ارزش و.....


ـــــــــــ

The great Lord of blue sky, give me power, give me your mercy،، من ذوالنعوظ هستم



  • 0



  • Sallomenta...  

  • عضو از 1397/10/23

  • پست‌‌‌ها: ‌ 436

  • 865

ذوالنعوظ گرامي....


نقل از: reza_irani_

نیچه یه جورایی خودش رو شاگرد شوپنهاور میدونست و افکارشون خیلی بهم نزدیک بود و حتی دوستی نیچه و واگنر هم دلیلش علاقه جفتشون به شوپنهاور بوده و نیچه خیلی ساده به همه حمله می‌کرد ولی دربرابر شوپنهاور نهایت ادب رو رعایت می‌کرد، شوپنهاور درباره زنان چی میگه؟ میگه زن احمق، نادون، بی فکر، ضعیف، احساسی پست، رذل، دو رو و هر صفت بد دیگه ای به ذهنتون میرسه شوپنهاور بار زنان کرده، خب حالا چنتا از جملات نیچه رو می‌بینیم درباره زنان

///ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ! ﺍﺯ ﺍﺯﻝ ﭼﯿﺰﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﺗﺮ ﻭ ﺩﻝ ﺁﺯﺍﺭ ﺗﺮ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺧﻮ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ - ﻫﻨﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﺸﻐﻮﻟﯿﺘﺶ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ . ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻨﺮ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻏﺮﯾﺰﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺭﺝ ﻣﯽ ﻧﻬﯿﻢ . ﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺒﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﺑﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺗﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﯾﺮِ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻫﺎﯼ ﻇﺮﯾﻒ ﺷﺎﻥ، ﺟﺪﯾﺖ ﻭ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﮊﺭﻓﯽ ﻣﺎ ﺟﻨﻮﻥ ﺁﺳﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻣﺎﻥ ﺁﯾﺪ . ﻓﺮﺍﺳﻮﯼ ﻧﯿﮏ ﻭ ﺑﺪ - ﻧﯿﭽﻪ///جملاتی هم منسوب به نیچه هستند درباره زنان (نمیدونم چرا بهش میگن منسوب چون چنتا رو دقیقا از دهن خودش گفته یا تو کتاب هاش عینا آورده) ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻧﺸﺎﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﺍﻡﻫﺎﯼ ﺗﻨﺎﺳﻠﯽ ﺍﻭ ﺍﺧﺘﻼﻟﯽ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﺩﻩﺍﺳﺖ . ‏» ‏[ ۳ ‏] ‏« ﺯﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺯﻧﺎﻥْ ﮔﺮﺑﻪ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﮔﺎﻭ ﺑﺎﻗﯽﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻧﺪ . ‏» ‏[ ۳ ‏] ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﺯﺭﺗﺸﺖ ‏« ﺩﻭﺳﺖ ‏» ‏« ﻣﺮﺩِ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺯﻥِ ﻓﺮﺍﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ . ‏» ‏و این جملات رو میشه از بقیه حرفاش هم یه جورایی نتیجه گیری کرد، اون جملات رو دقیقا خود شوپنهاور گفته ولی نه به زبان ادبیات، به زبون روان ////جدا نمیدونم چرا برخی میخوان نیچه رو فمنیست جلوه بدن، خود نیچه فمنیست رو پست میدونست و یه جنبش مثل مسیحیت میدونست، حرکت بردگان، نشون دادن ضعف به ارزش و.....

استدلال شما در برابر قضيه زن ستيزي نيچه ، منو ياد يه موضوع شناخته شده تو اين سايت انداخت و اونم دفاع بي دليل مسلمان زاده ها از اسلام عه.

منطق شما براي دفاع از زن ستيز بودن نيچه، صرفا بر اساس اينه که نيچه و شوپنهاور و امثالشون، جملات بي ارزشي درباره زن گفته اند.

نه عزيز دل ، اشتباه نکن،جنس مونث تا کنون به حاشيه کشيده شده تا دولت ها و گردانندگان سياست به اهداف خودشون برسن،

آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، کاترين اشتون، مادران من و شما و .... ،اينها همه داراي پست ترين رذالت هاي اخلاقي اند تنها به جرم اينکه جنس مونث اند.؟

استدلال شما براي پذيرفتن زن ستيزي فقط چند نقل قول ساده است؟بدون اينکه ببيني چه ايدئولوژي و تفکري پشت اين نقل قول ها خوابيده؟

نيچه زن ستيز بود، چون تجارب سخت و بدي از هم نشيني با زنان به دست آورده بود،چون جامعه مذهبي اون زمان بر عليه زن بود، چون سياست کليسا بر عليه زنان بود.

نيچه اين عقايد مزخرف رو-البته اونجور که شما عنوان ميکني- داشت چون نمي تونست بي طرف تصميم گيري کنه...

اين که در اثر معاشرت هاي ناموفق با زنان ، اونها رو منشأ پستي و رذالت هاي اخلاقي بدونيم صحيح نيست، شايد ما مقصر باشيم، اشتباهي که نيچه در ديدگاهش مرتکب شد و شما هم در حال تکرار اون هستي....


استاد من هميشه يه جمله مشهوري داره که ميگه:

دنياي بدون زن،دنياي سرشار از اختلالات رواني عه،همونطور که مرد، سازنده اقتصاد،سياست،جامعه و ... است-البته در اکثر موارد- زن سازنده روح ،روان، آرامش،آسايش و مولد و پايدار کننده جوامع است....

البته مطمئنم که ميدونيد اعتبار يک جامعه،به کيفيت بقاي اون عه و اين کيفيت،اغلب به عهده زنان گذاشته شده....

اميدوارم زن ستيزي و ديدگاه هاي جنسيتي تبعيض آميز،ريشه کن بشه و فردايي برابر در انتظارمون باشه.....


ـــــــــــ

"don't try to be perfect,just try to be better than you were yesterday"



  • 4



خطاب به کاربران محترم شهوانی


بیاین عمیق تر به این مساله نگاه کنیم. و اینقد دنبال رد زن ستیزی نباشیم. اینقد نیایم مثال دانشمندان و سیاست مداران مطرح زن رو بزنیم چون وجود چنین زنان بزرگی در طول تاریخ حتی اگه تعدادشون کم هم باشه خودش اصل زن ستیزی رو مردود میکنه، پس دنبال رد زن ستیزی نباشیم چون این تفکر خیلی پیش پا افتادس و سطحیه. بیاین برای یه بارم شده بپذیریم جامعه بشری در طول تاریخ درگیر این مساله بوده اما به جای ردش به دنبال بررسی دلایل این موضوع باشیم.

برای این کار، باید از نیچه و زمان عبور کنیم و به حال نگاه کنیم، چرا با گذشت این همه سال از دوره نیچه و مدرن شدن جوامع بشری باز نگاه زن ستیز بر تفکرات مردم به خصوص در جوامع غیر پیشرو وجود داره؟؟؟ سوال مهمتر اینه: خود زنان چقد در این نوع نگاه مقصر هستن؟؟ آیا زنان کمتر از مردان مقصر هستن؟؟ بانوان سایت که این تاپیک رو مطالعه میکنن خواهشا به این قسمت حرفم توجه داشته باشن، آیا دلیل به وجود اومدن چنین نگاهی صرفا نیچه و شپنهاور و امثالهم هستن؟؟ یعنی چند نفر میتونن اینقد موثر باشن در این نوع نگاه؟؟ یا اینکه قضیه چیزی فراتر و جدی تر از این حرفاس؟؟

درخواست من از همه آقایان و بانوان این سایت اینه: خواهشاً برای مدتی رفتار خودتون در زندگی اجتماعی رو مورد بررسی قرار بدین و ببینین چقد رفتارتون در به وجود اومدن چنین دیدگاهی موثر بوده؟؟؟

با تشکر...


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 3



  • Mr.Binam  

  • عضو از 1397/5/2

  • پست‌‌‌ها: ‌ 450

  • 735

یک جمله از Mr.Binam


روزی از یکی از اطرافیان ی جمله شنیدم که بعدا خودم تکمیلش کردم.گفت:«همه افراد این دنیا تفسیر های ادراکی میکنند»

منظورش این بود که هرکسی به میزان درک و فهم خودش مسائل این دنیا رو تفسیر میکنه و هرچی که به نظرش درسته رو بیان میکنه و از دیگران انتظار پیروی داره......بعد ها خودم فهمیدم که نمیشه واقعا کسی رو الگوی خودم قرار بدم و پیروی صرف از عقاید یک نفر امکان پذیر نیست بلکه باید مطالب رو از افراد زیادی جمع کرد و باش یک استدلال و قانون درست برای زندگی بوجود آورد

افراد کمی تو این دنیا بودند که کامل بودند و سخنانشون بی نقص بوده:سقراط،سهروردی(شیخ اشراق) و...


ـــــــــــ

همه تخممن؛بعضی لاپا،بعضی چشا



  • 4



عرض شود که


نقل از: سایه+روشن+جنگل

بیاین عمیق تر به این مساله نگاه کنیم. و اینقد دنبال رد زن ستیزی نباشیم. اینقد نیایم مثال دانشمندان و سیاست مداران مطرح زن رو بزنیم چون وجود چنین زنان بزرگی در طول تاریخ حتی اگه تعدادشون کم هم باشه خودش اصل زن ستیزی رو مردود میکنه، پس دنبال رد زن ستیزی نباشیم چون این تفکر خیلی پیش پا افتادس و سطحیه. بیاین برای یه بارم شده بپذیریم جامعه بشری در طول تاریخ درگیر این مساله بوده اما به جای ردش به دنبال بررسی دلایل این موضوع باشیم.

برای این کار، باید از نیچه و زمان عبور کنیم و به حال نگاه کنیم، چرا با گذشت این همه سال از دوره نیچه و مدرن شدن جوامع بشری باز نگاه زن ستیز بر تفکرات مردم به خصوص در جوامع غیر پیشرو وجود داره؟؟؟ سوال مهمتر اینه: خود زنان چقد در این نوع نگاه مقصر هستن؟؟ آیا زنان کمتر از مردان مقصر هستن؟؟ بانوان سایت که این تاپیک رو مطالعه میکنن خواهشا به این قسمت حرفم توجه داشته باشن، آیا دلیل به وجود اومدن چنین نگاهی صرفا نیچه و شپنهاور و امثالهم هستن؟؟ یعنی چند نفر میتونن اینقد موثر باشن در این نوع نگاه؟؟ یا اینکه قضیه چیزی فراتر و جدی تر از این حرفاس؟؟

درخواست من از همه آقایان و بانوان این سایت اینه: خواهشاً برای مدتی رفتار خودتون در زندگی اجتماعی رو مورد بررسی قرار بدین و ببینین چقد رفتارتون در به وجود اومدن چنین دیدگاهی موثر بوده؟؟؟

با تشکر...


دلیلش این دیدگاس که گمان میرود زن در سکس کرده میشود. همینو برو تا تهش میبینی ریشه‌ی تموم این قضایاس که به زن‌ستیزی منجر شده.
حال بنگریم خودمون چقد این دیدگا رو داریم؟


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 5



...


نقل از: Mr.Binam روزی از یکی از اطرافیان ی جمله شنیدم که بعدا خودم تکمیلش کردم.گفت:«همه افراد این دنیا تفسیر های ادراکی میکنند» منظورش این بود که هرکسی به میزان درک و فهم خودش مسائل این دنیا رو تفسیر میکنه و هرچی که به نظرش درسته رو بیان میکنه و از دیگران انتظار پیروی داره......بعد ها خودم فهمیدم که نمیشه واقعا کسی رو الگوی خودم قرار بدم و پیروی صرف از عقاید یک نفر امکان پذیر نیست بلکه باید مطالب رو از افراد زیادی جمع کرد و باش یک استدلال و قانون درست برای زندگی بوجود آورد افراد کمی تو این دنیا بودند که کامل بودند و سخنانشون بی نقص بوده:سقراط،سهروردی(شیخ اشراق) و...

عزیز، ابتدا تشکر بابت حضورت در بحث تاپیک. باید بگم با قسمت ابتدایی حرفات کاملا موافقم که نباید از انسان ها و تفکرات قدیس سازی کنیم و عملا تفکری رو مقدس کنیم. اما با قسمت دوم صحبت هاتون هم نظر نیستم، اینکه میگید افرادی مثل سقراط و سهرودی سخنانشون بی نقص(این یعنی مطلق صحبت کردن درباره یک شخص) بودن خودش رد قسمت اول صحبت هاتون هست و من با این قسمت صحبت هاتون مخالفم

تشکر از حضورتون در تاپیک


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 4



اسکلت عزیز


نقل از: اسکلت حشری
نقل از: سایه+روشن+جنگل

بیاین عمیق تر به این مساله نگاه کنیم. و اینقد دنبال رد زن ستیزی نباشیم. اینقد نیایم مثال دانشمندان و سیاست مداران مطرح زن رو بزنیم چون وجود چنین زنان بزرگی در طول تاریخ حتی اگه تعدادشون کم هم باشه خودش اصل زن ستیزی رو مردود میکنه، پس دنبال رد زن ستیزی نباشیم چون این تفکر خیلی پیش پا افتادس و سطحیه. بیاین برای یه بارم شده بپذیریم جامعه بشری در طول تاریخ درگیر این مساله بوده اما به جای ردش به دنبال بررسی دلایل این موضوع باشیم.

برای این کار، باید از نیچه و زمان عبور کنیم و به حال نگاه کنیم، چرا با گذشت این همه سال از دوره نیچه و مدرن شدن جوامع بشری باز نگاه زن ستیز بر تفکرات مردم به خصوص در جوامع غیر پیشرو وجود داره؟؟؟ سوال مهمتر اینه: خود زنان چقد در این نوع نگاه مقصر هستن؟؟ آیا زنان کمتر از مردان مقصر هستن؟؟ بانوان سایت که این تاپیک رو مطالعه میکنن خواهشا به این قسمت حرفم توجه داشته باشن، آیا دلیل به وجود اومدن چنین نگاهی صرفا نیچه و شپنهاور و امثالهم هستن؟؟ یعنی چند نفر میتونن اینقد موثر باشن در این نوع نگاه؟؟ یا اینکه قضیه چیزی فراتر و جدی تر از این حرفاس؟؟

درخواست من از همه آقایان و بانوان این سایت اینه: خواهشاً برای مدتی رفتار خودتون در زندگی اجتماعی رو مورد بررسی قرار بدین و ببینین چقد رفتارتون در به وجود اومدن چنین دیدگاهی موثر بوده؟؟؟

با تشکر...


دلیلش این دیدگاس که گمان میرود زن در سکس کرده میشود. همینو برو تا تهش میبینی ریشه‌ی تموم این قضایاس که به زن‌ستیزی منجر شده.
حال بنگریم خودمون چقد این دیدگا رو داریم؟

قسمت اول صحبتتون رو باید به جای نقل زدن دربارش فقط عمیق فک کرد. اما درباره قسمت دوم صحبتتون: کاملا درست میگین و مهم ترین بخش ماجرا هیمنه، چون قطعا زن ستیزی به خاطر سخنان افراد به وجود نیومده بلکه به خاطر رفتار و تفکر افراد در جوامع به وجود اومده. رفتار ما در سکس، نگاه ما به سکس، قسمتی از همون بحث تفکر و رفتار ما در شکل گرفتن پدیده زن ستیزی است. اما اسکلت عزیز در کنار این موضوع باید به این نکته هم دقت کنیم که آیا فقط مردها این دیدگاه رو دارن که زن در سکس کرده می شود یا اینکه خود زنان نیز چنین دیدگاهی دارن و یا اصولا در به وجود اومدن چنین دیدگاهی مقصر هستن؟؟؟ من بعضی وقتا که با یک دختر همصحبت میشم میبینم طرف خودش به اینکه به عنوان جنس دوم نظر گرفته بشه راضیه و کاملا این حسو دوست داره و این واقعا انسان رو متاسف میکنه...


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 2



عرض شود که


نقل از: سایه+روشن+جنگل
نقل از: اسکلت حشری
نقل از: سایه+روشن+جنگل

بیاین عمیق تر به این مساله نگاه کنیم. و اینقد دنبال رد زن ستیزی نباشیم. اینقد نیایم مثال دانشمندان و سیاست مداران مطرح زن رو بزنیم چون وجود چنین زنان بزرگی در طول تاریخ حتی اگه تعدادشون کم هم باشه خودش اصل زن ستیزی رو مردود میکنه، پس دنبال رد زن ستیزی نباشیم چون این تفکر خیلی پیش پا افتادس و سطحیه. بیاین برای یه بارم شده بپذیریم جامعه بشری در طول تاریخ درگیر این مساله بوده اما به جای ردش به دنبال بررسی دلایل این موضوع باشیم.

برای این کار، باید از نیچه و زمان عبور کنیم و به حال نگاه کنیم، چرا با گذشت این همه سال از دوره نیچه و مدرن شدن جوامع بشری باز نگاه زن ستیز بر تفکرات مردم به خصوص در جوامع غیر پیشرو وجود داره؟؟؟ سوال مهمتر اینه: خود زنان چقد در این نوع نگاه مقصر هستن؟؟ آیا زنان کمتر از مردان مقصر هستن؟؟ بانوان سایت که این تاپیک رو مطالعه میکنن خواهشا به این قسمت حرفم توجه داشته باشن، آیا دلیل به وجود اومدن چنین نگاهی صرفا نیچه و شپنهاور و امثالهم هستن؟؟ یعنی چند نفر میتونن اینقد موثر باشن در این نوع نگاه؟؟ یا اینکه قضیه چیزی فراتر و جدی تر از این حرفاس؟؟

درخواست من از همه آقایان و بانوان این سایت اینه: خواهشاً برای مدتی رفتار خودتون در زندگی اجتماعی رو مورد بررسی قرار بدین و ببینین چقد رفتارتون در به وجود اومدن چنین دیدگاهی موثر بوده؟؟؟

با تشکر...


دلیلش این دیدگاس که گمان میرود زن در سکس کرده میشود. همینو برو تا تهش میبینی ریشه‌ی تموم این قضایاس که به زن‌ستیزی منجر شده.
حال بنگریم خودمون چقد این دیدگا رو داریم؟

قسمت اول صحبتتون رو باید به جای نقل زدن دربارش فقط عمیق فک کرد. اما درباره قسمت دوم صحبتتون: کاملا درست میگین و مهم ترین بخش ماجرا هیمنه، چون قطعا زن ستیزی به خاطر سخنان افراد به وجود نیومده بلکه به خاطر رفتار و تفکر افراد در جوامع به وجود اومده. رفتار ما در سکس، نگاه ما به سکس، قسمتی از همون بحث تفکر و رفتار ما در شکل گرفتن پدیده زن ستیزی است. اما اسکلت عزیز در کنار این موضوع باید به این نکته هم دقت کنیم که آیا فقط مردها این دیدگاه رو دارن که زن در سکس کرده می شود یا اینکه خود زنان نیز چنین دیدگاهی دارن و یا اصولا در به وجود اومدن چنین دیدگاهی مقصر هستن؟؟؟ من بعضی وقتا که با یک دختر همصحبت میشم میبینم طرف خودش به اینکه به عنوان جنس دوم نظر گرفته بشه راضیه و کاملا این حسو دوست داره و این واقعا انسان رو متاسف میکنه...


این سخن شما که لاقل بخش عمده‌ای از خود زنان نیز این دیدگا رو نسبت به جنسیت خودشون دارن که صدالبته درسته و تردیدی هم درش نیس. در فضای مجازی هم به وفور دیدیم در این راستا از هشتک #زنان_علیه_زنان اسفاده میشود. منتها منصفانه نیس اگر صرفاً به همین دلیل ما بیایم دس کم نصف تخصیر قضیه رو بندازیم گردن خود زنان.
فراموش نشود که قدرت دس مردان است و زنان از ابتدا قربانی تربیت مردسالار بودن.

سخنی منصوب به یکی از مبارزان با سنت برده‌داری هس که ازش پرسیدن «سخ‌ترین قسمت کارت کجا بود»؟ گف «این‌که به خود برده‌ها بفهمونم مستحق بردگی نیسن!» حالا اصل سخن رو یادم نی ولی یه چیزی تو همین مایه‌ها بود.
زنی که در فضایی رشد میکند که مدام به طرق مختلف این دیدگا نسبت به خودش با زور تو سرش کوبیده میشود، چگونه در چنین بستری فرصت اندیشیدن بیابد و دریابد که اینچنین نیس؟


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 2



  • Mr.Binam  

  • عضو از 1397/5/2

  • پست‌‌‌ها: ‌ 450

  • 735

نقل از: سایه+روشن+جنگل


نقل از: سایه+روشن+جنگل
نقل از: Mr.Binam روزی از یکی از اطرافیان ی جمله شنیدم که بعدا خودم تکمیلش کردم.گفت:«همه افراد این دنیا تفسیر های ادراکی میکنند» منظورش این بود که هرکسی به میزان درک و فهم خودش مسائل این دنیا رو تفسیر میکنه و هرچی که به نظرش درسته رو بیان میکنه و از دیگران انتظار پیروی داره......بعد ها خودم فهمیدم که نمیشه واقعا کسی رو الگوی خودم قرار بدم و پیروی صرف از عقاید یک نفر امکان پذیر نیست بلکه باید مطالب رو از افراد زیادی جمع کرد و باش یک استدلال و قانون درست برای زندگی بوجود آورد افراد کمی تو این دنیا بودند که کامل بودند و سخنانشون بی نقص بوده:سقراط،سهروردی(شیخ اشراق) و...

عزیز، ابتدا تشکر بابت حضورت در بحث تاپیک. باید بگم با قسمت ابتدایی حرفات کاملا موافقم که نباید از انسان ها و تفکرات قدیس سازی کنیم و عملا تفکری رو مقدس کنیم. اما با قسمت دوم صحبت هاتون هم نظر نیستم، اینکه میگید افرادی مثل سقراط و سهرودی سخنانشون بی نقص(این یعنی مطلق صحبت کردن درباره یک شخص) بودن خودش رد قسمت اول صحبت هاتون هست و من با این قسمت صحبت هاتون مخالفم

تشکر از حضورتون در تاپیک

مرسی (rose)

اون قسمت سقراط و سهروردی رو که گفتم منظورم این نبود که باید از چنین افرادی الگوسازی کرد چون همونطور که تو قسمت اول حرفم گفتم الگوسازی نباید صورت بگیره چون باعث عقاید غلط میشه..درواقع منظورم از بیان اسم این افراد این بود که افراد معدودی اونم تا حدودی سخنانشون بی نقص و کامله


ـــــــــــ

همه تخممن؛بعضی لاپا،بعضی چشا



  • 1



  • shadow69  

  • عضو از 1395/10/9

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4383

  • 11574

Shadow


در مورد سوالی که مطرح کردید. دلیل روانشناسی یا فلسفی...
به نظر من دلایل روانشناسی که بیشتر نمود پیدا کرده در شخصیتش ،نوع نگاه نیچه به زن نشون دهنده کینه عمیقش به زن هاست.


ـــــــــــ

انسان تنها بود، خدا رو آفرید...



  • 2



...


نقل از: اسکلت حشری
نقل از: سایه+روشن+جنگل
نقل از: اسکلت حشری
نقل از: سایه+روشن+جنگل

بیاین عمیق تر به این مساله نگاه کنیم. و اینقد دنبال رد زن ستیزی نباشیم. اینقد نیایم مثال دانشمندان و سیاست مداران مطرح زن رو بزنیم چون وجود چنین زنان بزرگی در طول تاریخ حتی اگه تعدادشون کم هم باشه خودش اصل زن ستیزی رو مردود میکنه، پس دنبال رد زن ستیزی نباشیم چون این تفکر خیلی پیش پا افتادس و سطحیه. بیاین برای یه بارم شده بپذیریم جامعه بشری در طول تاریخ درگیر این مساله بوده اما به جای ردش به دنبال بررسی دلایل این موضوع باشیم.

برای این کار، باید از نیچه و زمان عبور کنیم و به حال نگاه کنیم، چرا با گذشت این همه سال از دوره نیچه و مدرن شدن جوامع بشری باز نگاه زن ستیز بر تفکرات مردم به خصوص در جوامع غیر پیشرو وجود داره؟؟؟ سوال مهمتر اینه: خود زنان چقد در این نوع نگاه مقصر هستن؟؟ آیا زنان کمتر از مردان مقصر هستن؟؟ بانوان سایت که این تاپیک رو مطالعه میکنن خواهشا به این قسمت حرفم توجه داشته باشن، آیا دلیل به وجود اومدن چنین نگاهی صرفا نیچه و شپنهاور و امثالهم هستن؟؟ یعنی چند نفر میتونن اینقد موثر باشن در این نوع نگاه؟؟ یا اینکه قضیه چیزی فراتر و جدی تر از این حرفاس؟؟

درخواست من از همه آقایان و بانوان این سایت اینه: خواهشاً برای مدتی رفتار خودتون در زندگی اجتماعی رو مورد بررسی قرار بدین و ببینین چقد رفتارتون در به وجود اومدن چنین دیدگاهی موثر بوده؟؟؟

با تشکر...


دلیلش این دیدگاس که گمان میرود زن در سکس کرده میشود. همینو برو تا تهش میبینی ریشه‌ی تموم این قضایاس که به زن‌ستیزی منجر شده.
حال بنگریم خودمون چقد این دیدگا رو داریم؟

قسمت اول صحبتتون رو باید به جای نقل زدن دربارش فقط عمیق فک کرد. اما درباره قسمت دوم صحبتتون: کاملا درست میگین و مهم ترین بخش ماجرا هیمنه، چون قطعا زن ستیزی به خاطر سخنان افراد به وجود نیومده بلکه به خاطر رفتار و تفکر افراد در جوامع به وجود اومده. رفتار ما در سکس، نگاه ما به سکس، قسمتی از همون بحث تفکر و رفتار ما در شکل گرفتن پدیده زن ستیزی است. اما اسکلت عزیز در کنار این موضوع باید به این نکته هم دقت کنیم که آیا فقط مردها این دیدگاه رو دارن که زن در سکس کرده می شود یا اینکه خود زنان نیز چنین دیدگاهی دارن و یا اصولا در به وجود اومدن چنین دیدگاهی مقصر هستن؟؟؟ من بعضی وقتا که با یک دختر همصحبت میشم میبینم طرف خودش به اینکه به عنوان جنس دوم نظر گرفته بشه راضیه و کاملا این حسو دوست داره و این واقعا انسان رو متاسف میکنه...


این سخن شما که لاقل بخش عمده‌ای از خود زنان نیز این دیدگا رو نسبت به جنسیت خودشون دارن که صدالبته درسته و تردیدی هم درش نیس. در فضای مجازی هم به وفور دیدیم در این راستا از هشتک #زنان_علیه_زنان اسفاده میشود. منتها منصفانه نیس اگر صرفاً به همین دلیل ما بیایم دس کم نصف تخصیر قضیه رو بندازیم گردن خود زنان.
فراموش نشود که قدرت دس مردان است و زنان از ابتدا قربانی تربیت مردسالار بودن.

سخنی منصوب به یکی از مبارزان با سنت برده‌داری هس که ازش پرسیدن «سخ‌ترین قسمت کارت کجا بود»؟ گف «این‌که به خود برده‌ها بفهمونم مستحق بردگی نیسن!» حالا اصل سخن رو یادم نی ولی یه چیزی تو همین مایه‌ها بود.
زنی که در فضایی رشد میکند که مدام به طرق مختلف این دیدگا نسبت به خودش با زور تو سرش کوبیده میشود، چگونه در چنین بستری فرصت اندیشیدن بیابد و دریابد که اینچنین نیس؟

بسیار پست دقیق و قابل تاملی بود(ok) (ok) (ok)

یکی از جملات نیچه که من به شدت قبولش دارم اینه که ما باید به دنبال ایجاد ابر انسان باشیم. نمیخواهم جنبه فلسفی به این جمله بدم بلکه میخوام از این جمله دقیق در راستای زندگی روزمره خودمون استفاده کنم:

به نظر من امروزه برای پیشرفت در هر زمینه ای باید به دنبال تربیت ابرانسان بود...در فرهنگ به نظر من ابرانسان میشه مردم ژاپن که عادت کردن وقتی از یه محیط عمومی بیرون میرن زباله هارو جمع کنن، ابرانسان در بحث عملی میشه مریم میرزاخانی ها که بتونیم هوش و استعدادشونو در جایگاه درست به کار بگیریم، ابرانسان در بحث...

و اینکه من درباره میزان تقصیر درصد بندی نکردم، و اینکه من منکر نبود بستر مناسب به خصوص در جوامع ای مثل جامعه خودمون نشدم برای اینه که: من میگم برای تغییر این تفکر نیاز به تعداد یا درصد نداریم بلکه نیاز به نگاه درست داریم. چه بسا دختران یا پسرانی باشن که خودشون فک کنن زن ستیز نیستن اما تفکرشون کاملا غلط باشه. من میگم اگه ما با تفکر به دنبال ریشه یابی ایجاد این نوع نگاه شده باشیم و سطحی به ماجرا نگاه نکنیم اونوقت میتونیم به صورت شاخه ای حداقل در ساختن نسل های اینده موثر باشیم. و میتونیم با گذشت زمان این درصد رو تغییر بدیم. فک کن زن یا مردی که درک درستی از موضوع زن ستیزی دارن به چه اندازه میتونن روی ذهن فرزندشون تاثیرگزار باشن؟؟

نکته دیگه هم من باید بهش اشاره کنم اینه: به نظر من اون کسی که زن ستیزی رو باور داره و قبول داره جنس دومه خیلی کمتر از کسی که فک میکنه با زن ستیزی مخالفه اما درک درستی از این مخالفت نداره میتونه اسیب زا باشه...


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 1



...


نقل از: Mr.Binam
نقل از: سایه+روشن+جنگل
نقل از: Mr.Binam روزی از یکی از اطرافیان ی جمله شنیدم که بعدا خودم تکمیلش کردم.گفت:«همه افراد این دنیا تفسیر های ادراکی میکنند» منظورش این بود که هرکسی به میزان درک و فهم خودش مسائل این دنیا رو تفسیر میکنه و هرچی که به نظرش درسته رو بیان میکنه و از دیگران انتظار پیروی داره......بعد ها خودم فهمیدم که نمیشه واقعا کسی رو الگوی خودم قرار بدم و پیروی صرف از عقاید یک نفر امکان پذیر نیست بلکه باید مطالب رو از افراد زیادی جمع کرد و باش یک استدلال و قانون درست برای زندگی بوجود آورد افراد کمی تو این دنیا بودند که کامل بودند و سخنانشون بی نقص بوده:سقراط،سهروردی(شیخ اشراق) و...

عزیز، ابتدا تشکر بابت حضورت در بحث تاپیک. باید بگم با قسمت ابتدایی حرفات کاملا موافقم که نباید از انسان ها و تفکرات قدیس سازی کنیم و عملا تفکری رو مقدس کنیم. اما با قسمت دوم صحبت هاتون هم نظر نیستم، اینکه میگید افرادی مثل سقراط و سهرودی سخنانشون بی نقص(این یعنی مطلق صحبت کردن درباره یک شخص) بودن خودش رد قسمت اول صحبت هاتون هست و من با این قسمت صحبت هاتون مخالفم

تشکر از حضورتون در تاپیک

مرسی (rose)

اون قسمت سقراط و سهروردی رو که گفتم منظورم این نبود که باید از چنین افرادی الگوسازی کرد چون همونطور که تو قسمت اول حرفم گفتم الگوسازی نباید صورت بگیره چون باعث عقاید غلط میشه..درواقع منظورم از بیان اسم این افراد این بود که افراد معدودی اونم تا حدودی سخنانشون بی نقص و کامله

الان که از واژه ی تاحدودی استفاده کردین همه چی حل شد و نگاهمون به هم نزدیکتر شد (rose) (rose)


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 2



  • reza_irani_  

  • عضو از 1397/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 484

  • 237

نقل از: Sallomenta...


نقل از: Sallomenta...
نقل از: reza_irani_

نیچه یه جورایی خودش رو شاگرد شوپنهاور میدونست و افکارشون خیلی بهم نزدیک بود و حتی دوستی نیچه و واگنر هم دلیلش علاقه جفتشون به شوپنهاور بوده و نیچه خیلی ساده به همه حمله می‌کرد ولی دربرابر شوپنهاور نهایت ادب رو رعایت می‌کرد، شوپنهاور درباره زنان چی میگه؟ میگه زن احمق، نادون، بی فکر، ضعیف، احساسی پست، رذل، دو رو و هر صفت بد دیگه ای به ذهنتون میرسه شوپنهاور بار زنان کرده، خب حالا چنتا از جملات نیچه رو می‌بینیم درباره زنان

///ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ! ﺍﺯ ﺍﺯﻝ ﭼﯿﺰﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﺗﺮ ﻭ ﺩﻝ ﺁﺯﺍﺭ ﺗﺮ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺧﻮ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ - ﻫﻨﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﺸﻐﻮﻟﯿﺘﺶ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ . ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻨﺮ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻏﺮﯾﺰﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺭﺝ ﻣﯽ ﻧﻬﯿﻢ . ﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺒﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﺑﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺗﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﯾﺮِ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻫﺎﯼ ﻇﺮﯾﻒ ﺷﺎﻥ، ﺟﺪﯾﺖ ﻭ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﮊﺭﻓﯽ ﻣﺎ ﺟﻨﻮﻥ ﺁﺳﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻣﺎﻥ ﺁﯾﺪ . ﻓﺮﺍﺳﻮﯼ ﻧﯿﮏ ﻭ ﺑﺪ - ﻧﯿﭽﻪ///جملاتی هم منسوب به نیچه هستند درباره زنان (نمیدونم چرا بهش میگن منسوب چون چنتا رو دقیقا از دهن خودش گفته یا تو کتاب هاش عینا آورده) ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻧﺸﺎﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﺍﻡﻫﺎﯼ ﺗﻨﺎﺳﻠﯽ ﺍﻭ ﺍﺧﺘﻼﻟﯽ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﺩﻩﺍﺳﺖ . ‏» ‏[ ۳ ‏] ‏« ﺯﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺯﻧﺎﻥْ ﮔﺮﺑﻪ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﮔﺎﻭ ﺑﺎﻗﯽﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻧﺪ . ‏» ‏[ ۳ ‏] ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﺯﺭﺗﺸﺖ ‏« ﺩﻭﺳﺖ ‏» ‏« ﻣﺮﺩِ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺯﻥِ ﻓﺮﺍﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ . ‏» ‏و این جملات رو میشه از بقیه حرفاش هم یه جورایی نتیجه گیری کرد، اون جملات رو دقیقا خود شوپنهاور گفته ولی نه به زبان ادبیات، به زبون روان ////جدا نمیدونم چرا برخی میخوان نیچه رو فمنیست جلوه بدن، خود نیچه فمنیست رو پست میدونست و یه جنبش مثل مسیحیت میدونست، حرکت بردگان، نشون دادن ضعف به ارزش و.....

استدلال شما در برابر قضيه زن ستيزي نيچه ، منو ياد يه موضوع شناخته شده تو اين سايت انداخت و اونم دفاع بي دليل مسلمان زاده ها از اسلام عه. منطق شما براي دفاع از زن ستيز بودن نيچه، صرفا بر اساس اينه که نيچه و شوپنهاور و امثالشون، جملات بي ارزشي درباره زن گفته اند. نه عزيز دل ، اشتباه نکن،جنس مونث تا کنون به حاشيه کشيده شده تا دولت ها و گردانندگان سياست به اهداف خودشون برسن، آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، کاترين اشتون، مادران من و شما و .... ،اينها همه داراي پست ترين رذالت هاي اخلاقي اند تنها به جرم اينکه جنس مونث اند.؟ استدلال شما براي پذيرفتن زن ستيزي فقط چند نقل قول ساده است؟بدون اينکه ببيني چه ايدئولوژي و تفکري پشت اين نقل قول ها خوابيده؟ نيچه زن ستيز بود، چون تجارب سخت و بدي از هم نشيني با زنان به دست آورده بود،چون جامعه مذهبي اون زمان بر عليه زن بود، چون سياست کليسا بر عليه زنان بود. نيچه اين عقايد مزخرف رو-البته اونجور که شما عنوان ميکني- داشت چون نمي تونست بي طرف تصميم گيري کنه... اين که در اثر معاشرت هاي ناموفق با زنان ، اونها رو منشأ پستي و رذالت هاي اخلاقي بدونيم صحيح نيست، شايد ما مقصر باشيم، اشتباهي که نيچه در ديدگاهش مرتکب شد و شما هم در حال تکرار اون هستي.... ------ استاد من هميشه يه جمله مشهوري داره که ميگه: >دنياي بدون زن،دنياي سرشار از اختلالات رواني عه،همونطور که مرد، سازنده اقتصاد،سياست،جامعه و ... است-البته در اکثر موارد- زن سازنده روح ،روان، آرامش،آسايش و مولد و پايدار کننده جوامع است.... البته مطمئنم که ميدونيد اعتبار يک جامعه،به کيفيت بقاي اون عه و اين کيفيت،اغلب به عهده زنان گذاشته شده.... #اميدوارم زن ستيزي و ديدگاه هاي جنسيتي تبعيض آميز،ريشه کن بشه و فردايي برابر در انتظارمون باشه.....

این تاپیک درباره نیچه هست و من صرفا گفتم که تفکر نیچه اونجوری بود، همین، جدا از تکرار کردن حرف های تکراری خوشم نمیاد پس تو پست بعدی که اینجا میزارم و واسه صاحب تاپیک نقل زدم جواب خیلی از حرفات هست

ـــــــــــ

The great Lord of blue sky, give me power, give me your mercy،، من ذوالنعوظ هستم



  • 0



ممنون از حضورت در بحث شادوی عزیز


نقل از: shadow69 در مورد سوالی که مطرح کردید. دلیل روانشناسی یا فلسفی... به نظر من دلایل روانشناسی که بیشتر نمود پیدا کرده در شخصیتش ،نوع نگاه نیچه به زن نشون دهنده کینه عمیقش به زن هاست.

این منطقی ترین نوع نگاهیه که میشه به این حد از زن ستیزی نیچه داشت و البته اگر این موضوع رو یک ضعف در تفکر نیچه بدونیم باید بپذیرم که این نقص هیچ ایرادی نمیتونه به برجسته بودن نیچه به عنوان یک فیلسوف بگیره. البته من سعی میکنم در ادامه این تاپیک نگاه دیگری که افراد برجسته به دیدگاه نیچه درباره زن و زنانگی داشته رو بیان کنم...


ـــــــــــ

سلاخی می‌گريست، به قناری کوچکی دل باخته بود...



  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

آیا زنان و مردان نسبت به یکدیگر برترند؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «