سکس دوم من با مدیر آموزشگاه



سلام
من سمیرا هستم
تاپیک های قبل از سکس خودم براتون گفتم که با مدیر یه آموزشگاه زبان سکس داشتم این تاپیک میخوام ماجرای سکس دوم خودم با مدیر همون آموزشگاه رو بگم
روز شنبه بود گفتم تا وقت هست قبل از اینکه برم مغازه یه سر به آموزشگاه زبان بزنم
ساعت حدود هشت و ربع بود رفتم ماشین رو دم در آموزشگاه گذاشتم در باز بود ولی هیچ کس نبود رفتم داخل مدیر داشت با یه زن حرف میزد من که رسیدم اون زنه رفت من رو که دید شناخت کلی احوال پرسی کرد و این حرفا گفتم اومدم از وضعیت پسرم بپرسم مدیر گفت چقد زود اومدی ساعت هشت و نیم بود
گفتم چند باید بیام؟
گفت ده ولی اشکال نداره بیا بریم اتاق سرایدار یه چای باهم بخوریم
پیش خودم گفتم این یارو بازم یه نقشه داره
گفتم من زیاد وقت ندارم باید برم کلی کار دارم
گفت اشکال نداره مگه نیومدی قسط دوم رو بدی
گفتم چطور مگه
گفت خوب دیگه بیا بریم بهت میگم
یادم اومد جریان قسط چی بود اصلا تو فکرم نبود یهو یادش افتادم
رفتم سمت اتاق بهم گفت خودم تنهام معمولا زود که میام بعضی وقتا مادرای بجه ها که میان اینجا کارشون رو انجام میدم که برن سر کار خودشون یا زیاد الاف نشن
رفتیم داخل دیدم اوه چه اتاقی داره
یخچال
تلویزیون
تخت خواب
میز غذا خوردن
همه چی داشت
رو دیوار پر قاب عکس از بچه های هم سن شایدم کمتر مثل یاشار
رفتم کنار دیوار نگاشون کنم اومد کنارم ایستاد
گفت اینا رو خودم گذاشتم چطوره
گفتم خیلی خوشگلن
دست گذاشت رو کونم
گفت اون دختره رو ببین
یه دختر مو فرفری بود
گفتم چقد نازه
گفت برو جلوتر نگاش کن
عکس پایین بود خم شدم نگاش کنم رفت پشتم دو دستی کونمو گرفت گفت جووون امروز چقد نرم و گرم شدی
گفتم چقد چشاش نازه
گفت همشون شاگرد ممتاز این آموزشگاه هستن
با بهترین نمره قبول شدن
شما هم کلاساتو به موقع بیا نمرهذقبولی بگیر
یهو دست گذاشت رو کسم
گقتم وااییی چی کردی
گفت فقط دارم درساتو میپرسم
گفتم اووهه چه درس شیرینی
گفت میدونستم دوست داری
گفتم بار قبل وقت نشد برام بخوریش امروز باید حسابي بهش حال بدیا
گفت چشم ولی حیف وقت کمه الان دخترم میاد
اون مربی آموزشگاس
گفتم پ انگار امروز نمیتونی کاری کنی
گفت انقد وقت هست ی حالی کنيم
بلند شدم از پشت چسبید بهم دست گذاشت رو سينه هام
گفتم اوویی آروم له شدم
گفت خوش بحال شوهرت هر شب بغلت میخوابه
گفتم طلاق گرفتم تنهام با پسرم
اینو که گفتم دست گذاشت رو کسم شروع کرد مالیدن
چشامو بستم آه و ناله می کردم
دستشو کرد تو ساپورتم گفت شرتم که نپوشیدی
گفتم هوا خیلی گرمه اذیت میشم
کیرش شق شده بود رو کونم فشارش میداد نفسش تند شده بود گفت رو میز خم شو زود باش
خم شدم دو دشتی ساپورتم و کشید تا زانوم نشستم پشتم شروع کرد کسمو لیس زدن انقد خورد ک گفتم بسه بزار بشینم
خودم ساپورتم رو در اوردم نشستم پامو باز کردم
گفتم بیا بخورش زود باش
اول دو انگشت کرد تو کسم خیس ک شد گذاشتم دهنم گفت مک بزن
داشتم مک میزدم با اون دستش کمربند و باز کرد شلوارشو در آورد اومد بالا سرم گفت بخورش
کیرش بد جور شق شده بود گذاشتم دهنم تند تند ساک میزدم اونم کسمو انگشت می کرد بعد کرد تو سوراخ کونم
نگام تو چشاش بود گفت تا ته ببر تو گلوت
گفتم باشه ولی کسمو خوب نخوردی
گفت تو ساک بزن بازم میخورمش
کمی که ساک زدم
دوباره نشست وسط پاهام کسمو گذاشت دهنش
اول زبونشو گذاشت وسط باهاش بازی کرد
بعد با لباش مک می‌زد
کم کم مک زدنش زیاد شد جوری که می گرفت می کشید
انقد خورد تا کم کم حس کردم دارم میلرزم
انگشت کرد توش تلمبه زد زد زد تا آبم اومد تو دستش
گفت جووون چ کس پر آبی
انگشتشو از تو کسم گذاشت دهنش بعو دوباره کرد تو کسم گذاشت دهن خودم
کمی مک زدم گفتم جوون خوب بلدیا گفت یه زنی باهام دوست بوده اون یادم داده
نشست تکیه داد به دیوار گفت بیا بشین روش
رفتم پامو گذاشتم دو طرفش اروم اومدم پایین نوک کیرشو با کسم تنظیم کردم یواش یواش کردم تو کسم تا تهه که رفت نشستم روش از لب گرفتم گفتم کونمو انگشت کن
یه انگشت کرد تو سوراخ کونم گفت حالا بالا پایین کن
اولاش که میرفتم بالا به کسم فشار میومد آخه کیرش کلفت بود منم بعد چند وقت سکس می کردم
بعد یواش یواش تند شدجوری که خودمم میخواستم کسمو فشار بدم ب کیرش بیشتر بره توش
اون انگشتش تو کونم منم رو کیرش تلمبه میزدم
گفت بسه پاشو قمبل کن
قمبل شدم گفت بکنم کونت
گفتم آره ولی یواش
اولش سوراخمو تف زد بعد کمی زبون زد
کیرشو گذاشت دم کونم اروم سرشو کرد توش بعد کم کم تا نصفه رفت گفت شل کن
من ک شل شدم یهو تا ته کرد توش از درد خوابیدم زمین اونم افتاد روم کیرش در نیاد گفت پس چت شد
گفتم وحشی جر خوردم
لبمو بوس کرد گفت دست خودم نبود الان خوب میشه
اروم تا نصفه درش آورد کمی موند فشار داد داخل
چند بار آروم تلمبه زد بعد ک دید دردم کم شده سرعتش رو زیاد کرد
تند تند تلمبه میزد وسطش گفت باز قمبل کن کستم بکنم
قمبل شدم سرمو گذاشتم رو زمین
یه زره تو کونم یه زره تو کسم تلمبه میزد
آخراش بود حس کردم میخواد ارضا بشه
گفتم کجا میریزیش گفت تو بگو
گفتم بریز رو دسمال
گفت باشه
داشت تلمبه میزد دو تا زد رو کونم
گفت جووون دیوونتم
سرعتشو زیاد کرد با فشار کسمو می کرد یهو کشید بیرون گفتم بیا جلو با دست تند تند براش زدم آبش که خواست بیاد گرفتم سمت پایین دسمال رو زمین بود ریخت رو دسمال و کمی هم رو دستم
با زبونم آبشو مزه کردم بعد همشو لیس زدم
نشستم رو پاش ازش لب می گرفتم اونم کسمو می مالید
گفتم چطور بود
گفت عالی لذت بردم
بلند شدم لباس پوشیدم
برام چای آورد خوردم
بعد نگاه ساعت کردم فکر کردم حالا چقد رفته
کلش نیم ساعت شده بود سکس کرده بودیم
هشت و نیم که رفتیم اتاق کمی حرف زده بودیم و سکسمون ساعت نه و ربع شده بود
بهش گفتم من برم کمی کار دارم باز میام
گفت باشه شمارمو بگیر کاری داشتی بهم بگو
یه لب ازم گرفت رفتم مغازه یاشار و شاگردم مغازه بودن
این هم ماجرای سکس دومم با مدیر آموزشگاه بود
امیدوارم حشریتون کنه
قربون شما سمیرا


ـــــــــــ


  • 12

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • orazer  
  • عضو از 1398/3/17

  • پست‌‌‌ها: ‌ 14

  • 2

عالی مثل همیشه


عالی مثل همیشه


ـــــــــــ


  • 2



  • Artin3  

  • عضو از 1394/4/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 361

  • 162

سلام خوبی داشتان قبلی ک نخوندم ینی ندیدم ک...


سلام خوبی داشتان قبلی ک نخوندم ینی ندیدم ک بخونم اگه امکانش هست تو ک سکس داری حقیقی هست الکی نیس 2 تا عکس نوشته هم بذار مرسی اما چ زود جنده شدی عزیزم


ـــــــــــ





  • 0



  • Parvazbolnd  
  • عضو از 1398/4/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 6

اگه خواستی همزمان هم من و هم مدیر جونت جرت...


اگه خواستی همزمان هم من و هم مدیر جونت جرت بدیمتماس با این ایدی bolandparv@ منتظرتم


ـــــــــــ


  • 0



  • Mehranxxxs  

  • عضو از 1398/2/20

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4

  • 6

سلام دوستان


این اشغال دروغگویی بیش نیست


ـــــــــــ

(drinks)



  • 0



  • Kiajjon  

  • عضو از 1398/2/6

  • پست‌‌‌ها: ‌ 14

  • 7

عالی


نوش جونت سمیرا جون عالی


ـــــــــــ


  • 0



  • ali80xx  
  • عضو از 1398/2/26

  • پست‌‌‌ها: ‌ 27

  • 48

نقل از: Kiajjon


نقل از: Kiajjon نوش جونت سمیرا جون عالی

برا منکه حسابی پتانسیل جرقو داشت. مرسی سمیرا جون


ـــــــــــ

I love sex with my girl friend



  • 1



  • Aliiiis  

  • عضو از 1398/4/20

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2

بی نظیری


عالی بود داستانت

خواستی بیای شهر ما مسافرت در خدمتیم شهر ما خیلی خنک و دل انگیزه ، ارومیه

فدات امیر علی30 خانمم نازیلا26


ـــــــــــ


  • 0



سمیرا یه پیام بده به این آیدی ra73am


سمیرا یه پیام بده به این آیدی ra73am


ـــــــــــ

Ratinebrahimiam



  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

به نظر شما، تا چه میزان اجازه دارید در گرایشات یا عقاید مذهبی همسرتان (یا همسر آینده) دخالت کنید؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «