شيطنت هاي دوران متاهلي ( رابطه جدي )



اگه متاهل هستين يا رابطه جدي دارين و شيطنت در طول رابطه كردين اينجا به اشتراك بذارين بقيه هم بخونن


ـــــــــــ


  • 1

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

من خودم متاهلم و ٣٣ سالمه
خيلي شيطونم و تا حالا...


من خودم متاهلم و ٣٣ سالمه خيلي شيطونم و تا حالا شيطنت زياد كردم يكي شو الان تعريف ميكنم واستون


ـــــــــــ


  • 2



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

منشي دفترم


من يه دفتر دارم با چند تا كارمند كه يكي شون منشي بود ميگم بود چون ازدواج مجدد كرد و رفت بعضي روزا صبح دفتر خلوت بود و من و اون تنها بوديم همون موقع ها هم من شهواني ميومدم و هميشه تو كلك اين منشيه بودم دليل اصليشم اين بود كه كون گرد و گنده اي داشت خيلي روزا خودمو رو اون كون تصور ميكردم


ـــــــــــ


  • 2



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

ادامه منشي


يه روز يكي از دوستام اومده بود دفترم وقتي منشي واسمون چايي اورد گفت اينو ميكني ديوث ؟ گفتم نه والا ، چطور مگه ؟ گفت مشخصه از تو خوشش مياد منو ميگي !!! عصر تو دفتر تو اتاقم بودم بهش اس دادم سرما خورده بود خلاصه كنم واستون فردا ظهرش به هواي ناهار كاري باهاش رفتم باغ يكي از دوستام و تركوندمش


ـــــــــــ


  • 3



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

ادامه منشي


اين منشي خوش كوس و كون من زياد شهوتي نبود واسه همينم هر دفعه كه هوس ميكردم بكنمش بايد كلي نقشه ميريختم تا اينكه به ذهنم رسيد حسادت شو قلقلك بدم يكي از دوست دختراي قديمى زنگ زد و باهاش تو دفتر قرار گذاشتم اين دختره رو كه ديد ديگه كاملا اوكي شد ترسيد يوقت منو از دست نده طوري شده بود كه تو دفتر تنها ميشديم بلافاصله ميكردمش حتي پريود كه بود ساك ميزد خيلي دوستم داشت تا اينكه پدر شوهر قبليش پادر ميوني كرد و دوباره با شوهرش ازدواج كردن چون يه دختر داشتن شمام بگين با ياداوري خاطراتتون حال ميكنين خودتون و بقيه


ـــــــــــ


  • 2



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

لطفا لطفا لطفا


دوستاني كه با خوندن اين مطالب حال نميكنن لطفا نيان اينجا كه بعد بخوان اراجيف بگن ممنون از همه


ـــــــــــ


  • 2



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

چراغ اول رو كي روشن ميكنه ؟


يه نفر يه خاطره بگه تا من يكي ديگه واستون تعريف كنم كه يه خانوم جا افتاده بود و شدييييدا با كلاس


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

!!!


با جزييات بيشتر بگين بهتره لااقل اينو بگين كه چجوري جذب شدين يا چجوري اشنا شدين


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

رفيق ناباب ????


يه دوستي دارم كه شديدا زن بازه زمان مجردي خيلي واسه هم دوس دختر جور ميكرديم چن وقت پيش ماشين شو عوض كرد شيريني ماشين نو يه برنامه ٤ تا يي رديف كرد هر دو مطلقه بودن اما اوني كه واسه من اورده بود صيغه يه يارو مايه داره پير بود موقع سكس همش قربون صدقه ام ميرفت و ميگفت به اين ميگن بكن واقعي احمد بايد بياد از تو ياد بگيره طفلي احمد


ـــــــــــ


  • 1



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

مرسي


نقل از: Sh.shahvani من مجردم.... آموزشگاه زبان میرفتم یه منشی خیلی خوب داشت اونجا اصلا یه چیز عجیب بود...همیشه ساعت ۶ وقتی من کلاسم تموم میشد اون ساکشو بر میداشت میرفت باشگاه جاشو با یکی دیگ عوض میکرد....من روزای زوج میرفتم اموزشگاه...خیلی تو نخش بودم خودشم فهمیده بود تک و توک امار میداد یروز تو دفترش رفتم برای گرفتن سی دی کتاب...بعد پاشد امد سی دی بده دستمو یطوری بردم بگیرم ازش ک از پشت مچ دستم تا ارنجمو کشیدم به سینه هاش...بعد دیدم چشماش گرد شد بعد تو دلم گفتم اوه اوه بگایی شد...خودش برگشت یهو گفت سر شوخی خودت باز کردیا با دستش سینه منو گرفت فشار داد...بعدش دیگ بینمون شوخی دستی باب شده بود شوخی میکردیم باهم...بعد یواش یواش تو اتاقش میرفتم میمالوندمش...یروز فک‌میکردیم کسی نمیاد تو اتاق یه استاد خانوم امدش تو یهو دید ما داریم شوخی میکنیم...هیچی در بست منم رفتم دنبالش کلی خواهش اینا ک‌نگه...داشتم بگا میرفتمم...کلی حرف زدم بعد بیخیال شد گفت باید بیخیالش بشی دیگ سمتش نری...ولی خو دمش گرم باعث شد بعد این داستان دختر دیگ بتونم بکشم تو خونه...تا قبلش میگفت نمیام همینجا خوبه...خلاصه هنوزم ماهی یبار زنگ میزنه ازدواج کرده ولی تماس میگیره از خاطرات میگ ببخشید طولانی شد

خيلي باحال بود


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

هتل آپارتمان


من مشهدي ام و همونطور كه همتون ميدونين مشهد پر از هتل اپارتمانه يكي از دوستام نزديكاي حرم يه هتل اپارتمان داره يه روز باهاش يه قرار كاري گذاشتم گفت بيا اونجا رفتم ديدم رسپشن هتلش يه خانم تقريبا ٢٧،٢٨ ساله و واقعا لعبت ، با خودم گفتم اينو بايد بكنم هر طور شده ، يكم واسش با شخصيت بازي و لبخند و اينا اومدم و كارمون تموم شد ، موقع خدافظي گفتم ازين به بعد بيشتر واسه شما زحمت خواهم داشت ، باروي باز و لبخند گفت در خدمتتون هستم ، از فرداش به بهانه هاي مختلف چند بار زنگ زدم هتل


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

ادامه هتل


تا اينكه تونستم بيرون دعوتش كنم بردمش شانديز كه تو راه كلي حرف بزنيم خلاصه مخشو زدم ، تقريبا هفته اي ، دوهفته اي يه با ميكردمش . چند بارم تو اتاقاي هتل دوستم كردمش ، البته فقط وقتايي كه نميتونست بياد بيرون يا شيفتش طولاني بود ، دوس داشتم الانم بود ، خيلي كسش سفيد و تميز بود ، هلو اقا هلوووو


ـــــــــــ


  • 4



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

البته ..


البته اون موقع هنوز ازدواج نكرده بودم ، با خانومم دوست بوديم هنوز


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

متاهلا كجايين ؟؟


اقايون و خانوما چرا نمياين از تجاربتون بگين ؟ باور كنين ياداوريش حشريتون ميكنه ، حتي شايد زنگ بزنين به كسي كه يادش كردين و دوباره يه سكس باحال رو تجربه كنين


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

فقط شيطونا


اينجا فقط جاي شيطوناس ، اونايي كه ميخوان نصيحت و بي احترامي كنن لطفا اصلا نيان و نخونن


ـــــــــــ


  • 1



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

متاهلا ؟!؟؟!


يعني متاهلاي شهواني اينقد مثبت ان كه شيطوني نكردن يا دوس ندارن ياداوري شه واسشون


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

بيشتر بگو


نقل از: Bootik65 منو زنم خیلی شیطونی رو دوس داریم ؛ زنم قبل از ازدواج ۵ ۶ سال با یه بنده خدایی بوده و همه جوره حال کردن ؛ البته تو همون مدت با چند نفر دیگه هم بوده و خلاصه تجربه ش زیاده تو این زمینه :))) بعد ازدواج که من این جریانات رو به طریقی فهمیدم بهش گفتم باید ادامه بده کارش رو شیطونی زیاد داشتیم ...

بيشتر بگو لطفا البته اگه دوس داري شايد شيطونياي شما ، فانتزيه يه عده باشه


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

زود ارضا شدم


هميشه وقتي ميرم بانك ٢،٣ تا شماره ميگيرم اگه خانوم خوشگل و شيطون يا آدم مسن بياد حال ميدم بهشون و نوبته نزديك تر ميدم بهشون ، شيطونا ميدونن چي ميگم يه بار بانك ملي كار داشتم خيلي هم شلوغ بود ، يه ربعي بود كه نشسته بودم و با گوشيم ور ميرفتم سنگينيه يه نگاهو حس كردم برگشتم ديدم يه خانومه داره نگام ميكنه اما انگار حواسش جاي ديگه بود و به اصطلاح چشاش خط گرفته بود ، لبخند كه زدم تازه چش تو چش واقعي شديم


ـــــــــــ


  • 1



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

...


خنده اش گرفت يكمم عشوه اش بود البته شماره هارو نشونش دادم از دور با اشاره گفتم شماره ات چنده ؟ چشاش گرد شد و روشو اونور كرد يكم كه گذشت و انداز وراندازش كردم ديدم خوبه خدايي پاشدم رفتم سمتش ، ديد منو ، سلام كردم گفتم شماره ات چنده ؟ گفت وااا چه ركي شما گفتم واسه چي ؟ يهو دوزاريم افتاد كه فكر كرده موبايل شو ميخام :-)))


ـــــــــــ


  • 0



  • i want big ass  

  • عضو از 1392/9/19

  • پست‌‌‌ها: ‌ 61

  • 57

...


خلاصه بعد از يه گپ كوتاه و آشنايي شماره مو گرفت يه بار شام رفتيم بيرون برگشتنا دستمو ميماليد هي فهميدم زده بالا اما هيچي نگفتم فرداش كه سركار بودم باهاش حرف زدم و واسه عصرش قرار گذاشتيم اينقد سفت و گوشتي بود كه هنوز ٢ دقيقه نشده بود ارضا شدم خيلي اعصابم خورد بود ، منم معمولا يه بار بيشتر بهم حال نميده وقت زياد داشتيم هر دو دراز كشيده بوديم ، ميدونستم كه طفلك به شدت ميخواد يه كليپ ماساژ نشونم داد ، كليپه خيلي خوب بود دوباره راست شد خلاصه تركونديم ديگه حسابي اگه نميكردم مطمئنن ديگه ميپريد


ـــــــــــ


  • 0



  • poyakarimi  
  • عضو از 1390/6/24

  • پست‌‌‌ها: ‌ 42

  • 16

خاطره


سلام.یادمه دوسالی از متاهلی ام میگذشت واسه گرفتن اصل مدرک دانشگاهی ام رفتم شمال برگشتنی تو مسیر با اتوبوس اومدم ک یه خانم جوان صندلی جلوم بود نصف شب بود شیطنتم گل کرد گفتم یه تست کنم آروم دستمو از کنار صندلی بردم سمت اش بازواشو لمس کردم دیدم عکس العملی نداره جراتم بیشتر شدبیشتر مالیدم کم کم بردم رو سینه اش وای چ حالی داد تا آخر مسیر ممه اش میمالیدم


ـــــــــــ


  • 2





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو






نظرسنجی

نظرتون در مورد سکس توی فضای باز چیه؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «