عصیان می کنم

1400/06/24


من اگر حوا شوم ، این بار طغیان میکنم

سیب را از شاخه می چینم ولی تقدیم شیطان میکنم

گر بخواهد کس مرا بیرون براند زان بهشت

هر چه را دستم رسد ویران ِ ویران میکنم

دلبری ها میکنم در کار آدم دم به دم

بی گمان اورا به زور ، همدست شیطان میکنم

من که حوایم به راه وسوسه یا سادگی

هرچه باشد کار خود بر خویش آسان میکنم

چون میسر شد به کامم راندن شیطان و مرد

آن بهشت تازه را همچون گلستان میکنم

هرچه را دیدم از آدم من در این خاک بلا

در بهشت دلکشم این بار جبران میکنم

حکم میرانم از ین پس بر زنان ، مهر و وفا

عاشقی را ، همدلی را ، رسم اینان میکنم

حال اگر آدم خیالش بود تا آدم شود

با خدا یک مشورت در کار ایشان میکنم

دست آخر این بهشت ، اما بدون هرکلک

های آدم گوش کن ! من باز عصیان میکنم …

“بتول مبشری”

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2021-09-15 07:45:49 +0430 +0430

ما مردا اخراج شدیم که😅

1 ❤️

2021-09-15 07:50:32 +0430 +0430

احسنت عالی

1 ❤️

2021-09-15 07:52:00 +0430 +0430

عالی بود. مرسی از حسن انتخابت 😍😍

3 ❤️

2021-09-15 08:10:03 +0430 +0430

مثل همیشه زیبا و با معنی بود سپاس 🙏

1 ❤️

2021-09-15 08:21:20 +0430 +0430

کسی هست بیاد باهم حرف بزنیم☹

1 ❤️

2021-09-15 09:30:29 +0430 +0430

لاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک عزیزم عالییییییییی

1 ❤️

2021-09-15 10:53:26 +0430 +0430

عالی بود 🌹 🌹 🌹 🌹

1 ❤️

2021-09-15 11:39:51 +0430 +0430

🌹 🌹 🌹 🌹

1 ❤️

2021-09-17 04:13:18 +0430 +0430

↩ Mr.Storm
از میوه ی حوایی تو سیر نخوردیم و شد از یاد ، بگو سیب

در یاد تو مانده است بهشتی شده بر باد ، بگو سیب

من ماندم و این جرم قشنگ ، آدم عاشق

عشق من عجب معرکه ای کرد در آن واد ، بگو سیب

یک بار دگر باید از این ناله هراسید!!

می گریم و آهم بکَند عرش ز بنیاد ، بگو سیب

من درد شدم با تو بمانم که تو رفتی…

بیهوده تصور نکن از خاطر من میشوی آزاد ، بگو سیب

لبخند تو را چند صباحی ست ندیدم

یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب…

متین فروزنده

1 ❤️

2021-09-17 04:16:43 +0430 +0430

↩ aghaSeyyed
بر غربت من باز کن امشب دری از موج
ای حادثه ی ژرف، بر آور سری از موج

لبریز عطش، خیره بر این گستره ماندیم
این تشنگی تلخ نزد ساغری از موج

دریا دلی ام یکسره تبخیر شد اینجا
بیرون نشد اما سرِ عصیانگری از موج

چون صخره ی خاموش که در خویش تپیده ست
اینجا منم و حسرت بال و پری از موج

آرامشم آبستن طوفان شگفتی ست
کو خلوتی از تندر و کو بستری از موج

ای دل، به بهای کفنی نیز نیرزد
این کهنه گلیمی که به در می بری از موج

دریایی و من ساحلت، آه این چه مصاف است؟
من با تن عریان و تو با خنجری از موج

فریاد تو در حجم هیاهو زده گم بود
ای ساحل اگر نه، تو خروشان تری از موج

محمدرضا روزبه

0 ❤️

2021-09-17 04:18:03 +0430 +0430

↩ azitarezaii69
ای لبت از هر چه باغ سیب، شیرین بیش‌تر
کِی به پایت می‌شود افتاد از این بیش‌تر؟

ترس دارم عاشقانت، مست و مجنون‌تر شوند
روبروی خانه‌ات بگذار پرچین، بیش‌تر!

ماه؛ سیری چند! هر شب با وجودت ای پری
موج دریا می‌رود بالا و پایین، بیش‌تر

وصف آسانی است… هر چه خنده‌هایت کم شوند
شهر پیدا می‌کند شب‌گرد غمگین، بیش‌تر

آن بهاری که نسیمت را ندارد بهتر است
هر شبِ عیدش ببارد برف سنگین، بیش‌تر

خواب دیدم «نیستی»، تعبیر آمد «می‌رسی»
هر چه من دیوانه بودم، ابن‌سیرین، بیش‌تر!

امیرعلی سلیمانی

0 ❤️

2021-09-17 04:20:10 +0430 +0430

↩ Bita6565
آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم
یک نگاهت همه ی فلسفه را ریخت بهم

آمدی و دل من سخت در این اندیشه:
آن همه منطق و قانون چرا ریخت به هم؟

قاضی عادل قصه به نگاهت دل باخت
یک نگاه کردی و یک دادسرا ریخت به هم

چهره ی شرقی زیبای تو شد موجب خیر
یک به یک انجمن غرب گرا ریخت بهم

شاعران، طالب سوژه، همه دنبال تو اند
سوژه پیدا شد و شعر شعرا ریخت بهم

جاذبه مال زمین است، تو شاید دزدی
که فقط آمدنت جاذبه را ریخت بهم

من همان آدم پر منطق بی احساسم…
پس چرا آمدنت، حال مرا ریخت بهم؟

حمیدرضا کامرانی

0 ❤️

2021-09-17 04:21:32 +0430 +0430

↩ Hosseiin x64
در موی تو غرق پیچ و تابش کردند
سرگرم هنر بود … خرابش کردند

از لحظه ی خندیدن تو عکس گرفت
عکاس نمونه انتخابش کردند

0 ❤️

2021-09-17 04:24:22 +0430 +0430

↩ purua
اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید
یا پریشان شده ی موی پریشان شما، عفو کنید

دست من نیست که عاشق شده احساساتم
اینکه چشمم شده گریان شما، عفو کنید

جان من چیست که قربانی عشقی باشد؟
جان صد طایفه قربان شما، عفو کنید

من کی ام شعر بگویم، بکنم وصفِ شما؟
همه عمر شدم گرچه غزلخوان شما، عفو کنید

این چه ذکریست که جاری شده بر رود لبم؟
کفر من له شده ی صولت ایمان شما، عفو کنید

من کجا میل پریدن ز هواتان بکنم؟
بند بند نفسم بسته به زندان شما، عفو کنید

گرچه هی گفتم و گفتم که چه چشمی دارید
اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید

هدی به نژاد ( شمیم )

0 ❤️

2021-09-17 04:26:10 +0430 +0430

↩ kelke900
کنار چای تلخم شعر با تنبور می چسبد
هوا سرد است و یک سیگار هم بد جور می چسبد

پلنگت خیره می گردد به سمتت ماه من هرشب
تماشایت از این منظر چقدر از دور می چسبد

گل پیراهنت زنبور ها را عاشقت کرده است

و بی خود نیست بر لبهای تو زنبور می چسبد

نه چشمم شور بازار و نه دل شوری دگر دارد
بگو آخر به من هم وصلۀ ناجور می چسبد؟

دو چشمان تو چنگیز و دل من نیز نیشابور
نگو یک حملۀ دیگر به نیشابور می چسبد

بریز از سم خود ای مار در این خوشۀ انگور
تعارف کن مرا، امشب فقط انگور می چسبد

سید حکیم بینش

0 ❤️

2021-09-17 04:29:20 +0430 +0430

↩ mehran_4940
آن چه از هجران تو بر جان ناشادم رسید

از گناه اولین بر حضرت آدم رسید

گوشه‌گیری کردم از آوازهای رنگرنگ

زخمه‌ها بر ساز دل از دست بی‌دادم رسید

قصه ء شیرین عشقم رفت از خاطر ولی

کوهی از اندوه و ناکامی به فرهادم رسید

مثل شمعی محتضر آماج تاریکی شدم

تیر آخر بر جگر از چلة بادم رسید

شب خرابم کرد اما چشم‌های روشنت

باردیگر هم به داد ظلمت‌آبادم رسید

سرخوشم با این همه زیرا که میراث جنون

نسل اندر نسل از آباء و اجدادم رسیدم

هیچ کس داد من از فریاد جان‌فرسا نداد

عاقبت خاموشی مطلق به فریادم رسید

سیدحسن حسینی

1 ❤️

2021-09-17 04:31:15 +0430 +0430

↩ salome27
❤️

1 ❤️

2021-09-17 10:31:54 +0430 +0430

↩ salome27
خیلی خوبی تو سالومه خانوم 🌹 🌹 🌹 🌹

1 ❤️

2021-09-17 12:16:46 +0430 +0430

↩ mehran_4940
خوبی از خودتونه 🙏🌺


شاعر : رها رضایی افشان

قاضی تو شدی ،محکوم،این روح پریشانم

بعد از تو گلی تنها در گوشه ی گلدانم

بر گردن احساسم داری زغم افکندی

آسوده نخواهد بود وجدان تو، میدانم

0 ❤️

2021-09-18 06:23:06 +0430 +0430

↩ salome27
وای عزیزم . خیلی قشنگه. مرسی از انتخابت 🥰🥰🥰🥰

1 ❤️

2021-09-19 21:27:36 +0430 +0430

↩ salome27
😍😍😍😍به به چقدر زیبا👍👍👍

1 ❤️








‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «