كودكانه :-)



سلام
همه ما دوران كودكي رو گذرونديم، پس چيزي واسه گفتن داريم واسه اين تاپيك.
دنياي شيرين بچه ها و پاكي و سادگي شون ممكنه بعضي وقتا كار دست آدم بزرگا بده با انجام يه حركت نابجا يا يه حرف از روي سادگي، حالا شما تعريف كنين از حرفا و كاراي نابجاي كودكي خودتون يا كسي ديگه.
چراغ اول: عرض شود كه چند سال پيش رفته بودم خونه عمم، شوهر عمم وسط حياط داشت با صابخونشون در مورد تمديد قرارداد و اينا حرف ميزد ، دختر عمم كه اون زمان 4 سالش بود نشسته بود لب باغچه و از ته دل ميخنديد، آقاي صابخونه اومد نزديكشو با خنده بش گفت چي شده دختر خانوم؟ چرا انقد ميخندي؟به چي ميخندي؟
كه يهو دختر عمم در جوابش گفت:به شما چه . هيچي ديگه خنده روي لباي صابخونه خشكيد و جلو من و عمم و شوهر عمم به گاي عظما رفت بنده خدا.


ـــــــــــ

اگر برای ابد
هوای دیدن تو
نیفتد از سر من..... چه کنم؟


  • 5

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: KingsNeverDie


نقل از: KingsNeverDie

چهار پنج سالم بود دختر همسایمون اومد خونمون من بهش گفتم جنده بعد دیدم گریه کرد :|

تو يه كار خير كه كردي تو كل زندگيت بگو من قبولت دارم. :-)


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 3



  • lovely_grl  

  • عضو از 1397/7/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2816

  • 11792

نقل از: KingsNeverDie


نقل از: KingsNeverDie

چهار پنج سالم بود دختر همسایمون اومد خونمون من بهش گفتم جنده بعد دیدم گریه کرد :|

چ پسر بدی...


ـــــــــــ





  • 3



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: Aaammma


نقل از: Aaammma دارم فک میکنم. فکنم یچیزایی داره یادم میاد

شما هنو يادت نيومده؟


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: روحم.شاد


نقل از: روحم.شاد
نقل از: number.13 خخخخخخخ عحسنت استعداد خوبی در قاچاق پول داری پ (biggrin) (biggrin) من نهایت ب زور عیدی بچه کوچیکارو از دستشون بگیرم بذارم جیبم ک معمولا با یه کتکت زود پس میدم (biggrin) (biggrin)

خخخخخ امسال دختر عموم 4 سالشه ..بزور عیدیمو دزدید و دیگ هم پس نداد... (cry)

خخخ مكافات خونه همين دنياس. :-)


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

عجب شيطونايي بوديناااااا


عجب شيطونايي بوديناااااا


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

5 سالم بود با پسر همسايمون كه همسن خودم بود از در...


5 سالم بود با پسر همسايمون كه همسن خودم بود از در خونه اون يكي همسايمون رد ميشديم كه يهو چشممون افتاد به بوته هويج ، جفتمون دويديم تو حياط و يه دونه كنديم و گاز زديم... اما... هويج نبود، فلفل قرمز بود. هيچي ديگه با چشماني اشكبار و جيغ هاي فرابنفش دويديم سمت شير آب.


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 4



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: Lady_Ronaak


نقل از: Lady_Ronaak

۴ سالم بود ظهر بود همه خوابیده بودن همه مامانم بیرون بود من و دوستم بازی میکردیم که فیتیله رو گذاشتیم زیر پرده تو اتاق رفتیم‌تو پذیرایی بدو بدو میکردیم که دیدیم از تو اتاق دود میاد فلنگو بستیم که خواهرم بیدار شد دمش گرم‌که کتکمون نزد ولی دوستم شاشیده بود به خودش منم فقط میخندیدم (biggrin)

اصا چه دليلي داشت فيتيله رو بزارين زير پرده؟


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 1



  • Ala9a  

  • عضو از 1398/2/15

  • پست‌‌‌ها: ‌ 25

  • 12

حتما باید بگیم دیگ ولی باش!


لواط ک کردیم...


حتما باید بگیم دیگ ولی باش!

لواط ک کردیم ...دکتر بازی هم مهم ترین بازی کودکانه ام بود!

قرص میذاشتم لای روناشون !!! دخترای همسایه فک کنم ی هفت هشتای بودن الان همه متاهل و بچه دار من سینگل :(


ـــــــــــ





  • 0



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

يه جك بگم...


طرف نوشته بود، بهمراه دوستم و پسر 8 سالش رفتيم رستوران چلو خورشت قيمه سفارش داديم، وقتي غذامونو آوردن پسره دوستم با يه صداي ناز و بچگونه گفت: عمووو... گفتم: جووونه عمووو... گفت:برنجمو با چي بخورممم؟ گفتم: خب عمو جون با خورششش... صداشو كلفت كرد و گفب: بيا بخورششششش... بعدشم دوتايي با باباش زدن زيره خنده. چه وضيه عاخه اينم شد تربيت فرزند...


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 6



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: goodboym


نقل از: goodboym

یادمه حدودا ۴ سالم بود. توی راهرو خونه ، جایی که دور از چشم بقیه باشه نشسته بودم. خواهرم یه عروسک بزرگ بی ریخت پلاستیکی با ظاهر و بدن بچه داشت. منم خواستم مثل مامانا بهش شیر بدم. ولی سینه نداشتم و به جاش دودولم رو از شلوارم دراوردم و گذاشتم روی لبای عروسک!!! فکر کنم شق هم کرده بودم!! یهو از پشت سرم صدای بابام رو شنیدم که بلند زد زیر خنده!! بعدش یادم نمیاد چی شد ولی هیچوقت به یاد ندارم که بابام اون خاطره‌ی آزاردهنده رو تعریف کرده باشه. شایدم یادش رفته

اولا باباها عشقن دوما اگه قرار بود به عروسكه تجاوز كني چكار ميكردي؟


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

منحوس جان


نقل از: number.13
نقل از: GENTLE_BOY.1990 طرف نوشته بود، بهمراه دوستم و پسر 8 سالش رفتيم رستوران چلو خورشت قيمه سفارش داديم، وقتي غذامونو آوردن پسره دوستم با يه صداي ناز و بچگونه گفت: عمووو... گفتم: جووونه عمووو... گفت:برنجمو با چي بخورممم؟ گفتم: خب عمو جون با خورششش... صداشو كلفت كرد و گفب: بيا بخورششششش... بعدشم دوتايي با باباش زدن زيره خنده. چه وضيه عاخه اينم شد تربيت فرزند...
بسوزه پدر تجربه (rolling) (rolling) (dash)

بي تربيت بوده خو


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 2



  • icy_girl  

  • عضو از 1393/9/23

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2638

  • 7061

..


نیدونم فلن مخم قفلیده :( هیوچ یادم نیس :(


ـــــــــــ





  • 4



  • icy_girl  

  • عضو از 1393/9/23

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2638

  • 7061

نقل از: number.13


نقل از: number.13
نقل از: icy_girl نیدونم فلن مخم قفلیده :( هیوچ یادم نیس :(
من هر موقع اینطوری میشم از دیوار شهوانی کمک میگیرم خخخخخ

این؟ (dash)

نموخوام :(


ـــــــــــ





  • 2



من7 سالم بود


خیلی زورگو بودم یادم نیست سر چی پسر خالم سر ب سرم گذاشت حولش دادم با پست رفت تو شیشه پشتش واقعنی پاره شد بردنش بیمارستان:( خالم نزدیک بود کله امو بکنه مامانم نجاتم داد :(:(:(

هنوز که هنوزه منو میبینه در میره از دستم خخخخخخخخخ


ـــــــــــ



You have my heart, keep it safe



  • 3



اوهوم


نقل از: number.13 #آِسی ب این خوبیههههه^___^ #باران خخخخخخخخخخخخخخخخخخ حقشه :)^___^

(cool)


ـــــــــــ



You have my heart, keep it safe



  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: .....BARAN.....


نقل از: .....BARAN.....

خیلی زورگو بودم یادم نیست سر چی پسر خالم سر ب سرم گذاشت حولش دادم با پست رفت تو شیشه پشتش واقعنی پاره شد بردنش بیمارستان:( خالم نزدیک بود کله امو بکنه مامانم نجاتم داد :(:(:(

هنوز که هنوزه منو میبینه در میره از دستم خخخخخخخخخ

:-/


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 3



چیه؟


نقل از: GENTLE_BOY.1990
نقل از: .....BARAN.....

خیلی زورگو بودم یادم نیست سر چی پسر خالم سر ب سرم گذاشت حولش دادم با پست رفت تو شیشه پشتش واقعنی پاره شد بردنش بیمارستان:( خالم نزدیک بود کله امو بکنه مامانم نجاتم داد :(:(:(

هنوز که هنوزه منو میبینه در میره از دستم خخخخخخخخخ

:-/

؟


ـــــــــــ



You have my heart, keep it safe



  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: .....BARAN.....


نقل از: .....BARAN.....
نقل از: GENTLE_BOY.1990
نقل از: .....BARAN.....

خیلی زورگو بودم یادم نیست سر چی پسر خالم سر ب سرم گذاشت حولش دادم با پست رفت تو شیشه پشتش واقعنی پاره شد بردنش بیمارستان:( خالم نزدیک بود کله امو بکنه مامانم نجاتم داد :(:(:(

هنوز که هنوزه منو میبینه در میره از دستم خخخخخخخخخ

:-/

؟

نخود چيه، لئوناردو داوينچيه، سربسرت گذاشته هولش دادي تو شيشه كارش به بيمارستان كشيده تازه ميگي چيه؟


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 0



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2580

  • 2839

نقل از: goodboym


نقل از: goodboym
نقل از: GENTLE_BOY.1990
نقل از: goodboym

یادمه حدودا ۴ سالم بود. توی راهرو خونه ، جایی که دور از چشم بقیه باشه نشسته بودم. خواهرم یه عروسک بزرگ بی ریخت پلاستیکی با ظاهر و بدن بچه داشت. منم خواستم مثل مامانا بهش شیر بدم. ولی سینه نداشتم و به جاش دودولم رو از شلوارم دراوردم و گذاشتم روی لبای عروسک!!! فکر کنم شق هم کرده بودم!! یهو از پشت سرم صدای بابام رو شنیدم که بلند زد زیر خنده!! بعدش یادم نمیاد چی شد ولی هیچوقت به یاد ندارم که بابام اون خاطره‌ی آزاردهنده رو تعریف کرده باشه. شایدم یادش رفته

اولا باباها عشقن دوما اگه قرار بود به عروسكه تجاوز كني چكار ميكردي؟

? واقعا خداروشکر که این چیزا حالیم نبود

خخخ ولي صحنه جالبي بوده.


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 0



کاهدونو که در واقع زیرزمین خونه بابابزرگم بود آتیش...


کاهدونو که در واقع زیرزمین خونه بابابزرگم بود آتیش زدم...

خودم یادم نی ولی تعریف میکنن چنان زده تو گوشم که دماغم خون اومده! از همینجا کیرم دهنش


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 1





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو


نظرسنجی

مهمترین علت وضعیت بد اقتصادی از نظر شما


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «