نقش شهوانی در کانون خانواده ما



موضوع انشا : محیط زندگی خود را توصیف کنید...





نام من حسین شلغمانی است.. ما در روستای زیبا و تاریخی شلغمان تپه زندگی میکنیم.. در روستای ما خانواده های بسیار خوبی زندگی میکنند..


همسایه ما مش حسن بسیار به ما محبت دارد.. چند وقت پیش به ما آبنبات داد و از ما دعوت کرد که به تماشای بزغاله سخنگوی او برویم.. ما نیز کنجکاو شده و به انباریشان رفتیم .... بزغاله مش حسن اخلاق خاصی دارد و از لباس خوشش نمی آید.. به همین خاطر باید لباسهایمان را در می آوردیم.. مش حسن خواست مرا سوار بزغاله کند که اشتباهی پای بزغاله در کون من رفت!! ما نتوانستیم بزغاله را ببینیم.. اما بزغاله خیلی تلاش میکرد پایش را در بیاورد.. اما تا میخواست کامل بیرون بیاید چون حیوان زبان بسته عقل درست ندارد دایم به اشتباه دوباره فرو میکرد ... خلاصه ما درد زیادی کشیدیم.. اما موفق به ملاقت بزغاله نشدیم.. گویا آن زبان بسته هم پایش آسیب دیده و سریع رفته بود و قایم شده بود.. مش حسن به ما یک آبنبات دیگر داد و گفت که این ماجرا را به کسی نگوییم.. چون ممکن است دشمنان بخواهند بزغاله ارزشمند او را بدزدند... بنظر ما که بزغاله با این دست و پای کوتاه و بدون سم اصلا فایده ای ندارد.. تازه ما صدایش را هم نشنیدیم.. با اینکه مش حسن دایم به او میگفت «آرام باش» و «نترس» اما او آرام نمیشد و حتی باعث ناله مش حسن هم شد.. ما که دیگر علاقه ای به دیدنش نداریم .. بچه های مدرسه میگویند که مش حسن حیوانات جالبی دارد که از بچه ها دعوت کرده به تماشایشان بروند.. اما هیچ کدام از بچه ها علاقه ای به صحبت درباره آن ندارند!!


زن مش حسن رقیه خانم است.. او به کشاورزی و پرورش بسیار اهمیت میدهد.. رقیه خانم در حیاطشان خیار و بادمجان و هویج پرورش میدهد.. البته هنوز نمیدانم چرا بادمجانها را چرب میکند؟! چند روز پیش تا مش حسن از خانه بیرون رفت یک بادمجان چید تا برای مشت حسن ناهار درست کند.. اما مادرم به خاله ام گفته که بادمجانش شکسته و نصفش آن داخل مانده است... برای ما عجیب است که چرا درب قابلمه را باز نمیکنند و نصف دیگر را بردارند.. مادر ما بادمجانها را پوست میکند و نصف کرده و سرخ میکند.. فکر میکنیم که دلیل شکستن بادمجان رقیه خانم چرب کردنش بوده.. چون بادمجانهای ما هیچ وقت نمیشکند...


رقیه خانم با دخترشان صغرا دعوا میکند و میگوید نباید خیارها به رختخواب ببردد.. ما فکر میکنیم که حتما صغرای بیچاره نصف شب گرسنه اش میشود و میترسد که اگر در تاریکی بلند شود مثل ما روی دست و پای بزغاله افتاده و مثل ما درد بکشد.. ما وقتی شنیده ایم که یکبار صغرا لامپ به رختخواب برده بوده مطمن شدیم که حتما از تاریکی میترسد.. اما مادرش او را دعوا میکند و میگوید که برایشان آبرو نذاشته است.. ما نمیدانیم این آبرو چیست اما هر چه هست ظاهرا همه دارند ولی وقتی خیار میخورند با سرعت میرود.. یکبار از پشت درب انباری شنیدیم که مادرمان به مش حسن میگوید : چه دراز است و مش حسن هم به مادرمان گفت:زودبخورش الان بچه ها میان آبرومون میره! نمیدانیم داستان چه بوده اما حتما داشته اند یواشکی خیارهای رقیه خانم را میخوردند که نگران آبرو بوده اند...


حیوانات مش حسن علاقه ای به لباس ندارند..قاسم پسره مش حسن است که علاقه زیادی به سوارکاری دارد اما بخاطر اینکه فقیرهستند نمیتواند برای حیوانات زین بخرد و بهمین خاطر هم مجبور است لباسش را در آورده و از پشت سوار حیوانات شود.. البته ما نمیدانیم چرا مثل فیلمها حرکت نمیکنند و درجا می ایستند.. بجای حیوان قاسم فقط تلاش میکند ولی نمیتوانند جابجا شوند... مش حسن یکبار قاسم را درحال سوارکاری دیده بود و یکساعت اورا با ترکه تنبیه میکرد.. بعد هم که قاسم به خانه رفت مش حسن تلاش کرد سواره ماده الاغ شود اما او هم مانند قاسم موفق نشد!! ما نمیدانیم چرا نمیتوانند مانند جومونگ با سرعت سوارکاری کنند..
خانواده ما خیلی بهتر است و مادرمان میگوید خانواده مش حسن عقب افتاده و بیکلاس هستند.. ما بسیار با تکنولوژی و ارتباطات پیشرفت کرده ایم..پارسال برادرمان تمرین سوارکاری با گوسفند میکرد که پدرمان دید و خیلی ناراحت شد.. بعد آن گوسفندها را فروخت و بجایش مش رمضان برای اعضای خانواده مان گوشی های موبایل آورد.. از آن تاریخ همه اعضای خانواده ما به بهداشت و طهارت خیلی اهمیت میدهند و دوست دارند جاهای مختلف خانه پنهان شده و آلتشان را تمیز کنند.. اما چون خیلی اهل صرفه جویی هستند با تف آنقدر میمالند تا تمیز شود..
آنها یک جایی در گوشی میروند که «شهوانی» نام دارد.. ما خیلی دوست داریم به اینجا برویم.. اما پدرمان گفته هنوز برایت زود است.. این شهوانی یک «هویج سیکس محال» (مروج سکس با محارم) دارد که خیلی به خانواده و نزدیکی اعضای آن اهمیت میدهد.. قدیمها اعضای خانواده ما دایم دعوا میکردند و چشم دیدن هم را نداشتند... اما بعد از آنکه به حرفهای آقای هویج گوش دادند خیلی تغییر کردند و بسیار به هم نزدیکتر شده اند... مثلا مادر و برادرم که همیشه دعوا میکردند الان دایم به هم محبت میکنند و برادرم با محبت زیییییاد به مادرم نگاه میکند و بخاطر خستگی کارهای خانه و قدر دانی بخاطر شیری که مادرم به او داده دایم او را میمالد... پدرم هم به خواهرم بسیار محبت میکند و سعی دارد که از او شیر بدوشد.. چند بار هم بخاطر اینکه بدن ضعیف خواهرم قوی شود با او تمرین سوارکاری کرد... خواهرم بسیار دوست دارد که سوار پدرم شود.. اما وقتی سوارکاری میکنند خیلی ناله میکنند که این برای ما نگران کننده است... این آقای هویج بسیار اهل صرفه جویی است و بعد از آنکه خانواده ما تحت تاثیر آموزشهای او قرار گرفته اند خیلی تغییر کرده اند.. مما بخاطر پرهیز از اصراف حالا گروهی حمام میرویم و برای اینکه صمیمیت خود را نشان دهیم همدیگر را میشوییم.. البته همیشه سینه و کون خواهر و مادرم و دودول پدر و برادرم خیلی کثیف است و باید خیلی زیاد شسته شوند... راستش ما از درد میترسیم و از بزرگشدن میترسیم چون باید دایم آنجایمان را بشوییم و ناله کنیم.. آقای هویج باعث شده که پدر و برادرمان هم باهم خیلی دوستتر باشند و دیگر برای سوارکاری سراغ گوسفندان نمیروند و باهم تمرین میکنند.. البته هنوز نمیتوانند جابجا شوند اما خیلی حرکت میکنند و دیگر خانمان هم بوی گوسفند نمیدهد... خلاصه ما خیلی از آقای هویج و تاثیر آن بر کانون خانوادمان ممنونیم.. الان دیگر زمستان زیر کرسی همه خانواده باهم ورزش میکنند و دایم باهم وقت میگذرانند.. فقط تنها مشکل ما این است که همه از ما میخواهند دایم برای خرید به مغازه سره کوچه برویم... آنجا هم مش حسن بجای آنکه سفارش نخود سیاه خانواده را به ما بدهد میخواهد به زور به ما آبنبات دهد ...


این بود انشای ما درباره محل زندگیمان..










ـــــــــــ


همه از خاکیم و بر فاک میرویم


  • 14

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • SexyMind  

  • عضو از 1397/7/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 129

  • 835

جالب بود ;)


جالب بود ;)


ـــــــــــ

هر که میخواهی باش... من خودم میمانم...



  • 1



  • juki  
  • عضو از 1398/7/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 26

  • 26

ساغول


ساغول


ـــــــــــ


  • 1



  • jim_jefferies  

  • عضو از 1397/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1097

  • 2639


<img...





ـــــــــــ

همه از خاکیم و بر فاک میرویم



  • 2



  • LaDy__Ronakk  

  • عضو از 1398/5/26

  • پست‌‌‌ها: ‌ 988

  • 4694


نکن برادر من الان واس گیف آخری ملت تحریک‌ میشن :D


ـــــــــــ





  • 3



  • imohmia  

  • عضو از 1398/7/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 151

  • 188

(rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling)...


(rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling)


ـــــــــــ





  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2939

  • 3122

خخخ


مرسي جالب بود! نخسته


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 2



  • GENTLE_BOY.1990  

  • عضو از 1395/3/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2939

  • 3122

خخخ


مرسي جالب بود! نخسته


ـــــــــــ

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من..... چه کنم؟



  • 1



  • jim_jefferies  

  • عضو از 1397/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1097

  • 2639

تشکر


تشکر از همه دوستانی که با الطافشون به آدم روحیه میدن...

دوستی در پیام خصوصی کلی انتقاد کردند که بنده با این نوشته دارم به مسخره کردن و ترویج مسایل مربوط به محارم دامن میزنم ...

این متن با کنایه به دوستانی که فکر میکنند که همه نابهنجاری های اجتماعی توسط عاملان سایت شهوانی و امثال اونها آغاز شده و قصد برهم زدن بنیان خانواده را دارند ؛با زبان طنز از زاویه دید کودکی ساده عنوان شده است و دوستان عزیزی که درک درستی از ماهیت و هدف این متن طنز ندارند بهتر است اندکی به استعاره و کنایه و اغراق در کلام اشراف پیدا کنند.. به هر حال بیشتر هدف خنده بود...

موفق باشید رفقا




ـــــــــــ

همه از خاکیم و بر فاک میرویم



  • 3



  • Aliob18  
  • عضو از 1398/7/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 8

  • 5

ماشالا


ایول باهال بود دمت گرم


ـــــــــــ


  • 1



  • jim_jefferies  

  • عضو از 1397/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1097

  • 2639

تشکر


نقل از: Aliob18 ایول باهال بود دمت گرم

قربان شما ..



صغری جان


ـــــــــــ

همه از خاکیم و بر فاک میرویم



  • 1



  • Sousha  

  • عضو از 1391/1/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 16339

  • 3704


عالی بود (ok)


ـــــــــــ

بعضی وقت‌ها حس می‌کنم اون‌قدر دارم برای زندگی می‌جنگم،

که وقتی برای زندگی کردن ندارم!!!



  • 1



  • froughozar  
  • عضو از 1398/7/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1

  • 2

دهنت سرویس عالی بود


دهنت سرویس عالی بود


ـــــــــــ


  • 1



  • Mandil.hot  

  • عضو از 1398/6/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 53

  • 226

دم شما گرم


دم شما گرم


ـــــــــــ

آرزوی سلامتی و شادکامی

احترام متقابل



  • 1



  • Clay0098  

  • عضو از 1398/5/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 220

  • 1320

واقعا عالی بود. عالی
عجب متنی... عجب طنزی
اگه...


واقعا عالی بود. عالی عجب متنی... عجب طنزی اگه اینو شما نوشته باشید فقط میشه گفت کارتون خیلی درسته

موفق باشید ‌


ـــــــــــ

****امی آیلون: ما عقده ها، کینه ها و آرزوهای بر باد رفته هر شخص را میتوانیم از نظراتی که در فضای مجازی منتشر میکند، استخراج کنیم.



  • 1



  • m_mhjo  

  • عضو از 1397/3/26

  • پست‌‌‌ها: ‌ 240

  • 349

جیم جان چقدر دلم برات تنگ شده بود , یادمه قبلا سر...


جیم جان چقدر دلم برات تنگ شده بود , یادمه قبلا سر تاپیکات بیست سی صفحه نظر بود و شدیدا هرکی سر نظر و باور خودش بحث میکرد , نمیدونم چیشده چند وقت نبودم الان بعد مدت ها اومدم ولی گیجم چرا هیچی مثل قبل نیست؟ بقیه کجان؟ کاپیتان جک اسپارو؟ تی ان تی؟ محمد؟ واقعا چیشدن؟ ممنونت میشم اگه یه شرح کلی از وضعیت جدید سایت برام بگی اینایی که میبینم هیچکدوم زبون منو نمیدونن


ـــــــــــ

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم (استاد شهریار)



  • 1



  • jim_jefferies  

  • عضو از 1397/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1097

  • 2639

تشکر


نقل از: Clay0098 واقعا عالی بود. عالی عجب متنی... عجب طنزی اگه اینو شما نوشته باشید فقط میشه گفت کارتون خیلی درسته موفق باشید ‌

ممنونم از تعریف و نقطه نظرت... تعریفاتت گیرنده های هیجانیم رو بسیار مشعوف کرد (biggrin) (biggrin)
هرزگاهی نمکه نمکدانمان دچار غلیان شده و یهو خیلی احساس بانمکی میکنیم (biggrin) ... خوشحالم که خوشت اومد رفیق


ـــــــــــ

همه از خاکیم و بر فاک میرویم



  • 0



  • jim_jefferies  

  • عضو از 1397/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1097

  • 2639

به به


نقل از: m_mhjo جیم جان چقدر دلم برات تنگ شده بود , یادمه قبلا سر تاپیکات بیست سی صفحه نظر بود و شدیدا هرکی سر نظر و باور خودش بحث میکرد , نمیدونم چیشده چند وقت نبودم الان بعد مدت ها اومدم ولی گیجم چرا هیچی مثل قبل نیست؟ بقیه کجان؟ کاپیتان جک اسپارو؟ تی ان تی؟ محمد؟ واقعا چیشدن؟ ممنونت میشم اگه یه شرح کلی از وضعیت جدید سایت برام بگی اینایی که میبینم هیچکدوم زبون منو نمیدونن

سلام و دروووود هم قطار... چقدر از دیدنه کامنتت خوشحال شدم... آره والا منم چندماه نبودم.. وقتی برگشتم انگار وارده یک سیاره دیگه شدم.. دقیقا خبر ندارم که کدوم ملعونی زده همون نیم چه اکیپ رو ترکونده... اما ظاهرا دوستان بخاطر مشغله های متعدد کمتر آفتابی شده اند و خیلی ها هم بخاطر حضور کمرنگ اون دسته صدرالذکر تمایل به حضورشون رنگپریده تر از قبلش شده.... کاپیتان که فکر کنم رفته سواحل فیجی و با بانوان مکرمه اونجا به عیاشی مشغوله (biggrin) از قدیمیا لیدی روناک با چراغ خاموش یواشکی از بغله گود نظارگره و فامیل دور معظم هم بصورت جبریل وار از بالا ظاهر ؛ سخنی ساتع و سپس متواری میشه (biggrin) .... من دارم سعی میکنم یکم دوباره حضور رو پررنگتر کنم.... شاید دوباره تعدادی از رفقای گل مثل خودت رو بیابم و یکم کولبار تنهایی شهوانیمون رو سبک کنم.... دوستدار همه بچه های با ادب و شعور شهوت سرای شهوانی (rose) (rose) (rose) (drinks) (drinks) (drinks)


ـــــــــــ

همه از خاکیم و بر فاک میرویم



  • 2



  • .Salma.  

  • عضو از 1392/11/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2075

  • 8443

.


دست نوشنه قشنگی بود (biggrin) Gif آخری کشته هم داده (biggrin)

ـــــــــــ


  • 1



  • jim_jefferies  

  • عضو از 1397/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1097

  • 2639

تشکر


نقل از: .Salma. دست نوشنه قشنگی بود (biggrin) Gif آخری کشته هم داده (drooling)

اره... اون عشقه مش حسنه... جنیفر صداش میکنه....

(biggrin) (biggrin) (biggrin)


ـــــــــــ

همه از خاکیم و بر فاک میرویم



  • 0



  • jim_jefferies  

  • عضو از 1397/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1097

  • 2639

تشکر


یه وضعیه که نگو...




ـــــــــــ

همه از خاکیم و بر فاک میرویم



  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو






نظرسنجی

نظرتون در مورد سکس توی فضای باز چیه؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «