داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

همه چیز درمورد برانگیختگی جنسی

1399/06/16

برانگیختی جنسی (Sexual arousal)
From Wikipedia, the free encyclopedia

نقاشی Francion 15 اثر " Martin van Maële"

برانگیختگی جنسی (یا هیجان جنسی) به برانگیخته شدن میل جنسی فرد هنگام انجام یک فعالیت جنسی گفته می‌شود. قبل از سکس و در حین آن چندین واکنش فیزیولوژیکی در بدن و مغز اتفاق می‌افتد. برانگیختگی جنسی مردان باعث نعوظ آنها و در زنان باعث تورم بافت‌های جنسی بدن مثل نوک سینه، چوچوله، دیواره‌های واژن و همچنین باعث ترشح یک نوع روان‌کننده‌ی طبیعی در واژن می‌شود. عوامل خارجی مثل تحریک فیزیکی و روانی (مثل نوازش کردن) و عوامل داخلی (مثل تغییرات هورمونی) می‌تواند روی برانگیختگی جنسی فرد اثرگذار باشد.

برانگیختگی جنسی چندین مرحله دارد که ممکن است با سکس و فعالیت جنسی‌ای خاتمه نیابد و فقط از نظر روانی باعث تحریک جنسی فرد شود. اگر تحریک جنسی به اندازه‌ی کافی و به درستی انجام شود، برانگیختگی جنسی فرد به نقطه‌ی اوج خودش یا همان ارگاسم می‌رسد. البته خیلی‌ها هنگام یک فعالیت جنسی، هدفشان فقط برانگیختگی جنسی است و لزوماً به دنبال ارگاسم نیستند.


اصطلاحات

واژها و اصطلاحات زیادی برای توصیف برانگیختگی جنسی وجود دارد، مثل حشری شدن، شهوت، هیجان جنسی و…
اصطلاحاً به آنچه باعث برانگیختگی جنسی می‌شود "محرک‌های اروتیک (شهوانی) " یا جرقه‌های جنسی می‌گویند.


محرک‌های اروتیک (شهوانی)

بسته به موقعیت، فرد می‌تواند از طریق چندین عامل فیزیکی و روانی مختلف برانگیختگی جنسی را تجربه کند. فرد ممکن است توسط یک شخص، عضوی از بدن یا حتی یک شیء به برانگیختگی جنسی برسد. تحریک فیزیکی نواحی حساس بدن یا عشق‌بازی قبل از سکس می‌تواند باعث برانگیختگی شود، به خصوص اگر فرد از قبل انتظار سکس را داشته باشد. یک محیط رمانتیک، موزیک یا هر کار آرامش‌بخش دیگری رسیدن به برانگیختگی جنسی را آسان‌تر می‌کند. پتانسیل برانگیختگی جنسی هر فرد با بقیه فرق دارد و به زمان، موقعیت و میل جنسی فرد بستگی دارد.
تحریک جنسی را می‌توان بر اساس حس‌های درگیر دسته‌بندی کرد: لامسه، بینایی و بویایی. البته امکان تحریک جنسی از طریق حس شنوایی هم ممکن است ولی در مقایسه با موارد دیگر اثربخشی کمتری دارد. محرک‌های جنسی‌ای که می‌توانند باعث برانگیختگی جنسی شوند شامل مواردی مثل صحبت کردن، مطالعه کردن، فیلم یا عکس، بو یا فضای رمانتیک هستند که باعث به وجود آمدن افکار اروتیک در فرد می‌شوند. در موقعیت مناسب این برانگیختگی ذهنی می‌تواند میل به تماس فیزیکی مثل بوسیدن، بغل کردن یا نوازش کردن و در ادامه میل تماس مستقیم با نواحی جنسی مثل سینه، نوک سینه، نواحی تناسلی و سکس را در فرد به وجود بیاورد.

محرک جنسی می‌تواند ناشی از منبعی غیر از تمایلات جنسی خاص فرد باشد مثل عکس‌های لخت و پورن که برای همه‌ی افراد تحریک‌کننده است، این محرک‌های کلی جرقه‌های فعال شدن تمایلات خاصی که مخصوص خود فرد است را در او به وجود می‌آورند.
هنگامی که برانگیختگی جنسی به شی‌ء یا عضو خاصی از بدن (مثل پا) مربوط باشد به آن فتیش جنسی و در بعضی موارد “پارافیلیا” (تحریک شدن از طریق اشیا، رفتار یا فانتزی‌های غیر عادی) می‌گویند.

خیلی‌ها باور دارند که زنان برای برانگیختگی جنسی به زمان بیشتری در مقایسه با مردان نیاز دارند ولی تحقیقی که اخیراً انجام شده است نشان می‌دهد تفاوت قابل توجهی در میزان زمانی که مردان و زنان برای برانگیختگی جنسی کامل نیاز دارند وجود ندارد. یک سری از دانشمندان McGill Health Centre درکانادا از تکنیک تصویربرداری حرارتی برای اندازه‌گیری دمای نواحی تناسلی استفاده کردند تا زمان لازم برای برانگیختگی جنسی را مشخص کنند. محققان در حالی که شرکت‌کنندگان در حال تماشای پورن بودند مدت زمانی که طول می‌کشد فرد به اوج برانگیختگی جنسی برسد را بررسی می‌کردند، درنهایت به این نتیجه رسیدند که هم مردان و هم زنان برای برانگیختگی جنسی حدوداً به ده دقیقه زمان نیاز داشتند. البته مدت زمان عشق بازی هرکس با دیگری متفاوت است و به شرایط موجود و خود فرد و پارتنرش بستگی دارد.
برعکس خیلی از حیوانات، انسان‌ها چیزی به اسم فصل جفت‌گیری ندارند و در تمام طول سال قابلیت برانگیختگی جنسی را دارند.


اختلالات

برانگیختگی جنسی برای اکثر افراد یک تجربه‌ی لذتب‌خش و جزئی از زندگی جنسی‌شان است. یک فرد عادی توانایی کنترل واکنشش نسبت به برانگیخته شدن را دارد و می‌داند که چه شرایط و موقیت‌هایی برایش محرک است تا بتواند این شرایط را به وجود آورد یا از آن دوری کند. در زندگی عادی افراد این موقعیت‌ها را برای تحریک جنسی پارتنرشان برای شروع سکس ایجاد می‌کنند.
بعضی‌ها از برانگیختگی جنسی‌شان خجالت می‌شکند و سعی می‌کنند آن را سرکوب کنند. بعضی افراد همیشه هنگامی که در معرض فیلم یا عکس اروتیک قرار می‌گیرند برانگیخته نمی‌شوند و بعضی‌ها هم برانگیختگی جنسی‌شان به عمل جنسی‌ای ختم نمی‌شود. امکان این که فرد بتواند بدون این که برانگیخته شده باشد، عمل جنسی‌ای مثل سکس را انجام دهد هم وجود دارد. همه‌ی این شرایطی که گفته شد کاملاً طبیعی هستند ولی باید سن، بلوغ، فرهنگ و دیگر عوامل تاثیرگذار بر فرد را هم در نظر گرفت.
با این حال وقتی کسی در موقعیتی که به طور معمول باعث تحریک جنسی می‌شود نتواند برانگیخته شود یا برای حفظ آن مشکل داشته باشد باید احتمال اختلال برانگیختگی جنسی یا اختلال بیش‌فعالی جنسی را در نظر گرفت. دلایل زیادی مثل اختلالات روانی (مثل افسردگی)، مصرف مواد مخدر یا مشکلات فیزیکی می‌توانند مانع برانگیختگی جنسی فرد شوند. عدم برانگیختگی جنسی می‌تواند به دلیل پایین بودن کلی میل جنسی فرد و یا نداشتن تمایل جنسی به پارتنرش باشد. بعضی افراد از همان ابتدای تولد میل جنسی پایینی دارند و بعضی‌ها هم به مرور در طول زندگی میل جنسی‌شان را از دست می‌دهند. عوامل بسیار پیچیده‌ی روانی و فیزیولوژیکی‌ای در ارتباط با مسائل جنسی وجود دارد. دید فرد نسبت به مسائلی مثل زندگی، مرگ، تولد، والدین، دوستان، خانواده، جوامع امروزی، نژاد انسان و نقش او در این دنیا می‌تواند بر واکنش فرد در موقعیت‌های جنسی مختلف تاثیر بگذارد.
از طرف دیگر برخی افراد از نظر جنسی بیش‌فعال هستند، به این معنی که در مقایسه با افراد عادی میل بیشتری برای انجام فعالیت‌های جنسی دارند. بعضی افراد هم از “اختلال نعوظ پیوسته” رنج می‌برند که به معنی نعوظ و برانگیختگی‌های ناگهانی، پیوسته و ناخواسته است.


الگوهای واکنشی فیزیکی و روانی

واکنش‌های فیزیکی:
برانگیختگی جنسی باعث واکنش‌های فیزیکی مختلفی می‌شود که مهم‌ترین آنها در اندام جنسی اتفاق می‌افتد. واضح‌ترین و مطمئن‌ترین نشانه‌ی برانگیختگی جنسی در مردان، نعوظ کیرشان است که علت آن افزایش جریان خون است. در زنان برانگیختگی جنسی باعث افزایش جریان خون در چوچوله و والوا (دهانه‌ی واژن) و ترشح نوعی مایع در دیواره‌های واژن می‌شود که به عنوان روان‌کننده عمل می‌کند.

♂ مردان

برانگیختگی جنسی در مردان. در سمت چپ کیر در حالت عادی و افتاده و در سمت راست مرد برانگیخته شده و کیرش نعوظ شده است.

  • سفت شدن و نعوظ نوک سینه‌ها
  • بزرگ شدن و نعوظ کیر
  • برجسته شدن رگ‌های کیر
  • کشیدن شدن و جمع شدن پوست سر کیر و مشخص شدن سر کیر
  • ترشح پیش‌منی (مایع شفاف قبل از انزال)
  • تورم بیضه‌ها
  • بالا رفتن بیضه‌ها به سمت بدن
  • جمع شدن و سفت شدن پوست بیضه‌ها
  • گشاد شدن مردمک چشم

طبیعی است که نعوظ مردان را به عنوان نشانه‌ای از برانگیختگی آنان در نظر بگیریم. تحریک جنسی فیزیکی یا روانی باعث گشاد شدن رگ‌های کیر، افزایش جریان خون در سه بافت اسفنجی‌ای که در بدنه‌ی کیر وجود دارد، بزرگ شدن و سفت شدن آن، کشیده شدن پوست بیضه‌ها و جمع شدن آنها به سمت بدن می‌شود. با این حال رابطه‌ی بین برانگیختگی جنسی و نعوظ همیشگی نیست، بعضی از مردان بعد از حدود ۴۵سالگی هنگام برانگیختگی جنسی نعوظ را تجریه نمی‌کنند. از طرفی نعوظ شبانه بدون این که فرد به طور هوشیارانه برانگیخته شده باشد و فقط به دلیل تحریک فیزیکی (مثل سایش بین کیر و پتو) هنگام خواب در اکثر مردان دیده می‌شود. مردان جوان یا مردانی که میل جنسی بالایی دارند می‌توانند فقط با یک سری افکار جنسی گذری هم برانگیخته شوند و به نعوظ برسند، پس از نعوظ ممکن است تماس کیر با لباس‌های فرد باعث شود نعوظ برای زمان طولانی‌تری حفظ شود.
با ادامه‌ی برانگیختگی و تحریک جنسی احتمال این که سر کیر باز هم بزرگتر شود و خون بیشتری درآن جریان پیدا کند وجود دارد، همچنین بیضه‌ها می‌توانند تا ۵۰٪ حالت اولیه‌شان بزرگ‌تر شوند. با جمع شدن بیضه‌ها به سمت بدن می‌توان گرمایی را که در اطراف آنها و پرینیوم (بافت بین بیضه‌ها و مقعد) به وجود می‌آید را حس کرد. با تحریک جنسی بیشتر، ضربان قلب و فشار خون افزایش می‌یابد و تنفس تندتر می‌شود. افزایش جریان خون در کیر و نواحی اطراف آن می‌تواند باعث قرمز شدن صورت بعضی مردان شود.
با ادامه‌ی تحریک جنسی پروسه‌ی ارگاسم آغاز می‌شود، به این صورت که عضلات کف لگن، لوله‌های انتقال اسپرم (بین بیضه و پروستات)، کیسه نگهدارنده‌ی اسپرم و غده‌ی پروستات منقبض می‌شوند و باعث انتقال اسپرم و منی به داخل مجاری ادرای کیر می‌شوند. این پروسه بدون نیاز به تحریک جنسی تا انزال و ارگاسم کامل فرد ادامه پیدا می‌کند.
اگر تحریک جنسی قبل از ارگاسم فرد متوقف شود، اثرات فیزیکی این تحریک جنسی از جمله نعوظ فرد به مرور از بین می‌رود. تحریک جنسی و توقف مکرر آن بدون ارگاسم و انزال باعث درد بیضه‌ها میشود که اصطلاحا “بیضه‌ی آبی” [شق‌درد] نام دارد.
بعد از ارگاسم و انزال مردان معمولاً یک دوره‌ی ریکاوری را تجربه می‌کنند که با از بین رفتن نعوظ، کاهش قرمزی صورت فرد، تمایل کمتر به سکس و حس آرامش همراه است که دلیل آن ترشح هورمون‌های “اکسی توسین” و “پرولاکتین” است. شدت و مدت زمان این دوره‌ی ریکاوری در جوانان که برانگیختگی جنسی شدیدتری دارند کمتر است زیرا همین عمل انزال برای آنها تحریک کننده است که می‌تواند باعث حفظ نعوظ‌شان بعد از ارگاسم هم بشود، ولی در مردان میانسال و مسن این زمان ریکاوری ممکن است چندین ساعت و حتی چند روز طول بکشد…

♀ زنان

برانگیختگی جنسی زنان. در عکس سمت چپ واژن در حالت عادی قرار دارد. در عکس سمت راست زن برانگیخته شده و والوا (بخش خارجی واژن) خیس شده و لابیا (لب‌های واژن) کمی بزرگ و متورم شده‌اند.

  • سفت شدن و نعوظ نوک سینه‌ها
  • خیس شدن واژن
  • تورم بافت دیواره‌های واژن
  • تورم و نعوظ چوچوله و لابیا (لب‌های واژن)
  • تغییر موقعیت و بالاتر رفتن دهانه‌ی رحم و خود رحم
  • کشیده شدن دو سوم بخش داخلی واژن
  • تغییر شکل، رنگ و سایز لابیا (لب‌های واژن)
  • گشاد شدن مردمک چشم
  • پهن‌تر شدن ناحیه‌ی اطراف نوک سینه (areola)

معمولاً خیس شدن واژن (البته ممکن است به دلیل عفونت یا ترشح مخاط در دهانه‌ی رحم نیز واژن خیس شود)، بزرگ شدن بخش خارجی واژن و منبسط شدن بخش داخلی واژن جزو نشانه‌های برانگیختگی جنسی در زنان است. تحقیقات زیادی درمورد ارتباط میزان تحریک روانی و ذهنی زنان و واکنش‌های فیزیکی آنان انجام شده، بعضی از آنها ارتباط مستقیم و بالای آنها را نشان می‌دهند و بعضی هم به طور عجیبی نشان‌دهنده‌ی ارتباط جزئی و پایین آنها هستند.
ادامه‌ی تحریک جنسی می‌تواند باعث خیسی بیشتر واژن و بزرگ شدن بیشتر چوچوله و واژن شود، همچنین به دلیل افزایش جریان خون در این نواحی احتمال قرمزی و حتی تیرگی بیشتر پوست اطراف این نواحی وجود دارد. در ادامه‌ همچنین شکل داخلی واژن و پوزیشن رحم نسبت به لگن تغییر می‌کند. افزایش ضربان قلب و فشار خون، حس گرما و قرمزی صورت و حتی لرزیدن هم جزو تغییراتی است که زنان تجربه می‌کنند. قرمزی صورت ممکن است تا سینه و بخش بالایی بدن امتداد پیدا کند.
اگر تحریک جنسی ادامه پیدا کند برانگیختگی جنسی به اوج خود می‌رسد و فرد ارگاسم را تجربه می‌کند. بعضی از زنان بعد از ارگاسم میلی به ادامه‌ی تحریک جنسی‌شان ندارند و خیلی سریع برانگیختگی جنسی‌شان را از دست می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد که زنان با ادامه‌ی تحریک جنسی بعد از ارگاسم و حفظ برانگیختگی جنسی‌شان می‌توانند دومین ارگاسم یا حتی چندین ارگاسم را تجربه کنند. بعضی از زنان این ارگاسم‌های چندگانه را بدون اختیار و ناگهانی تجربه می‌کنند.
با این که زنان جوان راحت‌تر برانگیخته می‌شوند و با تحریک جنسی درست و مناسب زودتر به ارگاسم می‌رسند ولی با گذشت سن تغییرات فیزیکی و روانی‌ای در برانگیختگی جنسی زنان و واکنش‌های جنسی آنان به‌ وجود می‌آید. مطالعات نشان می‌دهد که زنان در دهه‌ی چهارم زندگی یا بعد از یائسگی، واژن‌شان مایع کمتری از خودش ترشح می‌کند و تغییراتی در میزان رضایت جنسی، تعداد سکس، میل جنسی و باورها و دیدگاه‌شان نسبت به سکس، درد و توانایی‌شان در رسیدن به ارگاسم به‌وجود می‌آید. عوامل دیگری مثل متغییرهای اجتماعی، سلامت، متغییرهای روانی و متغییرهای مربوط به پارتنر افراد مثل وضعیت سلامت و مشکلات جنسی پارتنرشان و متغییرهای سبک زندگی در زنان با گذشت سن‌شان نیز مورد بررسی قرار گرفته‌اند، این بررسی‌ها نشان دهنده‌ی این است که این عوامل در مقایسه با یائسگی تاثیر بیشتری بر عملکرد جنسی زنان دارند، به همین دلیل هنگام مطالعه‌ی مسائل جنسی زنان باید عواملی مثل سبک زندگی آنها را هم در نظر گرفت.
کاهش میزان “استروژن” با گذشت سن در زنان باعث خشکی واژن و نعوظ کمتر چوچوله هنگام برانگیختگی جنسی می‌شود ولی کاهش سطح استروژن به طور مستقیم ارتباطی به دیگر جنبه‌های میل و برانگیختگی جنسی آنان ندارد. در زنان مسن تضعیف عضلات کف لگن می‌تواند زمان رسیدن به ارگاسم را طولانی‌تر کند و شدت آن را کاهش دهد. رحم موقع ارگاسم منقبض می‌شود و با گذشت سن، این انقباض‌های رحم هنگام ارگاسم می‌توانند برای فرد دردناک شوند.


واکنش‌های روانی

برانگیختگی جنسی روانی شامل ارزیابی و شناسایی تحریک شدن توسط مغز، دستهبندی این نوع تحریک به عنوان تحریک جنسی و ارسال پاسخ و واکنش مناسب است. ترکیب وضعیت روانی و ادراکی مغز منجر به برانگیختگی جنسی روانی می‌شود. برخی تحقیقات نشان می‌دهد برانگیختگی جنسی روانی نتیجه‌ی ارتباط عوامل ادراکی و تجربی فرد مثل وضعیت عاطفی، تجربیات گذشته و وضعیت کنونی اجتماعی فرد می‌باشد.

♂ مردان

در مردان بین میل جنسی و برانگیختگی جنسی رابطه‌ی پیچیده‌ای وجود دارد و عوامل زیادی بر کاهش و افرایش برانگیختگی جنسی‌شان تاثیر می‌گذارد. واکنش‌های فیزیکی مثل ضربان قلب، فشار خون و نعوظ معمولاً ارتباطی با برانگیختگی جنسی روانی فرد ندارند. این عدم هماهنگی و ارتباط نشان می‌دهد که جنبه‌های روانی و ادراکی فرد نیر تاثیر زیادی بر برانگیختگی جنسی فرد دارد. جنبه‌ی ادراکی و روانی برانگیختگی جنسی در مردان خیلی شناخته شده نیست ولی مشخص است که شامل مراحل ارزیابی و شناخت تحریک شدن توسط مغز، دسته‌بندی این نوع تحریک به عنوان تحریک جنسی و ارسال پاسخ و واکنش مناسب است. تحقیقات نشان می‌دهد که فاکتورهای ادراکی‌ای مثل انگیزه‌ی جنسی، انتظارات جامعه از جنس مرد و رفتار جنسی بر برانگیختگی جنسی ذهنی مردان هنگام در معرض بودن محرک‌های جنسی مختلف تاثیر می‌گذارد، مثلا مردان هنگام تماشای پورن بیشتر به نوع تحریک و عمل جنسی در فیلم‌ها و بیشتر از زنان به جنبه‌ی فیزیکی بازیگران اهمیت می‌دهند. طبق مطالعات واکنش مغز هنگام تحریک‌های جنسی در مردان و زنان متفاوت است و بخش‌های “آمیگدال” و “هیپوتالاموس” مغز مردان در مقایسه با زنان واکنش بیشتری از خود هنگام تحریک جنسی نشان می‌دهند. این موضوع نشان می‌دهد که بخش “آمیگدال” مغز مردان نقش مهمی در برانگیختگی جنسی هنگام تحریک جنسی دیداری دارد.

♀ زنان

تحقیقات نشان می‌دهد که عوامل روانی‌ای مثل انگیزه‌ی جنسی، انتظارات جامعه از جنسیت زن و رفتار جنسی بر برانگیختگی جنسی ذهنی زنان هنگام در معرض بودن محرک‌های جنسی مختلف تاثیر می‌گذارد. دکتر “Basson” در نظریه‌ی واکنش جنسی‌اش تاکید می‌کند که نیاز زنان به نزدیکی و صمیمیت آنها را به سمت محرک‌های جنسی سوق می‌دهد که در ادامه باعث تجربه‌ی میل جنسی و برانگیختگی جنسی روانی‌شان می‌شود. برانگیختگی جنسی روانی همچنین بر روی مکانیزم و واکنش جنسی هم تاثیر می‌گذارد ، تحقیقات “Goldey and Van Anders” نشان می‌دهد که برانگیختگی جنسی ذهنی بر سطح هورمون‌های زنان تاثیر می‌گذارد، مثلا افکار جنسی باعث افزایش ترشح “تستوسترون” در زنان می‌شود. از نظر واکنش مغز نیز تحقیقات نشان می‌دهد که فعالیت بخش “آمیگدال” مغز به تنهایی نشانگر برانگیختگی جنسی زنان نیست، تحقیقات دکتر “Hamann” و همکارانش نشان می‌دهد که زنان نسبت به مردان برانگیختگی جنسی روانی بیشتری را تجربه می‌کنند ولی فعالیت بخش “آمیگدال” مغزشان کمتر است.


مدل‌های واکنش‌های جنسی در انسان

چرخه‌ی واکنش جنسی انسان‌ها:
در اواخر دهه‌ی 1950 دکتر “William H. Masters” و “Virginia E. Johnson” تحقیقات مهمی درمورد مسائل جنسی انسان‌ها انجام دادند. در سال 1966 آنها مقاله‌ای درمورد “واکنش جنسی انسان” منتشر کردند که در آن درمورد چهار مرحله‌ی تغییرات روانی در انسانها هنگام تحریک جنسی توضیح دادند.
این چهار مرحله شامل: هیجان، اوج تحریک جنسی (قبل از ارگاسم)، ارگاسم و برگشت به حالت اولیه (ریکاوری) است.

مدل برانگیختگی جنسی “Singer”:
دکتر “Barry Singer” در سال 1984 مدلی از پروسه‌ی برانگیختگی جنسی ارائه داد، او باور داشت که واکنش جنسی در انسان از سه بخش مستقل و پی در پی تشکیل شده است. مرحله‌ی اول واکنش زیباشناختی است که یک واکنش احساسی هنگام دیدن یک بدن یا صورت زیباست. این واکنش احساسی باعث افزایش توجه فرد به سمت آن شخص یا شیء می‌شود و معمولاً شامل چرخش سر و چشم به سمت آن است. مرحله‌ی دوم واکنش نزدیک شدن است، در این مرحله فرد به طور فیزیکی به سمت شیء یا فردی که جذب آن شده حرکت می‌کند. مرحله‌ی آخر واکنش آلت تناسلی است، در این مرحله با توجه به نزدیکی بیشتر فرد به شیء یا فردی که جذب آن شده آلت تناسلی‌اش به نعوظ می‌رسد. دکتر Singer باور داشت یک سری از واکنش‌های اتوماتیکی که پشت سر هم اتفاق می‌افتند هم وجود دارند. طبق تحقیقات او بررسی و شناسایی مرحله‌ی واکنش آلت تناسلی در مردان بسیار راحت و قابل اطمینان‌تر از زنان است.

چرخه‌ی واکنش جنسی “Basson”:
در سال 2000 دکتر “Rosemary Basson” مدل جدیدی از چرخه‌ی واکنش جنسی انسان ارائه داد که مختص به واکنش جنسی زنان است. او معتقد است تفاوت جنسیت افراد در میل جنسی، انگیزه‌ی جنسی و قابلیت ارگاسم آنان، نیاز به ارائه‌ی یک مدل جدید برای واکنش جنسی انسان را نشان می‌دهد. با این که چرخه‌ی واکنش جنسی انسان شامل میل جنسی، برانگیختگی جنسی، ارگاسم و برگشت به حالت اولیه (ریکاوری) است ولی مدل “Basson” یک مدل دایره‌ای است که با نیاز زنان به حس نزدیکی و صمیمیت شروع می‌شود که باعث می‌شود زن به دنبال تحریک جنسی و حاضر به انجام عمل جنسی با یک شخص دیگر باشد. درنهایت این چرخه به یک حس نزدیکی و صمیمیتی که زن از همان اول به دنبالش بوده است منجر می‌شود. دکتر “Basson” تاکید می‌کند که نبود میل جنسی ناخودآگاه در زنان را نباید به عنوان نشانه‌ای از اختلال جنسی در آنها در نظر گرفت چون که خیلی از زنان میل جنسی و برانگیختگی جنسی را به طور همزمان و هنگام انجام یک فعالیت جنسی تجربه می‌کنند.

مدل مشوق-انگیزه “Toates”:
دکتر"Frederick Toates" در سال 2009 مدلی برای انگیزه جنسی، برانگیختگی و رفتار جنسی ارائه كرد كه تركیبی از تئوری “مشوق-انگیزه” و تئوری “كنترل سلسله مراتبی رفتار” است. مدل پایه‌ای تئوری “مشوق-انگیزه” درمورد مسائل جنسی نشان می‌دهد كه مشوق‌های محیطی بر سیستم عصبی فرد تاثیر می‌گذارند كه در ادامه باعث انگیزه‌ی جنسی می‌شود، تجربیات منفی این انگیزه‌ی جنسی را کاهش می‌دهند. انگیزه و رفتار جنسی پشت سر هم اتفاق می‌افتند و هر دو تحت تاثیر یک سری از عوامل مستقیم (تحریک جنسی فیزیکی) و غیر مستقیم (وضعیت روانی و افکار خود فرد) هستند. میل به انجام یک رفتار یا بازداری از انجام آن در مراحل مختلفی از این ساختار سلسله مراتبی اتفاق می‌افتد. برای مثال تحریک جنسی فیزیکی به طور مستقیم باعث برانگیختگی جنسی و انگیزه‌ی جنسی فرد به طور آگاهانه می‌شود در حالی که فرد می‌تواند همین نتایج را به طور غیر مستقیم و فقط با فکر کردن درمورد یک موضوع سکسی به دست آورد. درمورد بازداری از انجام یک رفتار هم باید گفت که رفتار جنسی می‌تواند فعال و آگاهانه (مثل تصمیم برای نداشتن سکس) یا منفعل و ناخودآگاه باشد (مثل این که از روی ترس و اضطراب قادر به سکس نباشید). دکتر “Frederick Toates” تاکید می‌کند که علاوه بر تحریک جنسی فیزیکی باید جنبه‌ی روانی و ادراکی فرد را نیز در نظر گرفت، زیرا نمی‌توان فقط با تحریک فیزیکی و نبود مشوق‌های روانی برای سکس باعث ایجاد انگیزه‌ی جنسی یا برانگیختگی فرد شد.

مدل کنترل دوگانه‌ی “Bancroft”:
این نظریه توسط “John Bancroft” و “Erick Janssen” در موسسه‌ی Kinsey ارائه شده که تنوع واکنش جنسی در افراد مختلف را بررسی می‌کند. آنها باور داشتند که تنوع واکنش‌های جنسی به سیستم مشوق جنسی (SES) و سیستم بازدارندگی جنسی (SIS) هر فرد بستگی دارد. در کتاب “Come as You Are” نوشته‌ی “Emily Nagoski” سیستم مشوق جنسی (SES) به عنوان “شتاب دهنده” و سیستم بازدارندگی جنسی (SIS) به عنوان “ترمز” توصیف شده است. دلیل ایجاد پرسشنامه‌ی SES/SIS هم ارزیابی سطح SIS و SES افراد است. در این پرسشنامه دو فاکتور بازدارنده و یک فاکتور مشوق در نظر گرفته شده‌اند. این دو فاکتور بازدارنده با اصطلاحات SIS1 (بازدارندگی به دلیل ترس از عملکرد جنسی اشتباه) و 2 SIS (بازدارندگی به دلیل ترس از عواقب عملکرد جنسی) نامگذاری شدند.
پرسشنامه‌ی SES/SIS در ابتدا برای مردان طراحی شده بود ولی بررسی‌ها نشان می‌دهد که این پرسشنامه آمار قابل اطمینانی را برای زنان هم ارائه می‌کند، با این وجود به غیر از این پرسشنامه دکتر “Graham” نیز پرسشنامه‌ای به نام SESII-W (مشوق و بازدارنده‌های جنسی) برای زنان طراحی کرد زیرا برخی بررسی‌ها نشان می‌داد که در پرسشنامه‌ی SES/SIS رابطه‌ی عاطفی زنان با پارتنرشان به خوبی در نظر گرفته نمی‌شد. پرسشنامه‌ی SES/SIS فقط دو فاکتور مشوق جنسی و بازدارندگی جنسی را بررسی می‌کرد که همین مسئله مشکلات این پرسشنامه در ارتباط با جنسیت افراد را نشان می‌دهد. یکی از فاکتورهایی که در پرسشنامه‌ی SESII-W به آن توجه می‌شود به اهمیت برانگیختگی اتفاقی و ناگهانی در زنان اشاره می‌کند، همین عامل دلیل از بین رفتن ناگهانی برانگیختگی جنسی در زنان را توجیه می‌کند.
جدا از تفاوت‌های این دو پرسشنامه هر دوی آنها فرضیه‌ی “Bancroft” درمورد تنوع مشوق‌ها و بازدارنده‌های جنسی در افراد را ثابت می‌کنند. در پرسشنامه‌ی SES/SIS تفاوت زیادی بین زنان و مردان درمورد مشوق‌ها و بازدارنده‌های جنسی وجود دارد، به طور متوسط مردان سطح مشوق‌های جنسی‌شان بیشتر از زنان بود و بازدارنده‌های جنسی کمتری نسبت به زنان داشتند ولی با این حال درمورد این تفاوت بین زنان و مردان توضیحات علمی‌ای ارائه نشده و فقط توضیحاتی در حد فرضیه بیان شده.
دلیل و ریشه‌ی تنوع مشوق‌ها و بازدارنده‌های جنسی در افراد به طور دقیق مشخص نیست، همچنین اطلاعات چندانی هم درمورد این که این مشوق‌ها و بازدارنده‌ها چطور در فرد به وجود می‌آیند وجود ندارد.
در تحقیقات اخیر اولین خودارضایی فرد به عنوان معیاری برای ارزیابی رشد جنسی در نظر گرفته می‌شود. سن شروع خودارضایی در دختران بسیار متنوع‌تر از پسران (اکثرا نزدیک به سن بلوغ) است. محققان هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که آیا تفاوت سن اولین خودارضایی بین دختران و پسران ناشی از ماهیت بیولوژیکی آنهاست یا این تفاوت تحت تاثیر ارزش‌ها و انتظارات جامعه است. یکی از تحقیقاتی که در این مورد انجام شد نشان می‌دهد که دلیل تنوع بازدارنده‌های جنسی ارثی بودن آنهاست، در صورتی که دلیل تنوع مشوق‌های جنسی تاثیر عوامل محیطی است.
اکثر تحقیقات مربوط به مسائل جنسی به طور خاص درمورد افراد دگرجنسگرا انجام می‌شود که همین مسئله جامع‌پذیری مدل کنترل دوگانه‌ی “Bancroft” را محدود می‌کند. یکی از معدود تحقیقاتی که درمورد تفاوت مردان هم‌جنس‌گرا و دگرجنس‌گرا انجام شده است نشان می‌دهد که مردان هم‌جنس‌گرا سطح 2 SIS (بازدارندگی به دلیل ترس از عواقب عملکرد جنسی) یکسانی با مردان دگرجنسگرا داشتند ولی سطح SIS1 (بازدارندگی به دلیل ترس از عملکرد جنسی اشتباه) و مشوق جنسی (SES) بسیار بالاتری نسبت به مردان هم‌جنس‌گرا داشتند. نتایج پرسشنامه‌ی SESII-W در مورد زنان دگرجنسگرا، هم‌جنس‌گرا و دوجنس‌گرا نشان می‌دهد که زنان دوجنسگرا سطح مشوق جنسی (SES) بالاتری نسبت به زنان دیگر داشتند و زنان دگرجنس‌گرا هم به طور قابل توجهی سطح بازدارندگی جنسی بالاتری نسبت به دو گروه دیگر داشتند. لازم است تا مطالعات بیشتری درمورد مدل کنترل دوگانه‌ی “Bancroft” انجام شود تا دید بهتری نسبت به تفاوت‌های بین افراد با گرایشات جنسی مختلف و برانگیختگی‌های جنسی‌شان پیدا کرد.


ارزیابی برانگیختگی آلت تناسلی

یکی از راه‌های بررسی برانگیختگی جنسی در زنان و مردان انجام آزمایش‌های روانشناسی جنسی در محیط آزمایشگاهی است. این نوع تحقیقات علاوه بر بررسی جنبه‌های روانی و احساسی برانگیختگی جنسی به واکنش‌های جنسی فیزیکی هم می‌پردازد.

مطالعات تجربی:
فرضیه و نظریه‌های زیادی برای توضیح پایه‌های بیولوژیکی برانگیختگی جنسی انسان ارائه شده‌اند. آزمایشات “Ivan Tarkhanov” مربوط به پر و خالی کردن مصنوعی کیسه‌ها‌ی منی نقش مهمی را در تحقیقات مربوط به ایجاد تحریک جنسی در قورباغه‌ها داشت. “Ivan Tarkhanov” با کمک نتایج این تحقیقاتش این نظریه را ارائه داد که پر و خالی شدن کیسه‌های منی از نظر بیولوژیکی دلیل اصلی ایجاد و از بین رفتن برانگیختگی جنسی در پستانداران و انسان‌ها است. بعد از انتشار نتایج آزمایشات او درمورد برانگیختگی جنسی در قورباغه‌ها و ارتباط آن با پر یا خالی بودن کیسه‌های منی، آزمایش‌های تجربی‌ای درمورد ارتباط خالی یا پر بودن کیسه‌ی منی در حیوانات و نقش آن بر رفتار جنسی آنها انجام شده است ولی هنوز نتایج موثقی به دست نیامده است. تحقیقی که توسط Beach & Wilson در سال 1964 در دانشگاه Berkeley انجام شد نشان می‌دهد که وضعیت کیسه‌ها و غدد منی در موش‌ها نتایج مشابهی را نشان نمی‌دهد، ولی هنوز این که آیا نتایج آزمایشات به دست آمده بر روی قورباغه‌ها درمورد انسان‌ها هم صدق می‌کند یا نه مشخص نیست و شواهد کافی‌ای برای اثبات نظریه‌ی “Tarkhanov” درمورد رفتار جنسی در انسان‌ها وجود ندارد.
یکی دیگر از نظریه‌های مربوط به برانگیختگی جنسی “مدل سایکوهیدرولیک جنسی” نام دارد که توسط “Kazimierz Imieliński” ارائه شده است. این نظریه جنسیت انسان را به یک بخارپز تشبیه می‌کند که در آن پروسه‌های بیولوژیکی و تحریک‌کننده‌های داخلی باعث ایجاد تنش جنسی می‌شوند، اگر این تنش جنسی به حداکثر خود برسد برانگیختگی جنسی به وجود می‌آید که همانند آزاد شدن بخار اضافه در بخارپز است. دکتر “Gary F. Kelly” از دانشگاه Clarkson این نظریه را اینطور بیان می‌کند:
برای قرن‌ها این باور وجود داشت اشتیاق به سکس و فعالیت جنسی به خود میل جنسی ذاتی فرد برمی‌گردد و از مدل “میل جنسی داخلی” برای توضیح آن استفاده می‌شد. این مدل هم به عملکرد بخار پز تشبیه می‌شد، به این صورت که میل جنسی داخلی فرد مثل بخار آنقدر زیاد می‌شد که نیاز به آزادسازی این میل جنسی به صورت برانگیختگی جنسی ظهور می‌کرد. این مدل همچنین به وجود عواقب فیزیکی منفی درصورت آزاد نشدن این فشار جنسی تاکید می‌کرد.

مدل “مدل سایکوهیدرولیک جنسی” به بهترین نحو به صورت زیر توسط علم روانکاوری توضیح داده شده است:
غریزه‌ی انسان باعث تحریک سیستم عصبی مرکزی می‌شود که در ادامه کل رشته‌های عصبی پخش شده در بدن را تحریک می‌کند، غریزه بخشی غیرقابل کنترل و ضروری در انسان است، مثل برانگیختگی جنسی و نعوظ. نعوظ به نوعی هم یک تجربه‌ی لذت‌بخش و هم دردناک است چون تحریک جنسی بیش از حد باعث تحریک بیش از حد رشته‌های عصبی شده و نعوظ را به تجربه‌ای ناخوشایند تبدیل می‌کند و تنها راه رهایی از این حس ناخوشایند انزال است که باعث ریلکس شدن فرد می‌شود. گاهی اوقات تنش جنسی آنقدر غیرقابل تحمل می‌شود که فرد مجبور است به دنبال راهی برای خلاصی از این حس ناخوشایند باشد در این حالت میل غریزی فرد باعث انزال او می‌شود و لذت آرامش را برای فرد به وجود می‌آورد.
برای هر عمل جنسی‌ای این پروسه اتفاق می‌افتد. با این فرض می‌توان گفت که برانگیختگی جنسی یک میل بدون کنترل است که مانند گرسنگی و تشنگی هر چند وقت یک بار در فرد به وجود می‌آید.

“Imieliński” می‌گوید: «امروزه در نظر گرفتن میل جنسی به عنوان یک نیاز و غریزه‌ی طبیعی کاملاً پذیرفته شده است. هر کس لازم دارد که برای بقا لذت جنسی را تجربه کند و سکس مثل هوا و غذا لازمه‌ی زندگی است ولی با این حال شواهد تجربه‌ای برای اثبات علمی این موضوع وجود ندارد. حس گرسنگی و تشنگی به دلیل یک سری نیازهای فیزیولوژیکی به وجود می‌آید. حس گرسنگی به دلیل کمبود گلوکز، چربی و آمینواسیدهای موجود در خون و حس تشنگی به دلیل کمبود آب در بافت‌های بدن به وجود می‌آید. ولی هیچ نیاز فیزیولوژیکی مشابهی برای برانگیختگی جنسی در انسان شناسایی نشده است.»

♂ مردان

واضح‌ترین واکنش مربوط به رفتار جنسی در مردان نعوظ است. اندازه گیری طول (یا قطر) کیر هنگام نعوظ یکی از راحت‌ترین راه‌های ارزیابی برانگیختگی جنسی در مردان است که اولین بار توسط دکتر “Kurt Freund” ارائه شد. به اندازه‌گیری جریان خون در کیر مردان اصطلاحاً “plethysmography” گفته می‌شود که از طریق یک فشارسنج جیوه‌ای ساده‌ای که روی حلقه‌ای دور کیر قرار می‌گیرد انجام می‌شود. این حلقه بدون فشار به کیر و اختلال در جریان خون دور کیر قرار می‌گیرد. خیلی از محققان این نوع اندازه‌گیری را روشی مطمئن و قابل اعتماد برای ارزیابی برانگیختگی جنسی در مردان در نظر می‌گیرند. اخیرا نیز از “ترموگرافی” (دما نگاری) برای اندازه‌گیری تغییرات فیزیولوژیکی هنگام برانگیختگی جنسی استفاده می‌شود، تحقیقات نشان می‌دهد که دمای کیر مردان هنگام برانگیختگی جنسی تغییر می‌کند که همین مسئله استفاده از روش اندازه‌گیری “ترموگرافی” (دما نگاری) را توجیه می‌کند.

♀ زنان

نشانه‌ی برانگیختگی جنسی در زنان تورم و انبساط بافت‌های داخلی و خارجی واژن‌شان (مثل دیواره‌های واژن، چوچوله، لب‌های واژن و…) است. روش‌های مختلفی برای ارزیابی برانگیختگی جنسی در زنان وجود دارد. یکی از این روش‌ها فوتوپلتیسموگرافی (photoplethysmography) واژن است، با این روش می‌توان میزان حجم خون واژن و تغییرات ضربان قلب هنگام تورم واژن را بررسی کرد. فوتوپلتیسموگرافی چوچوله هم روش مشابهی است که با کمک آن تغییرات حجم خون چوچوله بررسی می‌شود. با کمک “ترموگرافی” (دما نگاری) هم می‌توان برانگیختگی جنسی را از طریق تغییرات دمایی ناشی از افزایش خون در نواحی خارجی واژن شناسایی کرد. ترمیستور آزمایشگاهی (labial thermistor) هم دستگاهی است که با کمک آن می‌توان تغییرات دمایی هنگام تورم واژن را اندازه‌گیری کرد، با این روش می‌توان تغییرات دمایی لابیا (لب‌های واژن) را هم به طور مستقیم اندازه‌گیری کرد. تصویربرداری لیزری هم روشی است که گاهی برای شناسایی برانگیختگی جنسی واژن استفاده می‌شود. با کمک این روش می‌توان تغییرات سطحی جریان خون در بافت‌های خارجی واژن را اندازه‌گیری کرد.


دسته‌بندی خاص

منظور از “دسته بندی خاص” این است که فرد نسبت به کسانی که ترجیح می‌دهد با آنها سکس داشته باشد برانگیختگی جنسی نشان می‌دهد. در تحقیقات مربوط به دسته‌بندی خاص، واکنش‌های آلت تناسلی (تغییرات فیزیولوژیکی) و واکنش‌های درونی و ذهنی (میزان برانگیختگی‌ای که خود فرد گزارش می‌کند) مورد بررسی قرار می‌گیرند. برانگیختگی جنسی به یک گروه خاص بیشتر در مردان مشاهده می‌شود. مردان دگرجنس‌گرا برانگیختگی فیزیکی و ذهنی بیشتری نسبت به زنان دارند، این الگو در مردان هم‌جنس‌گرا برعکس است.
تحقیقات نشان می‌دهد که زنان الگوی واکنش آلت تناسلی‌ای نسبت به دسته‌بندی خاصی ندارند و واکنش آلت تناسلی‌شان به طور میانگین ارتباط متوسطی با افرادی که ترجیح می‌دهند با آنها سکس داشته باشند دارد ولی از طرف دیگر واکنش‌های جنسی ذهنی زنان دارای دسته‌بندی خاص هستند چون که بیشترین برانگیختگی زنان موقع تحریک جنسی‌ای که از نظر ذهنی آن را ترجیح می‌دهند به‌دست می‌آید. یکی از توضیحاتی که می‌توان برای نبود ماهیت دسته‌بندی خاص در واکنش آلت تناسلی زنان ارائه دارد “فرضیه‌ی آماده سازی” است. طبق این فرضیه برای این که جریان خون در واژن به اندازه‌ای بالا برود که باعث ترشح مایع در واژن شود سطح برانگیختگی جنسی نباید ثابت باشد، همچنین این فرضیه بیان می‌کند که خیس شدن واژن می‌تواند به عنوان یک مکانیزم محافظتی در فعالیت‌های جنسی ناخواسته (مثل سکس بدون رضایت فرد) هم عمل کند.
بعضی از متخصصان معتقدند از آنجایی که این تحقیق توسط افراد داوطلب انجام شده این سطح از الگوی دسته بندی خاص به دست آمده از این تحقیق را نمی‌توان به کل جمعیت بسط داد و مسائلی مثل فرهنگ و انتظارات جامعه نسبت به مردان باعث می‌شود تا واکنش آلت تناسلی آنها الگوی دسته‌بندی خاصی نداشته باشد. این محققان همچنین باور دارند که فرض کردن این که همه‌ی مردان به چیزهایی که باعث نعوظ‌شان می‌شود علاقه‌ی جنسی دارند باعث نقض یک سری از داده‌های بدست آمده از تحقیقات گذشته می‌شود و همین مسئله اعتبار این فرضیه را کمتر می‌کند.


هم‌پوشانی متغییرهای مغزی و برانگیختگی جنسی

با این که بین متخصصان مغز و اعصاب درمورد این که آیا امکان تمایز دادن مغز زنان و مردان با اندازه‌گیری یک سری از متغییرهای مغزی امکان‌پذیر است یا نه اختلاف نظر وجود دارد ولی با این حال اکثر متخصصان مغز و اعصاب معتقدند که تمام متغییرهای مغزی بیشتر از این که نشان‌دهنده‌ی تفاوت بین مردان و زنان باشد برعکس نشان دهنده‌ی تنوع فردی و هم‌پوشانی بین مردان و زنان هستند. برای مثال هم مردان و هم زنان توانایی یکسانی برای دسته‌بندی و تشخیص اعمال جنسی دارند، چه به انجام آن علاقه داشته باشند و چه نداشته باشند. متخصصان اعصاب و روان باور دارند که واکنش آلت تناسلی به عکس‌های اروتیک طبق الگوی دسته‌بندی خاص را می‌توان با یک الی دو مکانیزم مغزی تشخیص داد، پس به دلیل نبود متغییرهای چندگانه در الگوهای دسته‌بندی خاص نمی‌توان به درست بودن نظریه‌ی تفاوت‌های زنان و مردان در مورد الگوهای دسته‌بندی خاص اتکا کرد. این متخصصان همچنین باور دارند که به دلیل داوطلبانه بودن پروسه انتخاب شرکت‌کنندگان مرد و داوطلبانه نبودن شرکت‌کنندگان زن در تحقیقات اروتیک و از طرفی به وجود اختلال نعوظ در نتایج تحقیقات و عدم بررسی شرم و خجالت جنسی مربوط به این افراد نشان می‌دهد این نظریه که واکنش آلت تناسلی به محرک‌های جنسی مورد علاقه افراد باعث واکنش آلت تناسلی قوی‌تر آنان می‌شود را ثابت می‌کند. همچنین اکثر مردان نسبت به محرک‌های جنسی غیر عادی هم واکنش جنسی نشان می‌دهند که باعث می‌شود تا این نظریه که نعوظ مردان سریع‌تر از خیس شدن واژن زنان هنگام برانگیختگی جنسی اتفاق می‌افتند صحت نداشته باشد چون نتایج تحقیقات مشابهی که شرکت کنندگان به صورت داوطلبانه هستند نشان می‌دهد که خیس شدن واژن زنان به همان سرعت نعوظ مردان اتفاق می‌افتد. متخصصان ادعا می‌کنند که وجود تنوع فردی بیشتر در واکنش‌های آلت تناسلی زنان نسبت به مردان نشان‌دهنده‌ی وجود نقص در این تحقیقات است پس لازم است بیشتر به تنوع فردی در واکنش‌های آلت تناسلی توجه کرد چون ساختار مغزی افراد هم در مردان و هم زنان بسیار با هم متفاوت‌اند و ساختار مغزی‌ای وجود ندارد که فقط مخصوص زنان باشد و در مردان دیده نشود.


همخوانی

برانگیختگی جنسی باعث ایجاد تركیبی از واكنش‌های روانی و فیزیكی مثل واكنش جنسی آلت تناسلی و تجربه‌ی برانگیختگی جنسی ذهنی فرد می‌شود. منظور از همخوانی میزان ارتباطی است كه واكنش جنسی آلت تناسلی و برانگیختگی جنسی ذهنی با هم دارند. تحقیقات نشان می‌دهد كه این همخوانی در زنان و مردان متفاوت است و میزان همخوانی بین واكنش‌های جنسی آلت تناسلی و واكنش جنسی ذهنی در مردان بیشتر از زنان است. بعضی از محققان ادعا می‌كنند كه این تفاوت ممكن است به روشی كه برای بررسی واكنش آلت تناسلی زنان استفاده می‌شود مربوط باشد زیرا اندازه‌گیری‌های انجام شده توسط ترموگرافی (دما نگاری) و فوتوپلتیسموگرافی واژن نشان می‌دهد كه بین تورم بخش داخلی و خارجی واژن هر فرد هنگام برانگیختگی تفاوت‌هایی وجود دارد. دکتر “Chiver” و همکارانش به این نتیجه رسیدند وقتی که از روش ترموگرافی (دما نگاری) به جای روش فوتوپلتیسموگرافی واژن برای اندازه‌گیری برانگیختگی جنسی آلت تناسلی استفاده می‌شود همخوانی زنان و مردان بیشتر به هم شباهت داشتند. با این حال چندین تحقیق دیگر به کمک روش ترموگرافی (دما نگاری) انجام شده است و لازم است تحقیقات بیشتری در آینده انجام شود تا مشخص شود که تفاوت همخوانی در جنسیت افراد تحت تاثیر روش اندازه‌گیری است یا یک پدیده‌ی علمی و طبیعی که ناشی از تفاوت جنسیت افراد است.


هورمون

چندین هورمون شامل تستوسترون، کورتیزول و استرادیول روی برانگیختگی جنسی افراد تاثیر می‌گذارند. با این حال تاثیر جداگانه‌ای كه این هورمون‌ها بر برانگیختگی جنسی دارند هنوز مشخص نیست. بیشترین تحقیقات انجام شده درمورد هورمون‌های جنسی مربوط به تستوسترون است. این هورمون نقش كلیدی‌ای در برانگیختگی جنسی مردان و مكانیزم مركزی برانگیختگی آنان دارد. ارتباط بین تستوسترون و برانگیختگی جنسی در زنان كمی پیچیده‌تر است. تحقیقات نشان می‌دهد كه تجربه‌ی افكار جنسی در زنانی كه از قرص‌های ضدبارداری هورمونی استفاده نمی‌كنند باعث ترشح تستوسترون بیشتری می‌شود. همچنین زنانی كه روابط غیر تعهدی دارند و با افراد مختلف در رابطه هستند سطح تستوسترون بالاتری دارند. با این حال مشخص نیست كه آیا سطح تستوسترون بالا باعث می‌شود تا فرد با پارتنرهای مختلف در رابطه باشد یا بودن او با پارتنرهای متعدد است كه باعث افزایش سطح تستوسترون می‌شود. نتایج یكسری از تحقیقات نشان می‌دهد با وجود این كه تستوسترون بر مسائل جنسی بعضی زنان مثل برانگیختگی‌شان اثر می‌گذارد ولی به دلیل وجود همزمان فاكتورهای روانی و احساسی تاثیر آن به طور جداگانه مشخص نیست.


دیگر حیوانات

با این كه اكثر مسائل جنسی مربوط به انسان‌ها به خوبی شناخته شده هستند ولی دانشمندان هنوز درك درستی از عملكرد جنسی سایر حیوانات ندارند. با این حال تحقیقاتی كه اخیرا انجام شده‌اند نشان می‌دهد كه خیلی از حیوانات مثل انسان از روابط جنسی‌ای كه هدف آنها تولید مثل نیست لذت می‌برند.


دو پرنده که ظاهراً در حال ابراز علاقه به هم هستند

برای مثال تحقیقات نشان می‌دهند كه دولفین‌ها و بونوبوس‌ها (نوعی میمون) از سكس به عنوان ابزاری برای تقویت و حفظ روابط‌شان استفاده می‌كنند. رفتارشناسی حیوانات نشان می‌دهد كه حیوانات اجتماعی از سكس برای تقویت انسجام گروه‌شان استفاده می‌كنند. ارتباط قوی اجتماعی یکی از مهم‌ترین مزایای تئوری انتخاب گروهی در حیوانات است. متخصصان تكامل جنسی مثل John Maynard Smith ادعا می‌كنند كه تعامل جنسی با پارتنرهای مختلف كمك می‌كند تا در جوامع بسته اختلال‌های ژنتیكی در نسل‌های آینده از بین بروند. او طبق تحقیقاتش ادعا می‌کند که بررسی “نظریه ی مبادله‌ی منی” به صورت جغرافیایی و منطقه‌ای تطابق بیشتری با اصل Hardy–Weinberg دارد، به خصوص در کشورهایی که ازدواج خانوادگی رواج زیادی دارد.


مدل‌های تکاملی

این باور وجود دارد که واکنش جنسی یک «اصلاح کننده‌ی تقویت رفتارهای مثبت تغییر پذیر» مرتبط با نظریه‌ی “اثر baldwin” است. تحقیقات انجام شده در جوامع مختلف نشان می‌دهد که به نمایش گذاشتن «خصوصیات جنسی ثانویه» در انسان‌ها مثل بزرگ شدن چوچوله‌ی کیرمانند زنان هنگام برانگیختگی یا بزرگ شدن سینه‌ی مردان نشان دهنده‌ی این است که در طول تکامل انسان، این ویژگی‌ها در زنان و مردان زمانی جزو جنبه‌های انتخاب همسر بوده‌اند زیرا به نمایش گذاشتن آنها قابلیت تحریک و برانگیختگی جنسی همسران بالقوه و جذب آنها را داشت. یکی از نمونه‌های این موضوع وجود سطح بالایی از خصوصیات جنسی ثانویه یا همان “دی مورفیسم” (دوشکلی جنسی) در کشورهای آسیای جنوب شرقی است. چنین عامل تکاملی مشابهی می‌تواند عامل ایجاد ساختارهای جدیدی مثل وجود عضوی کیرمانند در کفتارهای ماده باشد.


منبع:
https://en.wikipedia.org/wiki/Sexual_arousal

8 ❤️
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2020-09-06 21:50:30 +0430 +0430

خیلی عالی بود ⁦✌️⁩🌹

0 ❤️

2020-09-07 12:40:26 +0430 +0430

دو حشره درحال ابراز علاقه 😁

0 ❤️

2020-09-08 14:29:13 +0430 +0430

🌹 👌

0 ❤️

2020-09-23 15:03:29 +0330 +0330

nakhaste

0 ❤️








‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «


جستجو در سایت
Top Bottom