هیجان انگیزترین و خفن ترین تجربه سکسی تون رو بگید


  • bornahomam  

  • عضو از
    1398/4/16

  • پست‌ها: 398

  • 87


حالا این خفن ترین ترین میتونه به لحاظ مکانی باشه!
میتونه به لحاظ زمانی باشه
و چه بسا با یه نفر خاص
بیاید تعریف کنید و به اشتراک بذارید تا همه حالشو ببرن...
فقط لطفا لطفا و لطفا یک مقدار با توضیح دادن هم حق مطلبو ادا کنید هم بذارید بقیه هم لذتشو ببرن پس خسیس نباشید توی توضیح دادن


ـــــــــــ

بدون امضا
بدون تاریخ


  • 8

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • Lisajor  

  • عضو از 1398/4/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 81

  • 130

سه بار


یبار مقاومت کیرم خیلی زیاد شده بود. نمی‌دونم چرا شل هم نمیشد. بعد کلی ساک زدن سه بار زنمو به ارگاسم رسوندم. دیگه داشت دیوارو چنگ میزد. خیلی خوش گذشت. عالی


ـــــــــــ





  • 25



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

یادمه یکی از پاتوقهامون پارک ملت بود و اونقدر دیگه...


یادمه یکی از پاتوقهامون پارک ملت بود و اونقدر دیگه آمپر میچسبوندیم اون گوشه کنارای کنار درختی جایی دنج پیدا میکردیم و حالا نرو تو کار کی برو! همیشه هم چون اینور اونور چیزی تو دید خودمون نبود فکر میکردیم قطعا کسی هم مارو نمیبینه!!! البته بگایی ندادم اونجا


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 5



  • mohamad_0016  

  • عضو از 1396/7/25

  • پست‌‌‌ها: ‌ 280

  • 216

تو ماشین، پارکینگ کنار بیمارستان، با ی خانوم دکتر...


تو ماشین، پارکینگ کنار بیمارستان، با ی خانوم دکتر بعد پایان کشیکش


ـــــــــــ

موریس



  • 12



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

خیلی قدیما که تازه تازه دوست دختر داشتیم و پشت لبا...


خیلی قدیما که تازه تازه دوست دختر داشتیم و پشت لبا تازه سبز شده بود بی غم از غم دنیا رو نیمکت پارک رفته بودیم تو لب و لوب و اونقدر سرگرم بودیم که یه بارم ماشین گشت رد شد اصلا احساس نکردم که ممکنه برگردنه خلاصه برگشت و ما هم لب و لپ رژی! اومد سمتمون و حرف نزده یه چک افسری خوابوند زیر گوش و هرچی زده بودیم پرید...


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 9



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

نقل از: mohamad_0016


نقل از: mohamad_0016 تو ماشین، پارکینگ کنار بیمارستان، با ی خانوم دکتر بعد پایان کشیکش

بیشتر توضیح بده حالشو ببریم


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 0



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

اونقدری این واسه خودم باورنکردنیه که امیدوارم شما...


اونقدری این واسه خودم باورنکردنیه که امیدوارم شما باور کنید؛ تو یه روز نان استاپ ۱۰ بار پشت سرهم دوست دخترمو که باکره هم بود ارضا کردم!!! وقتی ارضا میشد و لرزشش که تموم میشد از پشت میچسبیدم بهش و جدا نمیشدم یکم که آروم میشد دوباره تحریک کردنو شروع میکردم و ادامه میدادم تا میرفت توحس با انگشت و زبون دیوونه اش میکردم و میرفت رو فضا و اینکار تا ده بار ادامه پیدا کرد دیگه رسما داشت میمرد...


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 12



  • Rhat9897  
  • عضو از 1397/5/29

  • پست‌‌‌ها: ‌ 17

  • 27

زن شوهردار


بندرعباس دانشجو بودم با یه زن شوهردار دوس شدم مال اراک بودن زنه پرستار بود مرده تو نیرو دریایی.هر روز میرفتم خونشون رو تختخوابشون میگاییدمش.حدود یه سالی باهم بودیم.چ کارایی ک نکردیم


ـــــــــــ


  • 20



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

شمال بودیم و با خانواده هامونبا دختر عمه ام...


شمال بودیم و با خانواده هامون با دختر عمه ام پیچیدیم به بازی و دوتایی چادر بردیم سی سنگان چادر زدیم تو اون گرما وسط اونهمه جمعیت توی چادر زیپشو کشیدیم و عین سونای بخار شده بود رسما استرس جمعیت بیرون یه طرف و عرق ریزی فعالیت یه طرف


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 5



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

نقل از: Rhat9897


نقل از: Rhat9897 بندرعباس دانشجو بودم با یه زن شوهردار دوس شدم مال اراک بودن زنه پرستار بود مرده تو نیرو دریایی.هر روز میرفتم خونشون رو تختخوابشون میگاییدمش.حدود یه سالی باهم بودیم.چ کارایی ک نکردیم

مخشو چجوری زده بودی؟


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 0



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

نقل از: ..مجنون..


نقل از: ..مجنون.. توی راهرو پله اضطراری بیمارستان (biggrin)

یزید چرا اینقدر خلاصه کار به این هیجانی همینقدر تعریف...!


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 1



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

شمال توی دریا...
???
چه حالی داد
توی اون...


شمال توی دریا... ??? چه حالی داد توی اون شلوغی! کلا به این نتیجه رسیدم هرکار خفنی رو با یکم اعتماد بنفس و یکم کله شقی میشه انجام داد...


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 4



  • dena_767  

  • عضو از 1398/4/17

  • پست‌‌‌ها: ‌ 6

  • 61

زوووجیم نفر سوم بیاد


زوووجیم نفر سوم بیاد


ـــــــــــ

Yes



  • 5



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

نقل از: نرگس.متاهل.هات


نقل از: نرگس.متاهل.هات خیلی بوده خب.

اونایی که خاص تر بودن رو تعریف کن حال میده بگو


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 2



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

خدایی سکسای بعد مستی هم یه حال دیگه ای میده
انگار...


خدایی سکسای بعد مستی هم یه حال دیگه ای میده انگار دو سه تا ترامادول انداختی


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 7



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

نقل از: نرگس.متاهل.هات


نقل از: نرگس.متاهل.هات
نقل از: bornahomam
نقل از: نرگس.متاهل.هات خیلی بوده خب.
اونایی که خاص تر بودن رو تعریف کن حال میده بگو

کافیه یکیشو بگم تا ازینی هم که هست ده برابر بریزن خصوصی.بی خیال

یعنی اینقدر بی جنبه ان دوستان؟! در هرصورت این تاپیک رو زدم که خوشیامونو به اشتراک بذاریم و خوش بگذره اگه دوست داشتی تعریف کن


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 0



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

با دوست دخترم داشتیم میچرخیدیم یهو از جلو یه...


با دوست دخترم داشتیم میچرخیدیم یهو از جلو یه امامزاده که قبرستون هم تو محوطه اش داشت رد شدیم و افکار شیطانی غلیان کرد و رفتیم لای درخت مرختا و مشغول بودیم البته بالا تنه!!که بنده خدایی دنبال قبرش میگشت و یه آن همدیگه رو دیدیم و چنان کپ کردیم که تا چند ثانیه تکون نخوردیم و یه آن حالا فرار نکن کی فرار کن??‍♂️?‍♀️??‍♂️?‍♀️??‍♂️?‍♀️


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 2



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

نقل از: نرگس.متاهل.هات


نقل از: نرگس.متاهل.هات
نقل از: bornahomam
نقل از: نرگس.متاهل.هات
نقل از: bornahomam
نقل از: نرگس.متاهل.هات خیلی بوده خب.
اونایی که خاص تر بودن رو تعریف کن حال میده بگو

کافیه یکیشو بگم تا ازینی هم که هست ده برابر بریزن خصوصی.بی خیال

یعنی اینقدر بی جنبه ان دوستان؟! در هرصورت این تاپیک رو زدم که خوشیامونو به اشتراک بذاریم و خوش بگذره اگه دوست داشتی تعریف کن

بعضیا خیلی بی جنبه و بی ادب

اوکی کاری که فکر میکنی درسته رو انجام بده


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 0



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

تو دفتر شرکت
آبدارچی میفرستادم دنبال نخود...


تو دفتر شرکت آبدارچی میفرستادم دنبال نخود سیاه تو سرویس بهداشتی با همکارم واقعا آمپر چسبوندنی رسما مخ تعطیل میشه...


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 2



  • bornahomam  
  • عضو از 1398/4/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 398

  • 87

رکورد شخصی خودم


و البته رکورد شخصی و فراموش نشدنی خودم که با هزار زور و زحمت خونمون خالی شده بود و دوست دخترم اومد و ۵ بار ارضا شدم لاپایی،لا سینه ووو دیگه آنچنان مرده بودم که ازش خواهش کردم خودش بره و نتونستم بلندشم برسونمش(همیشه هم یادش میفتم از خودم خجالت میکشم!!!)


ـــــــــــ

بدون امضا بدون تاریخ



  • 3



  • mina_p  

  • عضو از 1397/2/2

  • پست‌‌‌ها: ‌ 205

  • 4754

خیلی بوده
کارهایی ک گاهی یادم میات فکر میکنم چ...


خیلی بوده کارهایی ک گاهی یادم میات فکر میکنم چ بی عقلی و ریسکی بوده


ـــــــــــ


  • 4





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو






نظرسنجی

داستانی می خوانید که نویسنده آن از نویسنده های مطرح سایت یا دوست شما است و از داستان خوشتان نمی آید. واکنش شما چیست؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «