واقعیاتی در مورد داستان عاشورا!


  • axm432  

  • عضو از
    1398/2/7

  • پست‌ها: 2193

  • 2605


در اینجا قصد دارم خیلی خلاصه و بر اساس اسناد تاریخی, واقعیاتی رو در مورد داستان عاشورا بنویسم. مسلما هیچ غرضی در کار نیست. صرفا بیان اتفاقات تاریخی آن دوران آنگونه که واقعا اتفاق افتاده اند, به دور از هرگونه حب و بغض و تعصبات. قصد تحمیل دیدگاه خاصی هم در بین نیست. مطالبی بیان میشه و هر کس بنا به انصاف, روشن بینی و بی طرفی خودش میتونه برداشت خودش رو از این واقعیات داشته باشه:


1.واقعیت اینه که حسین برای به دست آوردن قدرت کودتا کرد (کتاب شهید جاوید). در عرف عرب در آن زمان اینکه یک فرد مهمی مثل حسین که هم نواده پیامبر هست هم فرزند خلیفه قبلی... با خلیفه وقت بیعت نکند و شبانه از شهر فرار کند چیزی معادل کودتا در دنیای امروز بوده است. علاوه بر این حسین سعی کرد که از کوفیان برای به دست گرفتن قدرت یارگیری کند و آنها را بر علیه خلیفه وقت بشوراند, اما در بین راه کوفه عمال خلیفه راه رو بر او بستند و او را کشتند.


2.او برای شهادت نرفته بود برای کسب قدرت رفته بود. چرا که وقتی راه رو بر او میبندند, بارها از عمر سعد میخواهد که به او و همراهانش اجازه بدهند که برگردند یا به جای دیگه ای بروند. این موضوع در اسناد مختلف تاریخی ثبت و ضبط شده (مثلا تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۰۸). مسلما کسی که اصرار بر شهادت دارد چنین درخواستی نمیکند. علاوه بر آن, کسی که بدنبال شهادت است مخفیانه و شبانه از مدینه فرار نمیکند (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۲۹۰۹). او میتوانست در همان مدینه بماند و در آنجا توسط عمال یزید کشته شود. در مکه هم باز او در میانه حج وقتی که متوجه شد که حاکم مکه قرار است او را دستگیر کند شبانه از شهر گریخت.


3.نکته تاریخی دیگری که به فهم ماجرا کمک میکند, زمان بندی حادثه است. در بین تمامی مورخین اتفاق نظر است که معاویه شخصی به غایت زیرک و مدیری توانمند بوده است. میبینیم که حسن با او صلح میکند و حسین هم تا زمانی که معاویه زنده است دعوی حکومت نمیکند. اگر واقعا هدف شهادت و قیام بر علیه ظلم بوده, حسین میتوانست بر علیه معاویه قیام کند. چرا صبر کرد تا بعد از مرگ او و در زمانی که پسر او یزید که تجربه و زیرکی پدر را نداشت بر تخت بنشیند؟ بعضی خواهند گفت که بخاطر قرارداد صلح حسن با معاویه...اما فرد بی طرف میتواند به دلایل بهتری بیندیشد.


4.ما مرتب راجع به اینکه زن و بچه همراه او بودند و ظلمی که به آنها شده شیون و زاری میکنیم اما فراموش میکنیم که در دنیای قدیم اکثرا همینطور لشکر کشی میکردند و زن و بچه و فامیل رو با خود میبردند. ضمنا او کس دیگری غیر از مردان خانواده اش را نداشت که با خود ببرد و زنان و کودکان را هم نمیتوانست تنها و بی کس زیر تیغ دشمن رها کند. پس همه را با خود برد. اگر کمی هم منصفانه به قضیه نگاه کنیم, یزید, حال با هر اشکالات فردی که داشته, آدم جوانمردی بوده که تنها کسانی رو که دست به شمشیر بردند و جنگیدیدند رو میکشه. لشکریان ابن سعد, زین العابدین رو نمیکشند و به زینب و اکثر زنان و بچه ها هم آسیبی نمیرسونند! به زینب اجازه میدن که بر علیه یزید سخنرانی کنه و نهایتا هم همه اونها رو آزاد میکنند (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۷۷). حتی در تاریخ آمده که یزید تمام اموالی که از بازمانده ها غارت شده بوده رو چند برابر به آنها بازمیگرداند .(تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۷۷). شما این رو مقایسه کنید با رفتاری که حتی همین امروز با مخالفین سیاسی که کودتا میکنند میشه!


5.شکی نیست که این داستان بسیار غم انگیزی است اما در مقیاس تاریخی اهمیت ویژه ای ندارد. در طول تاریخ جهان رخدادهایی به مراتب حماسی تر و با شکوه تر بودند و این قضیه به هیچوجه با عظمت آنها قابل قیاس نیست. شما میتوانید به حماسه آریو برزن در برابر اسکندر, حماسه ایرانیان در نبرد چالدران, حماسه لیونیداس و اسپارتها در برابر خشایارشا, حماسه نبرد استالینگراد در جنگ دوم جهانی, مقاومت غیور مردانه مردم لنینگراد در برابر نازی ها, داستان کامیکازی های ژاپنی, داستان نبرد ایووجیما, حماسه نبرد زولوها بر علیه بریتانیای کبیر, نبرد سرخپوستهای شایان با ژنرال کاستر, حماسه عثمانیها در گالیپولی, داستانهای افرادی که از هولوکاست جان بدر برده اند و خیلی موارد مشابه مراجعه کنید. تاریخ ایران خود ما هم مشحون از دلاوریهای بی نظیری هست که داستان عاشورا در برابر آنها واقعا محلی از اِعراب ندارد. میتوانید به داستان لطفعلی خان زند در برابر آغا محمد خان قاجار, داستان حماسی جلال الدین محمد خوارزمشاه در برابر چنگیزخان و خیلی وقایع تاریخی مشابه مراجعه کنید.


6.قضیه محاصره و کشتن کسی که از بیعت سر باز زده, رسم عرب در آن زمان بوده. یعنی همین کار رو هم با عبدالله بن زبیر که او هم با یزید بیعت نکرده بود قصد داشتند بکنند ولی او موفقتر بود. مثالهای تاریخی بسیار دیگری هم در تاریخ عرب میتوان یافت. منظور این است که حتی در مورد داستانهای اعراب هم چیز خاصی در این قضیه وجود ندارد.


7.برخلاف تصوراتی که بیشتر عوام دارند, اکثر افراد مهم حاضر در این داستان با هم نسبت خانوادگی دارند! این یک درگیری درون قبیله ای و خانوادگی بر سر قدرت بوده است! خاندان ابوسفیان و خاندان عبدالمطلب (در دیدگاه کلان تر, بنی‌هاشم و بنی‌امیه) از دیرباز با یکدیگر رقابت داشتند. در واقع عبد مناف جد مشترک محمد و علی و ابوسفیان بوده و دو خانواده نیای مشترک دارند. پیش از اسلام, خاندان ابوسفیان جایگاه بلندی داشتند که بواسطه ظهور اسلام تقلیل یافته بود. اما پس از علی دوباره قدرت به خاندان ابوسفیان منتقل شده و خاندان ابوطالب (حسن وحسین) میخواستند که آن را مجددا به خاندان خود بازگردانند. خلاصه, کل داستان یک جنگ قدرت بوده و حادثه کربلا صرفا نمادی بوده است از این جنگ قدرت.


8.ایرانیان تا زمان صفویه اکثرا سنی بودند. دامن زدن به داستانهای عاشورا و حماسه سازیهای عجیب و غریب بیشتر از زمان صفویه آغاز شده که البته آنها برای تحکیم قدرت خودشان از دین به عنوان یک ابزار استفاده کردند. مشکل اصلی صفویه, حضور امپراتوری قدرتمند عثمانی در مرزهای غربی بوده و آنها از مذهب شیعه به عنوان وسیله ای برای اتحاد ملی و مقابله با عثمانیها بهره بردند.


9.در طول تاریخ بعد از صفویه و پیدایش آخوند های شیعه به صورت امروزی آن, آخوندها که باید منبر گرمی داشتند و از این طریق ارتزاق میکردند, مرتب بر شاخ و برگ این داستان اضافه کردند. داستانهای قطع شدن دو دست عباس حین حمل مشک آب, تیر خوردن گلوی علی اصغر, اینکه هر کدام از این 72 نفر صدها تن از طرف مقابل رو میکشند, بی آبی محصورین, عروسی قاسم در روز عاشورا, خاموش‌کردن چراغ در شب عاشورا و ترک کربلا توسط عده‌ای از یاران حسین...اینها همه شاخ و برگهایی بوده که آقایان برای گرم کردن منبرهاشان درست کردند. مداحان و تعزیه گردانان هم بر آشفتگی این بازار افزوده اند. شما یک لحظه فکر کنید که من هر سال یک داستان رو "عینا" برای شما تکرار کنم! چند نفر حاضر میشوند که پای روزه/مداحی/تعزیه من بنشینند؟ پس مجبورم برای, مهیج کردن داستان, هر دفعه شاخ و برگی جدید به آن اضافه کنم!


10.باید بین اسطوره و تاریخ تفاوت قایل شد. ما همگی رستم اسطوره ای را دوست داریم اما کمتر کسی بین ما شک میکند که او صرفا یک شخصیت افسانه ایست. اسطوره بخشی از نیاز روحی آدمی را ارضا میکند. اسطوره واکنشی از ناتوانی انسان است در مقابله با درماندگی ها و ضعف او در برآوردن آرزوها و ترس از حوادث غیرمترقبه. همگی ملل اسطوره دارند. یونانیها; هرکول و آشیل...آلمانها; زیگفرید, ما; رستم...حتی در روزگار مدرن هم این نیاز به اسطوره از طریق اَبَر قهرمانان مارول و دی سی مثل سوپر من, بت من, اسپایدر من...تامین میشود. نکته مهم این است که باید بین شخصیت تاریخی حسین بن علی, ابوالفضل العباس...و اسطوره ای که ما از آنها ساخته ایم تمایز قایل شد.


از اینجا به بعد صرفا استنباط های شخصیست


11.یک علت کمتر شناخته شده در بین عوام که باعث تداوم این عزاداری هست ریشه کهن تاریخی آن است. ایرانیان از دیرباز "سوگ سیاوش" و "سوگ ایرج" را برگزار میکردند و مراسم عزاداری خاصی برای آنها داشتند که شباهتهایی به مراسم عزاداری امروزی حسین داشته! و بعد از اسلام و بخصوص تسلط شیعه در واقع کاراکتر حسین جای سیاوش نشسته و عزاداری شکل امروزی اون رو پیدا کرده...این قضیه بحث روانشناسی عمیقی را میطلبد که در این مجال نمیگنجد.


12.یک دلیل جالب روانشناسی برای این تمایل عجیب به سوز و ماتم و جانبداری از مظلوم این هست که این ملت ملتیست رنجدیده که در طول تاریخ همیشه مورد هجوم بوده و روز خوش به خودش ندیده! چنین ملتی صرفا میتواند با یک شخصیت مظلوم همذات پنداری کند و آن ضجه ها و ماتم ها نه صرفا برای حسین بن علی, بلکه برای حقارت تاریخی یک ملت زخم خورده است. برای نمونه شما سعی کنید در یک نقطه دیگر دنیا که مردم زندگی نسبتا به سامانی دارند این حجم عزاداری و ماتم مذهبی را پیدا کنید....


13.یک استدلالی که مرتبا تکرار میشود این است که حسین مظهر شرف و آزادگی است و به این علت الگوی ماست و باید او را پاس داشت. من با کلیات این حرف که سمبلی برای آزادگی داشته باشیم و به او تاسی کنیم مشکلی ندارم. اما چند نکته: الگوهای خیلی بهتری برای شرف و آزادگی در تاریخ هستند که کارهایی به مراتب بزرگتر کردند; شما نلسون ماندلا, گاندی, آبراهام لینکلن ....رو میتوانید در این زمینه در نظر بگیرید. در مورد حسین دیدیم که برای قدرت کودتا کرد, کودتای او نافرجام بود, وقتی او را محاصره کردند درخواست کرد که او رو رها کنند و اجازه دهند که برگردد یا به جای دیگری برود. اما دشمن قبول نکرد و او را به قتل رساند. من مطمین نیستم که چرا چنین شخصیتی باید مظهر آزادگی باشد. از طرف دیگر 1300 و اندی سال هست که این گریه و مویه و اقتدا به حسین ادامه دارد و انصافا نه تنها پیشرفتی در جهت انسانیت و اخلاق و آزادگی در این جامعه مشاهده نمیشود, بلکه امروز با جامعه ای پر از دروغ و ریا و ظاهر سازی و ابن الوقتی و انواع و اقسام فسادهای مالی و اخلاقی...مواجه هستیم!


فاعتبروا یا اولی الابصار!


14.اینکه ما ایرانیها انقدر قضیه شیعه و امامت را روی دستمان گرفته ایم و کاتولیک تر از پاپ شده ایم هم دلایل خاص خودش را دارد. اول, سنتهای پادشاهی ماست; ما عادت داشتیم که سلطنت موروثی باشد و بنابراین در دین هم همین الگو رو پیاده کردیم. یعنی اینکه حتما بعد از پیامبر باید خانواده او حاکم باشند! چنین چیزی سنت انبیا نیست. دلیل دیگر اینکه, ما که از سلطه اعراب و تبعیضی که آنها به ما روا میداشتند منزجر بودیم, در داخل خود دین شعبه ای درست کردیم و آن را وسیله ای قرار دادیم برای مبارزه با متجاوز! قیامهای مختلف ایرانی که صبغه مذهبی دارند و بهانه آنها ادامه راه حسین و...هستند همه از اینجا نشات میگیرند. یک دلیل ساده برای این موضوع مشاهده این هست که در خود جهان عرب, شیعیان اقلیت بسیار کوچکی هستند. اگر این داستان چیزی غیر از مقاومت منفی ایرانیان در برابر متجاوز بود, باید جمع کثیری از اعراب هم شیعه بودند. اکنون بعد سالیان دراز آن دلیل اصلی که مبارزه با متجاوز بوده از بین رفته اما سنتها و اثراتش به صورت مناسک مذهبی باقی مانده است.


15.بخشی از داستان علاقه شدید ما ایرانیان به حسین, غیر از اینکه نواده پیامبر و فرزند علی بوده, را باید در این علت جستجو کرد که ایرانیان او را داماد خود میدانستند. چرا که حسین بن علی با "شهربانو" شاهدخت ایرانی و دختر یزدگرد ازدواج کرده بوده و ایرانیان به نوعی او را ادامه سلسله پادشاهی خود میپنداشتند.


پ.ن. مطالب فوق خلاصه ای است از برداشتهای شخصی من از حدود 15 کتاب و منابع دیگری که در این مورد در زمانهای مختلف مطالعه کرده ام. به تدریج بعضی منابع رو اضافه میکنم.


پ.ن. نکته جالبی که بعد از این پست باهاش مواجه شدم این بود که تعداد زیادی افرادی که بر اساس پروفایلشون به دنبال سکس با زن شوهردار, سکس گروهی, روابط همجنس خواهانه... بودند به شدت به دفاع از حسین پرداختند! من البته کاری به گرایشات جنسی افراد ندارم, اما تناقض صریح بین این گرایشات خاص جنسی و اعتقادات مذهبی شدید این دوستان باعث حیرت من شد!


پ.ن. من خیلی متاسفم که این رو اینجا بگم! اما خیلی از افرادی که مخالف تاپیک بودند و در اینجا کامنت گذاشتند, بجای اینکه مرجعی ارائه کنند یا استدلال منطقی کنند, صرفا به فحاشی روی آوردند! من فکر میکنم خود اون امام هم شدیدا ناراحت بشه وقتی متوجه بشه که خیلی از پیروانش افرادی با ضریب هوشی پایین هستند که وقتی مطلب مخالفی, که مودبانه و مستدل هم نوشته شده, رو میبینند, بهترین کاری که ازشون بر میاد فحاشی هست! و همین آدمها هم مرتب دم از "شرف" و "آزادگی" میزنند و ادعا میکنند که الگوشون اون امام حُمام است. راستش این اصلا تبلیغ خوبی برای تشیع نیست! این دوستان "دقیقا" چه چیزی رو از اون امام آموختن؟


خلاصه "دشمن دانا بِه از نادانِ دوست!"


مراجع


https://urlzs.com/p4M2d


bit.ly/2kKFh7R


کتاب شهید جاوید اثر آیت الله صالحی نجف آبادی


تاریخ طبری


https://www.youtube.com/watch?v=tlMvdJrtEzI


https://www.youtube.com/watch?v=kT5SRS4aWR8


http://yousefieshkevari.com/?p=6543


http://yousefieshkevari.com/?p=6651


http://www.eslam.nu/2016/10/07/zndgi-husin/


جستارهایی در تاریخ هفتاد سال نخست اسلام, حسن یوسفی اشکوری


ابوالمؤید موفق بن احمد مکی خوارزمی


یعقوبی


بلاذری


ابن‌ قتیبه


طاهر مقدسی


تاریخ ابن اثیر


https://www.youtube.com/watch?v=-3ja87_N1Wo


دو قرن سکوت, عبدالحسین زرین‌کوب


تاریخ الاسلام, ذهبی


فتوح, ابن اعثم


علی و بنوه, طه حسین


Madelung, Wilfred (2004). "Ḥosayn b. ʿAli i. Life and Significance in Shiʿism". In Yarshater, Ehsan. Encyclopædia Iranica. Fasc. 5. XII. New York: Bibliotheca Persica Press. pp. 493–498.


bit.ly/2kiro0s


http://booyebaran.ir/?p=12848


ادامه دارد...


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر


  • 22

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: ekiidoma


نقل از: ekiidoma فکر کنم اون ۱۵تا کتاب رو فقط تا مقدمه خوندی

البته این هم یه اظهار نظری هست! خوب میدونی, 15 تا مقدمه کتاب هم بد نیست! خودش میشه حوالی 100 صفحه! (biggrin)

موفق باشی!


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • sexybala  

  • عضو از 1398/5/5

  • پست‌‌‌ها: ‌ 34

  • 95

نقل از: Rator2


نقل از: Rator2 اکثر مطالب درسته هرچند مثال های نبرد هایی که زدید چندتاشون تراژدی نبودن... (biggrin) درمورد کودتا هم کاملا درست بود البته شیعیان برخلاف این هم نگفتن حسین میخواست کودتا کنه کاری که پدر و برادرش نکردن و به دلایلی کوتاه اومدن رو انجام بده که اطلاعاتم کامل نیست ولی فکر میکنم چندجا خونده بودم دعوت از طرف مردم کوفه بوده به هر حال به همین خاطر هم میگن دربرابر ظلم ایستاد و قسمت تراژدی هم...درسته اونقدر بزرگ نبوده ولی میشه درنظر گرفت عزاداری دو روزه کاملا منطقی میتونه باشه چون یکی از نبرد های مهم شیعیان بوده و چند تن از بزرگانشون سربلند‌تر از بقیشون مردن (biggrin)

د رست میگی دوست عزیز مردم کوفه او را دعوت کردن وقتی فهمید کوفیان پیمان شکنی کردن میخواست برگرده حر به عبیدالله نامه نوشت که کسب تکلیف کند عبیدالله اجازه برگشت نداد و لشکر عمر سعد آماده جنگ با ایران (ری)بود به کربلا فرستاد.تاریخ طبری را بخوانی


ـــــــــــ


  • 1



  • Yu233155  
  • عضو از 1398/4/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 19

  • 20

افرین


روشنگری در این مورد بشدت بر فرهنگ های زشتی که وارد جامعه ایرانی شده تاثیر مثبت میزاره خسته نباشی


ـــــــــــ


  • 1



  • AssEater69  
  • عضو از 1397/6/2

  • پست‌‌‌ها: ‌ 31

  • 26

خیلی حرفه نوشتی و با ذکر منبع. البته درسته که...


خیلی حرفه نوشتی و با ذکر منبع. البته درسته که معتقد های اصلی بازم میگن چرت نوشتی ولی خب، دستخوش.


ـــــــــــ


  • 1



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: Yu233155


نقل از: Yu233155 روشنگری در این مورد بشدت بر فرهنگ های زشتی که وارد جامعه ایرانی شده تاثیر مثبت میزاره خسته نباشی

ممنون دوست گرامی.


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: AssEater69


نقل از: AssEater69 خیلی حرفه نوشتی و با ذکر منبع. البته درسته که معتقد های اصلی بازم میگن چرت نوشتی ولی خب، دستخوش.

ممنون. سعی کردم تاریخ رو بازگو کنم. دیگه هرکس به تناسب انصافش و میزان تعصباتش با این موضوع برخورد میکنه.


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • Mehran9988  
  • عضو از 1398/4/18

  • پست‌‌‌ها: ‌ 30

  • 21

نقل از: axm432


نقل از: axm432
نقل از: Mehran9988
نقل از: axm432
نقل از: Mehran9988 اسپارتا و استالینگراد و ....که گفتی حتی در حد قیامهایی که به خونخواهی امام حسین بعدا انجام گرفتن هم نبودن در حد توابین و قیام مختار هم نبودن....
و لطفا شما کمی راجع به نبرد استالینگراد توضیح بدین. میزان تلفات رو بگین و فداکاریهای روسهایی رو که در شهر محصور بودند رو بیان کنید و با این قیامها مقایسه کنید تا ما هم نور حق و حقیقت به قلبهای ظلمانیمون بتابه! (biggrin)

تو چرا دور میری؟همین سربازان ایران در جنگ با عراق مثال بزن که چطور جونشون دادن فکر کردی اینها نمیدانستن کشته میشدن.... هیچکدوم حتی قابل قیاس با قیام امام حسین نیستن که اگه بودن ماندگار میشدن...این سایت فقط برای وقت تلف کردن و سرگرمیه جای مناسبی نمیبینمش که بیشتر از این بخوام نام پاک ایشان اینجا بیارم...

اشکالی نداره رفیق! شما نام پاک ایشون رو نبر. اما کمی به ما توضیح بده راجع به اینکه چرا نبرد استالینگراد از نظر شما با قیام مختار قابل قیاس نیست! گوگل هم که دم دست هست! (biggrin)

در نبرد استالینگراد عده ای سرباز روس اکثرا بالاجبار مجبور به دفاع از خاک و زن بچه خود شدن.......اما در قیام توابین یا مختار عده ای نه برای دفاع از خاک و مال و زن و بچه بلکه برای آنچه که بهش اعتقاد داشتن و "حق" گفته میشد قیام کردند.


ـــــــــــ


  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: Mehran9988


نقل از: Mehran9988
نقل از: axm432
نقل از: Mehran9988
نقل از: axm432
نقل از: Mehran9988 اسپارتا و استالینگراد و ....که گفتی حتی در حد قیامهایی که به خونخواهی امام حسین بعدا انجام گرفتن هم نبودن در حد توابین و قیام مختار هم نبودن....
و لطفا شما کمی راجع به نبرد استالینگراد توضیح بدین. میزان تلفات رو بگین و فداکاریهای روسهایی رو که در شهر محصور بودند رو بیان کنید و با این قیامها مقایسه کنید تا ما هم نور حق و حقیقت به قلبهای ظلمانیمون بتابه! (biggrin)

تو چرا دور میری؟همین سربازان ایران در جنگ با عراق مثال بزن که چطور جونشون دادن فکر کردی اینها نمیدانستن کشته میشدن.... هیچکدوم حتی قابل قیاس با قیام امام حسین نیستن که اگه بودن ماندگار میشدن...این سایت فقط برای وقت تلف کردن و سرگرمیه جای مناسبی نمیبینمش که بیشتر از این بخوام نام پاک ایشان اینجا بیارم...

اشکالی نداره رفیق! شما نام پاک ایشون رو نبر. اما کمی به ما توضیح بده راجع به اینکه چرا نبرد استالینگراد از نظر شما با قیام مختار قابل قیاس نیست! گوگل هم که دم دست هست! (biggrin)

در نبرد استالینگراد عده ای سرباز روس اکثرا بالاجبار مجبور به دفاع از خاک و زن بچه خود شدن.......اما در قیام توابین یا مختار عده ای نه برای دفاع از خاک و مال و زن و بچه بلکه برای آنچه که بهش اعتقاد داشتن و "حق" گفته میشد قیام کردند.

داداش جان نخوندی برو خیلی دقیق بخون بیا صحبت میکنیم! (biggrin)


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • mr__ss  
  • عضو از 1398/6/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 12

ببخشید اونوقت کسی که دنبال حکومته با چه عقلی با ۷۲...


ببخشید اونوقت کسی که دنبال حکومته با چه عقلی با ۷۲ نفر در مقابل چندین هزار نفر دشمن میخواد پیروز بشه؟؟ مگر اینکه همین تعداد نفرات رو هم انکار کنید!!


ـــــــــــ


  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: Akerman


نقل از: Akerman هرکس به ولایت علی شک دارد بامادر خویش درمیان بگذارد

داداش جان این استدلالت انقدر قوی بود که جدا تحت تاثیر قرار گرفتم. حتما اون امام به داشتن پیروان فهیمی مثل تو افتخار میکنه! (biggrin)


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: Akerman


نقل از: Akerman همش اشتباه بخصوص مورد ۱و۲و۳ ۵و ۶ و۱۰ و۱۱ شاید مرجعی که انتخاب کردی اشتباه بوده اول تحقیق کن بعد کپی کن چون مورخهای زیادی در این مورد نوشتند

البته مراجع در پایان ذکر شدند. شما هم مطالعه بفرمایید و دقیقا با ذکر مرجع بگین کجا و چرا اشتباهه. حرف کلی زدن هیچوقت مشکلی رو حل نمیکنه. من و بقیه دوستان منتظر نتایج تحقیقات شما هستیم. و لطفا حتما مرجع کپی رو هم ذکر کنید!

و من الله توفیق!


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: mr__ss


نقل از: mr__ss ببخشید اونوقت کسی که دنبال حکومته با چه عقلی با ۷۲ نفر در مقابل چندین هزار نفر دشمن میخواد پیروز بشه؟؟ مگر اینکه همین تعداد نفرات رو هم انکار کنید!!

دوست گرامی لطفا مراجع ذکر شده رو بخونید. مطلب از این قرار بوده: امام همراه یاران و خانوادش از مکه شبانه عازم کوفه میشه. به پیشنهاد ابن عباس قبلا مسلم رو به کوفه فرستاده بوده که میزان حمایت واقعی کوفیان رو ارزیابی کنه. البته مسلم در کوفه کشته میشه اما خبر کشته شدن مسلم "در بین راه" به حسین میرسه! جایی که دیگه راه برگشتی نداشته و تقریبا بلافاصله با لشکر حر مواجه میشه! پس حسین با این فکر که کوفیان او را یاری خواهند کرد عازم اون شهر میشه اما بین راه غافلگیر میشه و اینطور نبوده که بخواد صرفا با 72 نفر قیام کنه. این قضیه در تمامی منابع اولیه تاریخی ذکر شده.


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • Alipacino409  
  • عضو از 1397/6/24

  • پست‌‌‌ها: ‌ 26

  • 20

من مطالبتون رو خوندم ولی به نظرم بهتر بود به جای...


من مطالبتون رو خوندم ولی به نظرم بهتر بود به جای اینکه یکسری ادرس و کتاب در انتهای مطلبتون بیارید می نوشتید که هر کدوم از مواردی که مدعی اون هستید دقیقا از کدوم منبع ذکر می کنید. چون خودتون رو شخصیت علمی و اکادمیک می دونید حتما اطلاع دارید که در هر پژوهشی باید در مورد مطالبی از منبعی نقل می کنید به طور دقیق اون منبع رو مشخص کنید

در اینکه امروزه برای توجیه رفتارهای حکومت دست به اغراق در وقایع عاشورا زدند تردیدی وجود نداره و شما دقیقا دونه به دونه اتفاقاتی که امروزه توسط بلندگوهای حکومت در مورد این واقعه گفته میشه رو میتونید در ایدئولوژی حکومت ببینید . از مفهوم قیام تا حتی ماجرای شخصیتها از عباس بگیرید تا قاسم و بقیه

اما درست یا غلط وقتی در طول تاریخ به شخصیتی جنبه تقدس داده شده و این شخصیت نماینده خدا بر روی زمین نامیده شده اینکه وقایع مربوط به کشته شدنش مهمتر از هر شخصیت ملی و حتی مذهبی دیگری باشه اتفاق عجیبی نیست .
ولی جنبه تقدس این شخصیت بحث حداگانه ایه و میتونه درست یا غلط باشه اما هر چی که هست ارتباطی به اصل واقعه کربلا نداره . من مطالب دوستانی که مخالف شما بودند رو خوندم . که البته شما به چند موردش پاسخی ندادید .

پس به همین موارد اشاره می کنم و ازتون میخوام دقیق پاسخ بدید

فرمودید که حسین بر علیه خلیفه وقت به پا خاست که این عمل در اون زمان به منزله خروج از دین و ارتداد بوده است پس از این منظر مستوجب مجازات (مرگ) بوده . اما دوستی از شما پرسید که خلافت یزید برخلاف قرارداد صلح بین حسن و معاویه بوده . پس اصلا خلافت یزید نامشروع و غیر قانونی بوده است . اما شما پاسخی به این سوال ندادید

در جای دیگر مدعی شدید حسین شبانه از مکه فرار کرد اما اشاره ای به دعوت مکرر بزرگان کوفه از حسین نکردید . لطفا این هم پاسخ بدید

دوست عزیز ابتدای تاپیک گفتید قصد دارید منصفانه به ماجرا بپردازید اما متاسفانه گاهی از انصاف خارج شدید . چندین بار نوشتید که حسین می خواست برگرده اما لشکر عمر سعد محاصرش کرد و اجازه نداد پس راه دیگری نداشت . اما اشاره نکردید که راه دیگری هم داشت و اون هم تسلیم و بیعت با یزید (حداقل برای نجات جان ) بود و حسین تن به این تسلیم نداد.


ـــــــــــ


  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: Alipacino409


نقل از: Alipacino409 من مطالبتون رو خوندم ولی به نظرم بهتر بود به جای اینکه یکسری ادرس و کتاب در انتهای مطلبتون بیارید می نوشتید که هر کدوم از مواردی که مدعی اون هستید دقیقا از کدوم منبع ذکر می کنید. چون خودتون رو شخصیت علمی و اکادمیک می دونید حتما اطلاع دارید که در هر پژوهشی باید در مورد مطالبی از منبعی نقل می کنید به طور دقیق اون منبع رو مشخص کنید در اینکه امروزه برای توجیه رفتارهای حکومت دست به اغراق در وقایع عاشورا زدند تردیدی وجود نداره و شما دقیقا دونه به دونه اتفاقاتی که امروزه توسط بلندگوهای حکومت در مورد این واقعه گفته میشه رو میتونید در ایدئولوژی حکومت ببینید . از مفهوم قیام تا حتی ماجرای شخصیتها از عباس بگیرید تا قاسم و بقیه اما درست یا غلط وقتی در طول تاریخ به شخصیتی جنبه تقدس داده شده و این شخصیت نماینده خدا بر روی زمین نامیده شده اینکه وقایع مربوط به کشته شدنش مهمتر از هر شخصیت ملی و حتی مذهبی دیگری باشه اتفاق عجیبی نیست . ولی جنبه تقدس این شخصیت بحث حداگانه ایه و میتونه درست یا غلط باشه اما هر چی که هست ارتباطی به اصل واقعه کربلا نداره . من مطالب دوستانی که مخالف شما بودند رو خوندم . که البته شما به چند موردش پاسخی ندادید . پس به همین موارد اشاره می کنم و ازتون میخوام دقیق پاسخ بدید فرمودید که حسین بر علیه خلیفه وقت به پا خاست که این عمل در اون زمان به منزله خروج از دین و ارتداد بوده است پس از این منظر مستوجب مجازات (مرگ) بوده . اما دوستی از شما پرسید که خلافت یزید برخلاف قرارداد صلح بین حسن و معاویه بوده . پس اصلا خلافت یزید نامشروع و غیر قانونی بوده است . اما شما پاسخی به این سوال ندادید در جای دیگر مدعی شدید حسین شبانه از مکه فرار کرد اما اشاره ای به دعوت مکرر بزرگان کوفه از حسین نکردید . لطفا این هم پاسخ بدید دوست عزیز ابتدای تاپیک گفتید قصد دارید منصفانه به ماجرا بپردازید اما متاسفانه گاهی از انصاف خارج شدید . چندین بار نوشتید که حسین می خواست برگرده اما لشکر عمر سعد محاصرش کرد و اجازه نداد پس راه دیگری نداشت . اما اشاره نکردید که راه دیگری هم داشت و اون هم تسلیم و بیعت با یزید (حداقل برای نجات جان ) بود و حسین تن به این تسلیم نداد.

در مورد ارجاع داخل متن حق با شماست. اما باور بفرمایید که همینقدرش هم کار زیادی میبره و وقت نشده. من ناچار شدم جواب خیلی از دوستان رو بدم که حتی یک سطر از این مراجع رو هم نخونده بودن!

ببینین وقتی صحبت جنگ قدرت هست دیگه اینکه چه کسی بر حق هست معنی نداره. معاویه "چند سال" قبل از مرگش زمینه ها رو برای خلافت یزید مهیا کرده بوده...وقتی میگیم که حسین برای قدرت قیام کرد معنی مترادفش این نیست که پس یزید حاکم خوب یا قانونی بوده! یا حسین بخاطر این قیام مرتد بوده. صرفا منظور اینه که انگیزه قیام حسین قدرت بوده. چون خیلیها بحث میکنند که او صرفا میخواسته شهید بشه و درسی در تاریخ بجا بذاره و انگیزه نوشته شدن کتاب شهید جاوید هم اثبات همین بوده که حسین برای قدرت قیام کرد. این کتاب در زمان خودش جنجال زیادی بپا کرد.

ببینین حسین در مکه هم در امان نبوده. او در طی انجام حج متوجه میشه که دستور دستگیری او به حاکم مکه رسیده و چون هنوز حاکم مکه مشغول حج بوده حسین از این فرصت استفاده میکنه و شبانه با خانواده از شهر خارج میشه. شکی نیست که از پیش هم دنبال زمینه های حکومت در عراق بوده و به توصیه ابن عباس که فرد زیرکی بوده, مسلم رو هم فرستاده بوده که زمینه ها رو ارزیابی کنه. قصد این بوده که اول اوضاع رو بسنجه و بعد حرکت کنه اما به علت وضع بد مکه مجبور میشه زودتر راهی بشه و "در بین راه کوفه" هست که خبر کشته شدن مسلم رو به او میدن. یعنی دیگه راه برگشت بسته بوده و در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بوده.

راجع به اینکه راهی نداشته, منظور این هست که مطابق طبری و بعضی تواریخ دیگه حسین از عمر سعد میخواد که یا اجازه بدن که برگرده یا اجازه بدن که بره در طبرستان با کافران بجنگه یا با سعد هر دو نزد یزید برن. اما سعد اجازه اینها رو نمیده. نکته اصلی اینجاست که کسی که برای شهادت آمده دیگه دلیلی برای این درخواست ها نداره میجنگه و شهید میشه! نمیگه به من راه بدین که برگردم...

نکته آخر شما در مورد انتخاب بین بیعت با یزید و مرگ, من فکر میکنم که دیگه عملا برای بیعت دیر شده بوده. شخصی 2 بار گریخته بوده و با کوفیان هم برای کودتا اقدام کرده بوده یزید نهایتا او رو زنده نمیگذاشته حتی اگر آنجا اعلام بیعت میکرده و حسین هم به وخامت اوضاع واقف بوده و میدونسته که سرنوشت محتوم مرگ خواهد بود.

خلاصه داستان اینکه کسی رو که در برابر عمل انجام شده قرار گرفته رو نمیشه بخاطر مرگش فرد شجاعی دونست!


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • Alipacino409  
  • عضو از 1397/6/24

  • پست‌‌‌ها: ‌ 26

  • 20

نقل از: axm432


نقل از: axm432
نقل از: Alipacino409 من مطالبتون رو خوندم ولی به نظرم بهتر بود به جای اینکه یکسری ادرس و کتاب در انتهای مطلبتون بیارید می نوشتید که هر کدوم از مواردی که مدعی اون هستید دقیقا از کدوم منبع ذکر می کنید. چون خودتون رو شخصیت علمی و اکادمیک می دونید حتما اطلاع دارید که در هر پژوهشی باید در مورد مطالبی از منبعی نقل می کنید به طور دقیق اون منبع رو مشخص کنید در اینکه امروزه برای توجیه رفتارهای حکومت دست به اغراق در وقایع عاشورا زدند تردیدی وجود نداره و شما دقیقا دونه به دونه اتفاقاتی که امروزه توسط بلندگوهای حکومت در مورد این واقعه گفته میشه رو میتونید در ایدئولوژی حکومت ببینید . از مفهوم قیام تا حتی ماجرای شخصیتها از عباس بگیرید تا قاسم و بقیه اما درست یا غلط وقتی در طول تاریخ به شخصیتی جنبه تقدس داده شده و این شخصیت نماینده خدا بر روی زمین نامیده شده اینکه وقایع مربوط به کشته شدنش مهمتر از هر شخصیت ملی و حتی مذهبی دیگری باشه اتفاق عجیبی نیست . ولی جنبه تقدس این شخصیت بحث حداگانه ایه و میتونه درست یا غلط باشه اما هر چی که هست ارتباطی به اصل واقعه کربلا نداره . من مطالب دوستانی که مخالف شما بودند رو خوندم . که البته شما به چند موردش پاسخی ندادید . پس به همین موارد اشاره می کنم و ازتون میخوام دقیق پاسخ بدید فرمودید که حسین بر علیه خلیفه وقت به پا خاست که این عمل در اون زمان به منزله خروج از دین و ارتداد بوده است پس از این منظر مستوجب مجازات (مرگ) بوده . اما دوستی از شما پرسید که خلافت یزید برخلاف قرارداد صلح بین حسن و معاویه بوده . پس اصلا خلافت یزید نامشروع و غیر قانونی بوده است . اما شما پاسخی به این سوال ندادید در جای دیگر مدعی شدید حسین شبانه از مکه فرار کرد اما اشاره ای به دعوت مکرر بزرگان کوفه از حسین نکردید . لطفا این هم پاسخ بدید دوست عزیز ابتدای تاپیک گفتید قصد دارید منصفانه به ماجرا بپردازید اما متاسفانه گاهی از انصاف خارج شدید . چندین بار نوشتید که حسین می خواست برگرده اما لشکر عمر سعد محاصرش کرد و اجازه نداد پس راه دیگری نداشت . اما اشاره نکردید که راه دیگری هم داشت و اون هم تسلیم و بیعت با یزید (حداقل برای نجات جان ) بود و حسین تن به این تسلیم نداد.

در مورد ارجاع داخل متن حق با شماست. اما باور بفرمایید که همینقدرش هم کار زیادی میبره و وقت نشده. من ناچار شدم جواب خیلی از دوستان رو بدم که حتی یک سطر از این مراجع رو هم نخونده بودن!

ببینین وقتی صحبت جنگ قدرت هست دیگه اینکه چه کسی بر حق هست معنی نداره. معاویه "چند سال" قبل از مرگش زمینه ها رو برای خلافت یزید مهیا کرده بوده...وقتی میگیم که حسین برای قدرت قیام کرد معنی مترادفش این نیست که پس یزید حاکم خوب یا قانونی بوده! یا حسین بخاطر این قیام مرتد بوده. صرفا منظور اینه که انگیزه قیام حسین قدرت بوده. چون خیلیها بحث میکنند که او صرفا میخواسته شهید بشه و درسی در تاریخ بجا بذاره و انگیزه نوشته شدن کتاب شهید جاوید هم اثبات همین بوده که حسین برای قدرت قیام کرد. این کتاب در زمان خودش جنجال زیادی بپا کرد.

ببینین حسین در مکه هم در امان نبوده. او در طی انجام حج متوجه میشه که دستور دستگیری او به حاکم مکه رسیده و چون هنوز حاکم مکه مشغول حج بوده حسین از این فرصت استفاده میکنه و شبانه با خانواده از شهر خارج میشه. شکی نیست که از پیش هم دنبال زمینه های حکومت در عراق بوده و به توصیه ابن عباس که فرد زیرکی بوده, مسلم رو هم فرستاده بوده که زمینه ها رو ارزیابی کنه. قصد این بوده که اول اوضاع رو بسنجه و بعد حرکت کنه اما به علت وضع بد مکه مجبور میشه زودتر راهی بشه و "در بین راه کوفه" هست که خبر کشته شدن مسلم رو به او میدن. یعنی دیگه راه برگشت بسته بوده و در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بوده.

راجع به اینکه راهی نداشته, منظور این هست که مطابق طبری و بعضی تواریخ دیگه حسین از عمر سعد میخواد که یا اجازه بدن که برگرده یا اجازه بدن که بره در طبرستان با کافران بجنگه یا با سعد هر دو نزد یزید برن. اما سعد اجازه اینها رو نمیده. نکته اصلی اینجاست که کسی که برای شهادت آمده دیگه دلیلی برای این درخواست ها نداره میجنگه و شهید میشه! نمیگه به من راه بدین که برگردم...

نکته آخر شما در مورد انتخاب بین بیعت با یزید و مرگ, من فکر میکنم که دیگه عملا برای بیعت دیر شده بوده. شخصی 2 بار گریخته بوده و با کوفیان هم برای کودتا اقدام کرده بوده یزید نهایتا او رو زنده نمیگذاشته حتی اگر آنجا اعلام بیعت میکرده و حسین هم به وخامت اوضاع واقف بوده و میدونسته که سرنوشت محتوم مرگ خواهد بود.

خلاصه داستان اینکه کسی رو که در برابر عمل انجام شده قرار گرفته رو نمیشه بخاطر مرگش فرد شجاعی دونست!

من اولش هم گفتم که با قرائت حاکمیت کنونی از این ماجرا به هیچ وجه موافق نیستم و معتقدم به نیت توجیه رفتارهای حکومت کنونی این برداشت صورت می گیره پس اینکه حسین از اول قصد داشته شهید بشه و با خون خودش درخت اسلام رو ابیاری کنه رو درست نمی دونم

اما در مورد اینکه فرمودید حسین به سعد پیشنهاد میده که اجازه یا برگرده یا به طبرستان بره یا با هم پیش یزید برن لطفا منبع دقیق ذکر کنید

اما در مورد بند آخر اینکه اگر در نهایت حسین مثل برادرش مجبور به صلح میشد ، طبیعتا هزینه کمتری برای یزید داشت تا اینکه بخواد شخصیت مهمی مثل حسین رو به قتل برسونه . پس قطعا چنین چیزی یا مطرح نشده و یا اگر مطرح شده هم مورد پذیرش حسین قرار نگرفته . میشه نتیجه گرفت که حسین در هر صورت بین مرگ و بیعت با یزید اولی رو انتخاب کرده


ـــــــــــ


  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: Alipacino409


نقل از: Alipacino409
نقل از: axm432
نقل از: Alipacino409 من مطالبتون رو خوندم ولی به نظرم بهتر بود به جای اینکه یکسری ادرس و کتاب در انتهای مطلبتون بیارید می نوشتید که هر کدوم از مواردی که مدعی اون هستید دقیقا از کدوم منبع ذکر می کنید. چون خودتون رو شخصیت علمی و اکادمیک می دونید حتما اطلاع دارید که در هر پژوهشی باید در مورد مطالبی از منبعی نقل می کنید به طور دقیق اون منبع رو مشخص کنید در اینکه امروزه برای توجیه رفتارهای حکومت دست به اغراق در وقایع عاشورا زدند تردیدی وجود نداره و شما دقیقا دونه به دونه اتفاقاتی که امروزه توسط بلندگوهای حکومت در مورد این واقعه گفته میشه رو میتونید در ایدئولوژی حکومت ببینید . از مفهوم قیام تا حتی ماجرای شخصیتها از عباس بگیرید تا قاسم و بقیه اما درست یا غلط وقتی در طول تاریخ به شخصیتی جنبه تقدس داده شده و این شخصیت نماینده خدا بر روی زمین نامیده شده اینکه وقایع مربوط به کشته شدنش مهمتر از هر شخصیت ملی و حتی مذهبی دیگری باشه اتفاق عجیبی نیست . ولی جنبه تقدس این شخصیت بحث حداگانه ایه و میتونه درست یا غلط باشه اما هر چی که هست ارتباطی به اصل واقعه کربلا نداره . من مطالب دوستانی که مخالف شما بودند رو خوندم . که البته شما به چند موردش پاسخی ندادید . پس به همین موارد اشاره می کنم و ازتون میخوام دقیق پاسخ بدید فرمودید که حسین بر علیه خلیفه وقت به پا خاست که این عمل در اون زمان به منزله خروج از دین و ارتداد بوده است پس از این منظر مستوجب مجازات (مرگ) بوده . اما دوستی از شما پرسید که خلافت یزید برخلاف قرارداد صلح بین حسن و معاویه بوده . پس اصلا خلافت یزید نامشروع و غیر قانونی بوده است . اما شما پاسخی به این سوال ندادید در جای دیگر مدعی شدید حسین شبانه از مکه فرار کرد اما اشاره ای به دعوت مکرر بزرگان کوفه از حسین نکردید . لطفا این هم پاسخ بدید دوست عزیز ابتدای تاپیک گفتید قصد دارید منصفانه به ماجرا بپردازید اما متاسفانه گاهی از انصاف خارج شدید . چندین بار نوشتید که حسین می خواست برگرده اما لشکر عمر سعد محاصرش کرد و اجازه نداد پس راه دیگری نداشت . اما اشاره نکردید که راه دیگری هم داشت و اون هم تسلیم و بیعت با یزید (حداقل برای نجات جان ) بود و حسین تن به این تسلیم نداد.

در مورد ارجاع داخل متن حق با شماست. اما باور بفرمایید که همینقدرش هم کار زیادی میبره و وقت نشده. من ناچار شدم جواب خیلی از دوستان رو بدم که حتی یک سطر از این مراجع رو هم نخونده بودن!

ببینین وقتی صحبت جنگ قدرت هست دیگه اینکه چه کسی بر حق هست معنی نداره. معاویه "چند سال" قبل از مرگش زمینه ها رو برای خلافت یزید مهیا کرده بوده...وقتی میگیم که حسین برای قدرت قیام کرد معنی مترادفش این نیست که پس یزید حاکم خوب یا قانونی بوده! یا حسین بخاطر این قیام مرتد بوده. صرفا منظور اینه که انگیزه قیام حسین قدرت بوده. چون خیلیها بحث میکنند که او صرفا میخواسته شهید بشه و درسی در تاریخ بجا بذاره و انگیزه نوشته شدن کتاب شهید جاوید هم اثبات همین بوده که حسین برای قدرت قیام کرد. این کتاب در زمان خودش جنجال زیادی بپا کرد.

ببینین حسین در مکه هم در امان نبوده. او در طی انجام حج متوجه میشه که دستور دستگیری او به حاکم مکه رسیده و چون هنوز حاکم مکه مشغول حج بوده حسین از این فرصت استفاده میکنه و شبانه با خانواده از شهر خارج میشه. شکی نیست که از پیش هم دنبال زمینه های حکومت در عراق بوده و به توصیه ابن عباس که فرد زیرکی بوده, مسلم رو هم فرستاده بوده که زمینه ها رو ارزیابی کنه. قصد این بوده که اول اوضاع رو بسنجه و بعد حرکت کنه اما به علت وضع بد مکه مجبور میشه زودتر راهی بشه و "در بین راه کوفه" هست که خبر کشته شدن مسلم رو به او میدن. یعنی دیگه راه برگشت بسته بوده و در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بوده.

راجع به اینکه راهی نداشته, منظور این هست که مطابق طبری و بعضی تواریخ دیگه حسین از عمر سعد میخواد که یا اجازه بدن که برگرده یا اجازه بدن که بره در طبرستان با کافران بجنگه یا با سعد هر دو نزد یزید برن. اما سعد اجازه اینها رو نمیده. نکته اصلی اینجاست که کسی که برای شهادت آمده دیگه دلیلی برای این درخواست ها نداره میجنگه و شهید میشه! نمیگه به من راه بدین که برگردم...

نکته آخر شما در مورد انتخاب بین بیعت با یزید و مرگ, من فکر میکنم که دیگه عملا برای بیعت دیر شده بوده. شخصی 2 بار گریخته بوده و با کوفیان هم برای کودتا اقدام کرده بوده یزید نهایتا او رو زنده نمیگذاشته حتی اگر آنجا اعلام بیعت میکرده و حسین هم به وخامت اوضاع واقف بوده و میدونسته که سرنوشت محتوم مرگ خواهد بود.

خلاصه داستان اینکه کسی رو که در برابر عمل انجام شده قرار گرفته رو نمیشه بخاطر مرگش فرد شجاعی دونست!

من اولش هم گفتم که با قرائت حاکمیت کنونی از این ماجرا به هیچ وجه موافق نیستم و معتقدم به نیت توجیه رفتارهای حکومت کنونی این برداشت صورت می گیره پس اینکه حسین از اول قصد داشته شهید بشه و با خون خودش درخت اسلام رو ابیاری کنه رو درست نمی دونم

اما در مورد اینکه فرمودید حسین به سعد پیشنهاد میده که اجازه یا برگرده یا به طبرستان بره یا با هم پیش یزید برن لطفا منبع دقیق ذکر کنید

اما در مورد بند آخر اینکه اگر در نهایت حسین مثل برادرش مجبور به صلح میشد ، طبیعتا هزینه کمتری برای یزید داشت تا اینکه بخواد شخصیت مهمی مثل حسین رو به قتل برسونه . پس قطعا چنین چیزی یا مطرح نشده و یا اگر مطرح شده هم مورد پذیرش حسین قرار نگرفته . میشه نتیجه گرفت که حسین در هر صورت بین مرگ و بیعت با یزید اولی رو انتخاب کرده

(تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۰۸)

عرض کردم داستان حسین با برادرش متفاوت هست. ممکنه در ظاهر اجازه بیعت به او میدادند اما چون 2 بار از بیعت گریخته بود (بار اول مدینه و بار دوم مکه) و علاوه بر اون با کوفیان همساز شده بود او را رها نمیکردند...


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • mr__ss  
  • عضو از 1398/6/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 12

نقل از: axm432


نقل از: axm432
نقل از: mr__ss ببخشید اونوقت کسی که دنبال حکومته با چه عقلی با ۷۲ نفر در مقابل چندین هزار نفر دشمن میخواد پیروز بشه؟؟ مگر اینکه همین تعداد نفرات رو هم انکار کنید!!
دوست گرامی لطفا مراجع ذکر شده رو بخونید. مطلب از این قرار بوده: امام همراه یاران و خانوادش از مکه شبانه عازم کوفه میشه. به پیشنهاد ابن عباس قبلا مسلم رو به کوفه فرستاده بوده که میزان حمایت واقعی کوفیان رو ارزیابی کنه. البته مسلم در کوفه کشته میشه **اما خبر کشته شدن مسلم "در بین راه" به حسین میرسه!** جایی که دیگه راه برگشتی نداشته و تقریبا بلافاصله با لشکر حر مواجه میشه! پس حسین با این فکر که کوفیان او را یاری خواهند کرد عازم اون شهر میشه اما بین راه غافلگیر میشه و اینطور نبوده که بخواد صرفا با 72 نفر قیام کنه. این قضیه در تمامی منابع اولیه تاریخی ذکر شده.

کسی که بخواد به حکومت برسه پیک میفرسته به کوفه که میزان وفاداری کوفی ها را بسنجه؟! این هم شد سیاست؟؟! اگر امام حسین قصدش حکومت بود کل عقبه لشکرش رو از مدت ها پیش تامین میکرد. به چندتا وعده و دعوت نامه دل ببنده که بیان همراهیش کنن یزیدو شکست بدن؟؟؟!!


ـــــــــــ


  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2193

  • 2605

نقل از: mr__ss


نقل از: mr__ss
نقل از: axm432
نقل از: mr__ss ببخشید اونوقت کسی که دنبال حکومته با چه عقلی با ۷۲ نفر در مقابل چندین هزار نفر دشمن میخواد پیروز بشه؟؟ مگر اینکه همین تعداد نفرات رو هم انکار کنید!!
دوست گرامی لطفا مراجع ذکر شده رو بخونید. مطلب از این قرار بوده: امام همراه یاران و خانوادش از مکه شبانه عازم کوفه میشه. به پیشنهاد ابن عباس قبلا مسلم رو به کوفه فرستاده بوده که میزان حمایت واقعی کوفیان رو ارزیابی کنه. البته مسلم در کوفه کشته میشه **اما خبر کشته شدن مسلم "در بین راه" به حسین میرسه!** جایی که دیگه راه برگشتی نداشته و تقریبا بلافاصله با لشکر حر مواجه میشه! پس حسین با این فکر که کوفیان او را یاری خواهند کرد عازم اون شهر میشه اما بین راه غافلگیر میشه و اینطور نبوده که بخواد صرفا با 72 نفر قیام کنه. این قضیه در تمامی منابع اولیه تاریخی ذکر شده.

کسی که بخواد به حکومت برسه پیک میفرسته به کوفه که میزان وفاداری کوفی ها را بسنجه؟! این هم شد سیاست؟؟! اگر امام حسین قصدش حکومت بود کل عقبه لشکرش رو از مدت ها پیش تامین میکرد. به چندتا وعده و دعوت نامه دل ببنده که بیان همراهیش کنن یزیدو شکست بدن؟؟؟!!

ایشون مسلم رو فرستاد به کوفه که میزان جدیت کوفیان رو بسنجه. حسین در خود جزیره العرب پایگاه ویژه مردمی نداشت که بخواد از آن طریق نیرو بسیج کنه. اما به علت خلافت علی در کوفه, پایگاه قدرت آل علی در عراق و تا حدودی در ایران نسبتا قوی بوده. شما باید بر اساس واقعیات میدانی مسیله رو بررسی کنی نه آنچیزی که دوست داری.

دقت کن که حسین چاره ای نداشت! یا باید در مدینه بیعت میکرد یا میگریخت و او دومی رو انتخاب کرد. دوباره در مکه هم یا باید بیعت میکرد یا میگریخت...

شما لطفا مراجع ذکر شده رو مطالعه کن بعد اگر نکته ای بود با هم صحبت میکنیم.


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 0



  • S_a_r_k  

  • عضو از 1398/6/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2

  • 8

کمی تعقل


اولا کدوم شخصی با 72 نفر مقابل 120 هزار نیروی نظامی ( تاریخ طبری) توانایی ایستادگی داره که بیاد کودتا کنه یعنی جونش از حکومت مهم تره عجبا ثانیا اگه رسم بوده با خانواده بزن جنگ چرا لشکر عمر سعد با خانواده نیامدند پس اگر با خانواده رفتن نشانه عدم اراده ایشان بر جنگ بوده است ثالثا اگر قصد حکومت داشتند حق مسلم ایشان بوده است :)


ـــــــــــ

(angel)



  • 1



  • mr__ss  
  • عضو از 1398/6/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 12

نقل از: axm432


نقل از: axm432
نقل از: mr__ss
نقل از: axm432
نقل از: mr__ss ببخشید اونوقت کسی که دنبال حکومته با چه عقلی با ۷۲ نفر در مقابل چندین هزار نفر دشمن میخواد پیروز بشه؟؟ مگر اینکه همین تعداد نفرات رو هم انکار کنید!!
دوست گرامی لطفا مراجع ذکر شده رو بخونید. مطلب از این قرار بوده: امام همراه یاران و خانوادش از مکه شبانه عازم کوفه میشه. به پیشنهاد ابن عباس قبلا مسلم رو به کوفه فرستاده بوده که میزان حمایت واقعی کوفیان رو ارزیابی کنه. البته مسلم در کوفه کشته میشه **اما خبر کشته شدن مسلم "در بین راه" به حسین میرسه!** جایی که دیگه راه برگشتی نداشته و تقریبا بلافاصله با لشکر حر مواجه میشه! پس حسین با این فکر که کوفیان او را یاری خواهند کرد عازم اون شهر میشه اما بین راه غافلگیر میشه و اینطور نبوده که بخواد صرفا با 72 نفر قیام کنه. این قضیه در تمامی منابع اولیه تاریخی ذکر شده.

کسی که بخواد به حکومت برسه پیک میفرسته به کوفه که میزان وفاداری کوفی ها را بسنجه؟! این هم شد سیاست؟؟! اگر امام حسین قصدش حکومت بود کل عقبه لشکرش رو از مدت ها پیش تامین میکرد. به چندتا وعده و دعوت نامه دل ببنده که بیان همراهیش کنن یزیدو شکست بدن؟؟؟!!

ایشون مسلم رو فرستاد به کوفه که میزان جدیت کوفیان رو بسنجه. حسین در خود جزیره العرب پایگاه ویژه مردمی نداشت که بخواد از آن طریق نیرو بسیج کنه. اما به علت خلافت علی در کوفه, پایگاه قدرت آل علی در عراق و تا حدودی در ایران نسبتا قوی بوده. شما باید بر اساس واقعیات میدانی مسیله رو بررسی کنی نه آنچیزی که دوست داری.

دقت کن که حسین چاره ای نداشت! یا باید در مدینه بیعت میکرد یا میگریخت و او دومی رو انتخاب کرد. دوباره در مکه هم یا باید بیعت میکرد یا میگریخت...

شما لطفا مراجع ذکر شده رو مطالعه کن بعد اگر نکته ای بود با هم صحبت میکنیم.

من براساس چیزی که دوست دارم چیزی نمیگم که اگر میخواستم بگم قطعا فحش میدادم خدمتتون!!! از هر طرف که به حرفای شما فکر میکنم به بن بست میرسم. میگین امام حسین دنبال حکومت بود ولی بعدش میگین بیعت یزید رو قبول نکرد؛ همین چیزی که اعتقاد ماهاست. امام حسین قطعا به دنبال شکست دادن یزید و نجات امت از دست اموی ها بود ولی هدفش حکومت نبوده چون همونطور که گفتم کسی که دنبال حکومته کلی سیاست چینی میکنه روی احتمالات و اینها نمیره جلو. اگر لازم باشه با پول و رشوه و وعده امکانات سپاهیانش رو تامین میکنه تا خلف وعده نکنن. سیاست هایی که اموی ها همیشه خوب بلد بودن.

در یه کلام بگم اگر امام حسین هدفش حکومت بود اینقدر کوفی ها و بقیه مردم بی وفایی نمیکردن.


ـــــــــــ


  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

سرعت و کیفیت اینترنت در منطقه شما چگونه است؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «