داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

پسری که فرار کرد...

1399/04/21

یادمه بی اغراق کتاب تنها دوست من بود وقتی بزرگ میشدم… یه خانواده ی ایزوله و بسته بودیم که هیچ اطلاعاتی اضافه بر اونچه که تو کله ی پدر مادرم قرار گرفته بود، حق ورود بهش رو نداشت…
یادمه دوم راهنمایی که بودم از طرف جامعه ی خودمون یه برنامه گذاشتن برای اینکه بعد از کلاس درس اخلاق، یه خانوم یا آقای کتابدار می اومد و با خودش یه هفت هشت ده تا کتاب می آورد… کتابهایی که برای رده ی سنی ما بودن… داستان راستان و خلاصه خیلی کتابهای دیگه که چون از طرف درس اخلاق داده میشد، مامان بابام روی خوندنشون گیر نمیدادن بهمون… بخصوص که از ما بچه ها خواسته بودن خلاصه ی کتاب رو توضیح بدیم و تو یه ورق بنویسیم… یه بار یه کتاب به دستم رسید که تقریبا میشه گفت تمام زندگی من رو عوض کرد! یادم نیس اسمش چی بود اما ماجراش دقیق یادمه…

یه پسر همسن و سال‌های من تو خانواده ای زندگی میکرد فقیر که پدرش معتاد بود و دست بزن داشت و مادرشون رو هم کتک میزد… این پسر یه برادر کوچیکتر هم داشت… داستان مال زمان شاه بود… پسر با فروختن فرفره و آدامس و چیزهای دیگه، مقداری پول جمع کرد و بالاخره یه روز با دوستش که اونم وضعیتش عین این بود، با هم فرار کردن و از خونه رفتن… داستان عجیبی بود و به طرز غیرقابل باوری باهاش همزاد پنداری میکردم… رفتارهای پدر و مادر پسره، دقیقا کپی رفتارهای پدر و مادر خودم بود البته به جز قسمت اعتیادش! که البته بابای منم به خودش اعتیاد داشت! یه دوز از خودش و کمالات و موفقیتهای خودش که میزد به رگ، مست وپاتیل و نعشه پا میشد و کتک…
شاید از اونجا بود که به این نتیجه رسیدم من هم اگه فرار کنم از این خراب شده، شاید بابام بفهمه اشتباه کرده و ترک کنه! که مادرم دلش برام تنگ بشه و به جای خودش یه بار هم منو ببینه…
یادمه پسره و دوستش رفته بودن تهران سر کار و یادمه پسره حساب یک قرون دو زارشو داشت! زندگیش به طرز خوش آیندی داشت! یه زندگی نسبتا ساده… اما چقدر آسوده و بی دعوا مرافعه… تا اینکه یه روز دوست پسره دلش برای خانواده اش تنگ شد و برگشت پیش خانواده اش… پسر قصه ی ما هم چند روزی رو تحمل کرد اما اون هم برگشت… وقتی برگشت پدرش اعتیادش رو ترک کرده بود و سر کار میرفت و…

شاید اولین بار اونجا بود که فهمیدم تنهایی شاید اونقدرها هم بد نیست! هنوز هم اون حس یادمه! حس اینکه چقدر پسره اون چند سال رو آسوده زندگی کرد…
شاید دزدی کار بدی باشه اما برای اولین و آخرین بار دزدی کردم! اون کتاب برای بقیه شاید فقط یه کتاب بود اما برای من درس زندگی بود کلمه به کلمه اش! یادمه آخرهای سال تحصیلی بود و نزدیک تابستون… کتاب رو پس ندادم… حتی بعد از اینکه سال بعد شروع شد و جناب کتابدار برای هزارمین بار گفت شادی کتابو بیار تصمیم گرفتم که بهش دروغ بگم!
-کتابو گم کردم…
اما کتاب تو لباسم بود… تو کمر شلوارم… حتی تو مدرسه… بهترین و زیباترین راز زندگیم بود… شاید بی اغراق هزاران بار اون داستان رو از سر به ته و از ته به سر خوندم… حتی وسط کلاس مدرسه! زیر دندونم حس میکردم حس آزادی رو! حس دیگه کتک نخوردن رو! کتاب رو حتی با خودم تا سوئد هم آوردم… رنگ و روش رفته بود و برگ‌های کاهیش اینجا و اونجا شکسته بود… تا اینکه یه روز کتابه کامل گم شد… بین بقیه ی کتابها… تو اسباب کشی… نمیدونم اما یه روز که یادش افتاده بودم یهو دیدم نیست و هر چی دنبالش گشتم پیداش نکردم… یادمه تو صفحه ی آخرش نوشته بودم که یه روز من هم فرار میکنم…

اما هربار خواستم برگردم و فرصتی دوباره بدم اوضاع فقط بدتر و بدتر و بدتر و بدتر و بدتر و…

حالا میفهمم که وقتی فرار کردی باید چشمتو روی گذشته ببندی! اگه نگاهت همه اش به گذشته باشه قراره بد زمین بخوری!

6 ❤️
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2020-07-11 11:23:22 +0430 +0430
نقل از: خانوم.حشری لایک

:-)

1 ❤️

2020-07-11 11:25:57 +0430 +0430

#عالی بود (preved) 🌹

4 ❤️

2020-07-11 11:29:19 +0430 +0430
نقل از: Sajjad_1212 #عالی بود (preved) 🌹

:-)

2 ❤️

2020-07-11 11:36:10 +0430 +0430

شاید این تاپیکت بتونه همون حرفی باشه که من دلم میخواست بزنم و نمیدونستم چجوری؛زندگی انقدر کوتاهه که فرار کردن و تلاش نکردن برای ادامه دادن اشتباهای بزرگی که دست ما نیست بهترین راهه.برای فرارت بهت تبریک میگم و این اعتقاد منه که مرده دیگه مرده چیزی نمیتونه برش گردونه

3 ❤️

2020-07-11 11:40:46 +0430 +0430
نقل از: mahshid001 چه جالب منم گاهی فکر میکنم باید فرارکنم البته نه از جایی نه از دست کسی بلکه از دست خودم گاهی از خودم و کارام کلافه میشم :(

اوره 👌 👌

2 ❤️

2020-07-11 11:41:32 +0430 +0430
نقل از: mahshid001 چه جالب منم گاهی فکر میکنم باید فرارکنم البته نه از جایی نه از دست کسی بلکه از دست خودم گاهی از خودم و کارام کلافه میشم :(

در اصل یه جور فراره خودش… :-)

3 ❤️

2020-07-11 11:42:40 +0430 +0430

همیشه باید از یه چیزی دل کند تا بتونی چیز های دیگه رو بدست بیاری

5 ❤️

2020-07-11 11:42:50 +0430 +0430
نقل از: Queen__SHIVA شاید این تاپیکت بتونه همون حرفی باشه که من دلم میخواست بزنم و نمیدونستم چجوری؛زندگی انقدر کوتاهه که فرار کردن و تلاش نکردن برای ادامه دادن اشتباهای بزرگی که دست ما نیست بهترین راهه.برای فرارت بهت تبریک میگم و این اعتقاد منه که مرده دیگه مرده چیزی نمیتونه برش گردونه

خوشحالم که حرفمون به هم نزدیکه

3 ❤️

2020-07-11 11:47:09 +0430 +0430

توی همه مراحل زندگی میشه این کارو کرد شادی جان.....وقتی یه تصمیم واسه زندگیت میگیری باید بکنی و بری....دیگه نباید به پشت سرت نگاه کنی چون وابستگی ها باعث سقوطت میشن...

2 ❤️

2020-07-11 11:48:18 +0430 +0430
نقل از: Renlly همیشه باید از یه چیزی دل کند تا بتونی چیز های دیگه رو بدست بیاری

:-)

3 ❤️

2020-07-11 11:49:30 +0430 +0430
نقل از: saeedno15

توی همه مراحل زندگی میشه این کارو کرد شادی جان.....وقتی یه تصمیم واسه زندگیت میگیری باید بکنی و بری....دیگه نباید به پشت سرت نگاه کنی چون وابستگی ها باعث سقوطت میشن...

گاهی اصلا نباید به پشت سر نگاه کرد :-)

4 ❤️

2020-07-11 11:51:20 +0430 +0430
نقل از: Renlly همیشه باید از یه چیزی دل کند تا بتونی چیز های دیگه رو بدست بیاری

ولی ای کاش اینطور نمی شد!

3 ❤️

2020-07-11 16:12:49 +0430 +0430

چند بار منم به این نتیجه رسیدم اما تعهداتم مانع از اجرایی شدنش شد متاسفانه . این جور تصمیمات بهای خودش رو داره . شاد باشید .

1 ❤️

2020-07-11 16:16:15 +0430 +0430
نقل از: نریمان+ چند بار منم به این نتیجه رسیدم اما تعهداتم مانع از اجرایی شدنش شد متاسفانه . این جور تصمیمات بهای خودش رو داره . شاد باشید .

:-)

1 ❤️

2020-07-12 16:59:51 +0430 +0430

(وقتی فرار کردی باید چشمتو ب روی گذشته ببندی) این تیکشو دوسداشتم
درکل بعضی از تاپیکات خیلی دوسداشتنی ان:)

0 ❤️

2020-07-12 17:12:31 +0430 +0430

ميخاي مثل پسر قصه برگردي يا اينجاي داستانو دوس نداري؟

0 ❤️

2020-07-27 03:15:55 +0430 +0430

زیبا بود منم اون کنابو خوندم اما یه روایتدیکه ازش یادمه که تهش بهمبارزه علیه شاه ختم میشد اما متنت قشنگ بود

0 ❤️







‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «


جستجو در سایت
Top Bottom