پناهنده شدن چه جوریه... (11)



در ایران یه سیستم اجتماعی خاصی هست بر مبنای من چون پولدارم یا تحصیلات بالا دارم پس بقیه وظیفه دارن شلوار خود را برای من پایین کشیده, قمبل نموده, به من بدهند! سیستم اجتماعی ایران بر این پایه اس. سیستم آمریکا هم در عمل همینه…


در سوئد سیستم اجتماعی خاصی هست بر مبنای تو پولداری؟ تو تحصیلات بالا داری؟ دکتر یا مهندس مملکتی؟ اولا به تخمم! دوما خوش به حالت میگی چیکار کنم؟ کارتو بکن پولتو بگیر... البته این در اکثر کشورهای توسعه یافته و پیشرفته اروپایی همینه...
در نتیجه برای ایرانیهای تحصیلکرده و مود بالا که به هر دلیلی مهاجرت به خارج میکنن، سخته که اینجا با اسم غلام یا ممد صدا بشن نه حضرت والای جناب آقای فلانی...
زن‌های اسکاندیناوی هم با اون چشمهای آبی و پوست سرخ و سفید و موهای طلایی، و دماغهای کوچولو، بی آرایش اونقدر خوشگلن که زیبایان خفته ی ایرانی که بعد از کلی آرایش و عمل و پروتز و گونه و غیره میان اینجا، نرسیده دپرس میشن... چون تازه از زشت ترین سوئدیها هم خوشگل‌تر نیستن...
متاسفانه اینجا خبری از اون رقابت اجتماعی ایرانی نیس و هر کی اگه خوشگله واسه خودش خوشگله و برای اکثرشون حتی مهم نیس. هر کی پول داره واسه خودش داره. هر کی به هر میزان که میتونه و از پسش بر میاد کار میکنه و پول در میاره. مالیاتشو هم خود دولت مستقیم بر میداره و جای رشوه و کلاه گذاشتن نمیذاره. بعدشم برای دوران پیری و کوری مردم خرج میکنه :-) فرهنگ فخرفروشی یا تعارف هم وجود نداره و همه ساده حرفهاشونو بدون متلک به هم میزنن...


اینجا مردم همدیگه رو به اسم کوچیک صدا میکنن... رئیس و مرئوس فرقشون فقط تو درآمدشونه که البته اونم خیلی نیس. شما تو هر شغل و موقعیت اجتماعی باشی به اندازه ی موقعیتت مجبوری کار کنی و وقت بذاری. یعنی من استاد دانشگاه داشتم که پهلوی لباسش پاره بوده و اصلا حواسش نبوده. خوب پیش میاد. بدبختها یه عالمه کار سرشون ریخته... طرف چون استاد دانشگاهه اندازه ی خر هم ازش کار میکشن... به قول معروف هر که بامش بیش برفش بیشتر...
از شانس بد من و احتمالا به خاطر نژادپرستی سوئدیها که وقت من براشون مهم نبود, من بد وقتی رسیده بودم سوئد. کلاس زبانی که باید میرفتم وسطهاش بود و من باید منتظر میموندم با گروه بعدی از یانوار (بعد از کریسمس) شروع کنم. یعنی در اصل از صبح تا شب کاری به جز وجب کردن خودم نداشتم. همینم باعث میشد که هر روز در شهرداری باشم و بپرسم پس من کی دانشگاه میرم؟. فکر کن زبان انگلیسی در حد آی ام ا ویندزد بود و زبان سوئدی رو هم که هنوز یه کلمه اشو نمیدونستم و فکر میکردم اطرافیانم دارن آواز میخونن... خلاصه خیلی برام زور داشت که دانشگاه حی و حاضر اونوخ منم که رسیدم دیگه! چرا نمیذارن برم دانشگاه پس؟ ای فلان فلان شده های نژاد پرست! ایران تبعیض اینجام تبعیض! اون خانومی که روز اول اومد فرودگاه و کاپشنشو داد به من تو شهرداری کار میکرد و مسئول من بود. یه خانوم خوشروی سوئدی و خیلی قد بلند و ناز. حالا دیگه میدونستم اسمش آینا هستش و 38 سالشه... خیلی زن مهربونی بود... درسته که همون اول رسیدنم خیلی رو دیدگاهم به سوئد تاثیر مثبتی گذاشته بود اما الان از اینکه نمیذاشت من برم دانشگاه عجیب کفری بودم! یه بار که مثل هر روز دخیل بسته بودم به شهرداری این گفت بابا تو هنوز زبان بلد نیستی! دانشگاه سخته!
-من خیلی باهوشم!(آره جون عمه ات! فیزیک و شیمی بیست و پنج صدم ایران رو اینا ندیدن که) من هم درس میخونم هم زبان یاد میگیرم! اصلا انگلیسی درس میخونم!
-نمیتونی شادی... نمیدونی راجع به چی داری حرف میزنی تو...
-اگه نذارین برم دانشگاه منم... منم... سوتون میکنم! (تحت تاثیر فیلمهای آمریکایی که همو سو میکنن)... راستی؟ کجا باید سوتون کنم؟
آخ شادی تو چه باهوشی! همینه! شهرداری رو سو میکنم و یه یه میلیون کرون میزنم به جیبم! نرسیده یه سفر دور دنیا افتادی زبل! حالا هی من بگم من با این هوش و ذکاوت داشتم تو ایران حیف میشدم بقیه میگفتن نه! ببین الان؟ خلاصه داشتم رو قیمتی که قرار بود سوشون کنم با خودم تصمیم میگرفتم که آینا در حالیکه از خنده غش کرده بود گفت:
-جدیتت برای تحصیل خیلی برام جالب و قابل تقدیره شادی... اما وقتی به سو کردن میرسه... بیا خودم ببرمت پلیس ازمون شکایت کن ببینیم چی میشه... برای خودم هم جالب شد...
دیدم این انگار یه چیزی میدونه که اینقدر با خیال راحت حرف میزنه... نکنه نمیشه اینا رو سو کرد؟! یه میلیون کرون یهو پودر شد رفت هوا! جلوی چشمام! چه تصمیماتی که واسه خرجش نداشتم! این آینا ی فلان فلان شده هم مرده بود از خنده. برای اینکه دلمو به دست بیاره گفت بریم تو اتاقش بشینیم که بتونه یه کم شرایطمو برام توضیح بده... رفتیم تو اتاقش و به انگلیسی با هم یه کم حرف زدیم و از روزهام یه کم پرسید. گفتم صبح ها ساعت پنج میرم بیرون راه میرم... یهو پرسید:
-چرا اینقدر زود بلند میشی؟
-اضطراب دارم واسه دانشگاه...
-نگران نباش میری بالاخره... راستی؟ شماره ی پلیسو میدونی اگه مشکلی برات پیش بیاد؟
-911...
مرد از خنده:
-از اینجا زنگ بزنی آمریکا فکر نکنم پلیس بتونه به موقع برسه... میخوای اول به پلیس اینجا یه زنگ بزن... آدم با تو دوست باشه پیر نمیشه! خیلی بامزه ای!
وقتی دید خیلی همو نمیفهمیم زنگ زد و یه مترجم سفارش داد. پنج دیقه نشده تلفنش زنگ زد. با مترجم برام توضیح داد که من فعلا فقط مجبورم زبان اینجا رو یاد بگیرم و چون سطح نمرات دبیرستانم خیلی پایینه یا به قول خودمون ریدم آبم قطعه باید دبیرستان اینجا رو پاس کنم... منم دیدم چاره ندارم انگار باید فقط صبر کنم ببینم چی پیش میاد... اما یه حساب دو دو تا چها تا هم کردم و دیدم اینا میخوان فقط سنگ بندازن جلوی پای من! فلان فلان شده ها! بچرخ تا بچرخیم!
ادامه دارد...


ـــــــــــ




  • 12

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • Hana95  

  • عضو از 1398/5/14

  • پست‌‌‌ها: ‌ 218

  • 376

ایول جون چقدر بی تکلفی ازت خوشم میاد!


ایول جون چقدر بی تکلفی ازت خوشم میاد!


ـــــــــــ

چاه زنخدان تو زندان من!:)



  • 1



ممنونم عزیز


نقل از: Hana95 ایول جون چقدر بی تکلفی ازت خوشم میاد!

لطفتو میرسونه :-)


ـــــــــــ





  • 1



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2080

  • 2476

خیلی خوب بود. ساده و بی تکلف! بدون هیچ نوع غلو و...


خیلی خوب بود. ساده و بی تکلف! بدون هیچ نوع غلو و خالی بندی ایرونی!

راستی! نمیشه من رو با این خانم "آینا" بکنی "آشنا"؟ (biggrin)


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 1



الان ۵۸ سالشه


نقل از: axm432 خیلی خوب بود. ساده و بی تکلف! بدون هیچ نوع غلو و خالی بندی ایرونی! راستی! نمیشه من رو با این خانم "آینا" بکنی "آشنا"؟ (biggrin)

:-) پایه ای؟


ـــــــــــ





  • 2



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2080

  • 2476

نقل از: eyval123412341234


نقل از: eyval123412341234
نقل از: axm432 خیلی خوب بود. ساده و بی تکلف! بدون هیچ نوع غلو و خالی بندی ایرونی! راستی! نمیشه من رو با این خانم "آینا" بکنی "آشنا"؟ (biggrin)

:-) پایه ای؟

البته "اون" موقع 38 سالش بوده! کمی باید سبک سنگین کنم! اما اینجور که گفتی خوشگل بود و خوش هیکل و خنده رو! همین مدل سن پایین تر سراغ نداری؟


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 1



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2080

  • 2476

چه وضعشه! این زوجای ممد آبادی اصلا تو تاپیکای تو...


چه وضعشه! این زوجای ممد آبادی اصلا تو تاپیکای تو نمیان! صبح تا غروب تو تاپیکای من میان ماساژ بدن! آخه این عدالته؟ (biggrin)


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 1



خدا خفه ات نکنه!!!!


نقل از: axm432 چه وضعشه! این زوجای ممد آبادی اصلا تو تاپیکای تو نمیان! صبح تا غروب تو تاپیکای من میان ماساژ بدن! آخه این عدالته؟ (biggrin)

ترکیدم از خنده! خوب تو هم یه رکلام بذار تو تاپیک من


ـــــــــــ





  • 1



:-) الان؟!


نقل از: axm432
نقل از: eyval123412341234
نقل از: axm432 خیلی خوب بود. ساده و بی تکلف! بدون هیچ نوع غلو و خالی بندی ایرونی! راستی! نمیشه من رو با این خانم "آینا" بکنی "آشنا"؟ (biggrin)

:-) پایه ای؟

البته "اون" موقع 38 سالش بوده! کمی باید سبک سنگین کنم! اما اینجور که گفتی خوشگل بود و خوش هیکل و خنده رو! همین مدل سن پایین تر سراغ نداری؟

الان من خودمو هم به زور یادمه... بقیه دیگه جای خود دارن! :-)


ـــــــــــ





  • 0



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2080

  • 2476

نقل از: eyval123412341234


نقل از: eyval123412341234
نقل از: axm432 چه وضعشه! این زوجای ممد آبادی اصلا تو تاپیکای تو نمیان! صبح تا غروب تو تاپیکای من میان ماساژ بدن! آخه این عدالته؟ (biggrin)
ترکیدم از خنده! خوب تو هم یه رکلام بذار تو تاپیک من

الان حسابی رو فرمم! یادمه با یه دختره آشنا شده بودم میگفت: میدونی من کودک درونم خیلی فعاله! منم نگذاشتم نه برداشتم بهش گفتم: حالا این که خوبه! من یه "کودکستان درون" دارم که خیلی فعاله! دیگه از اون به بعد زیاد سر به سر من نذاشت! الانم کودکستان درونم به شدت فعاله! (biggrin)


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 2



  • abbbbbcc  

  • عضو از 1397/4/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1308

  • 3101

...


بیا گل (rose)


ـــــــــــ

قه زات وه گیانم‌ ،په پوله



  • 1



  • JJ2301  
  • عضو از 1398/4/28

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4

  • 2

سلام رفیق
تاپیک جالبی داشتی
قلمتم زیبا بود
باعث...


سلام رفیق تاپیک جالبی داشتی قلمتم زیبا بود باعث شد بقیه پست هاتم یه نگاه بندازم که در کل موضوعاتش برام جالب ود ای دی خودتا ذخیره کردم سر فرصت همشون را بخونم


ـــــــــــ


  • 2



  • Sanassal2020  
  • عضو از 1398/5/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 6

  • 5

.


تلگرام sanassal2020 زوجیم زوج پایه بیاد جهت آشنایی مجرد بلاک


ـــــــــــ


  • 0



کم نمیاری تو جواب دادن


نقل از: axm432
نقل از: eyval123412341234
نقل از: axm432 چه وضعشه! این زوجای ممد آبادی اصلا تو تاپیکای تو نمیان! صبح تا غروب تو تاپیکای من میان ماساژ بدن! آخه این عدالته؟ (biggrin)
ترکیدم از خنده! خوب تو هم یه رکلام بذار تو تاپیک من

الان حسابی رو فرمم! یادمه با یه دختره آشنا شده بودم میگفت: میدونی من کودک درونم خیلی فعاله! منم نگذاشتم نه برداشتم بهش گفتم: حالا این که خوبه! من یه "کودکستان درون" دارم که خیلی فعاله! دیگه از اون به بعد زیاد سر به سر من نذاشت! الانم کودکستان درونم به شدت فعاله! (biggrin)

:-) یه جواب دادی که طرف با خاک یکسان شد


ـــــــــــ





  • 1



مرسی عزیز


نقل از: abbbbbcc بیا گل (rose)

با گلهای شما یه گل خونه کامل پر کردم :-) مرسی از گلهات


ـــــــــــ





  • 2



  • axm432  

  • عضو از 1398/2/7

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2080

  • 2476

نقل از: JJ2301


نقل از: JJ2301 سلام رفیق تاپیک جالبی داشتی قلمتم زیبا بود باعث شد بقیه پست هاتم یه نگاه بندازم که در کل موضوعاتش برام جالب ود ای دی خودتا ذخیره کردم سر فرصت همشون را بخونم

دوستمون داستانهای خیلی خوبی هم داره! من از طریق داستانهای اون با سایت آشنا شدم!


ـــــــــــ

کار نیکان را قیاس از خود مگیر // گرچه باشد در نوشتن شیر شیر



  • 1



  • abbbbbcc  

  • عضو از 1397/4/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1308

  • 3101

...


نقل از: eyval123412341234
نقل از: abbbbbcc بیا گل (rose)
با گلهای شما یه گل خونه کامل پر کردم :-) مرسی از گلهات

^_^


ـــــــــــ

قه زات وه گیانم‌ ،په پوله



  • 1



ممنونم از لطفتون عزیز


نقل از: JJ2301 سلام رفیق تاپیک جالبی داشتی قلمتم زیبا بود باعث شد بقیه پست هاتم یه نگاه بندازم که در کل موضوعاتش برام جالب ود ای دی خودتا ذخیره کردم سر فرصت همشون را بخونم

:-) امیدوارم از تاپیکهام خوشتون بیاد و شرمنده نشم :-)


ـــــــــــ





  • 0



امروز یه جورایی حال نداری انگار؟


نقل از: abbbbbcc
نقل از: eyval123412341234
نقل از: abbbbbcc بیا گل (rose)
با گلهای شما یه گل خونه کامل پر کردم :-) مرسی از گلهات

^_^

کم حرفی :-(


ـــــــــــ





  • 1



شما بیش از حد لطف داری


نقل از: axm432
نقل از: JJ2301 سلام رفیق تاپیک جالبی داشتی قلمتم زیبا بود باعث شد بقیه پست هاتم یه نگاه بندازم که در کل موضوعاتش برام جالب ود ای دی خودتا ذخیره کردم سر فرصت همشون را بخونم
دوستمون داستانهای خیلی خوبی هم داره! من از طریق داستانهای اون با سایت آشنا شدم!

:-) اینجوریام نیس دیگه


ـــــــــــ





  • 0



  • abbbbbcc  

  • عضو از 1397/4/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1308

  • 3101

چی‌ بگم :/


نقل از: eyval123412341234
نقل از: abbbbbcc
نقل از: eyval123412341234
نقل از: abbbbbcc بیا گل (rose)
با گلهای شما یه گل خونه کامل پر کردم :-) مرسی از گلهات

^_^

کم حرفی :-(

@_@

خب....نمیشه یه فصل داستانت کاملش باهم بیاد؟مثل پیکی بلایندرز که از هفته بعد میخواد قسمت قسمت بیاد (dash) :/


ـــــــــــ

قه زات وه گیانم‌ ،په پوله



  • 1





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

بنظرتون دلیل خیانت چیست ؟؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «