پناهنده شدن چه جوریه... (28)



در ایران مهر و محبت در این خلاصه میشه که تمام مدت خونه ی هم باشن و پیش هم.و فضولی تو کار هم. مادر تمام مدت نگران بچه اش باشه. بچه اشم چند سالشه؟ ناقابل 40 سال! و هنوز پیش مامان جون زندگی میکنه. نه دوست دختر داره. نه نیاز جنسیش برطرف میشه. نه تنهایی بلده از پس خودش بر بیاد... نه بلده یه غذا درست کنه... تا خرخره هم درس خونده و به کونش میگه دنبالم نیا بو میدی... مامانشم انگار یه بچه ی دو ساله رو که تازه یاد گرفته بگه مامان تبلیغ میکنه:
-عموش پسرم ماشالله جراح مغزه... پسرم بخوابون عمو رو یه عملش کن؟
میدونم فرهنگ ایرانی اینجوریه اما واقعا آدم از بیرون که نگاه میکنه جامعه ی ایران جامعه ای فلج و مونگول پروره... در خانواده یه نفر مسئولیت فکر کردن رو به عهده میگیره و اصولا هم پدر خانواده اس چون تو اجتماعه و سرد و گرم روزگار چشیده... طرف آدم سالمه اما یه طوری مامانه با مرد یا زن 40 ساله رفتار میکنه که واقعا آدم فکر میکنه این حتما یه تخته اش کمه طفلی... و این یعنی محبت حالا هر چقدر که میخواد ضایع باشه...
اینجا اولا استفاده از کاندوم بسیار رایجه و حتی از نون شب واجب تر. چون بچه دار شدن مسئولیت خیلی بزرگیه و نمیتونی بگی:
-اوپس!!!! حامله شدیم!
اکثریت اونقدر مسئول هستن که اگه بدونن شرایط بچه دار شدن رو ندارن بچه دار نشن و هم خودشونو هم بچه رو عذاب ندن. اینجا تا دو سالگی که بچه خیلی حالیش نیست اما کم کم یادش میدن دست تکون بده یا بای بای کن... همون چیزهای متداول. اما! یه چیز خیلی خاص رو انجام میدن که من فقط تو اسکاندیناوی دیدم. از اون لحظه ای که بچه متولد شد یه سری رفتارهایی رو که نمیخوان بچه یاد بگیره خود پدر و مادر هم انجام نمیدن. اینجا جملاتی از این قبیل نمیشنوی:
پسرم یا دخترم! گوزیدن کار بدیه... اما من گوزیدم قارت! ایراد نداره... دروغ گفتن بده... اما اینی که من گفتم دروغ مصلحتی بود... دست تو دماغت نکن! اما خودت تا آرنج دستت تو دماغته اونم کجا؟ تو خیابون تو ماشین! دیوث چاه عمیق میزنی؟ احترام پدر و مادر واجبه کره خر! در یک جمله شما هم احترام خودتو شکستی هم بچه رو... احترام مامانتو نگه میداری! و جلوی بچه یه مشت مجلسی همچین میزنی تو شقیقه ی مامان که ضربه مغزی میشه...
یعنی وقتی کودک شما به 18 سالگی یا سن بلوغ رسید موجودیه گیج که نمیدونه چی درسته چی غلط... تازه بعد از 18 سالگی شما شروع میکنید با مقایسه کردنش با بقیه اون یه تفاله شخصیتی هم که مونده بود قشنگ له میکنین و موجودی بار میارین که فقط یه چیز یاد گرفته... هر کاری کردی بکن اما پدر و مادرت نفهمن! و اینجوری شما یه خانواده ی دروغین زیبا تشکیل میدین که داخلش خودتونو میسوزونه بیرونتون بقیه رو...
اینجا فقط با ترک کردن و انجام ندادن عادتهای غلط بچه خود به خود عادت میکنه که دروغ بده چون از پدر و مادرش دروغ نشنیده... و خیلی چیزهای دیگه... یعنی وقتی طرف به 18 سال رسید کاملا آماده ی رویارویی با جامعه اس. از 18 به اونور تصمیم گیری برای زندگی به عهده ی خودشه... اگه میخواد یه مسافرت دور دنیا یا اونم نشد دور اروپا میره و با فرهنگهای دیگه و صد البته تواناییهای خودش آشنا میشه... حتی یه مدت چند جا زندگی میکنه و چند تا زبون یاد میگیره و در همین حین میفهمه دلش میخواد چیکاره بشه. بر میگرده کشورش و بدون کنکور و اعصاب خوردی میره دانشگاه و رشته ای که واقعا میدونه درش موفق خواهد بود، میخونه... تو ایران دکتر خواننده اس. مهندس هنرمنده. هنرمند دراگ دیلره... بچه بزرگه... بزرگ بچه اس... پروفسور آداب اجتماعیش در سطح بز... یه جامعه که جای هیچکس معلوم نیس... و اصلا نمیدونی با کی طرفی...
اگه شانس طرف بزنه و با یه همکلاسیش آشنا بشه و با هم برن زیر یه سقف مامان جون زرت و زرت زنگ نمیزنه آمار بگیره... مامان و بابا تا 18 سالگی وظیفه دارن نیازهای بچه اشونو برآورده کنن... اما 18 که شدی از طرف جامعه به عنوان یه آدم بالغ مسئولی. و حق داری برای خودت تصمیم بگیری. به هیچکس ربطی نداره دوست دخترت چه رنگیه و از کجاست. سیاهه؟ سفیده؟ آدم فضایی و سبزه؟ به خودت مربوطه و پدر و مادر اصلا در مقامی نیستن که بخوان به یه آدم بالغ بگن چیکار کن چیکار نکن... اما اگه نوه ای در کار بود و شما یه شب پرستار بچه لازم داشتین اگه کمک بخواین از پدر و مادر صد در صد کمکتون میکنن اما اول و آخرش شما این بچه رو تولید کردی و این یعنی میدونستی از پسش بر میای... بفرما بر بیا... یا اگه پدر و مادر خونه اشون دیگه در گروی بانک نباشه اصولا برای بچه هاشون یه وام 500 هزارتایی میگیرن روی خونه و بچه ها این پول رو به عنوان پول پیش خونه میذارن و خونه ی خودشون رو در بیست سالگی میخرن که تا 50 سالگی با یه وام سی ساله قسطشو بدن...
دیگه مامان تصمیم نمیگیره ریشتو بزن بهت نمیاد... موهاتو بلند کن بهت میاد... موهاتو کوتاه کن بهت میاد... شورت فلان رنگی برات خریدم بپوش... این چه سر و وضعیه؟ این چه لباسیه؟ اینا فضولی بی ادبانه و بی مورده مادر گرامی... این خرس گنده که الان بیست و چند سالشه به اندازه کافی از عدم سکس و بچه خوبی بودن تحت فشار هست... ماشالله یه جق هم جرات نداره بزنه چون اونم حرام کردین براش... این بدبخت هیچ راه تخلیه ای نداره... کم گیر بده بهش... ماشالله مامان باباهای ما خودشون گشت ثارالله هستن از بس گیرن!
حالا فرض کن شما همین رفتارها رو اینجا با بچه ات بکنی... یعنی فرد در خونه یه جور تربیت میشه و خارج از خونه یه جور... نمیتونی حتی فرض کنی این بچه ها چی میکشن... بچه ای که از صبح ساعت 7 میره مهدکودک و همپای همسن اسکاندیناویش خسته میشه اما چون مامان اینا امشب دعوتن خونه ی قدسی خانوم جون شب ساعت دوازده بر میگردن خونه و این بدبختم واسه رعایت ادب باید بشینه و اگرم بذارن بخوابه موقع برگشتنی بیدارش میکنن که بشه خواب به خواب و خوابش بپره بعدم فحشش میدن که جونم مرگ شده چرا نمیخوابی؟ از کریستان یاد بگیر... مگه تو مث پدر و مادر کریستیان رفتار میکنی که اینم مثل کریستان ساعت 7 بگیره بخوابه؟
در نتیجه جامعه رفته رفته روانی تر دیوانه تر و اوضاع بدتر و بدتر و نا امن تر و نا امن تر میشه... اگه تونستی جواب این سوال رو مثبت بدی پس من حرفهامو تماما پس میگیرم: آیا شما میتونی در جامعه به مردم اعتماد کنی؟


چون اینجا میشه... بچه اتو مثل بچه اشون میدونن... معلم مثل مادر یا پدر دل میسوزونه برای تربیت بچه... میدونی اگه مشکلی برات پیش بیاد اکثریت دست یاری به سمتت دراز میکنن...
تو ایران اگه دستی هم بیاد طرفت میخواد انگشتت کنه... وقتی شما به عنوان پناهنده مهاجر یا حتی فقط سفر تفریحی تشریف میارین، با اون دیدگاه جامعه ی ایران به اینجا هم نگاه و قضاوت میکنین و در نتیجه به شدت موجب رنجش میشید...
ادامه دارد...


ـــــــــــ




  • 6

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

.


نمیری دختر کلی خندیدم تو این بی حوصلگی


ـــــــــــ

امضا نمیکنم



  • 1



همیشه بخندی عزیز


نقل از: مشتاقشما نمیری دختر کلی خندیدم تو این بی حوصلگی

:-) خوشحالم تونستم بخندونمت


ـــــــــــ





  • 0



  • AVA1378  

  • عضو از 1398/6/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 46

  • 96

ممنون که ادامه میدی
راستی نپرسیدین زمان احتمالی...


ممنون که ادامه میدی راستی نپرسیدین زمان احتمالی un ترکیه الان چقدره؟ به نظر من اسم این نوشته هایی که مینویسی در مورد اسکاندیناوی رو عوض کن هی پشت سر هم ننویس پناهنده شدن چجوریه


ـــــــــــ


  • 1



والله الان اونجور که شنیدم


نقل از: AVA1378 ممنون که ادامه میدی راستی نپرسیدین زمان احتمالی un ترکیه الان چقدره؟ به نظر من اسم این نوشته هایی که مینویسی در مورد اسکاندیناوی رو عوض کن هی پشت سر هم ننویس پناهنده شدن چجوریه

سه چهار سال هم کسی هست که کارش طول بکشه و قبولی یو ان هم چندین ماه. مخصوصا با پناهنده های سوریه ای واقعا خیلی اوضاع بی ریخته.

راجع به اسم هم چشم حتما سعی میکنم یه اسم بهتر بذارم. احیاناً شما پیشنهاد نداری؟


ـــــــــــ





  • 0



  • Edwin.mx  
  • عضو از 1396/5/10

  • پست‌‌‌ها: ‌ 39

  • 28

دیشب برا اولین بار خواستم به اصطلاح سری پناهنده...


دیشب برا اولین بار خواستم به اصطلاح سری پناهنده شدن چجوریه رو بخونم، قسمت اول رو خوندم، علاقمند شدم به ادامه و... تبریک میگم، قلمت حرف نداره!


ـــــــــــ

بی بیاد. خودم بی نیستم.



  • 2



ممنونم از لطفتون


نقل از: Edwin.mx دیشب برا اولین بار خواستم به اصطلاح سری پناهنده شدن چجوریه رو بخونم، قسمت اول رو خوندم، علاقمند شدم به ادامه و... تبریک میگم، قلمت حرف نداره!

:-) خوشحالم خوشتون اومده :-)


ـــــــــــ





  • 1



  • .Family4Ever.  

  • عضو از 1392/11/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1448

  • 6217

!


اوپس !!!! حامله شدیم! (biggrin)

کاش ماهم برسیم به اون "فرهنگ " ! ولی " حیف" نمیشه ! و در حد "آرزو " خواهد موند .

این قسمت رو هم دوست داشتم و خوندنی بود !

ممنونم شادی جان (rose) :)


ـــــــــــ



  • 2



:-)


نقل از: .Family4Ever. **اوپس** !!!! حامله شدیم! (biggrin) کاش ماهم برسیم به اون "**فرهنگ **" ! ولی "** حیف**" نمیشه ! و در حد "**آرزو **" خواهد موند . این قسمت رو هم دوست داشتم و خوندنی بود ! ممنونم **شادی** جان (rose) :)

خوشحالم که دوست داشتی :-) ما ایرانیها خیلی کارامون اوپسیه. (rolling)


ـــــــــــ





  • 2



  • Zarathustra  

  • عضو از 1397/11/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 225

  • 392

شما با گودزیلاهای نسل جدیدشون آشنایی نداری که پدر...


اینا مال بچه های دهه شصتی بود شما با گودزیلاهای نسل جدیدشون آشنایی نداری که تعداد بچه ها کمه و عزیز دردونه و پدر و مادر از صبح در خدمتشون هستند و از ماشین بگیر تا مکان عملیات و پول کافی باید براشون فراهم بشه تازه هنوزم میگن دندتون نرم خواستید بچه نسازید وظیفتونه،طرف خونه خودشو فروخته مستاجر شده که بچه دبستانی میگه بابا من ماشین سانروف دار میخام که مثل فلانی سرمو از سقفش بیارم بیرون یا شاسی بلند میخوام. بزرگتر هم که میشه میگه از خانواده مونم شانس نیاوردیم ببین بابای فلانی چه ماشینی گذاشته زیر پاش؟


ـــــــــــ

زین آتش نهفته که در سینه من است/ خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت



  • 0



  • AVA1378  

  • عضو از 1398/6/11

  • پست‌‌‌ها: ‌ 46

  • 96

نقل از: eyval123412341234


نقل از: eyval123412341234
نقل از: AVA1378 ممنون که ادامه میدی راستی نپرسیدین زمان احتمالی un ترکیه الان چقدره؟ به نظر من اسم این نوشته هایی که مینویسی در مورد اسکاندیناوی رو عوض کن هی پشت سر هم ننویس پناهنده شدن چجوریه
سه چهار سال هم کسی هست که کارش طول بکشه و قبولی یو ان هم چندین ماه. مخصوصا با پناهنده های سوریه ای واقعا خیلی اوضاع بی ریخته. راجع به اسم هم چشم حتما سعی میکنم یه اسم بهتر بذارم. احیاناً شما پیشنهاد نداری؟


ـــــــــــ


  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

آیا در ایران بحران روابط جنسی ( کمبود روابط جنسی ) داریم ؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «