چرا ایرانیان مهاجر می بینند و عبور می کنند؟



مادر 25 ساله متهم است که فرزند خردسالش را به قتل رسانده است/ زن 32 ساله ای که در اتوبوس موبایل آیفون یک معلول ویلچرنشین را سرقت کرده بود دستگیر شد/ مرد 29 ساله ای که به بهانه نوسازی خانه سالمندان از آنان کلاهبرداری می کرد دستگیر شد/ دو دانش آموز 15 و 18 ساله در مقابل مدرسه، دانش آموز 14 ساله دیگری را در مقابل چشمان مادرش، با ضربات چاقو به قتل رساندند/ سارقان مسلح با تهدید یک نوجوان از او خواستند تا هدفون گران قیمت خود را به آنها بدهد/ مردی که به هنگام رانندگی پرسرعت با ماشین پلیس برخورد کرده بود متواری شد.


در همین چند خبر کوتاه از قتل فرزند توسط یک مادر جوان گرفته تا سرقت مسلحانه از شهروندان، از قتل سایر شهروندان گرفته تا کلاهبرداری از آنان به چشم می خورد. آنچه خواندید اخبار فقط چند روز کشور کاناداست. تصور نکنید که این حوادث صرفا مختص کاناداست و در امریکا، آلمان، انگلیس، هلند و یا اتریش رخ نمی دهد. هدف از بیان این اخبار آن نیست که به شما گفته شود اگر می خواهید به کانادا مهاجرت کنید کاملا در اشتباهید و یا اگر مهاجرت کرده اید به کشورتان بازگردید و یا کانادا را به مقصد کشور دیگری ترک کنید. ولی با خواندن این اخبار می توانیم به اندازه کافی شواهد و دلایل داشته باشیم تا نگران شویم و خودمان را به دامان اضطراب بسپاریم. هر روز با خواندن چنین اخباری می توانیم به جهان بدبین شویم و درباره ترس ها و نگرانی هایمان با دیگران حرف بزنیم و بعد از سلام به دوستمان بلافاصله جمله بعدی مان این باشد که« شنیدی چی شده؟».


به راستی پرسش آن است که چرا ایرانیانی که ساکن کانادا، امریکا یا کشورهای اروپایی هستند در مقایسه با زمانی که در ایران بودند آنقدرها ناآرام و مضطرب نیستند؟ چرا با خواندن چنین اخباری که ممکن است هر فردی را مشوّش کند آنان آنطور که انتظار می رود پریشان خاطر نمی شوند و احساس ناامنی نمی کنند؟ البته قبل از ادامۀ بحث باید تأکید شود که نهایت ساده اندیشی است اگر نویسنده این متن به عنوان یک جامعه شناس بخواهد بگوید که از نظر آسیب های اجتماعی یا وضعیت اقتصادی و اجتماعی، ایران با کانادا یا آلمان یا اتریش هیچ فرقی ندارد. هدف این متن بیان این نکته نیست و امیدوارم نویسنده متهم به این ساده اندیشی نشود. و اما درباره پرسشی که طرح شد چند فرض جامعه شناختی می توان در این خصوص داشت. این مفروضات جامعه شناختی البته، با واقعیت زندگی ایرانیان بیگانه نیست چرا که حدود یکسال است که در قالب مصاحبه های مختلف با ایرانیان مهاجر، تجارب و زندگی جدید آنان را مطالعه می کنم.


یکی از تغییراتی که در گروهی از ایرانیان مهاجر رخ می دهد جابجایی از موضع «سرزنش سیستم» به موضع «سرزنش قربانی» است. منظور آنکه، برای مثال اگر آنان در خیابان های شهرهای ایران یک بی خانمان یا روسپی ببینند عمدتا حکومت و حاکمان را برای آن سرزنش می کنند ولی در خارج از ایران کارتن خوابی یا روسپیگری یک «choice»( انتخاب ) تلقی می شود، به این معنا که فرد می توانست انتخاب کند که زندگی بهتری داشته باشد ولی خودش با تصمیم های غلطی که در طول زندگی اش داشته، چنین سرنوشتی را انتخاب کرده است. جابجایی از سرزنش سیستم به سرزنش فرد مهمترین تغییری است که باعث می شود ایرانیان با برخی از آسیب های اجتماعی جوامع جدید کنار بیایند و شاید به همین دلیل به تدریج با مشاهده بی خانمان هایی که در مقابل شعب مک دونالد نشسته اند تا دیگران برایشان غذا بخرند، و یا با مشاهده معتاد دائم الخمری که با فریاد های هراس آور به زمین و زمان ناسزا می گوید، دیگر مانند ایران ناراحت نمی شوند.


تغییر دیگری که اتفاق می افتد آن است که فرهنگ فردگرائی حاکم بر آن جوامع، فرد مهاجر را با خود همراه می کند. در واقع ایرانیان در ایرانِ جمع گرا به دیگران و سرنوشت آنان بیشتر فکر می کنند. آنان خود را در یک شبکه روابط اجتماعی تصور می کنند و به تغییرات اطراف شان توجه دارند. ولی در جامعه جدید، پیشبرد امور فردی، موفقیت فردی، حال خوب فردی، خوشبختی فردی، تمرکز بر کار خود و شکوفایی فردی در اولویت قرار دارد. آدم ها آنقدر در یک مجرا یا مسیر مشخص برای پیشرفت قرار می گیرند که دیگر چندان نمی توانند به دنیای اطراف یا دیگران فکر کنند چرا که یک ثانیه نیز نمی خواهند از رسیدن به موفقیت فردی عقب بمانند. در نتیجه ایرانیان مهاجر راحت تر از کنار آسیب های اجتماعی جوامع جدید عبور می کنند.


به عنوان سومین عامل، باید به شکل نگرفتن «حس در خانه بودن» اشاره کرد. بیشتر ایرانیان مهاجر در جوامع مقصد، مدام با حس مهمان بودن روزگار می گذرانند. گویی مسافرند و چمدانی که با آن مهاجرت کرده اند به زودیِ زود به کارشان خواهد آمد. همراه بودن این حس همیشگی با آنان باعث می شود تا همیشه «نگاه سکوریتی» به آن جوامع داشته باشند. به این معنا که مسائل آن جوامع را نه از نزدیک و بدون فاصله بلکه از پشت شیشه های سکوریتی ببینند. آنان مسائل آن جامعه را مسأله آن جامعه می دانند و نه مسأله خودشان. شاید به همین دلیل است که برخی از مهاجران با نگرانی از طریق شبکه های اجتماعی از نویسنده این سطور درباره مادری که در یکی از شهرهای کوچک ایران فرزندش را به قتل رسانده است سوال می کنند و جالب آنکه وقتی به آنها می گویم که دیروز در شهری که شما سکونت دارید دقیقا همین اتفاق افتاده است در نهایت می گویند که من دلواپس کشور خودم هستم.


در نهایت باید از مهارتی گفت که پس از مهاجرت در ایرانیان شکوفا و تقویت می شود و آن دیدن قسمت مثبت قضایا یا همان مثبت اندیشی است. بی اساس نیست اگر بگوییم که مهاجرت دشوارترین تصمیم زندگی است. فرد مهاجر با تغییر محل زندگی خود بسیاری چیزها را از دست می دهد که یکی از آنها سرمایه اجتماعی است که طی سال ها شکل گرفته است. در شرایط جدید یک صحنه یا خبر آزاردهنده یا غمناک بسیار کوچک هم می تواند او را به قعر افسردگی و غربت زدگی سوق دهد. در نتیجه بخشی از مهاجران تمرین می کنند تا اخبار بد را نخوانند و اگر هم بخوانند از آن بگذرند. آنان تمرین می کنند که در حوادث بد به هیچ وجه مکث نکنند. قرار نیست آنان در آنجا مانند ایران باشند.


منبع


کانال تلگرامی دکتر فردین علیخواه


Fardinalikhah@


ـــــــــــ


  • 4

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

اینجوری


اونجایی که میگی بجای سرزنش سیستم سرزنش قربانی صورت میگیره خیلی تلخه من همیشه با این قضیه مشکل داشتم زیاد همون قربانیه بودم ک سرزنش میشه اما حالا نسبت بهش بی تفاوت شدم


ـــــــــــ

تاپم نپرس پوزت چیه



  • 2



  • uouo72721  

  • عضو از 1396/6/1

  • پست‌‌‌ها: ‌ 765

  • 1851

من لقمه رو دور سرم نمیچرخونم
ومیگم سیستم چل ساله...


من لقمه رو دور سرم نمیچرخونم ومیگم سیستم چل ساله ی ناکارآمد آخوندی دلیلشه وسلام


ـــــــــــ

تن آدمی شریف است ن همین لباس زیبا بود نشان آدمیت .... به نشانه دوستی اون قلب قرمزو فشارش بده



  • 2



  • Mehri1375s  

  • عضو از 1398/5/23

  • پست‌‌‌ها: ‌ 163

  • 184

توی هر مورد نه میشه نقش سیستم رو نادیده گرفت نه...


توی هر مورد نه میشه نقش سیستم رو نادیده گرفت نه نقش فرد رو.مشکل اونوقتیه که سیستم به حدی باگ داره که تو هرچقدرم تلاش کنی تهش یه جایی لنگ میزنی.اونوقت عوض کردن سیستم محتمل ترین اتفاقه


ـــــــــــ


  • 3



بلی


نقل از: عشق-کوون

اونجایی که میگی بجای سرزنش سیستم سرزنش قربانی صورت میگیره خیلی تلخه من همیشه با این قضیه مشکل داشتم زیاد همون قربانیه بودم ک سرزنش میشه اما حالا نسبت بهش بی تفاوت شدم

چه عرض شود بعدش از حالت قربانی بی تفاوتی میاره

ولی متن دکتر علی خواه نکته ظربفی توش داره


ـــــــــــ


  • 0



تا حدودی موافقم


نقل از: uouo72721 من لقمه رو دور سرم نمیچرخونم ومیگم سیستم چل ساله ی ناکارآمد آخوندی دلیلشه وسلام

ولی نویسنده روی استعاره در باغ سبز بهشت به شکل نامحسوس تمرکز کرده

یکم با سرعت پایین تر بخوانید متوجه می شید

بازم ممنون از نظرتون


ـــــــــــ


  • 0



بگم


نقل از: Mehri1375s توی هر مورد نه میشه نقش سیستم رو نادیده گرفت نه نقش فرد رو.مشکل اونوقتیه که سیستم به حدی باگ داره که تو هرچقدرم تلاش کنی تهش یه جایی لنگ میزنی.اونوقت عوض کردن سیستم محتمل ترین اتفاقه

با اینکه به تمام عقاید موافقم

ولی دعوت می کنم با دقت بیشتر بخوانید سیستم بدون باگ وجود نداره

بعد عوض کردن باگ های سیستم باید با حل مسأله باشه نه پاک کردن صورت مساله و رفتن


ـــــــــــ


  • 0



  • mohammad321  

  • عضو از 1389/7/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1149

  • 548

والا من که نه پول دارم نه سرمایه اجتماعی اگه...


والا من که نه پول دارم نه سرمایه اجتماعی اگه موقعیتی بود که میتونستم از ایران برم خیلیم خوشحال میشدم


ـــــــــــ





  • 0



بر منکرش لعنت


نقل از: mohammad321 والا من که نه پول دارم نه سرمایه اجتماعی اگه موقعیتی بود که میتونستم از ایران برم خیلیم خوشحال میشدم

اون رو که آرزوی هر هشتاد میلیون ایرانی که ای کاش داشتن و می رفتن

اتفاقا خیلی هم خوب می شد همه پول و سرمایه داشتن و می تونستند برن


ـــــــــــ


  • 0



در مورد اینکه چرا مهاجران اینجوری فکر میکنن شخصی...


در مورد اینکه چرا مهاجران اینجوری فکر میکنن شخصی توضیح میدم. اینجا تو سوئد اگه طرف کارتون خواب یا معتاد یا هر چی که بشه درسته! حق انتخاب داشته! چرا؟ چون تمام موقعیتها براش فراهم بوده و از تمام آلترناتیو ها اعتیاد رو انتخاب کرده... که در ایران همچین چیزی ممکن نیست! در ایران شما حق انتخاب نداری! یه دختر ۹ ساله که نه عقلش میرسه نه چیزی، چه انتخابی داره وقتی شوهرش میدن؟ چه موارد انتخابی داره که بتونه برای خوشبختیش تلاش کنه؟ هر کی فکر میکنه تو ایران حق انتخاب داره، تا حالا حتی پاشو صد کیلومتری مرز ایران هم نذاشته! ایران همیشه یکی آقا بالاسرت هست! یا دولته یا پدر و مادرها یا برادر بزرگت! یا شوهرت! و وقتی تو به موقعیت انتخاب میرسی اونقدر اونقدر اوضاعت خرابه که هیچ انتخابی دیگه انتخاب درست نیست، همینجوری فقط داری تو کثافت و لجن دست و پا میزنی... در ایران حق انتخاب یه جور لاگژریه مختص آقازاده ها و یا اونهایی که یه کاره ی دولتن... یا آدم‌های پولدار! این سه دسته هستن که تصمیم میگیرن... بقیه دلشون خوشه که حق رای دارن همین... اونم رائی که به تخم هیچکس نیست... در عین حال! مردم عادی این انتخاب رو میکنن که این وضع رو تحمل کنن. حالا به هر دلیلی. یکی از جونش میترسه. یکی از زندان یکی از تجاوز و یکی هم از یه چیز دیگه... مردم کشورهای دیگه برای رسیدن به اینجا میلیونها کشته و قربانی دادن! شکنجه شدن! و دوباره جلو رفتن... اونقدر پی بلاهایی رو که سرشون اومده به تنشون مالیدن که رسیدن به اینجا! و با سربلندی و چشم باز کسی رو انتخاب کردن که براشون تصمیمی بگیره که مردم میخوان نه خودش! و این آدم میدونه که اگه از خواست مردم برگرده حتی تا پای کشتنش هم میرن! اما ایرانیها؟ فشن سبز میزنن و به لبهاشون ضربدر سبز!

سر همینم سخته برای منه نوعی که همچین موجودی رو که نمیدونه کجا وقت حرف زدنه و کجا وقت سکوت، رو جدی بگیرم... و فقط هم من نیستم همه ی دنیا همینو راجع بهت فکر میکنن... مردم کشورهای دیگه قیمت بالایی رو برای رسیدن به اینجا پرداخت کردن که تو بی زحمت و مجانی میخوای بقیه برات سرو کنن تو ظرفی از طلا


ـــــــــــ





  • 4



  • Zarathustra  

  • عضو از 1397/11/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 479

  • 742

در کل گودرز و شقایق را به هم چسبونده ، تو تلگرامش...


در کل گودرز و شقایق را به هم چسبونده ، تو تلگرامش جوابشو دادم البته اگه بذاره. علاوه بر صحبتهای شادی خانوم و سایر دوستان باید بگم هیچ سیستمی بی نقص نیست اما هم تعریف ها اونجا فرق میکنه هم آمار ها کشکی نیست واقعیه ، اونجا شما اگر مامور یه فروشگاهی و کسی را دیدی که جلوی دوربین دزدی کرده حق نداری بهش دست بزنی فقط میتونی بهش بگی بذار سر جاش واسه همین بعضیا برمیدارند و فرار میکنند. اونجا اگر یک جوک سکسی جلوی یک زن بگی یه جورایی تجاوز محسوب میشه و اگر به بچه غریبه دست بزنی یا بعضی جاها اگر زیاد نگاه کنی هم واست عواقب داره، هرچند نواقصی هست اما ادعا نمیکنند که سیستم ما ولایی و پاکه، مطبوعات آزادند که هرکس تخلف کرد تنبونشو از پاش در بیارند ، قانون در فکر توجیه وضع موجود نیست و به راحتی قابل تغییره ، درب خونه هاشون اکثرا بازه و قفل نمیکنند. در بلاد کفر قانون هست که اگر کسی مشکلی براش پیش اومد و تویی که اونجایی اگر کمکش نکردی یا زنگ نزدی به اورژانس، مجرمی ،مقایسه کنید با اینکه در ایران اگر کسیو خودت برسونی بیمارستان پای خودت گیره. حالا با این اوصاف و با این تعاریف آمارهارو مقایسه کنید و معنی امنیت را بفهمید.


ـــــــــــ

زین آتش نهفته که در سینه من است/ خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت



  • 3



  • Zoj_gharb  

  • عضو از 1397/1/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 318

  • 772

نقل از: eyval123412341234


نقل از: eyval123412341234

در مورد اینکه چرا مهاجران اینجوری فکر میکنن شخصی توضیح میدم. اینجا تو سوئد اگه طرف کارتون خواب یا معتاد یا هر چی که بشه درسته! حق انتخاب داشته! چرا؟ چون تمام موقعیتها براش فراهم بوده و از تمام آلترناتیو ها اعتیاد رو انتخاب کرده... که در ایران همچین چیزی ممکن نیست! در ایران شما حق انتخاب نداری! یه دختر ۹ ساله که نه عقلش میرسه نه چیزی، چه انتخابی داره وقتی شوهرش میدن؟ چه موارد انتخابی داره که بتونه برای خوشبختیش تلاش کنه؟ هر کی فکر میکنه تو ایران حق انتخاب داره، تا حالا حتی پاشو صد کیلومتری مرز ایران هم نذاشته! ایران همیشه یکی آقا بالاسرت هست! یا دولته یا پدر و مادرها یا برادر بزرگت! یا شوهرت! و وقتی تو به موقعیت انتخاب میرسی اونقدر اونقدر اوضاعت خرابه که هیچ انتخابی دیگه انتخاب درست نیست، همینجوری فقط داری تو کثافت و لجن دست و پا میزنی... در ایران حق انتخاب یه جور لاگژریه مختص آقازاده ها و یا اونهایی که یه کاره ی دولتن... یا آدم‌های پولدار! این سه دسته هستن که تصمیم میگیرن... بقیه دلشون خوشه که حق رای دارن همین... اونم رائی که به تخم هیچکس نیست... در عین حال! مردم عادی این انتخاب رو میکنن که این وضع رو تحمل کنن. حالا به هر دلیلی. یکی از جونش میترسه. یکی از زندان یکی از تجاوز و یکی هم از یه چیز دیگه... مردم کشورهای دیگه برای رسیدن به اینجا میلیونها کشته و قربانی دادن! شکنجه شدن! و دوباره جلو رفتن... اونقدر پی بلاهایی رو که سرشون اومده به تنشون مالیدن که رسیدن به اینجا! و با سربلندی و چشم باز کسی رو انتخاب کردن که براشون تصمیمی بگیره که مردم میخوان نه خودش! و این آدم میدونه که اگه از خواست مردم برگرده حتی تا پای کشتنش هم میرن! اما ایرانیها؟ فشن سبز میزنن و به لبهاشون ضربدر سبز!

سر همینم سخته برای منه نوعی که همچین موجودی رو که نمیدونه کجا وقت حرف زدنه و کجا وقت سکوت، رو جدی بگیرم... و فقط هم من نیستم همه ی دنیا همینو راجع بهت فکر میکنن... مردم کشورهای دیگه قیمت بالایی رو برای رسیدن به اینجا پرداخت کردن که تو بی زحمت و مجانی میخوای بقیه برات سرو کنن تو ظرفی از طلا

گل گفتی دمت گرم


ـــــــــــ

قبول کنیم که هر چه ما فکر میکنیم لزوما صحیح نیست و بپذیریم هر چه دیگران فکر میکنند اصولا غلط نیست.



  • 0



مرسی شادی جان


نقل از: eyval123412341234

در مورد اینکه چرا مهاجران اینجوری فکر میکنن شخصی توضیح میدم. اینجا تو سوئد اگه طرف کارتون خواب یا معتاد یا هر چی که بشه درسته! حق انتخاب داشته! چرا؟ چون تمام موقعیتها براش فراهم بوده و از تمام آلترناتیو ها اعتیاد رو انتخاب کرده... که در ایران همچین چیزی ممکن نیست! در ایران شما حق انتخاب نداری! یه دختر ۹ ساله که نه عقلش میرسه نه چیزی، چه انتخابی داره وقتی شوهرش میدن؟ چه موارد انتخابی داره که بتونه برای خوشبختیش تلاش کنه؟ هر کی فکر میکنه تو ایران حق انتخاب داره، تا حالا حتی پاشو صد کیلومتری مرز ایران هم نذاشته! ایران همیشه یکی آقا بالاسرت هست! یا دولته یا پدر و مادرها یا برادر بزرگت! یا شوهرت! و وقتی تو به موقعیت انتخاب میرسی اونقدر اونقدر اوضاعت خرابه که هیچ انتخابی دیگه انتخاب درست نیست، همینجوری فقط داری تو کثافت و لجن دست و پا میزنی... در ایران حق انتخاب یه جور لاگژریه مختص آقازاده ها و یا اونهایی که یه کاره ی دولتن... یا آدم‌های پولدار! این سه دسته هستن که تصمیم میگیرن... بقیه دلشون خوشه که حق رای دارن همین... اونم رائی که به تخم هیچکس نیست... در عین حال! مردم عادی این انتخاب رو میکنن که این وضع رو تحمل کنن. حالا به هر دلیلی. یکی از جونش میترسه. یکی از زندان یکی از تجاوز و یکی هم از یه چیز دیگه... مردم کشورهای دیگه برای رسیدن به اینجا میلیونها کشته و قربانی دادن! شکنجه شدن! و دوباره جلو رفتن... اونقدر پی بلاهایی رو که سرشون اومده به تنشون مالیدن که رسیدن به اینجا! و با سربلندی و چشم باز کسی رو انتخاب کردن که براشون تصمیمی بگیره که مردم میخوان نه خودش! و این آدم میدونه که اگه از خواست مردم برگرده حتی تا پای کشتنش هم میرن! اما ایرانیها؟ فشن سبز میزنن و به لبهاشون ضربدر سبز!

سر همینم سخته برای منه نوعی که همچین موجودی رو که نمیدونه کجا وقت حرف زدنه و کجا وقت سکوت، رو جدی بگیرم... و فقط هم من نیستم همه ی دنیا همینو راجع بهت فکر میکنن... مردم کشورهای دیگه قیمت بالایی رو برای رسیدن به اینجا پرداخت کردن که تو بی زحمت و مجانی میخوای بقیه برات سرو کنن تو ظرفی از طلا

چون نظرت کاملا براساس تجربه زیسته و لمس شده تو زندگی واقعیت هست و از نزدیک دیدی نظرت خیلی برام خوب بود مخصوصا از تاپیک های مهاجرتت که نوشتی

ممنون که تجربیاتت رو شیر می کنی

اما تقدیمی من به شما کاربر عزیز (rose) (rose) (rose)

به همه تو دادم ولی تو ارزش ات سه تا رز بود

امیدوارم بتونی جبران گذشته ها رو بکنی

ممنون ازت به اندازه یه دنیا


ـــــــــــ


  • 1



مرسی برادر زرتشت


نقل از: Zarathustra در کل گودرز و شقایق را به هم چسبونده ، تو تلگرامش جوابشو دادم البته اگه بذاره. علاوه بر صحبتهای شادی خانوم و سایر دوستان باید بگم هیچ سیستمی بی نقص نیست اما هم تعریف ها اونجا فرق میکنه هم آمار ها کشکی نیست واقعیه ، اونجا شما اگر مامور یه فروشگاهی و کسی را دیدی که جلوی دوربین دزدی کرده حق نداری بهش دست بزنی فقط میتونی بهش بگی بذار سر جاش واسه همین بعضیا برمیدارند و فرار میکنند. اونجا اگر یک جوک سکسی جلوی یک زن بگی یه جورایی تجاوز محسوب میشه و اگر به بچه غریبه دست بزنی یا بعضی جاها اگر زیاد نگاه کنی هم واست عواقب داره، هرچند نواقصی هست اما ادعا نمیکنند که سیستم ما ولایی و پاکه، مطبوعات آزادند که هرکس تخلف کرد تنبونشو از پاش در بیارند ، قانون در فکر توجیه وضع موجود نیست و به راحتی قابل تغییره ، درب خونه هاشون اکثرا بازه و قفل نمیکنند. در بلاد کفر قانون هست که اگر کسی مشکلی براش پیش اومد و تویی که اونجایی اگر کمکش نکردی یا زنگ نزدی به اورژانس، مجرمی ،مقایسه کنید با اینکه در ایران اگر کسیو خودت برسونی بیمارستان پای خودت گیره. حالا با این اوصاف و با این تعاریف آمارهارو مقایسه کنید و معنی امنیت را بفهمید.

خب بی معرفت تو که اینا رو بلدی تاپیک کن بخونیم

یکم متنوع بنویس البته من می دونستما بلدی ولی گفتم ناراحت می شی دخالت کنم

این تقدیم به نظر کاملا منطقی ات (rose) (rose)


ـــــــــــ


  • 0



  • Zarathustra  

  • عضو از 1397/11/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 479

  • 742

نقل از: الهه.همیشه.سبز


نقل از: الهه.همیشه.سبز
نقل از: Zarathustra در کل گودرز و شقایق را به هم چسبونده ، تو تلگرامش جوابشو دادم البته اگه بذاره. علاوه بر صحبتهای شادی خانوم و سایر دوستان باید بگم هیچ سیستمی بی نقص نیست اما هم تعریف ها اونجا فرق میکنه هم آمار ها کشکی نیست واقعیه ، اونجا شما اگر مامور یه فروشگاهی و کسی را دیدی که جلوی دوربین دزدی کرده حق نداری بهش دست بزنی فقط میتونی بهش بگی بذار سر جاش واسه همین بعضیا برمیدارند و فرار میکنند. اونجا اگر یک جوک سکسی جلوی یک زن بگی یه جورایی تجاوز محسوب میشه و اگر به بچه غریبه دست بزنی یا بعضی جاها اگر زیاد نگاه کنی هم واست عواقب داره، هرچند نواقصی هست اما ادعا نمیکنند که سیستم ما ولایی و پاکه، مطبوعات آزادند که هرکس تخلف کرد تنبونشو از پاش در بیارند ، قانون در فکر توجیه وضع موجود نیست و به راحتی قابل تغییره ، درب خونه هاشون اکثرا بازه و قفل نمیکنند. در بلاد کفر قانون هست که اگر کسی مشکلی براش پیش اومد و تویی که اونجایی اگر کمکش نکردی یا زنگ نزدی به اورژانس، مجرمی ،مقایسه کنید با اینکه در ایران اگر کسیو خودت برسونی بیمارستان پای خودت گیره. حالا با این اوصاف و با این تعاریف آمارهارو مقایسه کنید و معنی امنیت را بفهمید.
خب بی معرفت تو که اینا رو بلدی تاپیک کن بخونیم یکم متنوع بنویس البته من می دونستما بلدی ولی گفتم ناراحت می شی دخالت کنم این تقدیم به نظر کاملا منطقی ات (rose) (rose)

تخصصم یکپارچه سازی سیستمهاست


ـــــــــــ

زین آتش نهفته که در سینه من است/ خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت



  • 0



اهان


نقل از: Zarathustra
نقل از: الهه.همیشه.سبز
نقل از: Zarathustra در کل گودرز و شقایق را به هم چسبونده ، تو تلگرامش جوابشو دادم البته اگه بذاره. علاوه بر صحبتهای شادی خانوم و سایر دوستان باید بگم هیچ سیستمی بی نقص نیست اما هم تعریف ها اونجا فرق میکنه هم آمار ها کشکی نیست واقعیه ، اونجا شما اگر مامور یه فروشگاهی و کسی را دیدی که جلوی دوربین دزدی کرده حق نداری بهش دست بزنی فقط میتونی بهش بگی بذار سر جاش واسه همین بعضیا برمیدارند و فرار میکنند. اونجا اگر یک جوک سکسی جلوی یک زن بگی یه جورایی تجاوز محسوب میشه و اگر به بچه غریبه دست بزنی یا بعضی جاها اگر زیاد نگاه کنی هم واست عواقب داره، هرچند نواقصی هست اما ادعا نمیکنند که سیستم ما ولایی و پاکه، مطبوعات آزادند که هرکس تخلف کرد تنبونشو از پاش در بیارند ، قانون در فکر توجیه وضع موجود نیست و به راحتی قابل تغییره ، درب خونه هاشون اکثرا بازه و قفل نمیکنند. در بلاد کفر قانون هست که اگر کسی مشکلی براش پیش اومد و تویی که اونجایی اگر کمکش نکردی یا زنگ نزدی به اورژانس، مجرمی ،مقایسه کنید با اینکه در ایران اگر کسیو خودت برسونی بیمارستان پای خودت گیره. حالا با این اوصاف و با این تعاریف آمارهارو مقایسه کنید و معنی امنیت را بفهمید.
خب بی معرفت تو که اینا رو بلدی تاپیک کن بخونیم یکم متنوع بنویس البته من می دونستما بلدی ولی گفتم ناراحت می شی دخالت کنم این تقدیم به نظر کاملا منطقی ات (rose) (rose)

تخصصم یکپارچه سازی سیستمهاست

خب تخصصت تو حلق ادمین


ـــــــــــ


  • 0



  • masih_roma  

  • عضو از 1398/7/9

  • پست‌‌‌ها: ‌ 155

  • 625

یعنی میشه یه روزی تو این کشور خوشی همه جا رو بگیره...


یعنی میشه یه روزی تو این کشور خوشی همه جا رو بگیره اصن چرا کشور ؟ تو دنیا. ای کاش یه روزی بیاد که ما همو نکشیم به هم نگاه بد نکنیم باهم دوست باشیم دست بندازیم رو شونه های هم اها مث بچگی ها تو دبستان هیچکدوممونم نیستیم بیکار در حال ساخت و ساز ایران اگه خسته شدی اینبار من خشت میزارم تو سیمان


ـــــــــــ





  • 0



نمی شه


نقل از: masih_roma یعنی میشه یه روزی تو این کشور خوشی همه جا رو بگیره اصن چرا کشور ؟ تو دنیا. ای کاش یه روزی بیاد که ما همو نکشیم به هم نگاه بد نکنیم باهم دوست باشیم دست بندازیم رو شونه های هم اها مث بچگی ها تو دبستان هیچکدوممونم نیستیم بیکار در حال ساخت و ساز ایران اگه خسته شدی اینبار من خشت میزارم تو سیمان

این از همون تصورات آخوندی ایدالیستی هست

اخوند هم به مردم می گه افراد خوبی باشید کاری به کسی ( یعنی کسایی که کشتی کشتی هر چی می خوان می برن ) نداشته باشید به حرفشون گوش بدین

در نهایت هم مردین تا بی کران غرق خوشی و لذت خواهید بود

البته این سیستم از 1400 سال پیش و حتی قبل ترش بوده


ـــــــــــ


  • 0



نمی شه


نقل از: masih_roma یعنی میشه یه روزی تو این کشور خوشی همه جا رو بگیره اصن چرا کشور ؟ تو دنیا. ای کاش یه روزی بیاد که ما همو نکشیم به هم نگاه بد نکنیم باهم دوست باشیم دست بندازیم رو شونه های هم اها مث بچگی ها تو دبستان هیچکدوممونم نیستیم بیکار در حال ساخت و ساز ایران اگه خسته شدی اینبار من خشت میزارم تو سیمان

این از همون تصورات آخوندی ایدالیستی هست

اخوند هم به مردم می گه افراد خوبی باشید کاری به کسی ( یعنی کسایی که کشتی کشتی هر چی می خوان می برن ) نداشته باشید به حرفشون گوش بدین

در نهایت هم مردین تا بی کران غرق خوشی و لذت خواهید بود

البته این سیستم از 1400 سال پیش و حتی قبل ترش بوده


ـــــــــــ


  • 1



  • Clay0098  

  • عضو از 1398/5/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 220

  • 1320

پاسخ این گفتمان رو جلال ال احمد دادهغرب زدگی این...


....


ـــــــــــ

****امی آیلون: ما عقده ها، کینه ها و آرزوهای بر باد رفته هر شخص را میتوانیم از نظراتی که در فضای مجازی منتشر میکند، استخراج کنیم.



  • 1



مرسی


نقل از: Clay0098 پاسخ این گفتمان رو جلال ال احمد داده غرب زدگی این افراد که اکثرا با دنیای آرزو وارد مملکتی میشن و بعد که میبینن نتونستن پیشرفت یکنن ک سراب بوده رفته رفته میپدیرن که من پشول داشتم و سیشتم این کشور ایرادی نداره(تو ایران هم که بودن هنه مشکلات رو گردن حکومت می انداختن) از طرفی مغز همیشه باور های فرد رو تغییر میده تا شکست هارو فراموش بکنه... آیت الله منتظری وقتی تو اون قدرت بود از اعدام های آیت الله خمینی دفاع میکرد و ماجرا یهودی ها رو مثال میزد و زمانی که از قدرت افتاد دیگه دفاع نمیکرد و فتح مکه رو مثال میزد کسی که همیشه تو ایران مشکلات رو گردن حکومت ها انداخته و به امید یه بهشت بدون مشکل سال ها منتظر داشتن یه شهروندی مسخره شده و بعد از گرفتنش دیده نه گویا باورهاش اشتباه بوده طبیعیه که مغزش با این قضاوت ها اون رو تسکین بده و طبق باور های پایه ای که داشته اینبار همه چیز حکومت رو عالی و مردم و خودش رو دارای مشکل بدونه.(اگه نتونثته پیشرفت کنه) و خب در مورد جرم و جنایت هم همینه و اینکه اگه کسی فکر میکنه یه فقیر در ایران با یه فقیر درآمریکا شرایط یکسانی نداره و یا یه ثروتمند، از خوش خیالی و غرب زدگی خودشه. (اطلاعی از کشور هایی که اندیشه مارکس تو نظام اداریشون هست ندارم) هر چند.... خیلی ها مجبورن سینه خیز مسیر رو طی کنن تا نپذیرن که اشتباه کردن . جالبه وقتی میان ایران و تو جمع هستن راضی و تو صحبت های خودمونی با ایرنیان کشور دوم واقعیت ها رو میگن.... فقط کافیه به برگشت های مهاجرین سطح پایین ایرانی از ایالات متحده رو تو پنج سال اخیر نگاه بکنید و ایضا به مشکلات روحی و تنهایی شدید این اشخاص تا متوجه بشید ماجرا پیچیده تر از این حرفاست موفق باشید

نظرتون کاملا منطقی بود

خلاصه اش فکر کنم این میشه ایرانی یاد گرفته بجای حل مسأله راحتترین کار یعنی پاک کردن صورت مساله رو انجام بده

مثلا عبارات « به من چه » «به من مربوط نیست» ریشه در همین تفکر داره


ـــــــــــ


  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو






نظرسنجی

نظرتون در مورد سکس توی فضای باز چیه؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «