چگونه بی دین یا آتئیست شدم (داستانت رو تعریف کن)


  • DarkWeb  

  • عضو از
    1394/10/21

  • پست‌ها: 4064

  • 4728


در این تاپیک از افرادی که بی دین یا آتئیست (بی خدا) هستند دعوت میکنم که داستان بی دین یا بی خدا شدنشون رو تعریف کنند.



  • اولین نفر خودم شروع میکنم :
    من توی خانواده مذهبی اما نه متعصب به دنیا اومدم ، از زمان بچگی بدون اینکه بخوام و خواست خودم باشه مسلمان بودم و باید دستورات اسلامی رو انجام میدادم ، از وقتی که به سن بلوغ رسیدم صدا زدن برای بلند شدن و خوندن نماز صبح ضد حال بود برام مخصوصا وقتی که جمعه بود :| روزه رو به هر بدبختی بود و با سختی میگرفتم چون میگفتن واجبه و اگه نخونی میری جهنم .
    اون موقع ها هم زیاد میومدم این سایت بخاطر داستان هاش ، و گفتوگو با دوستام توی تاپیک های گپ ، اون زمان که هنوز مسلمون بودم ، گاهی تاپیک های دینی رو میدیدم و میخوندم و اعصابم بهم می ریخت و با صاحب تاپیک ها جر و بحث میکردم و گاهی توهین ، چون برام مقدس بودن خیلی چیزا و توهین به حساب میاوردم!
    گاهی سوال برام پیش میومد که چرا مثلا باید نماز بخونم ، خدا که نیاز نداره ، گاهی فکر میکردم این داستانایی که آخوند ها رو منبر میگن راسته؟
    شک هام شروع شده بود ، تو سایت های دینی دنبال جوابام میگشتم ، گاهی رساله میخوندم!
    جالب اینجا بود به جای اینکه سوالام کمتر بشه ، با دیدن سوالات مطرح شده توی سایت های دینی ، سوالات بیشتری میومد تو ذهنم!
    یه زمانی توی که توی فیسبوک داشتم سرچ میکردم به پیج نقد دین و اسلام رسیدم ، میخوندمشون ، بعضی حرف ها توهین نبود و سوالات جالبی داشت!
    کم کم نقد های اسلامی و دینی رو خوندم و با گفته های قرآن چکش میکردم ببینم دروغه یا راست!
    چیز هایی رو میخوندم که عمرا هیچ آخوند یا مسلمونی بهم میگفت!
    سوالاتم هر روز بیشتر میشد و شک هام بیشتر ، هر چی سوالاتم بیشتر میشد ، چیز های جالب و متفکرانه ی جدیدی رو کشف میکردم ، تا اینکه با اصتلاحات آگنوستیک و آتئیست آشنا شدم!
    مطالبشون رو میخوندم ، نقد هاشون ، حرف هاشون منطقی تر و واقع بینانه تر بود تا خرافاتی که آخوند ها میکردن تو سرم ، باعث میشد فکر کنم ، نه اینکه فکر نکنم و برده ترس و افکار دینی بشم!
    روز به روز از تعصب و اعتقادات اسلامی دور شدم ، تا با فکر و اندیشه خودم تبدیل به یک ندانم گرا شدم ، دیگه اعتقادات اسلامی رو مقذس و برتر نمیدونستم و به تمام تفکر و اعتقادات انسان ها فکر میکردم! و باعث میشد بهتر درک کنم چه دینی داشتم و از چه چیزهایی غافل بودم !
    ندانم گرایی من زیاد دوامی نداشت ، چون هر چی بیشتر فکر میکردم ، خدا و مفهومش غیر منطقی تر و غیر محتمل تر بنظرم می رسید ، خیلی سوالات بیشتری داشتم که قطعا با فکر اینکه خدایی هست ؛ بهش جواب داده نمیشد!
    زمان زیادی با کسانی که دین و خدا داشتن یا ندانم گرا بودن گفتوگو کردم ، و فکر کردم تا به اینجا رسیدم ، و میدونم که از افرادی که هنوز به دینی معتقد هستند نباید توقع داشته باشم درک کنند چرا من بی خدام ، برای بحث با افراد متدین ابتدا باید در سطح دین خودشون بحث کرد بعد خدا ، و این بی خدایی من حاصل سوالات و فکر کردن هام بوده ، نه اینکه یک شبه بی خدا بشم !


اگر داستانم خوب نبود منو ببخشید چون نویسنده نیستم و در حدی که تونستم و یادم بود نوشتم .




  • ممنون میشم بقیه کاربران بی دین - یا آتئیست هم شرکت کنند و داستانشون رو بگن (rose)




  • از کاربران گرامی ای که داستانشون رو مینویسن هم خیلی متشکرم و بخاطر اینکه نظم تاپیک بهم نخوره و داستانای بیشتری رو بنویسند سایر کاربران به جای نقل قول زدن و تشکر ؛ پست ها رو لایک میکنم (love)




و لطفا اگر کسی پست شما را نقل قول زد پاسخ ندهید .



  • خداباوران و دین داران عزیز ، لطفا درک کنید این تاپیک برای داستان بی دین ها یا آتئیست هاست و هیچ ربطی به اعتقادات شما نداره ، پس لطف کنید نظم تاپیک رو با پست های غیر مرتبط بهم نریزید و ثابت نکنید ادیان و با خدایان به سایر اعتقادات احترام نمیگذارن و شعور و درک این رو داشته باشید که این تاپیک برای بحث بین بی دین ها و آتئیست ها با خداباوران و دین داران نیست ، چون مجبور میشم گزارش بدم ، سپاس


ـــــــــــ

در عصر ما دیگر چیزی به نام فاصله گرفتن از سیاست وجود ندارد. همه چیز سیاسی است و سیاست توده ای از دروغ، بهانه جویی، حماقت، نفرت و اسکیزوفرنی است.
جورج اورول


  • 14

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • fjd2000  

  • عضو از 1397/3/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 28

  • 82

zandiq


آرش بیخدا


ـــــــــــ


  • 1



  • zooj.qom  

  • عضو از 1397/2/25

  • پست‌‌‌ها: ‌ 3

  • 36

خانواده من شدیدا مذهبی هستن ، خودم هم خیلی مذهبی...


خانواده من شدیدا مذهبی هستن ، خودم هم خیلی مذهبی بودم ، با اینکه شهوتم خیلی زیاد بود ولی باعث نشد دین رو بخاطر شهوت کنار بزارم ، مثلا اگه شهوت باعث میشد جلق بزنم، عذاب وجدان میگرفتم و توبه می کردم. چون از بچگی تو مسجد و پای منبر بودم و مطالعه دینی زیاد داشتم همیشه به دیگران هم مشاوره دینی میدادم چیزی که باعث شد در تفکراتم تجدید نظر کنم، شرایط کاریم و جدا شدن از محیط خانواده بود، من اول به خوب بودن خامنه ای شک کردم، بعد با خودم گفتم این آقا تو زمانه ما زندگی میکنه ، با وجود این همه رسانه و امکانات ثبت صوت و تصویر یه نمیشه ظاهر و باطنش رو تشخیص داد ، پس چطور آخوندا از 1400 پیش اینطور اطلاعات دقیقی دارن...

این باعث شد با تامل بیشتری به اعتقادات خودم رجوع کنم ، هرچی بیشتر کنکاش کردم با تناقضات بیشتری برخورد کردم

الان به هیچ دینی اعتقاد ندارم، و برای عدم اعتمادم هم دلایل محکم دارم ، البته اگر کسی متقاعدم کنه اشتباه میکنم، با آغوش باز ازش استقبال می کنم...


ـــــــــــ


  • 6



  • ایلونا  

  • عضو از 1396/7/12

  • پست‌‌‌ها: ‌ 164

  • 1423

دین


من یا باید ده صفحه بنویسم یا تو دو خط میگم...

فقط یادمه توی حموم بودم که به این نتیجه رسیدم که تا اون لحظه سر کار بودم. اتفاقا از همون لحظه تا الان خیلی آرامش بهتری هم دارم...


ـــــــــــ





  • 8



عرض شود که


الان که محرمم هس یادم افتاد برا خودم یه رگه‌هایی از شک و تردید به اسلام از دوران تحصیلی مقطع ابتدایی سراغم اومد:
سوم ابتدایی بودم، محرم بود، سر کلاس دینی یه جاکشی با سوز و گوز از روضه‌ی کربلا و دختربچه‌ای گف که سرِ بُریده‌ی باباشو اوردن گذاشتن جلو چشاش و دختره اونقد گریه کرد تا مُرد! روان مام چن روزی گایمال شد از این روایت متأثرکننده... (کیر نهنگ تو مخ اون معلم پفیوس) ولی چارم ابتدایی یه کصکش دیگه اومد با افتخار از سربُریدن توسط پدرِ همون بابا گف!

حال مگر همون سربُرنده‌ی مفتخر نمیگف «نبین کی میگه، ببین چی میگه» پس در همین راستا میتوان اورد که «نبین که میکنه، ببین چه میکنه».
بعید میدونم تردیدی در این باشد که سر بُریدن امری وحشیانه و اشتباس. حال برا سرِ بُریده‌ی حسین بن علی و اندوه دخترش رقیه ناراحت شم گریه کنم پس سر بُریده‌ی عمربن عبدود به دس بابای همون حسین ینی جناب علی بن ابی‌طالب رو کجای تخمام بذارم؟


ـــــــــــ

k@hrobaقاعده‌ای در کار نیست



  • 11



  • zooj.qom  

  • عضو از 1397/2/25

  • پست‌‌‌ها: ‌ 3

  • 36

نقل از: ایلونا


نقل از: ایلونا من یا باید ده صفحه بنویسم یا تو دو خط میگم... فقط یادمه توی حموم بودم که به این نتیجه رسیدم که تا اون لحظه سر کار بودم. اتفاقا از همون لحظه تا الان خیلی آرامش بهتری هم دارم...

سلاااام شیوانای عزیز

یه مدت نبودی... هنوزم درگیر قلمت هستم، بازم بنویس

در جریان باش ما با داستانای تو ضربدری باز شدیم (drinks)


ـــــــــــ


  • 1



  • sepideh58  

  • عضو از 1390/4/30

  • پست‌‌‌ها: ‌ 769

  • 1720

sepideh58!


خانواده مذهبی به معنی واقعی کلمه نداشتم اما روی خیلی از مسائل مذهبی حساس بودن و شکستن حرمتش گناه نابخشودنی از چهارم دبستان باید !نماز می خوندم و من ؛بچه لجباز متنفر از اجبار برای دهن کجی به این تحمیل فقط دولا راست میشدم بدون اینکه ذکر ها رو بگم و گاهی اصلا نمی خوندم فقط جای جانمازم رو عوض می کردم که بگم نماز خوندم! بزرگتر شدم و حس بی پناهی من رو به سمت تکیه گاهی برد که حس می کردم بزرگترین چیز در عالمه و می تونم بهش تکیه کنم!شاید پشتوانه ای بجای پدری که حسش نمی کردم . باید بهش نزدیک میشدم به هر طریقی!و بهترین راه نماز بود. یادم هست زمانی که مرگ عشقم رو دیدم برای آرامش و پناه نماز شب می خوندم . از نصف شب بیدار می شدم نماز شب و بعد نماز صبح و می خوابیدم . دو اتفاق جالب من رو از ادامه این کار(نماز شب )بازداشت. اول اینکه اصلا خواب راحتی نداشتم قبل یا بعدش و فقط با یه چیز اروم میشدم اونم برنامه راه شب ؛شب های جمعه و با صدای صالح علاء!و تنها شبی که اروم می خوابیدم همون شب بود و حتی نیمه تمام می موند . دوم موضوعی که هنوز نمی دونم دلیلش رو ! اینکه بعد از نماز صبح و وقت خواب حداقل 2تا 3 شب در هفته من خواب سکسی میدیدم و توی خواب ارضا!که باید حمام میرفتم و غسل و بقیه ماجرا و من خسته و داغون و ضعیف نماز شب رو بی خیال شدم و نماز های روزانه رو ادامه دادم. مدتی بعد نماز رو کنار گذاشتم چون حس می کردم نمازم درست نیست که گناه می کنم!حالا گناهم چی بود؟مشروب خوردن یا دوست پسر داشتن ! پیش خودم میگفتم :مگه نه اینکه نماز بازدارنده بدی و گناهه؟پس من چرا گناه میکنم ؟نمازم درست نیست خدا!رو مسخره نکنم و ترکش کردم . دانشگاه تموم شد و رفتم سر کار ! با آخرین دوست پسرم به طرز ناگهانی در اوج رابطه کات کردیم و من سرخورده برگشتم به سمت تکیه گاهی به اسم نماز ! نماز های مختلف ،قرآن. ..یکی از اتاق هام محرابی بود برای عبادت و من هر روز نا امید تر از قبل برای پیدا کردن آرامش تلاش می کردم . طی یکی از سفرها به زادگاه و خانه پدری !حرف های جدیدی شنیدم از پدر و برادرم در مورد پیامبران ،امامان و خط قرمز های ذهن من شکسته شد ! زن باره ها...پدوفیل ها ...دروغ ها با سند های تاریخی ... تنها خدا بود برای من و دیگر هیچ! کم کم فکر ها فراتر رفت :جبر و اختیار ...کتاب ها ...معلولیت های مادر زادی...عدل خدا...و هزار سوال که به نقطه سیاه بی جوابی میرسید و نبود کسی که باید می بود ...


ـــــــــــ





  • 3



رائفی پور!


آقا بنده با سخنان این کسخل ریشه های خروج از اسلامم تقویت شد. خانواده ام مذهبی بودن ولی تعصبی نبودن، خروار خروار فحش به نظام و مقام عظما میدادن. منم که تو همچین محیطی پرورده شده بودم از دوران ابتدایی کارم ریدن به بچه مچه بسیجیا بود. این ادامه داشت تا وقتی به امثال رائفی پور برخوردم که قشنگ دین رو وصله میکردن به مقام عظما و کلی هم تئوری توطئه تخمی داشتن. منم که از اول از آخوند و اینا بدم میومد گفتم خو چه کاریه، تف تو اول و آخر دین. البته اون اوایل که تازه فیلترشکن گیرم اومده بود تو فیسبوک با آتئیسم و یه سری برهانا و استدلالا آشنا شدم که دیگه کلا از اسلام برگشتم. بعدم که بلوغ بهم برخورد کرد و فهمیدم به سلامتی گی تشریف دارم.


ـــــــــــ


  • 6



  • shadow69  

  • عضو از 1395/10/9

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4407

  • 9698

Shadow


رفیقم از همون بچگی فرستادن کلاس پیانو
الان پیانیست شده
اون وقت من فرستادن کلاس قرآن
الان آتئیست شدم :|


ـــــــــــ

انسان تنها بود، خدا رو آفرید...



  • 7



  • shadow69  

  • عضو از 1395/10/9

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4407

  • 9698

Shadow


من هم تو یه خانواده مذهبی و شدیدن متعصب بزرگ شدم البته نه از اونایی که امر به معروف کنن منتها تعصب دارن
یادمه از همون بچگی سوالات مختلفی تو ذهنم میومد چرا خدای مهربون باید این قدر عذاب برای مخلوقاتش بفرسته یا این که بچه های آدم حوا چطور ازدیاد نسل کردن که گناه نشه!
اصلا خدای خدا کیه؟؟؟
خدا بیشتر برای من جنبه آقا بالا سر داشت تو زندگی وقتای نیاز میرفتم سمتش که مثلا آرامش بگیرم گاهی هم مفید بود بگذریم
اولین دفعه تو همین سایت یه کاربری به اسم شوالیه سیاه اگه اشتباه نکنم تو من شک به وجود آورد آیات خشن قرآن رو تاپیک کرده بود و اون رو دلیلی برای قتل عام ایرانی ها میدونست
از اون زمان رفته رفته بی دین شدم چند تا از دوستامم بی تاثیر نبودن!


ـــــــــــ

انسان تنها بود، خدا رو آفرید...



  • 3



  • icy_girl  

  • عضو از 1393/9/23

  • پست‌‌‌ها: ‌ 1459

  • 1573

اخ من چقد معتقد بودم ای بر جدو ابادت لحنت فلان...


اخ من چقد معتقد بودم ای بر جدو ابادت لحنت فلان کس.. جرعت ندارم اسم ببرم ههه. منم تو یه خانواده سنتی و مذهبی بزرگ شدم البته پدرم ادم روشنفکری بود مادرم زیادی گیر میداد :/ تا ۲۱ سالگی به نماز روزه مردم هم ایراد میگرفتم .. تا اینکه پام به اینجا وا شد کم کم به دینم شک کردم رفتم دنبالش به تاپیکا سر میزدم ولی نمیخواستم یکطرفه قضاوت کنم برا همین رفتم پی نوشته‌های با خدایان .. اونام دلیل و توجیهات زیاد داشتن .. با این حال نتیجه گیری که از تحقیقاتم حاصل شد بنظرم دین فقط ساخته دست بشریت بود تمام...

ته دل آدم بعضی وقتا یه خدا میخواد که آرومش کنه من اون خدا رو دارم .. هیچ آزاریم برا کسی ندارم.. :)


ـــــــــــ





  • 4



  • kaveh5959  

  • عضو از 1397/5/6

  • پست‌‌‌ها: ‌ 193

  • 172

اگر کل جامعه رو در نظر بگیریم حدود 50 درصد ایرانی...


اگر کل جامعه رو در نظر بگیریم حدود 50 درصد ایرانی ها مذهبی و 50 درصد غیر مذهبی ان اگر سن زیر 30 سال رو ملاک بزاریم 85 درصد ایرانی ها غیر مذهبی و فقط 15 درصد هنوز معتقدند این نتیجه تحقیق علمی بود که خب در ایران نتونست منتشر بشه علت بی دینی هم طبیعی است رشد . پیشرفت تکنولوزی و مسیری که غرب طی کرده


ـــــــــــ


  • 4



تاوقتی کوچیک هستیم معنی ودرکی ازچیزی که وجود داره...


تاوقتی کوچیک هستیم معنی ودرکی ازچیزی که وجود داره نداریم حتی هیچ درکی از دین واینکه چی هست تاجایی باهاش بزرگ میشیم تو رسانه ها هست تلویزیون ومدرسه فکرمیکنیم که خدا پیامبر وامام درسته چون چیزایی که خودشون خواستن ماباور کنیم رو نشون دادن ! ولی بزرگتر که میشی درکت کامل میشه بیشتر میفهمی خیلی چیزارو میبینی خیلی تناقضارو !اینجوری هر چی که تو تلویزیون واطراف ومدرسه بود میره زیر سوال وتا جایی که پی میبریم واقعا هیچی درست نبوده ازنظر علمی هم حتی درست نیست .منم تاوقتی بچه بودم ودرکی نداشتم فک میکردم واقعا اماماوپیامبرا معصومن ولی بابیشترفهمیدن و درک چیزایی که توی تاریخ وکتابا دیدم کلهم دین برام زیر سوال رفت تا جایی که الان نه امام برام مهمه نه پیامبر حتی به وجود خدا هم شک دارم !


ـــــــــــ

تنها راه مقابله با دنیایی غیر آزاد اینست که به قدری آزاد شوی که وجود تو خودش نشانه‌ای از طغیان باشد...!



  • 4



  • alireza_98  
  • عضو از 1397/3/29

  • پست‌‌‌ها: ‌ 6

  • 10

بيشتر


نظرات رو كه مى خونم بشتر به نظر مياد كه از دين زده شده باشين تا اين كه فكر كنين و به اين نتيجه برسين كه دين ايراد داره. حرفم اينجاس تز روشن فكرى نگيرين به خودتون مثل همون مسلموناى تقليد كار هستين


ـــــــــــ


  • 0



  • shadow69  

  • عضو از 1395/10/9

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4407

  • 9698

Shadow


نقل از: alireza_98 نظرات رو كه مى خونم بشتر به نظر مياد كه از دين زده شده باشين تا اين كه فكر كنين و به اين نتيجه برسين كه دين ايراد داره. حرفم اينجاس تز روشن فكرى نگيرين به خودتون مثل همون مسلموناى تقليد كار هستين

چطور به این نتیجه رسیدی از دین زده شدیم زبل خان:|
انتظار داری تک تک مراحل بی دین شدنمون رو شرح بدیم!


ـــــــــــ

انسان تنها بود، خدا رو آفرید...



  • 1



  • DarkWeb  

  • عضو از 1394/10/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4064

  • 4728

حاشیه


دوستان عزیز

لطفا به افرادی که به شما احترام نمی گذارند پاسخی ندهید و نقل قول نزنید!

بعضی کاربران دین دار و خداباور شهوانی هنوز به اون سطح فکری و عقلی لازم نرسیدند که بفهمند این تاپیک مخصوص اون دسته از اعضایی هست که بی دین یا آتئیست هستند و‌دارند داستانشون رو تعریف میکنند

و مثل اون دسته از کاربرانی که به هر تاپیکی میرسند و عکس آلت تناسلی خود را میگذارند

در این تاپیک پست میگذارند و اعتقاد دینی خود را بیان میکنند بدون اینکه به موضوع توجه کنند!

یا بخاطر اینکه اعتقاد ما متفاوت است به ما میگویند دین زده و چون اعتقادمان را اینگونه بیان میکنیم به آن میگویند تز روشنفکرانه!

آن ها برای هیچکس و هیچ عقیده ای جز عقیده خود احترامی قائل نمیشوند (آن ها با این پست ها نشان میدهند دین و تفکرشان چیست)!

فلذا پست آن ها را نادیده بگیرید ، و نقل قول نزنید ، و من هم به ادمین گزارش میدم که پست های بی ربط را پاک کنند در صورت امکان !

و از هر گونه نقل قول زدن لطفا بپرهیزید تا تاپیک منظم باشد

ممنون (rose)


ـــــــــــ

در عصر ما دیگر چیزی به نام فاصله گرفتن از سیاست وجود ندارد. همه چیز سیاسی است و سیاست توده ای از دروغ، بهانه جویی، حماقت، نفرت و اسکیزوفرنی است. جورج اورول



  • 12



  • ..aria..  
  • عضو از 1395/12/13

  • پست‌‌‌ها: ‌ 109

  • 103

یادمه جرقه‌اش از همین سایت خورد!
خانواده من نسبتا...


یادمه جرقه‌اش از همین سایت خورد! خانواده من نسبتا مذهبین البته به هیچ وجه طرفدار حکومت و آخوندا نیستن، صرفا مذهبین، از اون مدل مذهبی‌های زمان شاه! منم خب طبعا معتقد بودم. فکر کنم از حدود ۱۵ سالگی توی نت دنبال چیزای سکسی میگشتم و طبعا با شهوانی آشنا شدم و زیاد سر میزدم بهش و هنوزم زیاد سر میزنم! گه‌گداری تایپک‌های ضددین رو میدیدم ولی طوری بودم که میرفتم فحش میدادم. یه دفعه که از این تایپک‌ها دیدم دقیقا با هدف فحش دادن رفتم داخلش، عادت ندارم نخونده جواب کسی رو بدم، نشستم صفحه اول تایپک رو بخونم ببینم چی نوشته. نشون به اون نشون که تا دو سه ساعت بعدش داشتم میخوندم و تا صفحه فکر کنم ۴۰ تایپک رسیدم!!! در نهایت زمانی که گوشی رو گذاشتم کنار یه جور دیگه بودم، بعدا یکی دو تا کتاب آنلاین نقد قرآن از یه بابایی که اسم مستعارش دکتر سها بود هم خوندم، و تبدیل شدم به اینی که الان هستم!

اوایل خیلی آتیش آتئیستیم تند و تیز بود! توی اینستا پیج زده بودم و بحث میکردم و اینا. الان ملایم شدم :)

این بود قصه من!


ـــــــــــ


  • 4



نقل از: LUCIFER9469


نقل از: LUCIFER9469 شما هیچی از عدالت و کمکی که ادیان به عدالت کردن نمی دونین. در جهل هستین و فقط ادعاتون میشه که می دونین اگه دین خوب نیست چی خوبه؟ ضربدری؟ محارم؟ خب بکشین پایین ما هم بیایم (rose)

عدالت ادیان : سر بریدن و دست و پا قطع کردن و سنگسار و گاییدن زن شوهرداری که تو جنگ اسیر شده . آتیش زدن جادوگران و کشتن همجنسگرایان و دگر اندیشان و حتی زنده سوزاندن کسی که مورد تهمت کفر یا جادوگری قرار میگیره اعتماد به نفسی که دین داران دارن رو اگه بهاره رهنما داشتش الان سوپر مدل ویکتوریا سیکرت شده بود (rolling)


ـــــــــــ

Baron Corbin WWE superstar_Andre The Giant Battle Royal winner Money in the Bank winner, United States champion and now Baron Corbin is the "Constable" of Monday Night Raw



  • 2



-


من کسی هستم که بیشتر عمرم یه مسلمون شیعه دین دار بودم . یه مدت هایی انقدر تو دین افراط داشتم که روزی نبود که نماز روزه ام قضا بشه . ولی کم کم که سنم رفت بالا تنبلیم میگرفت نماز روزه بخونم ولی همچنان اعتقاد شدیدی به ادیان داشتم و خودمو گناهکار میدونستم و همیشه عذاب وجدان داشتم (یکی از حربه ها و کلک های دین ایجاد حس گناه و عذاب وجدان در پیروان است ) خلاصه توسط خانواده و جامعه مغزشویی بودم تا اینکه یه بار داشتم تو نت سرچ میزدم که به یه سایتی برخوردم توش نوشته بود اونایی که علی رو مقدس میدونین . ببینید علی تو یه روز کلی آدم رو سر بریده ( ماجراهای بنی قریضه و کشتار تمامی مذکرهای این قبیله توسط علی و رفیقش ) . خلاصه شکه شدم و فکر کردم کسشعر میگه ولی ازونجایی که من همیشه کنجکاو بودم پی اش رو گرفتم و کتاب های مختلف مذهبی رو خوندم و فهمیدم راست هست و همچین اتفاقی افتاده . خلاصه اونجا جرقه ای بود که باعث شد برم راجع به کل دین و دین های دیگه تحقیق کنم . و در آخر فهمیدم دین ساخته شده برای بردگی و چاپیدن ادمها . خلاصه بعد یه مدت که بی عدالتی ها و کشتار ها تو تاریخ و زمان حال رو دیدم . فهمیدم حتی اگرم خدا وجود داشته باشه موجود شری هست که از عذاب کشیدن آدما لذت میبره . در حال حاظر به هیچ دینی معتقد نیستم و از پیروان هیچ دینی بدم نمیاد چون اکثرشون مغزشویی شدن در بچگی و خلاص شدن ازش خیلی سخت هست . در مورد وجود خدا هم نمیدونم وجود داره یا نه ولی اگرم وجود داشته باشه . خدا موجود خوبی نیست . البته اینم بگم که به شیطان هم اعتقادی ندارم . و یه گوساله ای پا نشه بهم بگه شیطان پرست و این کسشعرا . و در آخر هم بگم که تو دنیا به اندازه ی کافی عشق و علاقه وجود نداره که ما بخواهیم بخشیش رو صرف یه موجود خیالی کنیم .


ـــــــــــ

Baron Corbin WWE superstar_Andre The Giant Battle Royal winner Money in the Bank winner, United States champion and now Baron Corbin is the "Constable" of Monday Night Raw



  • 5



  • DarkWeb  

  • عضو از 1394/10/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 4064

  • 4728

نقل از: meh95


نقل از: meh95
نقل از: DarkWeb

دوستان عزیز

لطفا به افرادی که به شما احترام نمی گذارند پاسخی ندهید و نقل قول نزنید!

بعضی کاربران دین دار و خداباور شهوانی هنوز به اون سطح فکری و عقلی لازم نرسیدند که بفهمند این تاپیک مخصوص اون دسته از اعضایی هست که بی دین یا آتئیست هستند و‌دارند داستانشون رو تعریف میکنند

و مثل اون دسته از کاربرانی که به هر تاپیکی میرسند و عکس آلت تناسلی خود را میگذارند

در این تاپیک پست میگذارند و اعتقاد دینی خود را بیان میکنند بدون اینکه به موضوع توجه کنند!

یا بخاطر اینکه اعتقاد ما متفاوت است به ما میگویند دین زده و چون اعتقادمان را اینگونه بیان میکنیم به آن میگویند تز روشنفکرانه!

آن ها برای هیچکس و هیچ عقیده ای جز عقیده خود احترامی قائل نمیشوند (آن ها با این پست ها نشان میدهند دین و تفکرشان چیست)!

فلذا پست آن ها را نادیده بگیرید ، و نقل قول نزنید ، و من هم به ادمین گزارش میدم که پست های بی ربط را پاک کنند در صورت امکان !

و از هر گونه نقل قول زدن لطفا بپرهیزید تا تاپیک منظم باشد

ممنون (rose)

معذرت ندیدم این پیامتو ولی بنظرم حذفشون نکنید چون خیلی از جرقه ها توی همین بحث ها زده میشه البته من به شخصه خوشحال نمیشم یکنفر رو بی دین کنم دوس دارم خودش بره تحقیق کنه از مطالبی غیر از اونی که دادن دستش بعد خودش انتخاب کنه

خواهش میکنم ، عیب نداره

من چندتا تاپیک اسلامی دیگه هم دارم

منتها افراد کمی بحث میکنند

اینجا خواستم افراد داستانشون رو بنویسن ، که بقیه دین داران یا خداباوران هم بخونن و فکر کنند

هم داستان های جالب تلنگر ها رو بخونیم که چه چیزی عاملش بوده


ـــــــــــ

در عصر ما دیگر چیزی به نام فاصله گرفتن از سیاست وجود ندارد. همه چیز سیاسی است و سیاست توده ای از دروغ، بهانه جویی، حماقت، نفرت و اسکیزوفرنی است. جورج اورول



  • 2



  • فری 65  

  • عضو از 1393/10/14

  • پست‌‌‌ها: ‌ 177

  • 52

فری ۶۵


سلام. منم تو خونواده مذهبی متولد شدم. پدر مادرم خیلی معتقد بودن. و به تبع منم مث اونا بودم. من تا ۲۰ سالگی کاملا معتقد بودم. نمازم همیشه سر وقت بود روزه که تو هر شرایطی میگرفتم. قاری قرآن بودم و تو مدرسه همیشه برای شروع مراسمات من قران تلاوت میکردم. ولی از یه جایی به بعد به همه چی شک کردم و رفتم دنبال یافتن جواب واسه سوالهای تو ذهنم. تصمیم گرفتم خودم حقیقتو پیدا کنم. و هر چی بیشتر تحقیق و مطالعه میکردم بیشتر از دین متنفر میشدم. وقتی معنی فارسی قران رو میخوندم میفهمیدم چقد پوچه... وقتی تاریخ رو میخوندم میفهمیدم اعراب چه بلایی سر ما اوردن... وقتی کتابهای دینی رو میخوندم بیشتر به تعفن و افیون دین می میبردم. خلاصه بگم مطالعه و تحقیق باعث شد من از هر چی دین و دینداریه متنفر بشم و فقط به انسان بودن فکر کنم


ـــــــــــ

یه سرباز وقتی میرسه به ته خط..... تازه تبدیل به وزیر میشه.



  • 2





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو



نظرسنجی

در هنگام ورود به سایت کدام ستون توجه شما را جلب می کند (به سراغ کدام می روید؟)


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «