کاربران بانمک


  • Y.m_writer  

  • عضو از
    1398/6/8

  • پست‌ها: 183

  • 264


اگه به نظرات زیر هر داستان و هر عکسی که گذاشته میشه نگاه کنید؛یه تعداد کاربر خودبانمک‌پندار هستن که شب خوابیدن و صبح بیدار شدن متوجه شدن که هم راست کردن هم طبع شاعریشون گل کرده.
بعد با خودشون نتیجه میگیرن که باید برن زیر تک تک پستها و به زور شعر بگن.شعری که تفاوتش با شر فقط حرف (ع)وسط اسمشه.
نه وزن عروضی میدونن چیه نه معنی کلماتی که استفاده میکنن.
خب دوست عزیز تو که نمیتونی مگه مجبوری؟
شاید عقده توجه مجبورت کرده.
ولی لااقل یه‌کم درمورد وزن شعر بخون.
وزن عروضی پیشکش؛حداقل تعداد هجاهای مصرعهات برابر باشن که وزن هجایی داشته باشه.
یا حداقل معنی داشته باشه حرفت؛نه اینکه کلمات یه جمله ساده رو جابجا کنی دوتا قافیه هم بزنی تنگش؛حس کنی مولانایی.
از تعداد هجاهای هر مصرع مشخصه داری به زور و برای رفع تکلیف و ارضای خودشاعر‌پنداریت (پوست)خودتو پاره میکنی.
لطفا نه به خودتون فشار بیارید نه به بقیه که بخوان عبارات بی معنی رو بفهمن.چون واقعا معنی ندارن و فقط خود کسی که اونارو گفته؛با توجه به نیت خودش معنیش رو میفهمه.


گر این کار آن جوید آن کار این/پر آشوب گردد سراسر زمین


ـــــــــــ


  • 2

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • ehsan9705  
  • عضو از 1395/9/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 63

  • 223

قرار نیست اینجا کسی عروض و قافیه بدونه
مهم آهنگ...


قرار نیست اینجا کسی عروض و قافیه بدونه مهم آهنگ شعره

تو کمان کشیده و در کمین، که زنسی به تیرمو من غمین همه غمم بود در همین، که خدا نکرده خطا کنی


ـــــــــــ


  • 0



  • Y.m_writer  

  • عضو از 1398/6/8

  • پست‌‌‌ها: ‌ 183

  • 264

نقل از: ehsan9705


نقل از: ehsan9705 قرار نیست اینجا کسی عروض و قافیه بدونه مهم آهنگ شعره تو کمان کشیده و در کمین، که زنسی به تیرمو من غمین همه غمم بود در همین، که خدا نکرده خطا کنی

اینی که شما الآن نوشتید شعر نیست.نثر مسجع هست یا در بهترین حالت شعر نو. اونجا که میگیم آهنگ باید باشه؛وقتیه که شعر نو میگیم . شعر از چهار عنصر وزن و قافیه و آهنگ و احساس به وجود میاد. در شعر نو وزن و گاهی قافیه هم وجود نداره.تا الان مثل ماشینی شده با دو چرخ.در حالی که چرخ احساس و چرخ آهنگ؛سرعت اون ماشین رو به ماشین چهارچرخ معمولی(شعر کلاسیک) می‌رسونن.

حالا اگر شعر این دوستان شعر نو هست؛پس چرا سعی در جا دادن قافیه و فدا کردن معنی میشه؟ و مهمتر از اون؛احساس که هیچ؛معنی چرا انتقال داده نمیشه؟


ـــــــــــ


  • 1



  • Y.m_writer  

  • عضو از 1398/6/8

  • پست‌‌‌ها: ‌ 183

  • 264

نقل از: Sin_shin


نقل از: Sin_shin #نه_به_کص‌نمکی!

دقیقا


ـــــــــــ


  • 1



  • ehsan9705  
  • عضو از 1395/9/3

  • پست‌‌‌ها: ‌ 63

  • 223

نقل از: Y.m_writer


نقل از: Y.m_writer
نقل از: ehsan9705 قرار نیست اینجا کسی عروض و قافیه بدونه مهم آهنگ شعره تو کمان کشیده و در کمین، که زنسی به تیرمو من غمین همه غمم بود در همین، که خدا نکرده خطا کنی

اینی که شما الآن نوشتید شعر نیست.نثر مسجع هست یا در بهترین حالت شعر نو. اونجا که میگیم آهنگ باید باشه؛وقتیه که شعر نو میگیم . شعر از چهار عنصر وزن و قافیه و آهنگ و احساس به وجود میاد. در شعر نو وزن و گاهی قافیه هم وجود نداره.تا الان مثل ماشینی شده با دو چرخ.در حالی که چرخ احساس و چرخ آهنگ؛سرعت اون ماشین رو به ماشین چهارچرخ معمولی(شعر کلاسیک) می‌رسونن.

حالا اگر شعر این دوستان شعر نو هست؛پس چرا سعی در جا دادن قافیه و فدا کردن معنی میشه؟ و مهمتر از اون؛احساس که هیچ؛معنی چرا انتقال داده نمیشه؟

1-عجب پس هاتف اصفهانی این همه سال نثر مسجعه می‌گفت و ما خبر نداشتیم حالا کل نثر مسجع هاتفو برات می‌ذارم وزنشم برات میذارم 2-اتفاقا شعرایی که دوستان میذارن خیلی احساس خوبی به آدم منتقل می کنه

**چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی**

وزن این شعر متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن است که در اشعار عربی کاربرد زیادی دارد و علیرغم گوشنوازی در شعر فارسی نمونه های زیادی ندارد.


ـــــــــــ


  • 0



  • Y.m_writer  

  • عضو از 1398/6/8

  • پست‌‌‌ها: ‌ 183

  • 264

نقل از: ehsan9705


نقل از: ehsan9705
نقل از: Y.m_writer
نقل از: ehsan9705 قرار نیست اینجا کسی عروض و قافیه بدونه مهم آهنگ شعره تو کمان کشیده و در کمین، که زنسی به تیرمو من غمین همه غمم بود در همین، که خدا نکرده خطا کنی

اینی که شما الآن نوشتید شعر نیست.نثر مسجع هست یا در بهترین حالت شعر نو. اونجا که میگیم آهنگ باید باشه؛وقتیه که شعر نو میگیم . شعر از چهار عنصر وزن و قافیه و آهنگ و احساس به وجود میاد. در شعر نو وزن و گاهی قافیه هم وجود نداره.تا الان مثل ماشینی شده با دو چرخ.در حالی که چرخ احساس و چرخ آهنگ؛سرعت اون ماشین رو به ماشین چهارچرخ معمولی(شعر کلاسیک) می‌رسونن.

حالا اگر شعر این دوستان شعر نو هست؛پس چرا سعی در جا دادن قافیه و فدا کردن معنی میشه؟ و مهمتر از اون؛احساس که هیچ؛معنی چرا انتقال داده نمیشه؟

1-عجب پس هاتف اصفهانی این همه سال نثر مسجعه می‌گفت و ما خبر نداشتیم حالا کل نثر مسجع هاتفو برات می‌ذارم وزنشم برات میذارم 2-اتفاقا شعرایی که دوستان میذارن خیلی احساس خوبی به آدم منتقل می کنه

**چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی**

وزن این شعر متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن است که در اشعار عربی کاربرد زیادی دارد و علیرغم گوشنوازی در شعر فارسی نمونه های زیادی ندارد.

سجع بر دو نوع موزون و بدون وزن بنا هست.اما شعر نیست.اگر نه هر دو کتاب گلستان و بوستان تماما شعر بودن.اما چون گلستان هم شعر داره هم نثر مسجع؛میگیم که تماما شعر نیست. اسمش روشه.نثر مسجع. خاصیت سجع اینه که نثره نه شعر اما قافیه و گاهی وزن داره. حالا خواه هاتف مسجع بگه،خواه سعدی و خواه خواجه عبدالله انصاری.


ـــــــــــ


  • 1



  • Y.m_writer  

  • عضو از 1398/6/8

  • پست‌‌‌ها: ‌ 183

  • 264

نقل از: Anjelinazero85


نقل از: Anjelinazero85 #نه_به_کصنمکی

دوباره دقیقا


ـــــــــــ


  • 0



  • Y.m_writer  

  • عضو از 1398/6/8

  • پست‌‌‌ها: ‌ 183

  • 264

نقل از: ehsan9705


نقل از: ehsan9705
نقل از: Y.m_writer
نقل از: ehsan9705 قرار نیست اینجا کسی عروض و قافیه بدونه مهم آهنگ شعره تو کمان کشیده و در کمین، که زنسی به تیرمو من غمین همه غمم بود در همین، که خدا نکرده خطا کنی

اینی که شما الآن نوشتید شعر نیست.نثر مسجع هست یا در بهترین حالت شعر نو. اونجا که میگیم آهنگ باید باشه؛وقتیه که شعر نو میگیم . شعر از چهار عنصر وزن و قافیه و آهنگ و احساس به وجود میاد. در شعر نو وزن و گاهی قافیه هم وجود نداره.تا الان مثل ماشینی شده با دو چرخ.در حالی که چرخ احساس و چرخ آهنگ؛سرعت اون ماشین رو به ماشین چهارچرخ معمولی(شعر کلاسیک) می‌رسونن.

حالا اگر شعر این دوستان شعر نو هست؛پس چرا سعی در جا دادن قافیه و فدا کردن معنی میشه؟ و مهمتر از اون؛احساس که هیچ؛معنی چرا انتقال داده نمیشه؟

1-عجب پس هاتف اصفهانی این همه سال نثر مسجعه می‌گفت و ما خبر نداشتیم حالا کل نثر مسجع هاتفو برات می‌ذارم وزنشم برات میذارم 2-اتفاقا شعرایی که دوستان میذارن خیلی احساس خوبی به آدم منتقل می کنه

**چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی**

وزن این شعر متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن است که در اشعار عربی کاربرد زیادی دارد و علیرغم گوشنوازی در شعر فارسی نمونه های زیادی ندارد.

ضمنا این شعری که از هاتف گذاشتید قالب شعری غزل هم داره فقط کافی بود با / مصرعها و با // بیتهارو جدا میکردید که قالب نوشتاری شعر بگیره


ـــــــــــ


  • 1



  • Hana95  

  • عضو از 1398/5/14

  • پست‌‌‌ها: ‌ 215

  • 383

نقل از: ehsan9705


نقل از: ehsan9705
نقل از: Y.m_writer
نقل از: ehsan9705 قرار نیست اینجا کسی عروض و قافیه بدونه مهم آهنگ شعره تو کمان کشیده و در کمین، که زنسی به تیرمو من غمین همه غمم بود در همین، که خدا نکرده خطا کنی

اینی که شما الآن نوشتید شعر نیست.نثر مسجع هست یا در بهترین حالت شعر نو. اونجا که میگیم آهنگ باید باشه؛وقتیه که شعر نو میگیم . شعر از چهار عنصر وزن و قافیه و آهنگ و احساس به وجود میاد. در شعر نو وزن و گاهی قافیه هم وجود نداره.تا الان مثل ماشینی شده با دو چرخ.در حالی که چرخ احساس و چرخ آهنگ؛سرعت اون ماشین رو به ماشین چهارچرخ معمولی(شعر کلاسیک) می‌رسونن.

حالا اگر شعر این دوستان شعر نو هست؛پس چرا سعی در جا دادن قافیه و فدا کردن معنی میشه؟ و مهمتر از اون؛احساس که هیچ؛معنی چرا انتقال داده نمیشه؟

1-عجب پس هاتف اصفهانی این همه سال نثر مسجعه می‌گفت و ما خبر نداشتیم حالا کل نثر مسجع هاتفو برات می‌ذارم وزنشم برات میذارم 2-اتفاقا شعرایی که دوستان میذارن خیلی احساس خوبی به آدم منتقل می کنه

**چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی**

وزن این شعر متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن است که در اشعار عربی کاربرد زیادی دارد و علیرغم گوشنوازی در شعر فارسی نمونه های زیادی ندارد.

بنی فاطمه یه مداحی داره به نام "چه شود"در وصف حضرت علی علیه السلامه الهام گرفته از این شعره نمیدونسم اورجینال شعر رو جناب هاتف گفتن (rose)


ـــــــــــ

چاه زنخدان تو زندان من!:)



  • 0



اینکه دقیقا منظورت کدوم کاربره رو می‌ددنم.


در...


اینکه دقیقا منظورت کدوم کاربره رو می‌ددنم.

در هر حال زور نزن که به این جماعت حالی کنی شعر چیه. بی فایده‌ست. چند بار امتحان کردم. خرن. زبون نفهمن. حرف حساب تو مخسون نمی‌ره.


ـــــــــــ



بگیر، بکش و از نو زاده شو.



  • 1



  • Y.m_writer  

  • عضو از 1398/6/8

  • پست‌‌‌ها: ‌ 183

  • 264

نقل از: کیر ابن آدم


نقل از: کیر ابن آدم اینکه دقیقا منظورت کدوم کاربره رو می‌ددنم. در هر حال زور نزن که به این جماعت حالی کنی شعر چیه. بی فایده‌ست. چند بار امتحان کردم. خرن. زبون نفهمن. حرف حساب تو مخسون نمی‌ره.

هر بار فلانی و فلانی به اصطلاح شعر میگن حس میکنم دارم فش میخورم در حالی که کورم!


ـــــــــــ


  • 1



  • ali_akbaeri77  
  • عضو از 1398/6/21

  • پست‌‌‌ها: ‌ 5

ررر


ررر


ـــــــــــ


  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو





نظرسنجی

آیا در ایران بحران روابط جنسی ( کمبود روابط جنسی ) داریم ؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «