داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

یه مهمونی خوب

1399/07/27

سلام . آنی هستم . خاطره ای که براتون تعریف میکنم مربوط به چند سال پیشه . تولد دوست پسرم بود و بهم گفته بود دوست داره شب پیشش بمونم. منم حسابی به خودم رسیدمو یه لباس دکولته کوتاه واسه مراسم آماده کردم . از دوست پسرم بگم که چجور باهاش آشنا شده بودم . از باشگاه برمیگشتم خونه که دیدم یه تویوتا ازین شاسی بلندها افتاده دنبالم . راستش شیشه هاش دودی بود و چیزی از بغل پیدا نبود. تا اینکه شیشه سمت شاگرد پایین رفت و دیدم دو تا پسر خوشکل و خوشتیپ سلام کردن و منو دعوت کردن به سوار شدن . بدم نیومد ازشون و خواستم در عقب رو باز کنم که یهو در باز شد و یه جوون خوشکل دیگه عقب نشسته بود پیاده شد و منو رسما هل داد تو ماشین . کلی دور دور کردیم و شماره ام رو گرفتن و شد شروع یه دوستی باهاشون . بگذریم . یکی از اون پسرها که صاحب ماشین هم میشد رو چند باری بیشتر از بقیه دیدم و منو دعوت کرد واسه همین تولدی که میخوام براتون تعریفش کنم .
شب ساعت ۹ رفتم تولد البته بقول خودشون پارتی . در واحد آپارتمان که باز شد چشم چشمو نمیدید و همه مست و پاتیل بودن . دوستم اومد جلو و لبمو بوسید و راهنماییم کرد که توی فلان اتاق لباسم رو عوض کنم .
تو اتاق دو تا دختر و دوتا پسر دیگه هم بودن که داشتن حرف میزدن . مانتوم رو درآوردمو منتظر موندم تا برن دیدم که اصلا تو باغ نیستن . منم شلوار جینمو دراوردم . تاپمم درآوردم و با شرت و سوتین شروع کردم تو ساک درآوردن لباس مجلسیم که دوست پسرمم اومد تو و گفت جووون چه سکسی انداختی بیرون خانمی و شروع کرد ازم لب گرفتن و خوردن گردن و چلوندن سینه هام . دخترها و پسرهای تو اتاق تا این صحنه رو دیدن شروع کردن به جیغ زدن و هورا کردن . دوستم که اسمش امین بود از اتاق کردشون بیرون و خودشم رفت تا لباسمو عوض کنم و بیام تو سالن . شرت و سوتینمو دراوردم که یهو دوست امین که روز اول تو ماشین بود و همه عکسامو تو اینستا لایک زده بود اومد تو اتاق. جلوی سینه هامو نانازمو گرفتم که نیینه . سریع عذر خواهی کرد و دیدشو انداخت و رفت . منم تند لباس دکولتمو بدون سوتین پوشیدمو یه شرت مشکی لامبادایی کردم پامو با کفش پاشنه بلند رفتم توی سالن . کلی مشروب خوردیمو گل کشیدیمو همه تو فضا بودن . رفتم وسط که با امین برقصم . دوستاشو دخترهای دیگه هم وسط بودن و رقص نور و فلش حسابی جو رو سنگین کرده بود . وسط رقص امین دستش همش روی باسنم بود و صورتش رو میچسبوند به سینه هام . که متوجه شدم وسط رقص جای امین و دوستاش مدام عوض میشه و اون وسط تنهام و همه دارن با من میرقصن . حس خوبی بود که میدیدم پسرهای تو پارتی توجهشون به منه . مدام بهم دست میزدن و لای پاها و کمر و گردنم رو میمالیدن . حسابی تحریک شده بودم و از خودم کنترلی نداشتم. تحت تاثیر مشروب و گل و محیط و دستمالی های پسرها قرار گرفته بودم . نمیدونم چند ساعت گذشت که اکثر مهمونها رفته بودن . خصوصا دخترها . و تنها دختر جمع من بودم و حدود ده تایی پسر . سیگار پشت سیگار و پیک پشت پیک میزدیم و دیگه چیزی یادم نموند تااااااااا طرفهای ظهر که از صدای زنگ موبایل یکی از خواب بیدار شدم . دیدم لخت روی تختم و دو تا پسر دورم . و چند تا هم با بالشت و پتو روی زمین کف اتاق . دیدم تمام تخت خیسه از آب و عرق . پر از لکه و رطوبت آب و عرق . خودمو جمع و جور کردم و از اتاق همونجور لخت زدم بیرون . همه غرق خواب بودن . توی سالن دو سه تا پسر روی مبل ها خوابیده بودن . فقط یه نفر بیدار بود که داشت با تلفنش حرف میزد . تا منو دید یه چشمک زد و گفت ، دیشب ترکوندیا . منم گیج خواب و منگ از مشروب دیشب رفتم توی دستشویی . تو آینه دیدم تمام گردن و سینه هام کبوده . تازه فهمیدم دیشب چکار کردم و به چند نفر دادم . خلاصه
اون شب شروع سکسهای گروپ من شد و تو این چند سال مثل اسباب بازی جنسی تو دستشون میچرخم و کلی ماجراجویی داشتم . که بهترین هاشو براتون تعریف میکنم .
آنی هستم .

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2020-10-18 04:12:43 +0330 +0330

خیلی خوبه ، تنوع عالیه ، دوست دارم 👍🏻👍🏻

0 ❤️

2020-10-18 04:15:42 +0330 +0330

انی جان واقعا خاطرت و طرز نوشتنت عالی بود
خوب تعریف کردی
من واقعا مشتاقم تا بقیشو بخونم
ولی تا میتونی عشق و حال کن
موفق باشی

0 ❤️

2020-10-18 04:33:14 +0330 +0330

🤔🤔🤔😶😶😶

1 ❤️

2020-10-18 06:04:52 +0330 +0330

جالب بود . خوشبحالشون هم پارتی رفتن هم عشق و حال اخرم یه گروپ رو تو زدن😂

0 ❤️

2020-10-18 07:51:51 +0330 +0330

منم گروپ دوس دارم
ولی خدانشناس آخه چند نفر

0 ❤️

2020-10-18 09:12:58 +0330 +0330

اسباب بازی جنسی رو خوب اومدی

0 ❤️

2020-10-18 18:55:37 +0330 +0330

↩ Arya82
تا چند روز بزور راه میرفتم

1 ❤️

2020-10-18 20:11:22 +0330 +0330

↩ Anitablondy
اخه چرا اینکار رو با خودت میکنی

0 ❤️

2020-10-20 18:49:45 +0330 +0330

سلام

0 ❤️

2020-10-21 00:58:42 +0330 +0330

↩ F_p5797
خوب خوشم میاد ، دوست دارم خو ، حسش خیلی خوبه

1 ❤️

2020-10-25 18:38:39 +0330 +0330

↩ ARAD2375
حتما بازم می نویسم

0 ❤️

2020-10-25 22:10:24 +0330 +0330

حالا اینا که میگی وجدانن راستن یا زایده مغزه خودته

0 ❤️








‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «


جستجو در سایت
Top Bottom