یک سری نکات آموزنده برای کامنت گذاشتن در زیر داستان ها!



اول: سریع باشید تا نفر اول کامنتتون ثبت بشه>
دوم: هیچ فرقی نداره که داستان قشنگ باشه یا نه، یک سوژه پیدا کنید و نویسنده رو ببندید به فحش>
سوم: همیشه داستان رو به چالش بکشید که واقعی نیست و زاده تفکر جقیه نویسندست>
چهارم: اگر داستان از هر لحاظ بی نقص بود،بگید تو نویسنده ای و داستان نویس قهاری هستی و از همین استفاده کنید موارد اول تا سوم رو پیاده سازی کنید!>
موفق باشید! (biggrin)


ـــــــــــ


  • 8

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     

  • Amir.rashed  
  • عضو از 1397/5/16

  • پست‌‌‌ها: ‌ 2

  • 1

بچه ها دقیقا همینجوری جواب میدن
یعنی شهوانیه او...


بچه ها دقیقا همینجوری جواب میدن یعنی شهوانیه او کامنتاش فقط ????


ـــــــــــ


  • 1



؟


نقل از: Amir.rashed بچه ها دقیقا همینجوری جواب میدن یعنی شهوانیه او کامنتاش فقط ????

مبهم گفتی متوجه نشدم


ـــــــــــ


  • 0



وقتی یارو عین یابو میاد و تخیلات و خزعبلاتش رو...


وقتی یارو عین یابو میاد و تخیلات و خزعبلاتش رو مینویسه باید بهش چی گفت به نظرت؟؟؟ یکی از داستانهای دیروز این بود که زنه رفته شده منشی شرکت و صاحب شرکت و رفقا هفته ای دو شب میومدن زنه رو جلوی چشم شوهره میگاییدن و کون شوهره هم میزاشتن به نظرت باید به نویسنده ابله و گوساله چی گفت؟. نباید رید به کل هیکل و خاندانش


ـــــــــــ

آدم باشیم ، همانطور که دوست داریم دیگران باشند ، فقط همین .



  • 2



نقل از: مهتی.پاشنه.طلا


نقل از: مهتی.پاشنه.طلا وقتی یارو عین یابو میاد و تخیلات و خزعبلاتش رو مینویسه باید بهش چی گفت به نظرت؟؟؟ یکی از داستانهای دیروز این بود که زنه رفته شده منشی شرکت و صاحب شرکت و رفقا هفته ای دو شب میومدن زنه رو جلوی چشم شوهره میگاییدن و کون شوهره هم میزاشتن به نظرت باید به نویسنده ابله و گوساله چی گفت؟. نباید رید به کل هیکل و خاندانش

ببین تویع نداری که برترین نویسنده های سال دنیا بیان اینجا>

درسته یه سری فانتزی هاشونو می نویسن ولی به حال خواننده راست و دروغش فرقی نداره، داره؟> داستان های خوب هم که دیدیم چجور پوست از کله ی نویسنده می کنن!


ـــــــــــ


  • 3



راستی


یه مورد که یادم رفت بگم اینه که خیلیا تلاش می کنن که کامنتشون زیر داستان تبدیل به یه برند بشه! تاییدشون یعنی داستان خوبه فحششون یعنی نیست! (dash)


ـــــــــــ


  • 0



  • TINAAAAA  

  • عضو از 1396/7/9

  • پست‌‌‌ها: ‌ 30

  • 71

زدی تو خال (ok)


زدی تو خال (ok)


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: TINAAAAA


نقل از: TINAAAAA زدی تو خال (ok)

(dash)


ـــــــــــ


  • 0



نقل از: رظا ویروس


نقل از: رظا ویروس
نقل از: مهتی.پاشنه.طلا وقتی یارو عین یابو میاد و تخیلات و خزعبلاتش رو مینویسه باید بهش چی گفت به نظرت؟؟؟ یکی از داستانهای دیروز این بود که زنه رفته شده منشی شرکت و صاحب شرکت و رفقا هفته ای دو شب میومدن زنه رو جلوی چشم شوهره میگاییدن و کون شوهره هم میزاشتن به نظرت باید به نویسنده ابله و گوساله چی گفت؟. نباید رید به کل هیکل و خاندانش
ببین تویع نداری که برترین نویسنده های سال دنیا بیان اینجا> درسته یه سری فانتزی هاشونو می نویسن ولی به حال خواننده راست و دروغش فرقی نداره، داره؟> داستان های خوب هم که دیدیم چجور پوست از کله ی نویسنده می کنن!

نه این توقع رو ندارم ولی بعضی وقتا حجم کس و شعر ها بیداد می کند


ـــــــــــ

آدم باشیم ، همانطور که دوست داریم دیگران باشند ، فقط همین .



  • 0



نقل از: مهتی.پاشنه.طلا


نقل از: مهتی.پاشنه.طلا
نقل از: رظا ویروس
نقل از: مهتی.پاشنه.طلا وقتی یارو عین یابو میاد و تخیلات و خزعبلاتش رو مینویسه باید بهش چی گفت به نظرت؟؟؟ یکی از داستانهای دیروز این بود که زنه رفته شده منشی شرکت و صاحب شرکت و رفقا هفته ای دو شب میومدن زنه رو جلوی چشم شوهره میگاییدن و کون شوهره هم میزاشتن به نظرت باید به نویسنده ابله و گوساله چی گفت؟. نباید رید به کل هیکل و خاندانش
ببین تویع نداری که برترین نویسنده های سال دنیا بیان اینجا> درسته یه سری فانتزی هاشونو می نویسن ولی به حال خواننده راست و دروغش فرقی نداره، داره؟> داستان های خوب هم که دیدیم چجور پوست از کله ی نویسنده می کنن!

نه این توقع رو ندارم ولی بعضی وقتا حجم کس و شعر ها بیداد می کند

(biggrin)


ـــــــــــ


  • 0



دقیقا


نقل از: Sourena.vip
نقل از: رظا ویروس
نقل از: مهتی.پاشنه.طلا وقتی یارو عین یابو میاد و تخیلات و خزعبلاتش رو مینویسه باید بهش چی گفت به نظرت؟؟؟ یکی از داستانهای دیروز این بود که زنه رفته شده منشی شرکت و صاحب شرکت و رفقا هفته ای دو شب میومدن زنه رو جلوی چشم شوهره میگاییدن و کون شوهره هم میزاشتن به نظرت باید به نویسنده ابله و گوساله چی گفت؟. نباید رید به کل هیکل و خاندانش
ببین تویع نداری که برترین نویسنده های سال دنیا بیان اینجا> درسته یه سری فانتزی هاشونو می نویسن ولی به حال خواننده راست و دروغش فرقی نداره، داره؟> داستان های خوب هم که دیدیم چجور پوست از کله ی نویسنده می کنن!

واقعا،گل گفتی،من یه داستان نوشتم همه شدن خدای اخلاق و جوانمردی و خار مادر کلاس و شخصیت!حالا خودشون با کون سمندون جق میزنن لاشیا،میان اینجا میشن پرفسور کون تاقاریان

من خودمم چند تا داستان گذاشتم انصافا بعضیا مریضن یا خوششون میاد یا تخلیه میکنن خودشونو یا می خوان شاخ بشن با این ادا اصولا و فحش دادن زیر داستان (dash)


ـــــــــــ


  • 1



البته قبول دارم سطح داستانا خیلی افت کرده


البته قبول دارم سطح داستانا خیلی افت کرده


ـــــــــــ


  • 0



  • pepperoni  

  • عضو از 1396/9/9

  • پست‌‌‌ها: ‌ 206

  • 305

مورد دوم واقعا وسوسه انگیزه :”)


مورد دوم واقعا وسوسه انگیزه :”)


ـــــــــــ


  • 0



احسنت


نقل از: pepperoni مورد دوم واقعا وسوسه انگیزه :”)

هوس انگیزه (biggrin)


ـــــــــــ


  • 0



  • totomn  

  • عضو از 1397/8/17

  • پست‌‌‌ها: ‌ 84

  • 97

در درون خود چه دارید؟


سالها پیش کشور آلمان به...


در درون خود چه دارید؟

سالها پیش کشور آلمان به دو بخش تقسیم شده بود، آلمان شرقی و آلمان غربی و دیواری شهر برلین را به دو قسمت برلین شرقی و برلین غربی تقسیم کرده بود.

یک روز، افرادی از برلین شرقی کامیونی پر از زباله و خوراکی‌های گندیده متعفن را به سمت غربی دیوار یعنی برلین غربی ریختند.

مردم برلین غربی به سادگی می توانستند تلافی و انتقام جویی کنند، ولی این کار را انجام ندادند! ولی به جای آن کامیونی پر از کنسروهای خوراکی،بسته های نان و شیر و دیگر مایحتاج خوراکی تازه را در سمت شرقی دیوار یعنی برلین شرقی با نظم آنجا گذاشتند.

و بر روی بسته ها تابلویی نهادند که بر آن نوشته شده بود:

هرکس از آنچه دارد به دیگران می دهد

چه حقیقت زیبایی، ما تنها از آن‌چه پر هستیم به دیگران می دهیم! یا همون زبانزد خودمون؛ از کوزه همان تراود که در اوست


ـــــــــــ

به جهنم که جهنم رفتم



  • 0



نقل از: totomn


نقل از: totomn در درون خود چه دارید؟ سالها پیش کشور آلمان به دو بخش تقسیم شده بود، آلمان شرقی و آلمان غربی و دیواری شهر برلین را به دو قسمت برلین شرقی و برلین غربی تقسیم کرده بود. یک روز، افرادی از برلین شرقی کامیونی پر از زباله و خوراکی‌های گندیده متعفن را به سمت غربی دیوار یعنی برلین غربی ریختند. مردم برلین غربی به سادگی می توانستند تلافی و انتقام جویی کنند، ولی این کار را انجام ندادند! ولی به جای آن کامیونی پر از کنسروهای خوراکی،بسته های نان و شیر و دیگر مایحتاج خوراکی تازه را در سمت شرقی دیوار یعنی برلین شرقی با نظم آنجا گذاشتند. و بر روی بسته ها تابلویی نهادند که بر آن نوشته شده بود: هرکس از آنچه دارد به دیگران می دهد چه حقیقت زیبایی، ما تنها از آن‌چه پر هستیم به دیگران می دهیم! یا همون زبانزد خودمون؛ از کوزه همان تراود که در اوست

زیبا بود عزیز ولی چه ارتباطی با تاپیک داشت؟


ـــــــــــ


  • 0





برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .     


جستجو



نظرسنجی

کتگوری مورد علاقه شما در سایت های فیلم سکسی؟


نمایش نتایج

آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «