آوای زیبا و سونا(lovely_grl وssonna)

1399/09/06

آوا جوون ( lovely_grl ) این تصویر زیبا رو به درخواست من، با قلم زیباشون کشیدن و من هم با تمایل هردومون تاپیکش میکنم .البته قراره داستانش کنن و بذارن توی سایت .که اگه اینکارو بکنن مطممئنم یه داستان میشه متفاوت با تمام داستان های سایت.
آوا جوون، ازنظر من شما فوق العاده هستین . ❤️ ❤️ ❤️ 💋 ❤️ ❤️ ❤️

…:
دونه های ریز برف مثل رقاصه های باله، لرزون و رقصان روی زمین سرد جا خوش میکردن.
برخلاف هوای سرد اون بیرون دمای داخل اتاقک که با نور آباژور روشنایی خفیفی پیدا کرده بود، بالا بود. داغ مثل شعله های جهنم.
آوا خسته بود، خسته از یه عمر تن دادن به دست های زمخت و حریصی که تنش رو شکار کرده بودن.
به سونا که روی تخت دراز کشیده بود خیره شد.
تن دخترونه ای که تو حصار پسر بودن سونا اسیر شده بود، انگار داشت آوا رو به سمت خودش میکشید. پیچ و تاب های سکسی که سونا به خودش میداد آوارو حریص میکرد. اون فقط دنبال یه تجربه ی جدید بود. میخواست برای یه بارم که شده ناله های یه نفر رو زیر خودش حس کنه. کاری که سال ها خودش مجبور بود زیر تن مردونه ی همسرش از روی اکراه انجامش بده.
به سونا نگاه کرد و لبخند زد. به طرف میز آرایش قدم زد و دیلدویی که سایز بزرگی داشت رو برداشت. کمربندش رو دور کمرش محکم کرد و به طرف تخت خواب رفت.
دستی روی اون آلت مصنوعی کشید و با صدایی که از فرط شهوت میلرزید رو به جثه ی کوچیک روی تخت گفت: امشب سیاه و کبودت میکنم.
سونا لبخندی زدکه نشونه ی رضایتش بود و این به آوا اجازه میداد تماما اون رو در اختیار خودش بگیره.
آوا زانو هاش رو توی ملحفه ی نرم تخت فرو برد.
روی سونا خیمه زده بود و با دستاش عضله های سونا رو لمس میکرد. دستی روی رون های نرم و سفید سونا گذاشت و یکباره لب هاش رو به لب های درشت و گرم اون چسبوند.
انگار هردو به اوج لذت رسیده بودن. صدای فنر های تخت و ناله های خفیف اون دو نفر حالا تنها صدایی بود که رو تن سکوت مرموز اتاق سیلی میزد.
زبونش رو داخل دهن سونا میچرخوند.ترشح بزاق دهنش براش لذتبخش بود.
مدام دستش رو روی تن سکسی طعمش میکشید …حالا وزنش رو کاملا روی اون تن لطیف انداخته بود.
سونا با دستای ظریفش سینه های گرد و خوشفرم آوا رو چنگ مینداخت و گاهی دستش رو پایین تر میبرد. پایین و پایینتر. جایی که از چنگ زدن باسن نرم و لمبرای کون آوا کیرش هر لحظه بزرگتر میشد.
اوا دستش رو روی کمر سونا گذاشت و بهش فهموند که باید دمر روی تخت بخوابه.
با دیدن کون سفید و تپل سونا، آوا آب دهنش رو قورت داد. سیلی محکمی روی باسنش زد. سرخی حاصل از این سیلی تضاد جالبی رو با پوست سفید سونا ایجاد کرده بود.
با دستاش لمبرای کونش رو از هم فاصله داد و با دیدن سوراخ تنگ و صورتی رنگ کون سونا، شهوت هر لحظه بیشتر توی تنش رسوخ میکرد.
انگشتاش رو داخل دهن سونا گذاشت و با آب دهنش که انگشتاش رو لزج کرده بود سوراخ کون سونا رو مالش داد. میخواست انقدر لیزش کنه که بتونه همه ی حجم بزرگ دیلدو رو توش جا بده.
بدنش رو روی اون انداخت. شهوت چنان آوارو احاطه کرده بود که متوجه نشد نصف بیشتر دیلدو رو فروکرده . حتی متوجه ناله های سونا که از سر درد از حنجره ش بیرون میزد هم نبود.
موهای سونارو چنگ زده بود و لباش رو از پشت به گردنش چسبونده بود.
حالا آوا، با حرکت کمرش سونا رو مثل یه تیکه گوشت بی دفاع زیر خودش محصور کرده بود.
تلمبه میزد و با هر تلمبه شدت چنگ زدن های سونا که ملحفه ی تخت رو فشار میداد بیشتر میشد.
آوا برخلاف چهره ی مهربونش حالا مثل یک گرگ وحشی مشغول خالی کردن شهوتش توی اون کون تپل بود و نمیخواست گذر ثانیه ها لذتش رو کم کنن.
چند دقیقه بعد آه و ناله ی سونا دیگه از روی درد نبود. آمیخته با شهوت بود و با تمام وجود به آوا التماس میکرد که محکم تر تلمبه بزنه. اون کل حجم دیلدو رو توی خودش حس میکرد.
اوا، کیر کوچولوی سونا رو توی دستاش گرفته بود، کیری که در بیشترین حد از انبساطش به سر میبرد.
چند دقیقه ی بعد موهای سونا رو گرفت و مجبورش کرد روی تخت جوری زانو بزنه که بتونه با دیلدو به صورتش ضربه بزنه.
سوراخ کون سونا دچار انقباظ و انبساط های بی امان شده بود مثل یه ماهی لبه هاش باز و بسته میشد.
آوا دیلدو رو ی لب های اون تنظیم کرد و با یه حرکت نصف اون رو داخل دهنش فرو کرد.
موهاش رو محکم گرفته بود وبا شدت بیشتری دیلدو رو داخل دهن سونا عقب و جلو میبرد . هر دو خسته و خیس ازعرق، به نفس نفس زدن افتاده بودن. آوا دست از فرو بردن دیلدو داخل دهن سونا برداشت بی حال روی تخت دراز کشید. به زحمت کمر بند رو باز کرد و با نگاهی حاکی از تشکر به اون چهره ی ناز و دخترونه خیره شد.
پاهاش رو از هم فاصله داد. دستش رو روی کُسش گذاشت و لب پایینش رو گاز گرفت.
سونا میدونست چکار بایدبکنه. پس خودش رو به آوا رسوند و سرش رو بین پاهای اون برد.
زبونش رو ماهرانه و چالاک روی کُس آوا میکشید. صدای ملچ و ملوچی که حاکی از قاطی شدن ترشحات واژن آوا با با آب دهن سونا بود مثل یه سمفونی منظم توی اتاق طنین انداخته بود.
هربار که زبونش رو لای شیار کس آوا میکشید، آوا، بیشتر مثل کرم زیر تنش وول میخورد و سونا از این حرکات لذت میبرد.
لرزش خفیفی عضلات آوا رو در برگرفت ومحکم سر سونا رو به کسش فشار داد.اصلا براش مهم نبود که راه نفس کشیدن سونا رو بسته . وقتی کامل ارضاشد،دستش رو روی سر سونا گذاشت و به عقب هلش داد.
کمی بعد، به سونا نگاه کرد. نیشخندی زد و بسمتش رفت.
روی دوزانو نشست و دستش رو دور کیر کوچولوش حلقه کرد. نبض زدن کیرش رو زیر دستاش حس میکرد.
زبونش رو روی کلاهک کیر سونا میچرخوند و به چشماش نگاه میکرد و گاهی کیرش رو از زیر خایه ها تا نوک کلاهکش، زبون میکشید و با صدای پر از شهوت آه میکشید.
آروم و با طمانینه،کیر سونارو داخل دهنش جا داد. میخواست گرمای وجودش رو به تن سونا منتقل کنه.
سونا موهای پریشون آوارو چنگ انداخت و محکم کیرش رو تا ته داخل دهن آوا فرو برد.اینکار تاجایی تکرار شد که احساس کرد خون داره با شدت بیشتری توی رگ هاش جریان پیدا میکنه.
چشماش رو بست و با تمام وجود مایع گرم و غلیظی که از کیرش بیرون زد روتوی دهن آوا خالی کرد.
هردو بیحال وخسته، ولی پراز احساس آرامش، روی هم ولو شدن. لبای همو بوسیدن و به سمت پنجره خیره شدن.
دونه های ریز و درشت برف حالا با شدت بیشتری شروع به باریدن کرده بودن.
اون بیرون سوز عجیبی داشت. ولی داخل اتاقک گرم بود. گرم و مطبوع…

12 ❤️
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2020-11-26 19:12:40 +0330 +0330

🌹 ❤️

2 ❤️

2020-11-26 19:25:45 +0330 +0330

داستان جالبی بود، فضاسازی ادبی و توصیف های سکسی اش توازن داشتن. خسته نباشین بابت نوشته اتون. سکس ترنس با دختر رو دوست دارم همون لز متصور شم، چون با این حال معاشقه بین این دو نوع جنسیت مانند تماشای فیلم رمانتیک میمونه

2 ❤️

2021-02-14 07:05:46 +0330 +0330


1 ❤️

2021-02-15 00:47:30 +0330 +0330

فیلم رمانتیک تعبیر خوبی بود 👍

0 ❤️

2021-02-16 08:18:34 +0330 +0330

❤️

0 ❤️

2021-02-16 08:23:13 +0330 +0330

آوا کی می‌خواد برگرده هف هش ده تا داستان بده بیرون :(

1 ❤️

2021-02-17 02:09:21 +0330 +0330

↩ Mester.Finch
اوهوم 👍

1 ❤️

2021-02-19 07:33:07 +0330 +0330

↩ lovely_grl
❤️ ❤️ ❤️

0 ❤️

2021-02-20 10:50:51 +0330 +0330

↩ lovely_grl
کوشی؟!

0 ❤️

2021-04-23 19:35:22 +0430 +0430

↩ lovely_grl
آواجون کجایی دقیقا کجایی … 😛

1 ❤️

2021-05-12 05:03:42 +0430 +0430

↩ ssonna
شاید دور، ولی همیشه هستم خوشگله:)

1 ❤️

2021-05-12 20:57:24 +0430 +0430

↩ lovely_grl
آوااااا جوووووونمم بیااااات بپرم بغلتتتتتتتتتت ❤️ 😛

1 ❤️

2021-05-13 03:37:54 +0430 +0430

↩ ssonna
💋 😍

1 ❤️

2021-05-13 04:19:33 +0430 +0430

↩ lovely_grl
💋 💋 💋

1 ❤️








‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «