داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

تطابق نیازهای زن و مرد (طنز)!!!

1399/04/11

دو تا جوکه که " تطابق نیازهای زن و مرد!!!" دومی هست.

عشق نوجوانی دختر و پسر عاشق!

یه دختر و پسر عاشقی چندین سال دبیرستان رو به صورت اختصاصی با همدیگه سپری کردند. بعد از اتمام دبیرستان اونها هر دو میخواستن که به یک دانشگاه برن اما دختر از یک دانشگاه ساحل شرقی آمریکا پذیرش گرفت در حالیکه پسره از یک دانشگاه ساحل غربی آمریکا پذیرش گرفت. اونها ناچارا از هم جدا شدند اما با هم قرار گذاشتند که به همدیگه وفادار باشند و حتی الامکان با همدیگه وقت بگذرانند.

با گذشت زمان وقتی که پسر زنگ میزد دختر در خانه نبود و وقتی نامه ای مینوشت چند هفته طول میکشید تا دختر جواب دهد حتی وقتی به او ایمیل میزد چند روز طول میکشید تا پاسخ دهد. نهایتا دختر اعتراف کرد که میخواهد با مردهای دیگر باشد. پسره خیلی ناراحت شد و سعی کرد با تلفن های بیشتر, نامه های بیشتر و ایمیل های بیشتر دوباره قلب اون دختر رو به دست بیاره. دختر که از این کارهای او کلافه شده بود و حالا دیگه برای خودش دوست پسر جدیدی داشت, میخواست از شر او خلاص شود پس یک عکس پلاروید از خودش موقع ساک زدن کیر دوست پسر جدیدش گرفت و آن را برای دوست پسر قدیمی فرستاد و یادداشتی ضمیمه کرد که:

من یه دوست پسر جدید پیدا کردم, دست از سر من بردار!

لازم به توضیح نیست که پسره خیلی دل شکسته و عصبانی شد و تصمیم گرفت که انتقام بگیرد. او پشت آن عکس نوشت: مادر و پدر عزیزم من اوقات خیلی خوشی را در دانشگاه میگذرانم لطفا پول بیشتری بفرستید! و عکس را برای پدر و مادر دختره فرستاد! 😁

پ.ن. فکر کنم این دوست پسر اولیه فامیل شاه ایکس اینا بوده! 😁

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

2020-07-01 07:30:48 +0430 +0430

یه زن و شوهر همدیگه رو سفت توی تخت بغل کرده بودند. هر دو حشری شده بودند که به یکباره زنه میگه: من حس و حال عشق بازی رو ندارم و فقط میخوام که تو منو بغل کنی و توی دستات بگیری!

شوهر میگه: چی؟! زن توضیح میده که مرد با نیازهای روحی اون به عنوان یک زن مطابقت نداره. مرده متوجه میشه که چیزی قرار نیست اتفاق بیفته و اونم باید با این وضعیت کنار بیاد. فردای آنروز مرد همسرش را برای خرید به یک فروشگاه بزرگ میبرد. او به همه جا سر میزند و از زن میخواهد 3 دست لباس خیلی گران قیمت را پرو کند و به همسرش میگوید ما هر 3 آنها را میخریم. بعد اون به مغازه های دیگه ای میره و کفشهایی که با لباسها مطابقت داشتند و هر کدام 200 دلار قیمت داشتند را برمیداره. بعد به بخش طلا و جواهر میره و یک ست گوشواره الماس رو انتخاب میکنه. زن بسیار هیجان زده است اون فکر میکنه که همسرش حال عادی نداره اما اهمیتی نمیده. اون بالا و پایین میپره و انقدر هیجان زده است که اتفاقی که داره میفته رو باور نمیکنه. زنه میگه من دیگه آماده ام که برگردیم. بیا بریم صندوق و اینها رو حساب کنیم. همسر او میگوید: نه نه نه! عزیزم ما همه این چیزها را نمیخریم. زن از این حرف بهت زده شده بوده. مرد: عزیزم من فقط میخوام که تو اینها رو برای مدتی توی دستت بگیری. صورت زن از شدت عصبانیت قرمز میشه و نزدیک بوده منفجر شه که شوهر میگه: میدونی تو با نیازهای اقتصادی من به عنوان یک مرد مطابقت نداری! 😁


2020-07-01 09:52:32 +0430 +0430
نقل از: خانوم.حشری عالی

مرسی. کدوم بهتر بود؟

0 ❤️

2020-07-01 09:56:19 +0430 +0430

برداشت کلی : خخخخ با دم شیر بازی نکنید که خطرناکه . … ممنون از زحمتت دوست محترم . شاد و سرافراز باشی .

1 ❤️

2020-07-01 10:39:37 +0430 +0430
نقل از: نریمان+ برداشت کلی : خخخخ با دم شیر بازی نکنید که خطرناکه . ..... ممنون از زحمتت دوست محترم . شاد و سرافراز باشی .

ممنون. همیشه شاد باشید.

0 ❤️

2020-07-01 12:47:48 +0430 +0430
نقل از: خانوم.حشری 😁

😁

0 ❤️

2020-07-01 14:06:37 +0430 +0430

فقط اولی 🙄

1 ❤️

2020-07-01 14:09:18 +0430 +0430
نقل از: Renlly فقط اولی 🙄

😁 فکر کنم پسره از فک و فامیل شاه ایکس بوده که اینجوری انتقام گرفته! 😁

1 ❤️

2020-07-02 05:04:15 +0430 +0430
نقل از: Miss.Rapunzel ممنون و یه پیشنهاد... لطفا لطیفه هایی که ترجمه می کنید رو به زبان اصلی هم انتهاش بذارید برای کسایی که زبانشون بد نیست و میتونن بفهمنش بانمک تره

ممنون از پیشنهادتون. راجع بهش فکر میکنم...پیشنهاد خوبیه اما چون این جوکها طولانی هستند جای زیادی میگیره

1 ❤️

2020-07-02 07:08:52 +0430 +0430
نقل از: Miss.Rapunzel
نقل از: axm432
نقل از: Miss.Rapunzel ممنون و یه پیشنهاد... لطفا لطیفه هایی که ترجمه می کنید رو به زبان اصلی هم انتهاش بذارید برای کسایی که زبانشون بد نیست و میتونن بفهمنش بانمک تره

ممنون از پیشنهادتون. راجع بهش فکر میکنم...پیشنهاد خوبیه اما چون این جوکها طولانی هستند جای زیادی میگیره

whatever you like
:)

thanks for your suggestion ì’ll keep it in mind.

1 ❤️

2020-07-02 11:51:23 +0430 +0430
نقل از: axm432

یه زن و شوهر همدیگه رو سفت توی تخت بغل کرده بودند. هر دو حشری شده بودند که به یکباره زنه میگه: من حس و حال عشق بازی رو ندارم و فقط میخوام که تو منو بغل کنی و توی دستات بگیری!

شوهر میگه: چی؟! زن توضیح میده که مرد با نیازهای روحی اون به عنوان یک زن مطابقت نداره. مرده متوجه میشه که چیزی قرار نیست اتفاق بیفته و اونم باید با این وضعیت کنار بیاد. فردای آنروز مرد همسرش را برای خرید به یک فروشگاه بزرگ میبرد. او به همه جا سر میزند و از زن میخواهد 3 دست لباس خیلی گران قیمت را پرو کند و به همسرش میگوید ما هر 3 آنها را میخریم. بعد اون به مغازه های دیگه ای میره و کفشهایی که با لباسها مطابقت داشتند و هر کدام 200 دلار قیمت داشتند را برمیداره. بعد به بخش طلا و جواهر میره و یک ست گوشواره الماس رو انتخاب میکنه. زن بسیار هیجان زده است اون فکر میکنه که همسرش حال عادی نداره اما اهمیتی نمیده. اون بالا و پایین میپره و انقدر هیجان زده است که اتفاقی که داره میفته رو باور نمیکنه. زنه میگه من دیگه آماده ام که برگردیم. بیا بریم صندوق و اینها رو حساب کنیم. همسر او میگوید: نه نه نه! عزیزم ما همه این چیزها را نمیخریم. زن از این حرف بهت زده شده بوده. مرد: عزیزم من فقط میخوام که تو اینها رو برای مدتی توی دستت بگیری. صورت زن از شدت عصبانیت قرمز میشه و نزدیک بوده منفجر شه که شوهر میگه: میدونی تو با نیازهای اقتصادی من به عنوان یک مرد مطابقت نداری! 😁

👿 👿 درستش همینه.

1 ❤️

2020-07-02 11:59:20 +0430 +0430
نقل از: axm432
نقل از: Renlly فقط اولی 🙄

😁 فکر کنم پسره از فک و فامیل شاه ایکس بوده که اینجوری انتقام گرفته! 😁

چرا هرچی هر جا اتفاق میوفته خرگوش قورباغه طلایی ، پسر دانشجو و… می اندازین گردن من بدبخت؟؟ این دانشجوئه احتمالا پسر همون تاجری بوده که رفت لاس وگاس!!! 😁 👿 🙄

1 ❤️

2020-07-02 12:11:21 +0430 +0430
نقل از: شاه ایکس
نقل از: axm432
نقل از: Renlly فقط اولی 🙄

😁 فکر کنم پسره از فک و فامیل شاه ایکس بوده که اینجوری انتقام گرفته! 😁

چرا هرچی هر جا اتفاق میوفته خرگوش قورباغه طلایی ، پسر دانشجو و… می اندازین گردن من بدبخت؟؟ این دانشجوئه احتمالا پسر همون تاجری بوده که رفت لاس وگاس!!! 😁 👿 🙄

اما خداییش کار اون تاجره که رفت لاس وگاس خیلی ابتکاری بود. یارو رو نابود کرد! 😁

2 ❤️

2020-07-02 12:30:05 +0430 +0430

هر دو خیلی عالی بودن اولی جالب تر بود

1 ❤️

2020-07-02 13:43:06 +0430 +0430
نقل از: 19masoud13 هر دو خیلی عالی بودن اولی جالب تر بود

خوشحالم که دوست داشتی دوست عزیز.

1 ❤️

2020-07-04 12:22:17 +0430 +0430

عاااالی بود مرسی

1 ❤️

2020-07-04 12:24:49 +0430 +0430
نقل از: Asanbazsho عاااالی بود مرسی

خوشحالم که دوست داشتین.

0 ❤️

2020-07-04 12:24:55 +0430 +0430
نقل از: Asanbazsho عاااالی بود مرسی

خطای ۵۰۰

0 ❤️

2020-07-11 11:48:08 +0430 +0430

خخخخخ دمش گرم 🙄

1 ❤️

2020-07-13 08:29:04 +0430 +0430
نقل از: its.nima خخخخخ دمش گرم 🙄

;)

0 ❤️

2020-08-11 18:47:30 +0430 +0430

↩ its.nima
شوهره خوب زده برجک زنه رو انداخته پایین! 😁

1 ❤️







‌آگهی‌های دوستیابی

نمایش آگهی های دوستیابی بستگی به علاقه شما دارد. برای دیدن آگهی مرتبط با علاقه تان لطفا پروفایل تان را » ایجاد یا ویرایش کنید «


جستجو در سایت
Top Bottom